تبليغاتX
نگرشي سطحي به حادثه اي عميق...! "عاشورا"
صفحه نخست آرشیو مطالب  گالری تصاویر لینکستان قالب وبلاگ تماس با ما
نگرشي سطحي به حادثه اي عميق...! "عاشورا"
موضوع:

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

ي دان عاشق!!

----------------------------------------------------------------------------1856/////////////////////////////////////////////////////////

----------------------------------------------------------------------------2047/////////////////////////////////////////////////////////

عشق!!

حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است
عشق تو را متعادل و متعالی می کند.....وقتی عاشقی، با هستی
در یک تبادل و ارتباط عمیق قرار داری ، همه چیز در یک سطح مساوی قرار دارد ، با ارزش مساوی...

-----------------------------------------------------------------------------

 

!I don't know

يك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط کردم!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

آخي، بيچاره!

يکی ميدونه كه دوستش داری، يکی نميدونه دوستش داری! بيچاره اونی که فکر ميکنه دوستش داری!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

دلم برات تنگ شده!

يک نصيحت: مواظب خودت باش!   يک خواهش: اصلاً عوض نشو!   يک آرزو: فراموشم نکن!    يک دروغ: تورو دوست ندارم!!،   يک حقيقت: دلم برات تنگ شده!

-----------------------------------------------------------------------------

 

فرياد نزن!

فرياد نزن ای عاشق فرياد نزن! بی سبب نيست چنين فريادم بی گناه در دام عشق! افتادم چه درست چه غلط زندگيه هم خودم هم تورو بر باد دادم! بی گناه در دام عشق افتادم! اگر احساسم رو ميفهميدی... ما سزاواريم اگر گريانيم! وقتی پيمان دلو مي بستيم گفته بودی فقط عاشق هستيم ولی با عشق نگفتيم هرگز نه گناه کاريم نه بی تقصيريم منو تو بازیچه ي تقديريم هر دو در بی راه ي بی راه عشق با دل و احساس خود!

-----------------------------------------------------------------------------

 

نفهميديم به دنبال چه هستيم!!

دلم تنگ است دلم ميسوزد نه ديداری نه دستی بر سر ياری مرا آشفته ميداند تو آشفته آزری.... تمام عمر بستيم و شکستيم به جز بار پشيمانی نبستيم جوانی را سفر کرديم اما نفهميديم به دنبال چه هستيم!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

بسادگي عبور نكن!

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

راز زيستن = عشق!

عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!

-----------------------------------------------------------------------------2144////////////////////////////////////////////////////////

 

قانون شاد زيستن

11)هرگز متنفر نشو حتي از اون کسی که دوستش داشتی ولی حال نداری 2)بسيار بخند حتي براي کسی که در بقلش گريه کردی 3)هميش لبخند بزن حتي بکسی که ازش متنفری 4)نگران نباش حتي اگر ديدی دست رفيقت تو دست ديگريه 5)از ديگران کم انتظار داشته باش 6)ساده زندگی کن 7)دوست خوبی داشته باش چون تنها دوسته که برات ميمونه!

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

دل به تو دادم تو به من قلوه دادي!              نه! به من ساندويچ دلمه دادي!

دل به تو دادم که برام ناز کني                     نه بري براي من جيگرکي باز کني!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

فرياد نزن ای عاشق / بي سبب نيست چنين فريادم بی گناه در دام عشق افتادم / چه درست و چه غلط زندگي هم خودم هم تورو بر باد دادم / بی گناه در دام عشق افتادم/ اگر احساسم رو مي فهميدی.../ ما سزاوريم اگر گريانيم/ وقتی پيمان دل را مي بستيم گفته بودی فقط عاشق هستيم / ولی با عشق نگفتيم هرگز نه گناه کرديم نه بی تقصيريم / منو تو بازي چه ي تقديريم هردو در بيراهه ي بيراه عشق با دلو احساس خود.

-----------------------------------------------------------------------------

 

تنها يادگاري

(( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جای پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکی بودی!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

اين جمله ها آشنا هستند مگه نه!

عشق با زمان فراموش ميشود و زمان هم با عشق!

عشق مثله هوا همه جا جاريست. تو نفس هايت را کمی عميق تر بکش!

-----------------------------------------------------------------------------2172//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

به نام عشق!

به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غمها، به نام غمها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان.

-----------------------------------------------------------------------------

 

همه ازدواج كردند اما...

همه ازدواج کردن،شازده، عباس، منصور، آق قندی، حبيب، صمد، سعادتی، شير فرهاد، >>تو موندي و مش قربون!

-----------------------------------------------------------------------------

 

تو زيبايي اما وقتي...

چشمم وقتی زيباست که پر از اشک باشه. اشک وقتی زيباست که براي عشق باشه. عشق وقتی زيباست که واسه تو باشه. تو وقتی زيبايي که واسه من باشی!

-----------------------------------------------------------------------------

 

يادش بخير!

اون روزا که تنها بودی گم شده ي دريا بودی، قايقت رو شکسته بود، تنت نهيف و خسته بود،

فانوس درياييت شدم، عاشق اهوراييت شدم، گذشتم از هر هوسی تا تو به مقصد برسی ;) .

-----------------------------------------------------------------------------

عاشقه کسی باش که دوستت بداره!                                                          

هميشه براي کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه... براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره!

-----------------------------------------------------------------------------

 

بخند عزيز!

بخند..............آخه اينو فرستاده بودم که يکم بخندی..................و چهره ي قشنگت قشنگتر بشه............................................

-----------------------------------------------------------------------------

 

...

فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخوای که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------2246//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اگه كسي متن انگليسي اينهارو براي سند تو آل خواست ، لينكش رو كنار صفحه زير آمار گذاشتم.

منتظر نظرهاي قشنگتونم! پس يكم بخودتون زحمت بدين و يه نظر كوچولو بدين! مرسي. ياحق!

 

سلام به همه بچز. يه سري متن از تالارهاي سايت نجف آباد دات كام پيدا كردم خودم خوشم اومد گفتم بزارم شما هم استفاده كنيد. منتظر نظرات قشنگتون هستم! در ضمن متن فينگليش اينها رو ندارم! اصرار نكنيد!!!  :-P  

 

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم
بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چت با خدا

سلام!

ببين خدا جون! اين ايميلو برات زدم که بهت بگم پاشو يه توک پا بيا اينورا کارت دارم.

بابا يه کم هم با فقير فقرا بپر!

در خانه ما رونق اگر نيست صفا هست خدا جون!

ميدوني اگه الان اينجا بودي چيکار ميکردم؟

اول يه عالمه سرت داد ميزدم بعدشم مي‌پريدم تو بغلت!

آخه اينه رسمش؟!

ميدونم! ميدونم خيلي سعي کردي که من نفهمم! اما من تيزتر از اينام!

خر که نيستم که! فهميدم خودم!

چرا به pm هام جواب نميدي؟! نکنه تو هم ignore کردي منو؟

من ايگنور شده‌ي روزگارم! تو هم منو ايگنور کن! هيچ خيالي نيست!

حتما بايد Buzz بهت بدم تا جوابمو بدي؟

بابا کوتاه بيا توروخدا!

جواب پي‌ام هامو که نميدي، حداقل گاهي اوقات يه offline ناقابل واسم بذار که بفهمم هوامو داري!

از تو ليست بنده‌هات که delete نکردي منو؟!

نه.....تو بامرام تر از اين حرفايي....

خدا جونم، اکانت داره تموم ميشه. اگه dc شدم شما به high speed بودن خودت ببخش!

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !

در اينصورت كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!

هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !

اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا

همين يكسال پيش نبود ! يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .

در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند! و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .

انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!

بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و...

حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!

او طي 40 دقيقه ي بيولوژيكي از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .

او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!سوختهاي اين سياره را مال

خود كرده و همه را به يغما برده است!

و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه مي كند!!!!!!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------2298//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

عشق چيست؟

عشق: سرطان دوست داشتن است.  عشق: عقد دائمي ما با غربت است.  عشق  :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم.  عشق: آمپول ب كمپلكس معرفت است.  عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

 

عشق: آسانسور حيات بشر است. واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند. عشق: قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود .  عشق: شب نامزدي ما با جدايي است. عشق: نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد. عشق: همان فعل انفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست مي دهد.

 

عشق: عزرائيل زيبايي است كه رسيد، جسم ما رامي گيرد و قبض روح را امضا مي كند.

-----------------------------------------------------------------------------

 

آخه... يابو

آخه... يابو، گوسفند، الاغ، بزغاله، اسب، خر، گوريل، سگ، شپش، زالو، گودزيلا، اين همه حيوون، چرا شير سلطان جنگل شده!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

فقط بيا، زود!

چند وقته نيومدی به خاطره نيومدنت مامانم و بابام هر شب باهم دعوا دارن! مهم نيست با چه ماشينی ميای! مهم نيست با چه لباسی ميای فقط بيا و اين آشغال ها رو از دم خونه بردار.

-----------------------------------------------------------------------------

 

نصيحت هاي دوستانه:

دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است . اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه او تو را دوست ندارد ، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني .

 

شش چيز را شعار خود سازيد :

اول : در شروع هر كاري بسم الله بگوييد.  دوم: در هر نعمتي الحمدالله بگوييد.  سوم: در هر كار كه قصد انجامش را داريد، ان شالله بگوييد.  چهارم : در هر مصيبتي استغفرالله بگوييد.  پنجم:  در هر مصيبتي كه به شما وارد ميشود، انا لله و ان اليه راجعون بگوييد.  ششم:  ذكر مرتب لا اله الا الله را فراموش نكنيد.  اميدوارم كه كشتي زندگي تان لنگر انداز جزيره هاي خوشبختي باشد.

-----------------------------------------------------------------------------

 

...

عفاف گفت: مرا با برگ زيتون مستور داريد.  وقاحت گفت: مرا با نشانها و امتيازات بياراييد.  نيرنگ گفت: مرا به جام اخلاص و صميميت ملبس نماييد. شرارت گفت: مرا با لباس نيكي و صلاح بپوشانيد.  خيانت گفت: تاج امانت برسر من بگذاريد.  استبداد گفت: صورت آزادي را برچهره من نقش كنيد.  تكبر گفت: مرا به زيور تواضع بياراييد.  حقيقت گفت: مرا برهنه بگذاريد و پيرايه بر من مبنديد زيرا من هيچ گاه از برهنگي خود شرمسار نيستم.

-----------------------------------------------------------------------------

 

فقط به اندازه!

آرزو ميکنم به اندازه ي کافي شادي داشته باشي تا خوش باشي. به اندازه ي کافي بکوشي تا قوي باشي.به اندازه ي کافي اندوه داشته باشي تا يک انسان باقي بموني و به اندازه ي کافي اميد داشته باشي تا خوشحال بموني.

-----------------------------------------------------------------------------

 

فتواي جديد علماي حوزه علميه

اگر يك پسر به دختری بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!!

اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!!

ولی اگر بگه قربونت برم الهی چون در راه خداست هيچ اشکالی ندارد..!!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

مبارك باد!

چرا عاقل کند کاری که بعداً خود به خود گويد خودم کردم که لعنت بر خودم بادا بادا مبارک بادا !!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

يه وقت نري؟

يه وقت که من نبودم بی خبر از اينجا نری! بدون يه خداحافظي پر نزنی تنها بری! يه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نميشه، فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نميشه، اگه بری شبا يه چشم يه لحظه هم خواب ندارن، آسموناي آرزوو يه قطره مهتاب ندارن!

-----------------------------------------------------------------------------

 

بهترين ها در جهان نه ديده ميشوند نه حتي لمس ميشوند، آنها را تنها بايد در دل ديده و لمس کرد.

-----------------------------------------------------------------------------

 

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری، غرورت رو از دست بدی. ولی مواظب باش که بخاطر غرورت کسی رو که دوستش داری رو از دست ندی.

-----------------------------------------------------------------------------

 

استغفرالله

و آنگاه که در غار حرا جبرئيل به محمّد فرمود بخوان: اقرا بسم ربك الذي خلق... محمد فرمود: هاااا اي که گفتی يعنی چه؟

-----------------------------------------------------------------------------2348//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

طرز تهيه زن

براي تهيه اين عنصر كافي است مقداري اكسيد اسكناس و نيترات پ‍‍‍ژو دويست و شش را در سولفات ويلا مخلوط كرده و دو كاخ طلاي؟! 24 عيار  به عنوان مهريه و كمي و كلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شير بها اضافه شود! پس از تركيب اين مواد گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد ميشود و بعد از ميعان به صورت عشق، زن در خانه رسوب مي كند! بعضي از دانشمندان و متفكران معتقدند چنانچه مقداري از عصاره چرب زباني به عنوان كاتاليزور استفاده شـود، سرعت واكنش(!) افزايش پيدا ميكند.!

-----------------------------------------------------------------------------

 

تو به تنهايي زيبايي

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

-----------------------------------------------------------------------------

 

آرزوي من

آرزو ميکنم به اندازه ي کافي شادي داشته باشي تا خوش باشي. به اندازه ي کافي بکوشي تا قوي باشي.به اندازه ي کافي اندوه داشته باشي تا يک انسان باقي بموني و به اندازه ي کافي اميد تا خوشحال بموني.

-----------------------------------------------------------------------------

 

حقيقت!

عفاف گفت: مرا با برگ زيتون مستور داريد. وقاحت گفت: مرا با نشانها و امتيازات بياراييد. نيرنگ گفت: مرا به جام اخلاص و صميميت ملبس نماييد. شرارت گفت: مرا با لباس نيكي و صلاح بپوشانيد. خيانت گفت: تاج امانت برسر من بگذاريد. استبداد گفت: صورت آزادي را برچهره من نقش كنيد. تكبر گفت: مرا به زيور تواضع بياراييد. حقيقت گفت: مرا برهنه بگذاريد و پيرايه بر من مبنديد زيرا من هيچ گاه از برهنگي خود شرمسار نيستم.

-----------------------------------------------------------------------------

 

لطف اين چندتا آف به انگليسي بودنشه! حالش رو ببريد.

spanish=dekaso * torky=binolma * arabi=alvahno * rusi=loukat* italy=olmanro* engilish=pitaction * chini=chamso * india=mirahe * japan=chang so * beljik=kateli * farsi=oskol shodi

-----------------------------------------------------------------------------

 

dirooz az sobh ta shab faghat be U fekr mikardam. tamame fekro zekram mashghoole U bood !!! emrooz va farda ham mikham be V,W,X,Y,Z fekr konam!!!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

به اندازه ي دنيا

دوست دارم نه به اندازه ي بارون چون يه روز بند مياد... دوست دارم نه به اندازه برف چون يه روز آب ميشه... دوست دارم نه به اندازه گل چون يه روز پژمرده ميشه... دوست دارم به اندازه ي دنيا چون هيچ وقت تموم نميشه!

-----------------------------------------------------------------------------

 

روز جهاني دزد!!

امروز روز جهاني دزديه،اگه دزد بودی اولين چيزی که از من ميدزديدی چی بود؟؟ براي همه بفرست جواب هاي جالب ميگيری...اول جواب منو بده بعد!

-----------------------------------------------------------------------------

 

چطوري ازت بگذرم؟

ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگزره...  ولی تو که دنياي منی چطوری ازت بگزرم؟!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

هر روز بهتر از ديروز!

اگر 100 سال پس از مرگم قبرم را بشکافی؛ خواهی ديد که بر روي قلبم نوشته است تنها تو را دوست دارم و فقط به تو فکر ميکنم!

-----------------------------------------------------------------------------

 

كاش نبودي!

با اينکه نديدمت دلم هر روز برايت تنگ مي شود. بديش اين است که مي دانم تو هستي. کاش نبودي! مثل هزاران چيز ديگر که توي اين دنيا نيست ولي آدم ها باز الکي دنبالشان مي گردند، نمي دانم، شايد بشود اسمش را گذاشت دلخوشي. دلخوشي من هم اين است که ميدانم هستي.

-----------------------------------------------------------------------------

 

سال 1385 مبارك!

با آرزوي 12 ماه شادی، 52 هفته خنده، 365 روز سلامتی، 8760 ساعت عشق، 525600 دقيقه برکت، 3153000 ثانيه دوستی ( سال نو مبارک  فکر کنم اولی نفر بودم که تبريک گفتم ) اميدوارم سال خوبی داشته باشی! سال 85 مبارک!!( کميته ي الافان نت!)

-----------------------------------------------------------------------------

 

يه جوك! ولي مربوطه بخونش حتما!

يه دوختره به bf اش ميگه: تو بعد از ازدواج هم منو اينقدر دوست خواهی داشت؟؟؟ پسره ميگه: اگه شوهرت گير نباشه آره!

-----------------------------------------------------------------------------2435//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

معین 2006

یه حلقه طلایی / اسمت رو روش نوشتم / میخوام بدم پاکش کنند / ریدی به سرنوشتم

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

میدونی؟

فرق موز کوچیک باموز بزرگ چیه؟؟؟؟؟ بیخیال میرم از یه میمون دیگه می پرسم!

-----------------------------------------------------------------------------

 

ميخوام بخورمت...!

دلم میخواد بخورمت، نه بخاطر اينكه شيريني، نه بخاطر اينكه عسلي، نه بخاطر اينكه جيگري، فقط...فقط ميخوام يه گوهي تو زندگيم خورده باشم!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

جانوران 12 دقيقه زودتر زلزله را مي فهمند. ما رو بي خبر نگذار!

-----------------------------------------------------------------------------

 

عذاب وجدان!

نبايد ميذاشتم بري، جات اينجا خيلي خاليه، حتي ديگه بوي عطرت هم نميآد، حس بدي دارم چون فكر ميكنم همش تقصير من بود...! نبايد سيفون رو ميكشيدم...!

-----------------------------------------------------------------------------

 

يه شعر بي سر و ته!

همه تن چشم شدم ، دنبال ID ي تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام CASE وجودم شدم آن USER ديوانه که بودم وسط صفحه ي DESKTOP ، ROOM ياد تو درخشيد DING صد پنجره پيچيد شکلکي زرد ، بخنديد 

-----------------------------------------------------------------------------

 

تازه فهميدم!

رو تو يه حساب ديگه ايی ميکردم ناراحت نشو ولی تازه ميفهمم مردم راست ميگفتن تو آدمه دو رويی هستی...........يه روت ماه ه ، يه روت گل يکی از يکی قشنگ تر!

-----------------------------------------------------------------------------

 

بدترين چيز!

ميدونی بدترين چيز چيه؟اينه که شب فرشته پيشت بخوابه، صبح پاشی ببينی آقای سرابي ه!!!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

چرا 1قلب؟!

خدا به انسان 2 گوش و 2 چشم و 2 دست و 2 پا داد.اما ميدونی چرا 1 قلب داد؟ چون ميخواست تو دنبال دوميش باشی!

-----------------------------------------------------------------------------

 

چجوری ميشه فهميد که راننده ي ماشينه جلويی خوانومه؟؟؟

1:هروقت پشتش بوق زدی دستشو ببره به روسريش، 2:راهنماي چپ رو بزنه بپيچه راست، 3:ماشينش که پنچر شد در کاپوت رو بزنه بالا، 4:با سرعت 140 يه پيچ رو در نهايت خونسردي دور بزنه!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

آه از اين دل من!

نميدانم آسمان چگونه است و زمين چه سان که در هر چه مينگرم تو را ميبينم، نميدانم به چه مي انديشم که روز هست خود را از ياد برده ام ، تنها چيزی که ميدانم اين است که هر چه دورتر ميروی يادت نزديک تر ميآيد و هر چه کمتر تو را ميبينم نقشت بيشتر در دلم مينشيند!

-----------------------------------------------------------------------------

 

مبدا دلش بشکنه

براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم ؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت.............. تا مبدا دلش بشکنه

-----------------------------------------------------------------------------

 

ضرب المثل هاي قديمي!

سنگه بزرگ نشانه ي ريزش کوهه......................آدم بد شانس دم دريا ميره تابلوي شنا ممنوع رو مي بينه......آشپز که 2 تا شد يادشون ميره غذا درست کنند......خواستگار رو از در راه نميدادند با اينترنت به خواستگری ميرفت........!

-----------------------------------------------------------------------------

 

خدائيش؟!

سرمايه ي عمره آدمی 1 نفس است و اون 1 نفس از براي 1 هم نفس است. گر نفسی با نفسی هم نفس است اون 1 نفس از براي 1 عمر بس است

-----------------------------------------------------------------------------2660//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

مباركتون باشه!

سلام من به شما تبريک ميگم شما آدم خوش شانسی هستيد شما برنده ي يک عدد دوست پسر با کيفيت dvd شديد مبارکتون باشه!

-----------------------------------------------------------------------------

 

تفاوت قلب دختران و پسران!

قلب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگی به فرود هواپيماي بعدی دارد!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

اتل چشم خمير دارم!

اتل متل توتوله - قصه ي عشق چه جوره /  چشم چشم دو ابرو -  شدی عاشق يارو/ تاپ تاپ خمير - واسه عشق نمير / يه توپ دارم قلقليه-عشقم يه جور بی دليه!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

خواستن = توانستن!

اگه خواستی قاتل بشی، همه رو بکش، چون اگه يه نفر رو هم زنده بزاری، مياد و انتقام بقيه رو ازت ميگيره... اگه خواستی عاشق بشی، وايسا تا خود طرف اين رو بفهمه، چون اگه تو بهش بگی بهت ميگه: "لوس احمق نفهم!!"...اگه خواستی پولدار بشی، حتماً از راه خلاف وارد شو، ..اگه خواستی gf/bf پيدا کنی يکم خوشتيپ باش، يکم خر شو... اگه خواستی الاف بشی، يه بار ديگه از اول اين off رو بخوووون !!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

هاااااااو اين وخونيد خيلي توپ بيد!

WHAT IS THE ABCDEFG? A Boy Can Do Everything For a Girl!!!!!!! but wat is GFEDCBA? The opposite -> Girl Forgets Everything Done and Catches new Boy Again

-----------------------------------------------------------------------------

 

به نظرشما تو كف چي؟!

ميدونی شباهت پسر مجرد با لباس تو ماشين لباسشويی چيه؟؟؟......جفتشون تو کفن!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

معلمي ينام زندگي!

زندگی 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو.....!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

حالا واي... واي ...(كامبيز)!!!

تو اين زمونه...كانكت چگونه؟!!! همه ميخوان كانكت بشن اما گرونه!!! رفته محبت...هک شده عادت!! کجا bf.. کجا gf.. کجا يه همدم؟!! گلی تو دنيا...login نميشه!! فايل هک رو تو سند بکن..ببين چی ميشه!! تو ID من...نرفتی از ياد!! ID من تو ليستته اما چه بسيار...من رفتم از ياد...سکوت اين قلب شکستم شده فرياد....... حالا وايی ....وای وای...وای...وای...وای !! آره وای...وی!!!!1

-----------------------------------------------------------------------------

 

;)

اگه کسی رو خيلی و مسرانه (مصرانه!! يا مثرانه!!؟) ميخوای اون رو رها کن، اونوقت اگه برگشت تا ابد مال تو ميمونه ولی اگه برنگشت اون مال تو نبوده که بخوای باهاش عشقو شروع کنی!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

بدون شرح!

تو سگی خری گاوی حيونی ........... واسه فروش نداری؟

-----------------------------------------------------------------------------

 

من تقديم به تو!

ميبينی هنوز همانم، همان قدر عاشق، همان قدر بی دل، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم، اگر نتوانستم نامه تو را بی آنکه بترسم مزمزه کنم پس زبان به چه درد ميخورد، اگر نتوانم فرياد بزنم دوستت دارم پس دهنم به چه درد ميخورد؟ ( تقديم به دوستي كه دوستش دارم اما از من دوره)

-----------------------------------------------------------------------------

 

خسته ام! (شوخي نيست جديه حتما بخونيد و نظر بدين)

الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که داري اينو مي خوني!!!

-----------------------------------------------------------------------------

تفاوت هاي مرد و زن! (شوخي نيست جديه حتما بخونيد و نظر بدين)

رياضيات عشق

يک مرد زيرک + يک زن زيرک = روابط عاشقانه

يک مرد زيرک + يک زن ابله = ماجراي جنسي

يک مرد ابله + يک زن زيرک = ازدواج

يک مرد ابله + يک زن ابله = آبستني

رياضيات خريد

مرد براي جنس يک دلاري حاضر هست تا دو دلار بپردازد زيرا به آن نياز دارد

زن براي جنس دو دلاري بيش از يک دلار نمي پردازد و تازه به آن نيازي هم ندارد

معادلات و آمارها

يک زن نسبت به آينده خود نگران است تا آنکه شوهر گير بياورد

يک مرد هرگز نسبت به آينده خود نگران نيست مگر آنکه زن بگيرد

يک مرد موفق کسي است که بيشتر از آنکه زنش بتواند خرج کند پول دراورد

يک زن موفق کسي است که بتواند يک چنين مردي را به تور بزند

گذشت روزگار

مردها تا بچه هستند عاشقه ماشينن وقتي بزرگ ميشن عاشقه عروسك ميشن ( دختراي خوشگل)

زنها تا بچه هستند عاشقه عروسكن وقتي بزرگ ميشن عاشقه ماشين ميشن ( مردهاي ماشين دار)

خوشبختي

زن براي آنکه با مردي احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي درک کند و مقدار کمي هم دوست داشته باشد

مرد براي آنکه با زني احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي دوست داشته باشد ولي هيچ وقت در صدد درک او بر نيايد

حافظه

هر مرد متاهلي بايد اشتباهات خويش را بدست فراموشي بسپارد زيرا دليلي ندارد دو نفر يک چيز واحد را به ياد داشته باشند!!

شکل ظاهر

مردان به همان وضع ظاهر خوبي که شبها به رختخواب مي روند از خواب بر مي خيزند

زنان معلوم نيست چرا ظاهرشان از شب تا صبح رو به خرابي مي رود

تمايل به تغيير

وقتي زني با مردي ازدواج مي کند، انتظار دارد که شوهرش تغيير کند، که نمي کند

وقتي مردي با زني ازدواج مي کند انتظار دارد که همسرش تغيير نکند، که مي کند

تکنيک مباحثه

يک زن در هر مباحثه اي حرف آخر را مي زند

هر چيزي که مرد بعد از آن حرف آخر بر زبان آورد ، خود سر آغاز مباحثه جديد ديگري است

-----------------------------------------------------------------------------2873//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

هرگز اميد را از کسی سلب نکن شايد اين تنها چيزی باشد که دارد ... !

پسران باکلاس

1) برداشتن ابرو به مقدار کافي! 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار! 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست! 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني! 6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9) تظاهر به عصبي بودن! 10) بحث در مورد فضاي فکري احمد شاملو

-----------------------------------------------------------------------------

 

يادت باشه چي گفتم!

يادم باشه که يادت باشه که يادم بياري که يادت بدم که ياد بگيري که يادم بياري که هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره ، اين رو يادت نره

-----------------------------------------------------------------------------

 

off هام نپره!

ای خدا off هام نپره ، خودم بپرم ، off هام نپره ، پرنده بپره،off هام نپره، عشقم بپره،off هام نپره، فيوز بپره، off هام نپره، عقل از کله ي  اونی که داره اين رو ميخونه بپره، اما off هام نپره!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

نه! اينطور نيست!

پسرا مثل پيام بازرگانی هستن،حرف زياد ميزنن ولی هيچ کدومش رو نميشه باور کرد. پسرا مثل جای پارک هستن، خوباشون قبلاً آشغال شده اونايی هم که موندن يا کوچيکن يا جلوي در خونه ي مردمن. پسرا مثل سيمان هستن، وقتی يه جا ولو ميشن بايد با کلنگ بلندشون کرد مگه نه؟؟؟؟؟!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

ميتوني فراموشش کني؟

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد...

-----------------------------------------------------------------------------

 

دستانت را به من بده و سعي کن تا بفهمي که من چقدر به تو احتياج دارم به تو و به عشقي که به آن ايمان دارم... ولي افسوس آسمان نمي بارد تا اين تن غبار آلود را بشويد و ببرد با خود به ديار دوست

-----------------------------------------------------------------------------

 

دلم باز هم خراش هاي کم عمق روي دست را ميخواهد کارتي اينجا نيست...سوزني بر ميدارم...فرو ميبرم خون ميچکد... لذت ميبرم!

-----------------------------------------------------------------------------

 

دوست دارم!

من اين شب زنده داری دوست دارم، پريشان روزگاری دوست دارم، به شهر من ز من بيگانه تر نيست، همين دور از دياری دوست دارم، بيابان را که خلوتگهه انس است، چو اهوي فراری دوست دارم، تو را هم با همه نه مهربانی، عزيزم اری اری دوست دارم، به اميد وصلت زنده ماندم، من اين چشم انتظاری دوست دارم، براي ديدنت رخصت نخواهم، من اين بی بند و باری دوست دارم، نميگيرم به يک جا يکدم آرام، چو طوفان بی قراری دوست دارم.

-----------------------------------------------------------------------------

 

آخرين تکيه قلب

آخرين تکيه قلبم را به پروانه اي دادم که رنگ پرهايش سوي ديدن را از من گرفت، به او دادم چون از تمامي چيزهاي دور و برم پاکتر بود، حتي آبي تر از حوض آبي خونه ي تنهاييم!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------3185//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

اگر تنها ترين تنهاها شوم باز خدا هست او جا نشين تمام نداشته هاست.

 

حال ميكنيدا!

خوشگلترين ، چطوری ماه روي زمين؟ چه خبرا ای بهترين، الهی من فدات شم عزيزترين...        [نمونه اي از افعال معکوس]

-----------------------------------------------------------------------------

 

:D                                                                                                      

يادته اون دفعه اومدی دستمو گرفتی بردی يه جای خلوت! تندی شلوارت رو کشيدی پايين!! منم هر چی آب داشتم ريختم لاي پات!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.........................................................(برگی از خاطرات يک آفتابه!!)

-----------------------------------------------------------------------------

 

ايسگاه دوم پياده ميشم!

زندگی 3 ايستگاه دارد! 1.تولد  2.عشق  3.مرگ...... آقا لطفا ايستگاه دوم نگه دار !!

-----------------------------------------------------------------------------

 

هنوزم دوستت دارم!

پاييز را دوست دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد...

-----------------------------------------------------------------------------

 

جدي نگيريد!

و خداوند احمدي نژاد را آفريد! آنگاه با حيرت چانه ي خود را خاراند و در حالی که به او خيره شده بود گفت:هااااا ايی که آفريدم يعنی چه؟

-----------------------------------------------------------------------------

 

من بي نيازترينم!

بهش گفتم چون دوستم داری بهم نياز داری يا چون بهم نياز داری دوستم داری؟بعد از سکوتش خنديد و گفت جمله ي قشنگيه!!! ولی...چرا هيچوقت به جمله ي قشنگم پاسخی نداد؟؟ امّا ...اگه اون يه روزی اين سؤال رو ازم ميپرسيد بهش ميگفتم: چون دوست دارم بی نيازترين آدم شهره زمينم!

-----------------------------------------------------------------------------

 

جالبه!

ميدانيد کجا؟!...زير سنگ...!! من سالها روي سنگهـــا خوابيده ام به پاس لطف سنگها–آن روز از سنگها خواهم خواست که تا ابد روي من بخوابند!!! من بايد آنچه را احساس ميکنم بنويسم....ومينويسم! ولي تو اي پاسدار جهالت!....اگر ميخواهي دهان فرياد مرا قفل کني؟ ...قفل کن!..اما...فراموش مکن...همان انساني که ديروز ندانسته،براي تو قفل ميساخت!...امروز دانسته کليدش را براي من ميسازد!

-----------------------------------------------------------------------------

چندتا جمله عشقولانه! (جالبه!)

1. عشق زماني است که درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو راه بروي و بي دليل بخندي!

2. هر گاه دلت هوايم را کرد به آسمان بنگر و ستارگانی را بنگر که همچون دل من در هوايت مي تپند.

3. اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفایي نيست، وفا آنست که نامت را هميشه روي لب دارم.

4. سياه چشمی به کار عشق استاد، به من درس محبت ياد ميداد، مرا از ياد برد آخر ولی من، به جز او عالمی را بردم از ياد.

5. بی تو هر لحظه ملاليست مرا، هرنفس زحمت ساليست مرا، با همه رنج توان سوز فراق،باز با عکس تو حاليست مرا!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

چقدر آف اومده!

Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off

ببينم تاحالا کسی اينقدر آف واست گذاشته بود؟!

-----------------------------------------------------------------------------

 

روزی بود روزگاری نداشت!!

روزی بود روزگاری نداشت. جنگلی بود که درخت نداشت. شکارچيی بود که تفنگ نداشت. روزی اين شکارچی با تفنگی که فشنگ نداشت آهويی شکار کرد که سر نداشت. انداختش تو کيسه ايی که ته نداشت. اين شعر شاعری داشت که اسم نداشت. اگرچه اين شعر سرو ته نداشت ولی ارزش سر کار گذاشتن رو داشت!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

تورو خدا نرو!

با اشک چشمانم با فرياد خاموشم به دنبال تو آمدم التماس کردم که باز گردي اما تو باز نگشتي ..هرگز ... اي پيک بهداشت !

-----------------------------------------------------------------------------

 

چقدر بي ادب!

خوشحال ميشی اگر بکشمت؟! خوشحال شدی؟فکر کردی ميخوام بخورمت؟!خوشحال ترباش چون ميخوام بكنمت!؟؟؟!

-----------------------------------------------------------------------------

 

U كوش؟

abcdefghijklmnopqrst(....)vwxyz ====> اگه گفتی جای U کجاست؟ خوب معلومه تو قلبم تو نفسم تو روحم توي وجودم.

-----------------------------------------------------------------------------

 

اي ناقلا!

اين ناقلا، بهترين ناقلا،شکل ناقلا،سر ناقلا،کار ناقلا،گذاشتن ناقلا،يه ناقلا،بدجنسه ناقلا...( ناقلا رو حذف کن & دوباره بخون

-----------------------------------------------------------------------------

 

هيچ وقت تنها نيستي عزيزم!

اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتی پنجشنبه ها بيا مزارم گل سرخي را رو قبرم بزار تا هميشه اون گل رو که بهت داده بودم به خاطر بيارم....ولی....اگه تو مردی....من فقط يكبار... ميام مزارت..ميام و اون دسته گل سفيد مريم رو که با خون خودم سرخش کردم برات هديه ميکنم و عاشقانه کنارت جون ميدم تا بدونی هيچ وقت تنها نيستی !!

-----------------------------------------------------------------------------

 

خدا رو بخاطر خدابودنش دوست دارم...

خدا رادوست دارم چون حرف هاي آدم هارو  سند تو آل نميکنه... خدا رو دوست دارم چون آيديش هميشه روشنه... خدا رو دوست دارم چون هيچکس رو Ignore نميکنه... خدا رو دوست دارم چون خداست....

-----------------------------------------------------------------------------

 

تو نظرات جوتب منو بدين لطفا"!!

اگه يه بسته مداد رنگی داشته باشی و من نقاشيت بودم منو چه رنگی ميکردی؟اول جواب بده و بعد براي بقيه هم بفرست؟ جواب هاي جالبی ميگيری!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

هنوزم دوست دارم!

در تاريکي شب 3 شمع روشن کردم... اولی براي ديدنت،... دومی براي ماندنت،... سومی براي بوسيدنت. در آخر هر 3 را خاموش کردم براي در آغوش کشيدنت......

-----------------------------------------------------------------------------

 

دخترها چند نوع داداش دارن؟

1. دادش اينترنتي تا هر وقت خواست ازش اكانت مجاني بگيره!! 2. دادش بزن بهادر تا در مواقع لزوم حال بازی ها رو بگيره!! 3. دادشه خوشتيپ و پولدار تا به دوستش بگه اين bf منه!! 4. دادش خرخون تا موقع امتحان واسش تقلّب بنويسه!! 5 .دادش ماشين دار: تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.دادشی که چشمه ديدنش رو نداره( همون دادشه واقعيه خودش )(ما که هيچ کدومو نداريم)

-----------------------------------------------------------------------------

 

Oh, Myfuritive!

يواش.آ ه ه ه.اووی.اووخ.فشار نده. درد داره! تف بزن يا با زبون ليزش کن! آئيئيئيئی... کاش قبل از عروسيمون ميگفتی... آی بالاخره رفت توش چه انگشتره تنگی !!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------3935//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

هر گاه فکر کردي در اوج قدرت هستي به حباب فکر کن

 

كاش ميشد...!!                                                                                  

کاش ميشد اشک را تهديد کرد…... مدتي لبخند را تمديد کرد…...کاش ميشد در ميان لحظه ها،…لحظه ي ديدار را نزديک کرد…

-----------------------------------------------------------------------------

 

:-P !!

صبح که از خواب پا ميشم نميتونم صبحانه بخورم چون به فکر تو هستم ظهر که نوبت ناهار ميشه نميتونم ناهار بخورم چون تو فکر تو هستم شب که نوبت شام ميشه نميتونم شام بخورم چون تو فکر تو هستم شب وقتی ميخوام بخوابم خوابم نميبره چون گشنمه...

-----------------------------------------------------------------------------

 

قضيه ي ما و كتاب!!

ما آدما مثل کتابيم، کتاب رو که ورقش ميزنی تموم که شد، ميزاريمش کنار، پس سعی کنيم خودمون رو هيچوقت ورق نزنيم تا آخرين صفحه، که مارو تموم کنن و بزارن کنار.....

-----------------------------------------------------------------------------

 

دو جمله ي واقعا زيبا!!

راديات قلب من از عشق تو جوش آمده است اگر نداري باورم بنگر به روي آمپرم!!

به من وعدهء ديدار ميدهي....يادت باشد ثانيه اي دير کني....من ميروم....نه با پاي خود...با نعش کش!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

خيلی جالبه ولي اگه بخاطر اينكه فوتبال نميبينم اشتب نوشتم معذرت!!

و اينک کسانی که فدراسيون فوتبال قزوين براي تيم منتخب اين شهر انتخاب کرده:

1.oliver kan   2.kan navaro  3.kandela  4.biskan  5.okan  6.kan bi yaso  7.kantona  8.kanot  9.kano  10. kanizares

سر مربی دکتر: dat kan

-----------------------------------------------------------------------------

 

توی ساحل روی شن ها قايقی به گل نشسته...  يکی با چشمون گريون روی اين تنها نشسته... نگاه پر اضطرابش به افق به بينهايت... ساتكته اما تو قلبش داره يه دنيا شکايت... باورش نميشه عشق و همه دنياش زير آبه... تنها مونده توی ساحل زندگی براش عزابه...

-----------------------------------------------------------------------------

 

چند نكته!

1. هيچ وقت به دنبال محبت نگرد بلکه خودت محبت را بيافرين!!

2. کسي را براي دوستي انتخاب کن که قلب بزرگ داشته باشه تا مجبور نشي براي اينکه در قلبش جا بگيري خودت را کوچک کني.

-----------------------------------------------------------------------------

 

دل بستن يا نبستن! مسئله اين است!!

هيچ وقت دل به کسی نبند… چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ...

ولی اگه دل بستی…… هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه که ديگه پيداش نميکنی……!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

جنايت!!

تو را به دادگاه خواهند کشيد... شايد به حبس ابد محکوم شوي... جزييات جنايتت معلوم نيست... اما... اثر انگشتت را روي قلبي شکسته يافته اند!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

ز عاشق بودنش مستم!

نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم!

-----------------------------------------------------------------------------

 

چقدر عجيبه كه:

تا وقتي مريض نشي كسي برات گل نمياره - تا فرياد نكني كسي به طرفت بر نميگرده - تا گريه نكني كسي نوازشت نميكنه - تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمياد... و تا وقتي نميري كسي تو رو نمي بخشه.... و عجيبتر از ان اين كه: دوست را صدا كني به تو روي مياره. منتظرش باشي جواب نده. مشكلي برات پيش آيد توجهي نكنه. بميري، برات گريه نكنه. به قبرستان ببرند دنبالت راه نيفته. تصادف كني متاثر نشه. به او بگويي در شهرت غريبم دعوتت نكنه و...

-----------------------------------------------------------------------------

 

◄◄خبر مهم:

همه ي دوستاني كه به اين وبالاگ سر ميزنن توجه كنن!

تصميم گرفتم يه ليستي از كساني كه ميان به وبلاگ سر ميزنن و نظر ميدن تهيه كنم و اسمشون رو كنار وبلاگ (زير طراح قالب) بزنم!! پس هركي ميخواد اسمش تو ليست باشه تو نظرات بگه تا اضافه كنم... ميخوام ببينم اين ليست تا كجا ادامه پيدا ميكنه و به چند نفر ميرسه! اوليش كه خودمم... شما چندمين نفرين؟؟!

-----------------------------------------------------------------------------4428//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

هيچ وقت عشق رو گدايی نکن چون معمولاً چيز با ارزش رو به گدا نميدن!

 

اگه بگن امشب خدا يه آرزوتو برآورده ميكنه چه آرزويي ميكني؟؟؟؟؟ راستي من ميتونم دوتا آرزو كنم ، بگو آرزوت چيه تا منم به جات آرزو كنم

-----------------------------------------------------------------------------

 

در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي... پرستو محکوم به کوچ کردن... شمع محکوم به اشک ريختن... خارها محکوم به تنهايي... روز محکوم به غروب کردن... شب محکوم به رسيدن... قلب با همه ي پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟ اما اي کاش همه ي اين محکوميتها زيبا را مي پذيرفتند. اي کاش...؟

-----------------------------------------------------------------------------

 

مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كنه

-----------------------------------------------------------------------------

 

خيلي سخته يکي بهت بگه ستاره تو بچينمت يه مدت که گذشت بگه ديگه نيا ببينمت

-----------------------------------------------------------------------------

 

تنها بودم تو رسيدي گفتي ما بشيم بهتره ديگر تنها نبودم اما بعد از مدتي سر قرار نيومدي يك روز كه داشتم دنبالت ميگشتم به تنهاي ديگري رسيدم گفتم چرا تنهايي؟ گفت يارم نيومده يهو با خوشحالي بلند شد و گفت اومد وقتي برگشتم تو را ديدم

-----------------------------------------------------------------------------

 

يك شب از خدا خواستم تا مرا از دست عشق آزاد كند خدا دعاي مرا مستجاب كرد .... من تبديل به سنگ شدم

-----------------------------------------------------------------------------

 

مي گن يه دختر با هزار تا آرزو با يه پسر دوست ميشه در حالي كه يه پسر با يه آرزو با هزار تا دختر دوست ميشه

-----------------------------------------------------------------------------

 

اگه نصفه شب ديدي يه آدم قد کوتاه وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو يه کيسه چرمي و بردت اصلا نگران نشو چون ممکنه کسي تو رو از بابانوئل آرزو کرده باشه

-----------------------------------------------------------------------------

 

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد! مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد. زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد! مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد! مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد. زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد! مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را ک

-----------------------------------------------------------------------------

هوا ترست به رنگ هواي چشمانت دوباره فال گرفتم براي چشمانت اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي برد اگر چه خوانده ام از جاي جاي چشمانت دلم مسافر تنهاي شهر شب بو هاست كه مانده در عطش كوچه هاي چشمانت تمام آينه ها نذر ياس لبخندت جنون آبي در يا فداي چشمانت چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي

-----------------------------------------------------------------------------

 

مرد ها مثل چي هستند ؟

مردها مثل « مخلوط كن » هستند. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد: مردها مثل « كامپيوتر » هستند. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند: مردها مثل « سيمان » هستند. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند.!

-----------------------------------------------------------------------------

 

برگ از درخت خسته ميشه >>>>>>>>>>>>>> پاييز بهونه س!

-----------------------------------------------------------------------------

 

يادت باشه دنبال 3 چيز ندو ، مترو ، اتوبوس و پسر، چون هر سه تاشون هر 10 دقيقه به 10 دقيقه دوباره مياد!

-----------------------------------------------------------------------------

 

اگه پاک کن داشتی کدوم يکی از خصوصيات منو پاک ميکردی؟ اينو به همه سند کن، نظرهاي جالب ميگيری، فقط قبلش جوابه اين آف رو به خودم بده! زياد گندش نکنی هااااا......

-----------------------------------------------------------------------------

 

دوتا جمله تو يه مايه! (جوابش رو براي خودمم بنويس)

1. دوست دارم شايد هرگز نفهمی ولی اين آف رو ميزارم تا شايد بفهمی که با تو ام! آخر اين آف 1 سند تو آل ميزنم ولی اگه تو واقعاً منو دوست داشته باشی واسم يک آف ميزاری (استعاره از نظر) و ميگی عاشقتم!

 

2. دلم ميخواد بهت بگم دوست دارم روم نميشه آف ميزارم....دلم ميخواد تا on ميشی بيام که با هم چت کنيم روم نميشه تا On ميشی من Off ميشم....دلم ميخواد تو ويس چتا داد بزنم من عاشقم عاشق تو روم نميشه تا ويس ميدی رد ميکنم...دلم ميخواد تا پشت net بهت وبم رو بدم روم نميشه بهت ميگم وب ندارم...حالا کجايی که ببينی من چجوری روم ميشه سند تو آل کنم که عاشقم عاشق تو ای (فرند ليست) عزيزم اينو براي كل فرند ليستت بفرست مطمئن باش اونی که دوست داره برات Off يا pm ميزنه که عاشقته

-----------------------------------------------------------------------------

 

(ببخشيد لکنت زبون دارم)!

کس .............کس...........کسينوس 60 درجه چند ميشه ؟

کی.................کير......کير......کيريسمس مبارک

-----------------------------------------------------------------------------

 

اگه دبير رياضی بودم ثابت ميکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم ميگزرد.......اگر دبير شيمی بودم نام تو را در قلبم پخش ميکردم تا محلول با محبت شود....... اگر دبير دينی بودم ميدونستم که بعد از خدا تو را ميپرستم ......اگر دبير جغرافی بودم ميدونستم که خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم توست......و اگر دبير زبان بودم با زبان بی زبانی ميگفتم `You love I`

-----------------------------------------------------------------------------

 

روزی که ميگفتی من با تو ميمانم / روزی که دانستی من بی تو ميميرم / روزی که با عشقت بستی به زنجيرم / بازنده من بودم اين بوده تقديرم / خوشباوری بودم پيش نگاه تو/ هردم ز چشمانت خواندم كلامي!

-----------------------------------------------------------------------------

 

:..:: .-..::...:..:: .-..::.:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--

اينم يه آف يا سندتوآل براي نابينايان!

-----------------------------------------------------------------------------

vvvvvvvvvvvvvvv     vvvv  vvvv vvvvvvvvv vvvv

vvvvvv vvvvvvv vvvvvvv vvvvvv vvvvv vv

vvvvvvvv

vvvvvvvvvvvv   vvvvvvv

اينها پرنده‌های مهاجر هستند كه برای اسكل كردن شما اومدن!

-----------------------------------------------------------------------------

 

امروز روز بزرگداشت پت و مته:

اين آف رو بايد برای شبيه ‌ترين فرد به اين عزيزان فرستاد

روزت مبارك

-----------------------------------------------------------------------------5200//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

اين نتيجه ي سالها تجربه س! از من گفتن بود ،

يه نصيحت هيچ وقت تو خيابون نرو، اگه رفتی سرتو بالا نکن، اگه بالا کردی، به هيچ کس نگاه نکن، اگه نگاه کردی نخند، اگه خنديدی شماره ازش نگير، اگه گرفتی بهش زنگ نزن، اگه زدی باهاش حرف نزن، اگه زدی نگو دوسش داری، اگه گفتی باهاش قرار نزار، اگه گذاشتی نرو سر قرار، اگه رفتی تحويلش نگير، اگه گرفتی عاشقش نشو، اگه شدی بهش نگو، اگه گفتی....... ميزاره ميره

-----------------------------------------------------------------------------

 

حتي واسه ي 1 لحظه...

هی نشين قصه نخور رفته که رفته ...اگه دوستت داشت نميرفت اون که رفته...هی نشين چشم به راه رفته که رفته...اگه عاشق بود نميرفت اون که رفته...بيخيالش مگه چند سال تو جووني؟...بيخيالش مگه چند سال تو ميموني؟...بيخيالش اينا رسمه روزاگاره...همو0ن کار خداست حکمتی داره...ياد حرفاي قشنگش ميدونم مثل يك دقه...اون دلت خيلی گرفته...شده قلبت پاره پاره...اون که رفته ديگه رفته...ديگه اون دوست نداره...ديگه دست بر دار عزيزم...برو سوي يه عشق تازه...هيشکسی نميدونه توي دلت چی ميگزره؟...حرفت اندازه ي 1 کوهه ...پر غروري خيلی ساده...اون که رفته ديگه رفته،ديگه برگشتن نداره،اگه دوست داشت نميرفت حتي واسه ي 1 لحظه...

-----------------------------------------------------------------------------

 

با ياد...

بی تو مهتاب شبی باز از اون کوچه گذشتم...... فکر نکن ياده تو بودم کار نداشتم ول ميگشتم

-----------------------------------------------------------------------------

 

معني اسم هر كشور

I.T.A.L.Y.:   I Trust And Love You

H.O.L.L.A.N.D.:   Hope Our Love Lasts And Never Dies

C.H.I.N.A.:   Come Here. I Need Affection

F.R.A.N.C.E.:   Friendships Remain And Never Can End

I.R.A.N.:   Islam , Rahbar , Akhund ,Namaz

-----------------------------------------------------------------------------

 

يه شعر نصفه البته جالب!

منو تهديد ميكني...  idم روignore  ميكني...  تا من ميام pm بدم...  ناخونده پاكش ميكني...  منو تهديد ميكني....

اگه من ادت نكنم... كي از عشقت كانكت ميشه؟....

-----------------------------------------------------------------------------

 

زندگي چون قفسي است. قفسي تنگ پرواز تنهايي چه خوب است. لحظه غفلت آن زندانبان بعد از آن هم پرواز....

-----------------------------------------------------------------------------

 

بدون شرح!

بر سر گور کشيشي در کليساي وست مينستر نوشته شده است: کودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

وقتی دلم تنگه ميرم پشته ابرا زار ميزنم.پس يادت باشه هر وقت بارون رو ديدی بدون دلم واسط تنگ شده

-----------------------------------------------------------------------------

 

اونقدر بزرگه که از زير شلوار حسابی تابلو ه، وقتی بهش احتياج دارم روم نميشه ازش استفاده کنم، هميشه آبروم رو ميبره،آاه چه کوفتيه اين 3310 !!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

ببين من يه سؤال جنسی ازت داشتم روم نشد از کسی ديگه بپرسم فقط تو ميتونی جواب بدی، جنس شلوارت چيه ؟؟؟!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

گفت بخواب رو تخت خوابيدم، گفت باز کن، باز کردم، خيلی درد داشت، تحمل کردم، آخه ميدونی…………………………... دفعه ي اولم بود که ميرفتم دندون پزشکی !!

-----------------------------------------------------------------------------

 

دلم ميخواد به من بگی دوست دارم تا يك زبون درازيه جانانه بهت بکنم بعد هم بهت بگم خواب ديدی خوش باشه!! ( جدی نگيريد! )

-----------------------------------------------------------------------------

 

ايي اسگل كه ايي گفت يعني چه؟!

حتماً تاحالا واژه ي "اسگل" به گوشتون خورده ، جالبه بدونيد که اصلاً معني بدی نداره، اسگل نام پرنده ايی است که از اول بهار تا آخر پاييز ميره دنبال آزوقه و آزوقه جمع آوری ميکنه واسه زمستونش، ولی زمستون که ميشه يادش ميره کجا اونا رو نگاه داشته و تمام زمستونو ميگرده دنباله اون آزوقه... خودمونيما عجب اسگليه !!

-----------------------------------------------------------------------------

 

وقتي به دنيا امدم در گوشم زمزمه كردند كه دوستش بدار تا دوستت بدارد و حالا كه با تمام وجود دوستش دارم مي گويند فراموشش كن تا فراموشت كند

-----------------------------------------------------------------------------

 

نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم

-----------------------------------------------------------------------------

 

راني با طعم جديد!

شرکت آب ميوه راني اعلام کرد به زودي راني با طعم شير مادر به همراه تيکه هاي ممه به بازار مي آيد

-----------------------------------------------------------------------------

 

(توضيح اينو پايين بخونين حتما")

يكي از راه ميرسه اون كه با عشق آشناست براي تنهاييام هديه ي دست خداست انگار از جاده مياد بوي خوب دامنش دليل بودن من لحظه ي رسيدنش آشناي من بيا دل من تاب نداره چشم من از انتظار روز و شب خواب نداره با صداي خنده هاش تو گوشم زنگ ميزنه حسرت بودن اون سينمو چنگ ميزنه چشم من به راه اون روز و شب به جاده هاست وقتي از راه برسه بهترين وقت دعاست كي مياد اون روزي كه مهربون من بياد اون كه با اومدنش انتظارم سر بياد

-----------------------------------------------------------------------------

 

اگه نفهميدين بگين توضيح بدم!

         American say life is too short, but iranian say life is tu short       

-----------------------------------------------------------------------------

 

گفتم که دلم برات شده بازيچه،افتاده به زير پات چون قاليچه،خيره نگاهم کرد و آخر هم گفت ،،هاا اين که الان گفتی يعنی چه !!!!

-----------------------------------------------------------------------------5655//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

remmember the `M` ,remmeber the `E`,put them together and remember the `ME`…

 

من 3تا دوست دارم:

مي دوني چه قد دوست دارم 3 دنيا اين دنيا اون دنيا دنياي عشق و مستي

-----------------------------------------------------------------------------

 

يه قلب پاک هميشه بايد به يك نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناري خوش آواز ، يه لب خندون

-----------------------------------------------------------------------------

 

واست گريه من ديگه بي امونه دل از درد عشقت يه درياي خونه خدا شاهدم بود كه دلداده بودم به اميد عشقت من ساده بودم

-----------------------------------------------------------------------------

 

اشعار برره اي!

زعشقولي منـــو ويلون وَکردي!...   ز غم عيـــــن ني قليون وَکردي!...  همه وزن دوبيتي هامو، چُلمنگ!...   "مفا ليلـون مفا ليلـون" وَکردي(!)

زنخدون تــو چال اسکندرون بيد!...   دل مو کلّـه پا گشته در اونبيد!...   دو من گرد نخـودمصرف وَِکردم...   فراق شون پتت نئشه پرون بيد!

-----------------------------------------------------------------------------

 

ببخشيد بي ادبي بود L!

وقتی دلتنگی... وقتی عاشقی... وقتی بی کسی... وقتی نداری... وقتی بی پولی... هیچ کس نمی فهمه! ولی کافیه یک بار بگوزی همه می فهمن!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

ببخشید این موقع شب مزاحم شدم. یه سوال داره مثل خره جونمو میخوره :

پدر پسر شجاع قبل از اینکه پسر شجاع به دنیا بیاد اسمش چی بود؟؟!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

بدم مياد اينجا جوك بزارم ولي اينا رو حيفم اومد...

يارو میگوزه میگه امان از دست این سوسیس کالباس های صدادار !!!

شب بچه از خواب پا میشه می بینه باباش افتاده رو مامانش. اونم میپره رو باباش میگه آخ جون دعوای برره ایه !!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

(توصيه ميکنم اين سمس رو ساعت 3 شب بفرستين)

مشترک گرامی، اين SMS جهت بيداري شما از خواب ارسال شده، لطفاً بعد از خواندن اين SMS لبخند زده دوباره سعی کنيد که بخوابيد،

با تشکر

-----------------------------------------------------------------------------

 

همه ميگن 1 ساعت يعنی 60 دقيقه و 1 دقيقه يعنی 60 ثانيه امّا هيچکس بهم نگفت که 1 ثانيه بی تو يعنی 60 سال !

-----------------------------------------------------------------------------

 

هرجاي دنيا که باشی، تو بالاترين نقطه ي دنيا که باشی، يا اگه تو پست ترين چاله ي دنيا که باشی. يه قلبيه که هميشه برات ميتپه، اونم قلبه خودته !

-----------------------------------------------------------------------------

 

براستي عشق چيست؟

به کودکی گفتند عشق چيست؟ گفت:بازی. به نوجوانی گفتند عشق چيست؟ گفت: رفيق بازی. به جوانی گفتند عشق چيست؟ گفت: پول و ثروت. به پيرمردی گفتند عشق چيست؟گفت: عمر. به عاشقی گفتند عشق چيست؟ چيزی نگفت. آهی کشيد و سخت گريست (منو ميگه ها!)
-----------------------------------------------------------------------------

 

اسمت را بر کوه نوشتم ريزش کرد، روي آب نوشتم بخار شد، روي کاغذ نوشتم پاره شد، روي قلبم....(برو بابا با اين اسمت، اينم اسمه تو داری ؟!!)
-----------------------------------------------------------------------------

 

مرگ داشت با زندگی دردو دل ميکرد، بهش گفت تو چرا واسه همه دوست داشتني اي و همه دوستت دارن با تو باشن ولی من واسه هيشکی ارزش ندارم ؟؟! زندگی بهش گفت چون تو يه حقيقتي و من يه دروغ !!

-----------------------------------------------------------------------------

 

عاشقی؟؟؟پس گوش کن!

اين رو بدون که يه عاشق هيچ موقع آبرو نداره - بدون عاشق به اميد عشقش زنده س - بدون يه عاشق، عاشق کشی بلد نيست - بدون يه عاشق هرگز دوروغ نميگه مخصوصا به عشقش - بدون اگه دوروغی به کسی گفتی يعنی اونو کشتی - اگه عشقت رو دوست داری هرگز بهش قول نده - خجالت و غرور رو بزار کنار اگه دوسش داری بهش بگو، به ساده ترين شکلی که بلدی يا ميدونی که ميفهمه بگو عزيزم دوست دارم، گرچه هيچ موقه نميتوان ارزش اين كلمه را به كسي منتقل كرد.

-----------------------------------------------------------------------------

 

نفرين!

الهی بشينی رو جوجه تيغی. الهی بری قزوين بند کفشت باز بشه. الهی نخود بخوری نتونی بگوزی. الهی جيشت بگيره کمربندت باز نشه. الهی بری هموم واجبی بکشی آب قطع بشه. الهی هر کانالی بزنی احمدي نژاد رو نشون بده.

-----------------------------------------------------------------------------6211///////////////////////////////////////////////////////

 

اسگل رو خوندي؟ حالا اينم ازگل!

ازگل حيواني (يا پرنده اي!!) است كه هيچوقت از تابستون رو صرف جمع آوري آزوقه نمي كنه، اما تمام طول زمستون رو دنبال اوون ميگرده!!

 

-----------------------------------------------------------------------------

گریه نکن زندگی رنگارنگه ... یه وقتایی دور شدنم قشنگه ...

شاید اگه همش بودی کنارم... یه روز میدیدم که دوست ندارم...

-----------------------------------------------------------------------------

 

3 تا ميمون از باغ‌وحش فرار ميكنن! اوليش ميره آفريقا دوميش ميره هند سوميش هم داره اين پيغام‌ رو ميخونه!

-----------------------------------------------------------------------------

 

سال نو ميلادي و تولد حضرت مسيح به تمامي مسلمانان هيچ ربطي نداره!

-----------------------------------------------------------------------------

 

شايد باورت نشه، اما تورو به اندازه ي دوتا چشمام دوست دارم.... از طرف موش كور!

-----------------------------------------------------------------------------

 

هروقت تونستي برف رسياه كني... پر كلاغ رو سفيد كني.... آتش رو بوس كني... توي آب يه نفس عميق بكشي...

اون موقعس كه من ميتونم فراموشت كنم...

-----------------------------------------------------------------------------

 

قلب من کوچک بود...عشق تو ليک بزرگ..من ز اندازه قلبم بيرون...عاشقت بودم و از عشق تو سرشار ولي...ساليان بسيار ...مانده ام عاشق تو...تا که اندازه اين عشق ترا...در دلم جاي دهم...و هنوزم باميد...عاشقت خواهم بود...گرچه تو رفتي و دل تنها شد...گرچه اين عشق بدون تو غمي بر ما شد(شعر آز: ف.شيدا)

-----------------------------------------------------------------------------

 

اين عشق چيست؟!

به کوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشک از ديدگانش جاري شد و گفت؟ ديوانگيست!!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

حقوق كارمندا مثل پريود خانوماست! به سه دليل:

1)ماهي يك بار بيشتر اتفاق نمي افته. 2)دو روز بيشتر دووم نمياره. 3)تموم كه بشه  ترتيــــبــت رو ميده!

-----------------------------------------------------------------------------

 

من و تو!

تو زيبا ،تو ماه، تو دوست داشتنی، تو مهربون، تو جذاب، تو بهترين، تو يه فرشته ... ولی من چی؟ يه آدم خالی بند!!

-----------------------------------------------------------------------------

 

شما كه اينطور نيستين؟

20 بار ديدمت. 19 بار بهت خنديدم. 18 بار به من اخم کردی. 17 بار از دستم خسته شدی. ولی 16 بار ديگه سعی کردم و 15 جمله عاشقونه را 14 بار به 13 زبان و 12 لهجه و 11 روز و روزی 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم. اما تو 8 بار قهر کردی. 7 بار صورتت رو از من برگردوندی و من 6 بار برات مردم. 5 بار قربونت رفتم و 4 بار نازتو کشيدم. تو 3 بار ناز کردی و 2 بار خنديدی و جونمو به لب رسوندی تا 1 بار بگی دوستم داری!

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

واسه بی حوصلگی هام

یه اتاق بسته می خوام

واسه فهمیدن حرفهام

یه دل شکسته می خوام

یه اتاق بسته می خوام

که من رو جدا کنه

از همه ی آدمهای شهر شلوغ

یه دل شکسته می خوام

که من رو صدا کنه

از توی این همه خنده ی دروغ

منِ بی حوصله بیهوده که بی حوصله نیستم

چی بگم؟هیچی نگم بهتره اهل گله نیستم

یه اتاق بسته تسکین می ده دردای من رو

یه دل شکسته خوب می شناسه دنیای من رو

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

شاخه گلی شکسته تو دسته تو اسیرم
اگه نیایی تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم
محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم
دستو پامو گم می کنم
وقتی نگام می کنی تو
نفس نفس هول می کنم
وقتی صدام می کنی تو
تو دفتره خاطره هام
تو ذهن و تو آرزوهام
اسم تو هم شده فراموش
اسم تو هم شده فراموش
یادم دادی بسوزم... دارم می سوزم...دارم می سوزم
اشکه چشامو دیدی بگو به چی رسیدی
قسم به بی قراریت مردم از چشم انتظاریت
محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم
دستو پامو گم می کنم
وقتی نگام می کنی تو
نفس نفس هول می کنم
وقتی صدام می کنی تو
تو دفتره خاطره هام
تو ذهن و تو آرزوهام
اسم تو هم شده فراموش
اسم تو هم شده فراموش
می دونی که دوست دارم
واسه اینه که دل می سوزونی تو
گفتم بهت دوست دارم
اما حالا من پشیمونم
برو به درک برو به درک برو به درک
برو به درک

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد

زیبایی عشق به تحمل نه خُرد شدن و فرو ریختن

عشق خیالیه که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست میده

عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میزاره

 عشق سخن گفتن با نگاه

عشق امید به رسیدن ترس از نرسیدن

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

اگه تا روز قیامت
داشتنت نباشه قسمت
چشم براه تو میمونم
با دلی پر از صداقت

اگه با اشکای گرمم
دل سنگ برام بسوزه
اگه جسم من بپوسه
بعد دنیای دو روزه

اگه نقش قصه هاشی
مه روی قله هاشی
بری و از من جداشی
اگه باشی و نباشی

نه فقط عاشقت هستم
مرحمی رو قلب خستم
اين تويی که می پرستم
سر سپرده تو هستم

اگه جای تو به این دل
همه دنیا رو ببخشن
می گذرم از هر چه دارم
اگه باشی عاشق من

اگه زنجیر به پاهام اگه
قفل و اگه صد بند
میرسم هرجا که هستی
به تو و عشق تو سوگند

اگه باشی تاجی بر سر
یا که از ذره ای کمتر
دل من داغ تو داره
تا ابد تا روزه آخر

نه فقط عاشقت هستم
مرحمی رو قلب خستم
اين تويی که می پرستم
سر سپرده تو هستم

اگه با یک قلب تبدار
بشم از عشق تو بیمار
یا وجود عاشقم رو
ببرن تا چوبه دار

اگه زندگیم فناشه
طعمه خشم خداشه
یا که در حسرت عشقت
روحم از بدن جداشه

اگه قلبم و شکستی
رفتی و از من گسستی
مهربون یا خودپرستی
هر چه هستی هر که هستی

نه فقط عاشقت هستم
مرحمی رو قلب خستم
اين تويی که می پرستم
تو بتی من بت پرستم

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو

اهل طاعونی این قبيله مشرقيم
تویی اين مسافر شيشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو

توبه فکر جنگل آهن وآسمون خراش
من به فکر يه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقهء گندم تن تو
تن ما تشنه ترين تشنهء يک قطره آب

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو

شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر تن من ریشهء سخت
طپش عکس يه قلب مونده اما رو درخت

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو

نبايد مرثيه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسافری خون رگ اينجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هر کی که هست هرکی که نيست داد ميزنم


بوی گندم مال من هر چی که دارم مال من
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال من

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند 

كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند

كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند 

كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند

كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند

كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند

كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند 

كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند 

كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند

كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

 

                      برگ انتظار است

 

                      عشق يكبار است

 

                     فراموشي محال است

 

                      و ياد تو تكرار...

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
آرايشگرها قشنگ مي كنند

رستورانيها سير مي كنند

دكتر ها خوب مي كنند

بناها درست مي كنند
شما چطور؟


هرگز يادم نميره لحظه هاي با تو بودن را هرگز يادم نميره لحظه اي كه لب روي لب هام ميگذاشتي و به من طراوت مي بخشيدي هرگز لحظه هايي كه تو رو زير آب مي بردم و باهات آب بازي مي كردم يادم نميره هرگز از خاطرم نميري ليوانه شكسته‌ي من!!!!!!! آخه چرا شكستي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


اينقد تنگي كه وقتي ميكنم توت احساس ميكنم داري

پاره ميشي.

پاره نشي كه فقط تو يكي رو دارم جوراب جون


اول شلوارتو در ميارم

بعد ميكشمت جلو

بعد بوست ميكنم

بعد پوشكتو عوض ميكنم


يه روز ميميري به خاك سپرده ميشي

بعد يه علف ميشيو يه گاوه

مياد تورو مي خوره.

بعد تورو ميرينه

بعدگوه ميشي

بعد من نگات


ميبينم اصلا عوض نشدي


آخرين خبر : پسراي رشتيه تك پدر از سربازي معاف شدند !!


دستانم را بر کمرت حلقه ميزنم.لبانم را بر لبانت ميگذارم و از عصاره وجودت ميمکم با تمامه وجود فرياد ميزنم،دوستت دارم شيشه نوشابه!!!!!!


ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو گذاشت سر کار؟ ( پايين رو بخون )

 

 

 

ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو سر کار نگه داشت؟ ( بالا رو بخون )


خشك ميره تو خيس مياد بيرون سفت ميره تو شل مياد بيرون چند بار بايد ببري تو بياري بيرون تا اون چيزي كه ميخوايي ازش در بياد ..... چای


دوستت دارم نه به خاطر شهامتت

نه به خاطر حسادتت

نه به خاطر حماقتت

نه به خاطر جسارتت

فقط به خاطر وجود کثافتت


هر شب ميام سراغت اينقدر ميمالونمت و فشارت ميدم تا آبت در بياد بعد لبامو به سوراخت ميزارم و شروع به مكيدن ميكنم آخ عاشقتم آنار


منتخب جشنواره فيلم فجر در قزوين
۱- اسپارتاكون
۲-عزيزم برگرد
۳-دمر شدگان
۴-متهم كميسر را ميكند
۵- من كامبيز ۱۲ ساله هستم


بچه ميمونه به مامانش گفت مامان چرا ما اينقدر زشتيم
مامانش گفت عزيزم برو خدا رو شكر كن از اوني كه داره
اين جكو ميخونه خوشگلتري
 


تركه ميگه :
مي خواستم ديپلم بگيرم نگذاشت
مي خواستم ليسانس بگيرم نگذاشت
مي خواستم پزشكي بخونم نگذاشت
دوستش پرسيد : كي؟
تركه گفت : كون گشادم


اسمان را مي نگرم تو را مي بينم خورشيد را مي نگرم تو را مي بينم ماه و ستارگان را مي نگرم تو را مي بينم خوب مسخره بر از جلوم كنار ديگه


با من تكرار كن
1

 

2

 

3

 

4

 

5

 

6

 

7

 

8

 

9

 


10

 

آفرين مونگول فردا A B C تمرين ميكنيم


                            حافظ نامه

 

 
نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس/ ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس

گفتم: سلام حافظ گفتا عليك جانم / گفتم: كجا روي؟ گفت والله خود ندانم

گفتم: بگير فالي گفتا نمانده حالي / گفتم: چگونه‌اي؟ گفت در بند بي خيالي

گفتم: كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟ / گفتا: كه مي‌سرايم شعر سپيد باري

گفتم: ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد / گفتم: رقيب! گفتا: او نيز كله پا شد

گفتم: كجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟ / گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز؟ / گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز

گفتم: بگو زمويش گفتا كه مش نموده / گفتم: بگو ز يارش گفتا ولش نموده

گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟ / گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون

گفتم: كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟ / گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم: بگو زساقي حالا شده چه كاره؟ / گفتا: شدست منشي در دفتر اداره

گفتم: بگو ز زاهد آن رهنماي منزل / گفتا: كه دست خود را بردار از سر دل

گفتم: ز ساربان گو با كاروان غم‌ها / گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا

گفتم: بگو ز محمل يا از كجاوه يادي /  گفتا: پژو، دوو، بنز يا گلف نوك مدادي

گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي / گفتا: كه جاي خود را داده به فاكس برقي

گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره / گفتا: به جاي هدهد، ديش است و ماهواره

گفتم: سلام ما را باد صبا كجا برد؟ / گفتا: بلوکه کرده ديروز يا پريروز
گفتم: بگو ز مشك آهوي دشت زنگي / گفتا كه: ادكلن شد در شيشه‌هاي رنگي

گفتم: سراغ داري ميخانه‌اي حسابي / گفت: آنچه بود از دم گشته كبابي

گفتم: بيا دوتايي لب تر كنيم پنهان / گفتا: نمي‌هراسي از چوب پاسبانان
گفتم: شراب نابي تو دست و پا نداري؟ / گفتا: كه جاش دارم وافور با نگاري

گفتم: بلند بوده موي تو آن زمان‌ها / گفتا: به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم: شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟ / گفتا: نديده بودم هالو به اين خرفتي!

 

لطفا نظر بده

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
مردم اردبيل برای همدردی با زلزله زدگان اقدام به انجام کارهای زير نموده اند :

۱ - بخاطر عمق فاجعه غواص و خط کش به بم فرستاده اند .

۲ - موبايلهای خود را يک دقيقه روی ويبره گذاشته اند .

۳ - و از همه جالبتر اقدام به خراب کردن خانه های خود نموده اند !


يه بار به يه ترکه ميره امام رضا می بينه خيلی شلوغه داد می زنه می گه:

-چه خبره پار سال هم ما آمديم سرو صدا بود حاجتها گاتی،‌پاتی شد ما بار دار شديم .


 يک روز يک عربه ميره اسکی سه تا خط رو برفها ميمونه !!!


يه روز تركه می آيد خونه ميبينه داداشش رو زنش خوابيده. ميگه پاشو پدر سگ! ادای منو در نيار


تركه برف پاكن ماشين ميزنه هيپنوتيزم ميشه


نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهميدم فقط نگاهم ميکرد...


دو تا زن جوون تو حموم عمومي باهم بودن، اولي به دومي (با لهجه شيرازي) ميگه: قربونت او ليف رو بده من. زن دومي بهش ميده. بعد
چند دقيقه، دوباره اولي ميگه: قربونت او سفيدآب رو هم بده من. دومي سفيدآب‌ رو هم بهش ميده. بعد دومي ميپرسه: ببخشيد خانم شما شيرازي نيستيد؟ اولي ميگه: اِاِاا... از لهجه شيرينم فهميدي؟ يارو ميگه: نه از كون گشادت!!!(


 گویند که پشم کس لیلی
ز انداره گذشته بود خیلی
برحجره نشسته پشم می کند
پشمی که به حال خشم می کند
ناگاه ز دور شد غباری
وز پشت غبار شتر سواری
آمد در خیمه نامه در دست
بر تارک خیمه نامه بر بست
مجنون بنوشته بود لیلی
میل به کست مراست خیلی
از دست تو سگ پدر فکارم
هرشب کس گرگ می گذارم
تا شوهر جاکشت بمیرد
مجنون چه کند تو را بگیرد

حال نوبت به لیلی است:

انگشت بزرگ خود قلم کرد
با آب کسش چنین رقم کرد
ای شوهر اصل کاری من
کیرت شتر سواری من
از دور بده سرش ببوسم
کیرت به کسم چست به گیسم
چون دستت نمی رسد به دستم
یک پشم کسم به نامه بستم



غضنفر از دست شکمش شاکي مي شه و مي‌گه: خسته شدم از بس که کار کردم و دادم تو خوردي. شکمش مي‌گه: اگه ناراحتي، من کار کنم و بدم تو بخوري!!


يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکي اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کي با تو بود؟! با اين غازه بودم


خرس ها با يک ظرف بزرگ عسل خر ميشن

اسب ها با چند حبه قند

طوطی ها با تخمه آفتابگردون

سگ ها با استخون

مردها با زن زيبا

زن ها با تمجيد


                                            ای دوست

الاهی تو بمی ری من بمونم

سرقبرت بيام روزه بخونم

الاهی سرخک و عريون بگيری

تب مالت و فشار خون بگيری

اگر بردی از اينها جان سالم

الاهی درد بی درمون بگيری

ای دوست ای دوست

به جهنم که مرا دوست نداری

از بهر تو هرگز نکنم گريه وزاری

اگر روزی بجز من يار بگيری

الاهی تب کنی فرداش بميری

الاهی تب کن فرداش بميری......


رشتيه ميره خونه مي‌بينه يه سياهه داره زنش رو ميكنه. داد مي‌زنه: دربيار!، دربيار! يارو در مياره. رشتيه ميگه: اَه اَه! حالم بهم خورد، بكن تو! بكن تو!



قزوينيه جلو آينه لخت ميشه كون خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!


قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن! چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟ قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!


يارو كيرش خيلي كوچيك بوده ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر دستم به دامنت، چند روز ديگه عروسي منه يك كاري بكن اين كير ما يه خورده گنده بشه شرمنده زنمون نشيم! دكتره دارو مينويسه ميده دست يارو. تو همين لحظه يكي ديگه مياد تو ميگه: آقاي دكتر اين كير ما خيلي گنده‌اس، پدر مارو درآورده! يه دارويي بده يه خورده كوچيكتر بشه! دكتره نسخه اينيكي رو هم مي‌نويسه. از قضا تو داروخانه داروهاي اين دو تا اشتباه ميشه! فرداش اون باباي كه كيرش كوچيك بود مياد پيش دكتره و داد مي‌زنه: مرتيكه عوضي! يه ذره كير داشتيم اونهم از دست رفت! دكتره ميپرسه: اي بابا! حالا اون يكي مريضه كجاست؟ يارو ميگه: پايين داره عقب جلو ميكنه بياد مادرتو بگاد!


 
س تركه ميره مهموني با يه زنه شروع ميكنه رقصيدن دهنه زنه بو ميداده تركه ميگه خانم چرا دهنت بو ميده؟زنه ميگه صبح دندونپزشكي بودم برام پل گذاشته.تركه ميگه :ااااا پس بگو يكي زير پله ريده


يه روزي از روزاي خدا سه تا آدم از سه تا فرهنگ متقاوت ترك اورجينال و فارس و گزويني !  پا ميشن ميرن دكتر كه بفهمه چه مرگشوونه !
دكتره بعد كلي معاينه و بالا پايين كردن ميگه يافتم !

ـواما نسخه شما سه نفر !
ـ آقاي فارس ! شما نبايد شيريني بخوري !
ـ آقاي ترك ! شما نبايد بربري بخوري !
ـ آقاي گزويني ! شما نبايد به ما تحت كسي نظر سوء‌داشته باشي !


و الا ميميريد !

 

سه تايي زدن بيرون از مطب ... دم در مطب يه شيريني فروشي توپ بود كه فارسه نتونست خودش رو نگه داره و .... انا لله ... 

و اما تركه و اون ببم به راهشون ادامه دادن تا اينكه جناب ترك يه بربري روي زمين ديد ! دولا شدن همانا و مرگ دو نفر همانا !!! 


شب بود چشماش برق مي زد .پاهاشو باز كردم. ممه هاشو ماليدم . خيلي از اين كار لذت مي بردم چون :
.
.
.
.
.
براي اولين بار داشتم گاو مي دوشيدم


دردش زياد نيست . خونريزيش هم كمه ... مامانت اينا هم نمي فهمن ..فقط بايد خودتو شل كني و چشماتو ببندي ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واكسن سرخك و سرخجه


اول تف مي زنم خيس بشه .. بعدش با دستم راستش مي كنم بعد مي كنمش تو.....
.
.
.
.
.
.
.
اينجوري سوزن نخ مي كنم ....


 داري ميدي مواظب باش به اوني بده كه مرد باشه نه اينكه فقط ظاهر مردونه داشته باشه ...
خيلي دقت كن ... گول حرفاشو نخور... ببين راست مي گه يا نه
منم حتما راي ميدم ...


خیلی وقت بود ... نديده بودمش، وقتی بد از مدتها دیدمش خيلی جا خوردم بازم هل شدم ، دست و پامو گم کردم برق چشاش تنم رومیلرزونه .........وقتی می بينمش بی اختیار بدنم میلرزه ... هل ميشم ميخوام داد بزنم، ... جيغ بکشم ... گريه کنم ... نميدونم فقط منم که طاقت نگاهش رو ندارم يا همه این طورین؟ مدتی خيره به هم نگاه کرديم ،هر کدوم منتظرِ حرکتی از جانب ديگری بوديم تا عکس العملی نشون بديم ... اون لحظه مثل يه قرن بود ... برام ثانیه ها از حرکت، ايستاده بودن موتوره مغزم با سرعت تمام کار ميکرد و دنبالِ ... حالی ميگشت بی اختیار فرياد کشيدم ...

سووووووووووووووووووسسسسك

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
يه رياضيدان عروسي ميكنه! چند شب اول اونجاي خانومشو اندازه گيري ميكرده ولي دست از پا خطا نميكرده! دختره ميره پيش مامانش ميگه شوهرم اين چند شب پاهامو از هم بازميكنه ؛اندازه گيري ميكنه ويكسري محاسبات رياضي انجام ميده ولي كار اصلي رونمي كنه .مامانه ميگه صبر داشته باش شايدمنظوري داره ! فردا دختره ميادپيش مامانش ميگه ديشب شوهرم محاسباتش تموم شد از دور شيرجه زد روم ،مستقيم زدبه هدف خيلي خيلي لذت بردم .
مامانه ميگه: حالا كه اينطوريه اون محاسباتو بده تا بابات هم ازش استفاده كنه .روز بعد مامانه مياد پيش دخترش ،دختره ميگه اوا خاك عالم مامان چرا گشاد گشاد راه ميري !
!مامانه ميگه آخه بابات ديشب تو محاسباتش يه مثبت منفي رو اشتباه كرد از دور شيرجه زد ولي با كله رفت تو .....!!!

عزرائيل ميره سراغ يه قزويني در حال مرگ بهش ميگه: ميخوام جونت رو بگيرم! وصيتي نداري ؟ قزوينيه ميگه: چرا ببم جان! نوشتم گذاشتم زير فرش، دولا شو ورش دار


يك روز يك پسر با خالش مير بيرون كه تو راه ميبينند يك خر (از اينها كه روش چی ميفروشن)
شق کرده از خاله می پرسه این چيه خاله ميگه هيچی! فردا با باباش كه ميره بيرون خره را دوباره ميبيند و به باباش ميگه ديروز هرچی از خالم سوال كردم اين چيه ميگفت هیچی!
باباش ميگه آخه اين برای خاله تو هيچی نيست!!!!



يه روز چند تا جوون يه پيرزن کور بلند ميکنن ميبرن تو بيابون که ترتيبش رو بدن ولي به محض اينکه پيرزنه مي‌فهمه اينا مي‌خوان چکار کنن شروع ميکنه به داد و بيداد کردن اينا ميگن مادر جان اينکه داد و بيداد نداره پولش رو ميديم اصلا هر چقدر شد پولش رو دو برابر ميديم يارو هم قبول ميکنه. وقتي کارشون تموم ميشه مي‌بينن يه خر نر داره از اونجا رد ميشه ميگن اين يارو که کوره پولم که داره ازمون دوبل ميگيره بزار اين خره رو بندازيم به جونش تا تلافي کنيم. بعد از اينکه خره کارش تموم ميشه به طرف ميگن خوب مادر جان حساب کن بريم کار داريم پيرزنه ميگه اون آقاي اولي پنج هزار تومن، آقاي دومي ده هزار تومن، آقاي سومي بيست هزار تومن. اون آقاي آخري هم که کت مخمل تنش بود نوش جونش اصلا پول نمي‌خواد بده آخه کلي باهاش حال کردم!!


يه يارو تو قزوين رئيس بانك بود . يه آگهي داد به اين مضمون :
جوان 18 ساله براي15 نفر
نوجوان 15 ساله براي 10 نفر
نونهال 10 ساله براي 5 نفر
كودك 7 ساله براي 2 نفر
چه كسي كليد طلايي مهد كودك را خواهد برد؟!!!



يه مرده دست زن و پسر كوچيكشو ميگيره ميبره شمال! يه اتاق كوچيك كرايه ميكنن! شب هوس كار خير ميكنن و ...! صبح كه ميشه زنه ميخواست بفهمه بچش از ماجراي ديشب چيزي دستگيرش شده يا نه! از بچه ميپرسه: عزيزم ديشب خوب خوابيدي؟ بچه ميگه: آره مامان، چند دقيقه ديگه باز از بچه ميپرسه: عزيزم ديشب خوب خوابيدي:؟ بچه: آره مامان.... همين طور هر چند دقيقه يه بار از بچه ميپرسيده كه يهو بچه عصباني ميشه داد ميزنه: خوب تو همين كونده بازيا رو در مياري كه بابا ديشب كونت گذاشت


يه روز يه مرده ميره پيش دوستش و ميگه: كير الاغم بلند شده و هر كاري مي‌كنم نمي‌خوابه! آب جوش مي‌ريزم، فوت مي‌كنم،يخ ميزارم، لگد ميزنم ولي اثر نداره. دوستش مياد هر كاري مي‌كنه نمي‌تونه كير الاغه رو بخوابونه. خلاصه يكدفعه صاحب الاغ متوجه ميشه يه پر كاه رفته توي كون الاغه و همين باعث شده كه كيرش راست بشه. موضوع رو به رفيقش مي‌گه. رفيقش مي‌گه: به هيچ‌كس اين موضوع رو نگو. دوستش مي‌گه: چرا؟ رفيقش مي‌گه: اگه زنها اين موضوع رو بفهمند كون همه مردها رو كاه‌دوني مي‌كنند


 
عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور! 


ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!


ترکه میرسه سر یک صحنة تصادف، از یکی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت یک بنده خدای دیگه میاد از ترکه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ ترکه میگه: یلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!


 لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ گوزی نتنِه باطلش کنه!


 ترکه میگوزه، دنبال پوکش مي‌گرده!


يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!


تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از آخوند ده ميپرسن اين چيه؟ آخونده يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!


يه بار يه کچل ميره آرايشگاه ميگه آقا شما سر ميزنين؟
همه بر ميگردن نگاش ميکن و ميزنن زير خنده.
مرد آرايشگره ميگه بله . چطو مگه؟
ميگه هيچی - يه سر هم به ما بزنين


 
يه بار داشته يه ترک جايی ميرفته ميبينه يه زن داره دعا ميکنه خدايا يه شوهر خوب برا من پيدا بشه و ... که ترکه يهو خودش رو ميندازه جلو و ميگه خدا هل نده - خدا هل نده


    گزارش آماری از نوترینو :


روزانه در دنيا ۱.۵ ميليارد نفر به <سکس> فکر ميکنن
در ايران روزانه ۴۰ ميليون نفر به <سکس> فکر ميکنن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا روزانه ۵۰۰ ميليون نفر مشغول <سکس> هستند
در ايران شبانه و روزانه ۲۵ ميليون نفر مشغول <سکس> هستند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا ۱۰۰ ميليون نفر هستند که فقط به سکس فکر نمی کنند
در ايران ۱۰۰۰۰ نفر + مردگان در قبر(بجز احمد مولا) به سکس فکر نميکنند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا ۵۰۰ ميليون نفر ديگر قادر به انجام سکس نيستند
در ايران چنين چيزی وجود ندارد ! ! !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا ۱۰۰۰۰۰۰ نفر به صورت آزادانه قادر به انجام اين عمل نميباشند
در ايران تمامی جوانان مجرد به صورت دزدانهاين کار ار انجام ميدهند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا کسی وجود ندارد که اين گزارش آماری را بخواند
در ايران تو منگل نشستی داری اينها رو ميخونی؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!



يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند .
يه تركه و يه اصفهانيه و يه رشتيه ميرن واسه تست

اصفهانيه اول نشست و گفت :

ما اصفهانيا آدمای مهمون نواز و دست و دل بازی هستيم

يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد

نوبت رشتيه شد :

ما رشتيا آدمهايی هستيم با مرام ، غيور و با غيرت

يه دفه دستگاه گردنش رو زد

تركه نشست :

ما تركا آدمايی هستيم.

دستگاه گردنش رو زد ...


از تركه و قزوينيه و رشتيه پرسيدند

نظرتون در مورد زن چيه :

تركه : زن مثل گله ، بايد هر شب آبش بدی

قزوينی: زن مثله سكه است از دو طرفش استفاده كن

رشتی: زن مثل كتابه خودت خوندی بده بقيه هم بخونند



يه تركه داشت از تو محل رد ميشد . بقال محل صداش كرد . بهش
گفت : هوای پسرت و داشته باش . گفت چرا . بقاله گفت : چون
با آدمای بدی ميگرده . تازه حشيش هم ميكشه . تركه گفت
حشيش چيه ؟ بقاله گفت : حشيش يه چيزيه كه ميريزن تو سيگار
ميكشن ميرن فضا . تركه رفت خونه زد زير گوش پسرش گفت :
ای كره خر ، حشيش ميكشی ؟ پسره گفت نه به خدا ، حشيشم
كجا بود . تركه گفت : خفه شو پدر سگ . تو فضا ديدنت ...


یه زنه رفت کفش بخره . گفت آقا یه کفش میخوام که پشتش باز باشه.
جلوش هم منگوله داشته باشه یارو گفت بیا پات و بکن تو کون من .


ترکه سرش رو از روی کلاه میخاروند . بهش گفتند چرا این جوری میکنی

گفت مگه شما میخواهید کونتون رو بخارونید شلوارتون و در میارید .


يه قزوينی وصيت کرد وقتی مرد جسدش رو بسورونند
و خاكسترس رو پودر بچه كنند


قزوينيه رفت پرورشگاه بچه بگيره

گفتند ميبری يا ميكنی !


از يه نفر پرسيدند: "نظرت درباره دوران نامزدی چيه"

گفت: "مثل يه دوچرخه ميمونه كه بابات واست ميخره و

نميزاره سوارش بشی"


يه روز يه قزوينی يه بچه رو بلند ميكنه ميبره  بكنه

رو كار بود كه بچه شروع ميكنه به داد زدن

قزوينيه گفت: "آخه الاغ ، اگه كسی بياد كمك به من

كمك ميكنه نه تو"



عربه تو بيابون شترش خراب شد . رفت به يه تعميرگاه

به مكانيكه گفت : "آقا شترم خراب شده"

مکانيکه گفت ؛ بيارش رو چال

بعد با پتك زد تو تخمای شتره ، شتره زد به بيابون

عربه اومد پيشش و گفت آقا شترم در رفت

مكانيكه گفت : "خودتم بيا رو چال" و زد تو تخمش

يارو هم شروع كرد به دويدن . بعد شاگرده مكانيكه

اومد پيشش گفت: "اوسا ، اوسا ، يارو پول نداد"

مكانيكه به شاگردش گفت: "خاركسه ، تو هم بيا رو چال"


معلم به شاگردش كه عرب بود گفت :

"كردم ، كردی ، كرد ، چه صيغه ای است"

شاگرده گفت :

"ولك ،صيغه نيست ، جندست"


به تركه گفتند با شادی جمله بساز

گفت : چقده كون گشادی


يه نفر رو كار يه زنه بود , يه دفعه شوهرش رسيد

يارو از پنجره پريد بيرون افتاد تو يه سطل آشغال بزرگ

و كونش از سطل بيرون بود , يه قزوينی از اونجا رد ميشد

كون و ديد رفت طرفش , يه دست بهش كشيد و گفت:

ببين اين مردم چقدر اسراف ميكنند

اين كون حالا حالاها كار ميكنه


در پاركهای قزوين روی تابلوها نوشته اند :


"لطفا گل بچينيد"


تركه رفت سلمونی . ديد كه مشتريها توی دو صف نشسته اند

پرسيد چه خبره . گفتند صف اول توبچگی كون داده اند و

ريشهاشون رو با تيغ ميزنند . صف دوم تو بچگی سالم موندند

و ريشهاشون رو با چاقو ميزنند .  تركه ميگه من كه تو بچگی نداده ام

خلاصه ريشهاشو با چاقو ميزنند . وسط كار دهنش سرويس ميشه

وقتی اشكش دراومد ميگه : آقا آقا صبر كن يه چيزهايی داره يادم مياد


قزوينيه داشت بچه اش رو ميكرد . وسط كار دردش گرفت

گفت : آخ . زد تو سر بچش گفت : زهر مار

مگه ما بچه نبوديم


يه يارو گردن كلفت با يه رشتيه تصادف كرد , يارو پياده شد و گفت:

كيرم تو كس ننت , كيرم تو كس خواهرت , كيرم تو كس زنت

رشتيه بهش برخورد  , اومد پايين گفت :

آوووو , مگه با يه تصادف چقدر كيرت بلند شده!


يه روز به يه رشتيه ميگن از خاطرت جنگ تحميلی بگو

رشتيه ميگه : بهتره كه از معجزات جنگ بگم

چه شبها كه ما پشت سنگر به ياد عيال جق ميزديم

و عيال در رشت حامله ميشد


يه روز يه تركه ميره تو يه معبد .

ميبينه كه چند مرد دور يك ميز جمع شده اند ومعامله هاشون رو

روی ميز گذاشته اند  يه موش هم روی ميز ميچرخه

يه زن هم توی يه قفس كرده بودند

آنطرفتر هم يه مرد رو از معامله اش آويزون كرده بودند

تركه پرسيد چرا اينا دور ميز جمعند

مسئول معبد گفت : اين موش روی معامله هر كی بشينه

امشب اون زنه رو ميکنه

پرسيد چرا اون مرده از معامله اش آويزونه

مسئول معبد گفت : اين مادر قهوه وقتی دور ميز می نشست
زير معاملش پنير ميزاشت


یه قزوینیه یه پیر مرد رو برد مهد کودک گفت :
ببخشید ، میشه اینو برام خورد کنید



يه روز چند تا ترک تو خيابون وايساده بودن هی با لگد ميزدن توی
تخم همديگه . يه نفر رسيد بهشون گفت : آخه مگه شما کس خليد
دردتون نميگيره ؟ يکيشون با خنده گفت : هه هه ، نه بابا ،
ايلده پوتين پامونه ...



يه شب جمعه تو يه روستا حموم ده خراب شد . مسئول
حموم که ترک بود اومد وسط ده داد زد : آهای اهالی ،
اونايی که کردن ، کردن ، اونايی که نکردن ، نکنن ، حموم خرابه ...


يه روز يه ترکه سوار يه فولکس بود . پشت يه چراغ قرمز
زد تو کون يه زانتيا . راننده زانتيا اومد پائين . يه نگاه به سپر کرد
يه نگاه به يارو ، بعد رفت سوار ماشين شد . چهارراه بعدی زانتيا
ايستاده بود . دوباره يارو اومد زارت گذاشت تو کونش . يارو برگشت
پشت سرش و نگاه کرد .
ترکه سرش و آورد بيرون داد زد : برو آقا ، من بودم !!!!!!



مرغه داشته از خيابون رد ميشده کاميون از روش رد ميشه
بلند ميشه پرو بال رو تکون ميده ميگه

آخيش به اين ميگن خروس


يه پسره تو خيابون راه ميرفت و با خودش حرف ميزد
ميگفت " اگه بشه چی ميشه " . بعد از چند وقت دوباره
ملت ديدنش . ميگفت " چی ميخواستيم چی شد "
ملت رفتن ازش پرسيدن بابا چته . اينا چيه با خودت ميگی
پسره گفت " چند وقت پيش مادرم مريض بود .
گفتم اگه ننم بميره بابام ميره يه زن جوون ميگيره .
هم خودش حال ميکنه هم من . ولی ننم خوب شد
بابام مرد . حالا ننم رفته شوهر کرده .
هم ننم و ... هم منو "


یه بار يه نفر به يه ترکه ميگه: کره خر . ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه : عجب يعني اينقدر جوون موندم؟!


به رشتيه ميگن :‌ کدوم پسرتو بيشتر دوست داری ؟ ميگه : چهارمی . ميگن : چرا ؟ ميگه : چون سيٌده !!!!؟؟؟


عكس يه كرگردن رو به يه تركه نشون ميدن و مي پرسن تو شهر شما به اين چي ميگن ?! ايشون هم به هيبت كرگردنه نگاه ميكنه و ميگه: والا ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم.

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو میگه بالام جان بچه بود و سفید بود....میگن حالا یه خاطره بد بگو:میگه آی بالام جان بچه بودیم و سفید بودیم...

يارو تهرونيه مي‌خواسته سر به سر رفيق تركش بگذاره، بهش ميگه: دويدم و دويدم، به خونتون رسيدم، ازرو ديوار پريدم، خوارتو من گاييدم! تركه هم ميگه:‌ منم اومدم خونتون، ننتو گاييدم! تهرونيه ميگه: برو بابا! اين كه وزن نداره! تركه ميگه: خوب حقيقت كه داره!


رشتيه مياد خونه ميبينه بچه ها حسابي شلوغ پلوغ كردن . مي‌گيره همه رو ميزنه و ساكتشون ميكنه بجز يكي كه اصلا هيچي بهش نمي‌گه. رفيقش بهش ميگه: بابا چرا اينقدر بين بچه هات فرق ميگذاري؟ رشتيه ميگه: آخه اون يكي سيده!!! 


يه بار برميگردن به يه ترکه ميگن جريان اين بوق زدن تو عروسيا چيه ؟؟؟ميگه ايلده اين قبلا يه شعری داشته که ما ميخونديم ...ميگن خوب حالا چی بوده ... ميگه:

اونی که تا قبلا نميداد ... ديــديــد داد....دیــــــددیــــــد داد .


 به عربه ميگن زن رو تشبيه كن، ميگه: ولك زن مثل باغچه ميمونه... صبح آبش ميدي، ظهر آبش ميدي، شب هم شيلنگ رو ميندازي توش تا صبح آب بخوره!!


:: دوره‌گرده تو يكي از كوچه‌هاي شمرون داد ميزده: دمکنی 500 تومن! دمکنی500 تومن! پيرزنه سرشو از پنجره مياره بيروه، ميگه: ننه، تا ته بکونی چند ميشه؟!!



پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش مي‌پرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم مي‌زنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره مي‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش مي‌بنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ‌مي‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه:‌ آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه:‌ خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده!


يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين


تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش


رشتيه بچشو ميندازه بالا، ميگه بگو بابا، بگو بابا. بچهه ميگه اکبر آقا، ممد آقا، اصغر آقا


ياد داري که تو را ميکردم  ،  همه شب تا به سحر راز دعا
ياد داري که به من ميدادي  ،  درس علم و هنر و صدق و صفا
همه شب بهر تو راست ميکردم  ،    دست حاجت به درگاه خدا
دستمالي بده تا پاک کنم  ،  عرق شرم از روي شما


به يه ترکه ميگن خر بهتره يا گاو؟ ميگه گاو. ميگن چرا؟ ميگه خوب آدم که از خودش تعريف نمي‌کنه


به يه ترکه ميگن چرا داروهات رو به موقع نمي‌خوري؟ ميگه آخه مي‌خوام ميکروبها رو غافلگير کنم


واسه سرشماري اومده بودن در خونه رشتيه، يارو از رشتيه ميپرسه: اسم پسر اولت چيه؟ رشتيه ميگه: اصغر. ميپرسه: خوب اسم پسر دومت چيه؟ رشتيه: ميگه اصغر! ..سومي - چهارمي- پنجمي، خلاصه همه رو ميگه اصغر! ماموره شاكي ميشه، ميگه: مامور دولت رو سر كار گذاشتي؟! رشتيه ميگه: نه والله، اينها همشون اسمشون اصغره! مرده ميگه: خوب پس چجوري تو خونه صداشون ميكنيد؟ رشتيه ميگه: خوب اصغرِ اكبرآقا داريم، اصغرِ علي آقا داريم، اصغرِ آقا رضا داريم!!!


يارو ازون تيمسار كس‍خلاي تير بوده، يك روز كلة سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چه‍چه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكي‍تر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه (كه از قضا لابد ترك هم بوده!) خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!!!



به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كس‍شعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم


قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لاية ازون بگرده!!!



تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!!!


رشتيه با خانمش و يك باباي ديگه تو كوپة قطار بودن، شب ميخواستن بخوابن، رشتيه و زنش پايين ميخوابن، جناب غريبه هم ميره رو تخت بالا ميخوابه. خلاصه يك مدت ميگذره، يهو يارو ميگه: آقا خجالت بكش! تو كوپه قطار عمومي اين كارا قباحت داره! رشتيه، هول ميكنه، ميگه: والله ما كار بدي نميكرديم! دوباره يك مدت ميگذره، باز مرده ميگه: دِ آقا قباحت داره! من اين بالا خوابيدم، اين چه كاريه شما پايين ميكنيد؟! باز رشتيه شرمنده ميگه: والله ما كار خاصي نميكرديم، فقط خوابيده بوديم. خلاصه يك مدت ميگذره و يك بند مرده غر ميزده كه اقا اين چه كاريه ميكنيد و رشتيه هم هي قسم و آيه ميخورده كه كار بدي نميكنه. بالاخره رشتيه شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ تو بيا پايين بخواب، من ميرم بالا ميخوابم. مردك هم كه همينو ميخواسته، جنگي مياد پايين و بسم الله شروع ميكنه با زن رشتيه، حالا نكن، كي بكن!! رشتيه از تخت بالايي سر وصدا رو ميشنوه، با خودش ميگخ: بندة خدا راست ميگفت، ازين بالا ناجور به نظر مياد!!!


تركه و لره با هم ميرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر لره داد ميزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال تركه.... اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه ميگره، ...بنگ! اينبار كير اقا شيره كنده ميشه! تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بكنه!!!



تركه تو اتوبوس ميگوزه همه بهش ميخندن. اونم خوشحال ميشه، ميگه: اگه ميدونستم اينقدر حال ميكنين براتون ميريدم!!!



يارو استاده خيلي بي ادب بوده و همش سر كلاس جكاي ناجور ميگفته. خلاصه دختراي كلاس شاكي ميشن و تصميم ميگيرن اگه يه بار ديگه اين يارو جك خلافي گفت، كلاس رو ترك كنن. فرداش استاده مياد سر كلاس ميگه: شنيدين تو هند جنده كم شده؟! دخترا هم همشون پاميشن كه از كلاس برن بيرون، استاده ميگه: خانوما كجا؟! پرواز تهران-دهلي فرداست



زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم،‌ خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست



تركه عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: آقاي دكتر ما بچه‌دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفته‌ست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كسه مايكروويو كه نيست

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
به رشتیه میگن زنتو هفت نفربا پیکان بردن میگه نمی دونستم پیکان هشت نفرجاداره

 
ترکه میره عروسی جومیگیره به عروس شماره میده


 
به ترکه میگن سزارین یعنی چی؟ میگه بچه به شرط چاقو


روزي مرغ و خروسي وارد يه سوپر ماركتي ميشن.بعد به فروشنده ميگن:تخم مرغ دارين؟ فروشنده ميگه:شما ديگه چرا؟!! مرغ ميگه:آخه ما هنوز نامزديم!!؟


به گوسفنده ميگن به چه سبكي  دستشويي مي كني ؟؟

                ميگه : به سبك گروه آريان .... دونه دونه دونه دونه ..... دونه دونه


                به گوسفنده مي گن بزرگترين آرزوت چيه ؟ ميگه براي يه بارم كه شده جلوي وانت بشنيم!!!


          يه بنده خدايي در اتوبوس به دنيا ميايد اسمش را ميگذارند عبد الواحد!!


   يه كنكور آزمايشي...

1.هنرپيشه معروف سينما: محمدرضا......

الف:گلزار   ب:علف زار

ج:دشت     د:گندمزار

2.هنرپيشه اسبق زير آسمان شهر: رضا......

الف:ماكسيما   ب:فولكس

ج:خاور10تن     د:ژيان

3.بازيگر نقش اول سريال سفر سبز:

الف:پارسا پيروزفر    ب:فارسا فيروزفر

ج:پارسا پيروزپر        د:پارسا فيوز پر

4.اسم آخرين كاست عرشيا:

الف:ديوونه         ب:خل و چل

ج:عجوج مجوج     د:منگل

5.سبك خوانندگي خشايار اعتمادي:

الف:پاپ              ب:اسقف

ج:راهبه              د:آبگوشتي

6.نام يك تيم انگليسي:

الف:ميدلز برو           ب:ميدلز بيا

ج:ميدلز بودي حالا    د:ميدلز برو گمشو

7.دروازه بان معروف انگليسي:

الف:ديويد سيمن      ب:ديويد سيگرم

ج:سيمثقال              د:ديويد سيتن

8.در بيت زير چه صنعتي بكار رفته:  ((بيوفايي،بيوفايي،دل من از غصه داغون شده))

الف:ايهام               ب:صنعت نفت

ج:پتروشيمي          د:شموشك نوشهر

9.يكي از وسايل اصلي در ساختمان عينيك و ديگر وسايل اپتيكي:

الف:عدسي          ب:لوبيا با پياز

ج:كاچي                د:فرني

10.دانشمندي كه بين بار الكتريكي و جرم الكترون ها و سرعت آنها رابطه اي نوشت:

الف:تامسون           ب:بم

ج:واشنگتن             د:قوچان

11.نام ديگر اسيد فرميك:

الف:جوهر مورچه        ب:سلام مورچه

ج:جوهر سرندي پيتي   د:مگمگ و دوستان

12.گازي كه در قديم در يخچالها بكار مي رفت:

الف:فرئون              ب:ابرهه

ج:نمرود                  د:فتحعليشاه

13.عناصر رديف آخر جدول تناوبي را گازهاي...... ناميده اند:

الف:نجيب                       ب:بي بخار

ج:قزبيط يا قضبيط(و قس) د:گلابي

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
يك پسر در حمام...

 1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق.

 2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم.

 3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه.

 4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش..

5 ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره.

 6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون.

7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره.

 8 ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا !

 9ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ?كر كر ميخنده .

 10ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش.

 11ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش.

12ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه)

 13ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق.

14ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و 2 دقيقه اي لباس مي پوشه.


 
ازیه روزیه گاوه میره کلاس زبان وقتی ازکلاس میادبیرون به جای مااااا مااااا میگه weee weee

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
يك دختر در حمام...

 1ـ لباساشو رو درمياره؟ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره.

 2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته؟ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو؟ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.

 3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت؟مو؟ بدن؟ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان.

 4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده؟ پرپشت كننده؟ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده.

 5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره.

 6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا 60 ميشماره.

7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه.

 8 ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي!!!!

9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه؟ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته.

 10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده.

11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت.

12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه.

13ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه.

 14ـ 48 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه.

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست  

داشت مردی زنی چهل ساله

بود در استغاثه و ناله

کای خداوند قادر بی چون

هست چهل ساله بهر من فزون

به دگر گونه ام حواله بده

اين بگيرودو بيست ساله بده


اینم برای دوستان قلیانی

نی دردهن تو نیشکرمی گردد

قلیان زلب تو بهره ورمی گردد

برگرد رخ تو دود تنباکو چیست؟

ابری ست که بر دور قمر می گردد


قزوينيه زن ميگيره، شب اول كلي مرام ميگذاره و تريپ "لاو"(!) خانوم رو ميبره بالاپشتبون و از همون درِ جلو مشغول ميشه. زنه هم كلي حال كرده بوده، هي ميگفته: چه ماه زيبايي، عجب ستاره‌هايي..! قزوينيه ميگه: بالام جان خوب ستاره‌ها رو نگاه كن كه از فردا شب بايد گلهاي قالي رو بشمري!!!


آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه:‌ خدايا به راه راست هدايتش كن!  نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه ، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه،‌ باز سينه هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم


بچهه داشته با اتوبوسش بازي ميكرده، هي ميگفته:‌ قام قام... ايستگاه اول، كونيا درجلو، جنده‌ها در عقب! ...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،‌كس‌كشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه،‌ ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟! يقه بچهه  رو ميگيره ميبره تو انباري زندانيش ميكنه. بعد از سه ساعت مياد بهش ميگه: آدم شدي؟! بچه ميگه:‌ آره، ميگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازي كن. بچه هم ميره اتوبوسش رو بر ميداره ميگه:‌... قام قام...ايستگاه سوم، زن قحبه‌ها در جلو، مادرقحبه‌ها در عقب...اون جاكش‌هايي هم كه ميگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخير داره، برن ازون زنيكه جنده‌اي كه تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!


خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!!!(


به تركه ميگن يه جمله بگو توش كير باشه، ميگه: كس ننت


يه روز يه زن 13قلو داشته 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نمي ان ميره دكتروبا نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نمي ان نكنه كه من اصلا"حامله نيستم دكتره ميگه خيلي خوب حالا بورو اونجاتا معاينه ات بكنم وقتي كه سونوگرافي ميكنه توي مانيتور ميبينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهست و1نفر انها پسر و پسره دستش رو گذاشته بودرو شكم مامان و مي گفت جون داداش چي اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون



                                 رستم و اسفندیار

کنون  رزم  و يروس  و رستم شنو                        دگرها    شنيدستی    اين   هم    شنو

که  اسفنديارش  يکی   ديسک  داد                      بگفتا  به   رستم   که  ای   نيک زاد

در اين ديسک باشد يکی فايل ناب                           که   بگرفتم   از  سايت   افراسياب

چنين   گفت   رستم   به  اسفنديار                         که  من  گشنمه  نون   سنگک  بيار

جوابش  چنين  داد  ٬خندان  طرف                             که من  نون سنگک  ندارم  به کف

برو حال می کن بدين ديسک٬ هان !                        که  هم  نون  و هم  آب باشد  در آن

تهمتن  روان  شد  سوی  خانه اش                           شتابان    به     ديدار     رايانه اش

چو  آمد   به   نزد  مينی   تاورش                             بزد   گرز   بر   دکمه  ی   پاورش

دگر  صبر و آرام  و  طاقت  نداشت                            مر آن ديسک را در درايوش گذاشت

نکرد  هيچ   صبر و   نداد هيچ  لغت                         يکی ليست از روی ديسک او گرفت

در آن  ديسک ديدش يکی فايل بود                         بزد  انتر  آنجا     و    اجرا     نمود

کزان  يک دم  و شد همان دم عيان                        يکی فيلم و موزيک و شرح  و بيان

به ناگه چنان سيستمش  کرد هنگ                      که رستم در آن ماند  مبهوت و منگ

چو رستم   دگر باره    ريست  نمود                       همی کرد هنگ و همان  شد  که  بود

تهمتن    کلافه  شد    و   داد   زد                         ز   بخت   بد   خويش    فرياد    زد

چو تهمينه   فرياد   رستم    شنود                        بيامد   که    ليسانس    رايانه    بود

بدو  گفت   رستم   همه   مشکلش                   وز آن ديسک وبرنامه ی  خوشگلش

چو  رستم  بدو داد  قيچی  و ريش                     يکی   ديسک   بوتيبل   آورد   پيش

يکی  برنامه  اندر آن    ديسک  بود                    بر   آورد    آن    را   و     اجرا  نمود

به  ناگه  يکی  رمز     ويروس    يافت                  پی  کشف  امضای    ايشان  شتافت

چو    ويروس  را   نيک    بشناختند                      مر    از  بوت   سکتور   بر انداختد

به خاک   اندر   افکند    ويروس    را                     تهمتن  به     رايانه    زد    بوس را

چنين  گفت  تهمينه  با   شوهرش                     که   اين  بار بگذشت  از  پل  خرش

دگر    باره     اما    خريت      مکن                      ز  رايانه    اصلآ   تو صحبت  مکن

قسم  خورد  رستم  به  پروردگار   نگيرد               دگر   ديسک   از  اسفنديار


لره سوار اسانسور میشه میگه به سلامتی اقایان را ننده صلوات


قزوینی میره میره نماز جماعت وقتی همه میرن سجده میگه

منو این همه خوشبختی محاله


تركه ميره زن اسراييلي ميگيره به نشانه اعتراض سر عقد حاضر نميشه


تركه با دختره تو ماشين بوده بسيجيه ميگه صيغه اي يا عقدي

ميگه جندس نقدي


مقدمه تمام نامه هايي كه سربازا از سربازي مي فرستن اينه

نامه رسانم به پدر پيرم دارم ميميرم از درد كيرم


سلام خانوم ببخشيد ساعت چنده به زبان پسرا يعني هي جنده شماره تو بده


كنيزك را بلند كرديم

دو لنگش را هوا كرديم

ندا اومد كنيزك ايدز داره

توكل بر خدا كرديم و كرديم


كرده رو ميفرستن جهنم ميبينن بعد يه هفته همه رو قاچاقي كرده بهشت


تركه رو با يه جنده بسيجي ها ميگرن بسيجيه به جنده ميگه خواهر سوار شو . تركه ميگه

خواهرته خاك تو سرت جندس.


از علي دايي مي پرسن تيم عربستان با شما جوانمردانه بازي كردن يا نه؟

ميگه والا ما هرچي فوش ميداديم اونا قران ميخوندن


رشتيه با رتبه 120000 دانشگاه تهرن قبول ميشه ميگن چه طوري قبول شدي

ميگه از سهميه 7 پدر شهيد استفاده كردم


مامور سر شماری ميره در خونه رشتيه واسه آمار در ميزنه خانم درو باز ميکنه مآموره ضمن معرفی خودش سوالاتشو مطرح ميکنه . خانم ميگه والله شوهرم که ۸ سال پيش عمرشو داد به شما من موندم و ۳ تا بچه ۲ ؛ ۴ ؛ و ۶ ساله مأموره باتعجب ميگه اگه شوهرت ۸ سال پيش مرده تو چه جوری بچه های ۲ ؛ ۴ ؛ ۶ ساله ......... زنه رشتيه ميگه بابا تو چقد خنگی شوهرم مرده خودم که نمردم


يه نفر تو کوچه به رشتی سلام ميکنه رشتيه با عصبانييت ميگه : سلام بی سلام خانم مرد


ترکه هر جا ميره واسه کار بهش ميگن برو يه ضامن معتبر بيار . ميره مشهد تو حرم امام رضا ضريح رو ميچسپه و با التماس ميگه يا امام رضا تو ضامن آهو که شدی بيا و ضامن خر هم بشو


يک پسره سيگاری داشته تو پارک می‌رفته چشمش به يک دختری ميفته ميره بهش ميگه: خانوم ميشه يه بوسه به من بديه تا با آتش اون سيگارم رو روشنش کنم.


دختره هم که خيلی حاضر جواب بوده ميگه من به تو لب نميدم تا کونت بسوزه با آتش اون سيگارت رو روشنش کنی.


 عربه ميره امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حفو تكرار كرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار هواسش به ما باشه


به تركه مي گن :شما همتون اين قدر ساده ايد

ميگه : نه مدل راه راه مونم تو آفريقاست


تر كه با دوست دخترش ميره بيرون يه دفه پدر دختره از راه ميرسه

 مي گه: شما چه غلطي مي كنين. تر كه مي گه : به تو چه مربوطه خواهرمه


 تركه چراغ جادو پيدا ميكنه بعد از اينكه غولش در اومد  به تركه گفت يه آرزو كن
تر كه مي گه خليج فارس و آسفالت كن غوله مي گه سخته يه آرزو ي ديگه كن
تر كه ميگه من و آدم كن  غوله مي گه ولش ميرم همون خليج فارس و آسفالت كنم


یه ترکه بازرس اداره تعزیرات بوده بعد از بازدید از یه کارخونه یخ سازی دره کارخونه رو میبنده.ازش می پرسن چرا دره کارخونه رو بستی؟میگه آخه آب قاطی یخاش میکرد.


به باباي حسين فهميده ميگن نظرت راجع به پسرت چيه؟؟ميگه خودش كه مرد به جهنم..هنوز دارم قسط هاي تانك رو ميدم


خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست
مرد را آفريد گفت: چه زيباست
زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه


به تركه ميگن علي يارت ميگه ما تيممون تكميله يار خودتون


یه تهرانی میره مکه پرده کعبه رو میگیره توبه میکنه که خدا من توبه میکنم دیگه برای ترک ها جوک نمی سازم من رو ببخش  بعد از اون ور یه ترکه میاد میگه ببخشید آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهرانی میگه: خدا ببین خودش گیر میده.


 بسیجی میره نماز جمعه جو میگیردش موج مکزیکی میره


از یه بسیجی میپرسند دو دو تا؟ بسیجی یکم فکر میکنه میبینه بلد نیست میخواست ضایع نشه میگه هر چی خدا بخواهد.


یه بسیجی زنگ میزنه به دوست دخترش میگه: عزیزم بابات رو بپیچون بریم نماز جمعه
2 نوشته شده در چهارشنبه دوم شهريور 1384ساعت 16:7 توسط م.س | 2 محبت از سوی شما

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
عشق

عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
 (جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )

 ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه :  آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)

 ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
 (جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)

 ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
 ( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)

ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )

 ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست  (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)

ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)


ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه  دنيایی  ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )


 ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )


ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
 ( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )


 ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )

 ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )

 ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )


ترکه آخر عمری بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركی 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كی 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كی يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم


به ترکه ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد کلش ميخوره به کف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم!



تركه ميره تو يك بار، به بارمَن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز. يارو يك آبجو براش ميريزه، تركه ميگه: به حساب من، يكی هم واسه همه مشتريها بريز! يارو يك دور هم واسه همه ملت ميريزه، تركه ميگه: يك دونه هم واسه خودت بريز. ملت همه كف ميكنن، كه عجب مرامی داره يارو. خلاصه آبجو رو ميخورن، باز تركه ميگه: يك آبجو بريز... بارمنه ميريزه براش... ميگه: يكی هم واسه همه مشتريا... آخرشم يكی هم واسه خودت بريز. به همين منوال 4-5 تا آبجو ميخورن و آخری تركه بلند ميشه تلو تلو خورون بره بيرون. بارمنه ميگه: كجا اخوی... پولش چی شد؟ تركه ميگه: ايلده من پول ندارم كه!! خلاصه ميگيرن تا نفس داره كتكش ميزنن و بعدم با لگد پرتش ميكنند بيرون. دو هفته بعد، باز تركه مياد تو بار، به بارمن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز... يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، يك آبجو براش ميريزه. تركه ميگه: يكی هم به حساب من واسه همه مشتريا بريز... باز بارمنه يكم چپ‌چپ نگاش ميكنه و واسه همه ملت يك آبجو ميريزه. بعد يك مدت از تركه ميپرسه: برای خودم نريزم؟! تركه ميگه: نه بابا... ايلده تو باز بد مستی ميكنی، كتك كاری راه ميندازی!



علی آقا ميخواسته حال اكبرآقا رو بگيره، براش يك ريش‌تراش خدای آلمانی كادو ميفرسته. خلاصه اكبر آقا كادو رو باز ميكنه، ريش تراش رو ميبينه، پاك ميخوره تو پرش.. ميگه من بايد حال اينو بگيرم. چند روز بعد علی آقا ميبينه براش يك كادو اومده از طرف اكبرآقا... باز ميكنه، ميبينه توش يك پِلِی اِسْتیِشنه!


رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: سكس مجانی و جوايز نفيس (با خريد بيش از ده‌هزار تومن كالا). خلاصه كلی حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر ده‌هزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجانی ما چی شد؟ صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجانی هشته، جاييزه عدد هفت يك فندكه!  خلاصه رشتيه فندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجانی خالی بندی باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس نداريم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده!


چند تا زنِ رشتی داشتن باهم اختلاط ميكردن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زنای مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟  يكی ديگه ميگه: اَووو! هرچی امكاناته مالِ شهرای بزرگه!



معلمی به شاگردانش گفت که عجيبترين حکايتی را که ميدانيد انشا بنويسيد. يکی از شاگردان نوشت: کون مادرم. معلم تعجب کرد و از شاگرد پرسيد: اين چيه که نوشتی؟ شاگرد گفت: آخه آقا بابام هر شب دو تا ميزنه در کون مادرم و ميگه: عجب حکايتی است.


تو پرانتز اينكه يك روايت ديگه ازين رو قبلاٌ داشتيم... ولی ديديم حيفه اين يكی رو هم پرچم نكنيم) ملای يك محله‌ای يك جور مرض مغزی ميگيره، اعداد و ارقام رو خوب يادش نميمونده و نتيجتاً هی بالای منبر سوتيای ناجور ميداده. خلاصه آخر ريش سفيدای محل جمع ميشن و تصميم ميگيرن كه از سری بعد يك نخ به تخم اين بنده خدا ببندن كه هرجا سوتی داد اين نخه رو يكم بكشن تا حواسش جمع شه. خلاصه جمعة بعد جناب ملا ميره بالای منبر و شروع ميكنه به روضة پر سوزوگدازی گفتن و ميرسه به اينجا كه امام حسين با 72 تن از يارانش رفت به سوی صحرای كربلا. ازبخت بد همون موقع دو تا بچه داشتن پای منبر گرگم به هوا بازی ميكردن، پای يكيشون گير ميكنه به نخ و تخم حاج آقا كشيده ميشه. حاج آقای بنده خدا هم زود حرفشو تصحيح ميكنه، ميگه: ببخشيد، 720 تن از ياران... باز هم از بخت بد پای بچه دوم هم گير ميكنه به نخ. حاجی باز زود حرفشو تصحيح ميكنه: ميگه: عذر ميخوام، 7200 تن از ياران... ريش سفيدای محل ميبينن گند قضيه داره پاك در مياد، ميخوان يجور به حاج آقا حالی كنن كه ديگه ازين خراب ترش نكنه، نخ رو ميگرن هی پشت سر هم ميكشن. حاج آقا قاط ميزنه، ميگه: ببينيد مردم! يا 72 تن بودن، يا 720 تن بودن، يا 7200 تن، يا اينكه نخ افتاده دست يك آدم خواركسده!


يگان ويژه دنبال ارمنيه ميكنه، ارمنيه پاپيون ميكنه، هی بدو اينور - بدو اونور، آخر ميره ميشينه رو يك تيكه تاپاله گاو. بعد يك مدت، افسره ميرسه بهش، ميپرسه: مردك داری اينجا چه غلطی ميكنی؟! ارمنيه ميگه: جناب سروان دارم ميرينم! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: مادر جنده اين كه تاپاله گاوه! ارمنيه شاكی ميشه، ميگه: مگه تو گذاشتی مثل آدم برينم؟!



بچه مثبته رفته بوده آموزش چتربازی، قبل از اينكه بپره استادش بهش ميگه: وقتی پريدی، بايد تا بيست بشمری بعد اين طناب رو بكشی تا چترت باز شه.پسره ميپرسه: ببخشيد استاد، اگه چتر باز نشد چی؟ استادش ميگه: سوال خوبيه! در اون  صورت، اين يكی طناب رو بكش، كه چتر زاپاس باز شه. باز پسره ميپرسه: شرمنده استاد، اگه دومی هم باز نشد چی؟ استاده ميگه: خوب درون حالت، يك نخ قرمز اينجا هست كه وقتی بكشيش چتر اضطراری باز ميشه. پسره دوباره ميپرسه: ببخشيد وقتتون رو ميگيرم استاد، اما اگه اينم باز نشد چی؟ استاده ميگه: درون صورت صفحة 381 دفترچه راهنما رو بازكن، اونجا توضيح داده. خلاصه پسره خيالش راحت ميشه و ميپره،  تا بيست ميشمره، نخ اول رو ميكشه، اتفاقی نميافته. نخ دوم رو ميكشه، بازم چتری باز نميشه. پسره هول ميشه، نخ قرمز رو ميكشه، ولی  بازم خبری از چتر نبوده. يهو ياد حرفای استادش ميافته، خيالش راحت ميشه، دفترچه راهنما رو بازميكنة، صفحة 381 رو مياره، ميبينه نوشته: مشتری گرامی، خواهر شما گاييده ميباشد!


رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتی؟ چی شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونه‌هاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكی شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكی بوده. رفيقش ميپرسه چی شده، تو چرا ناراحتی؟ ميگه هيچی بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!


رشتيه ميخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشين ميگيره، به زنش ميگه خانم جان! شما اينجا صبركن. خودش سوار ماشين ميشه، تفنگ در مياره ميذاره رو شقيقه راننده، ميگه: برو! يارو رو ميبره توجنگل وصحرا. ميگه: يالا جلق بزن! يارو ميزنه. ميگه دوباره بزن! يارو بازم ميزنه. بعد سوار ميشن برميگردن. رشتيه به زنش ميگه: خانم جان! خيالت راحت باشه، زهرشو گرفتم!


رشتيه ميره خونه ميبينه زنش با يك نره خری مشغولند. يارو تا رشتيه رو می‌بينه می‌زنه به چاك و با آخرين سرعتش می‌دوه در می‌ره. رشتيه هم تا اون ور مازندران فحش ميده و دنبالش ميكنه. آخر يارو می‌رسه لب يك پرتگاه، ديگه هيچ راه فراری نداشته، ‌رشتيه هم همين جور عصبانی داشته دنبالش ميومده. مرده ميگه: غلط كردم! توروخدا منو نكش! رشتيه ميگه: هيس! اول اون دمپايی‌های منو بده!


زنه رشتيه بهش ميگه: آقاجان! يه كفش واسه ما نخريدی‌ها! رشتيه ميگه: ای خانم جان! تو كه لنگات هميشه هواست كفش ميخوای چيكار؟


زن رشتيه نصفه شب داشته ميرفته بيرون. رشتيه با اخم و تخم مياد جلو می‌پرسه: خانم جان كجا ميری؟ ميگه: ميرم كس بدم! ميگه: آی اين صداقتت منو كشته


| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
رشتيه ميره خونه، ميبينه يك گدا خوابيده رو تخت كنار خانوم. بـــد قاط ميزنه، داد ميزنه: خانوم جان، تا ديروز دكتر بود، مهندس بود، معلم بود، سرهنگ بود، هيچي نگفتم. آخه اين مرتيكه ديگه كيه؟! زنش ميگه: خو من چي كنم؟ در زد، گفت: يك چيز پاره پوره نداري كه به درد آقا نخوره، منم گفتم بيا تو!!!

تركه داشته تو خيابون ميرفته، يه انگليسيه ازش ميپرسه:Sorry, do you know what time it is؟ تركه هم که تو انگليسی بيلمزِ بيلمز بوده، برميگرده ميگه: ايلده من كه نفهميدم چي گفتي، ولي محض احتياط کس ننة خوار كسده‌ت!!!


رشتيه و اصفهونيه همسايه بودند. يك روز رشتيه ميبينه مرغش رفته توي حياط اصفهانيه تخم گذاشته. ميره در ميزنه، ميگه: شرمنده اين مرغ ما اومده توي حياط شما تخم گذاشته, اومدم ببرمش. اصفهانيه تيزبازي در مياره، ميگه: چون الان تخم مرغ تو ملك منه پس قانوناً متعلق به منه! خلاصه دعواشون ميشه، آخرش اصفهونيه ميگه: ببين تو فاميل ما سر اين جور اختلافها يك سنت داريم: هركي با لگد ميزنه تو تخم اون يكي، هركي زودتر تونست سرپا واسته برنده است. رشتيه قبول ميكنه، اصفهانيه ميگه: پس وايسا من بزنم. جونم براتون بگه كه ميره عقب و مياد جلو و چنان لگدي به تخم بندة خدا ميزنه كه برق از هفت سوراخش ميپره! خلاصه رشتيه ميفته زمين بعد از كلي نعره زدن و عرق ريختن و به خود پيچيدن, بعد از 23 دقيقه و 18 ثانيه بلند ميشه، ميگه: شد 23 دقيقه و 18 ثانيه، حالا نوبت توه. اصفهونيه ميگه: نميخواد بزني, من باختم. تخم مرغه مال تو!!!



یه بار به غضنفر یه انگشت نشون میدن میگن این چندتاست.میگه یکی.بعدش ده تا انگشت رو بهش نشون میدن میگن این چندتاست؟میگه وای چقدر یک!


 روز یزدی ها دور هم جمع میشن و میگن که چرا ملت واسه ما جک درست نمی کنن؟بعد تصمیم میگیرن که یه کار مسخره کنن که بقیه براشون جوک بسازن.بعدش همگی با هم میرن وسط کویر یزد یک سد خیلی بزرگ می سازن.و فکر می کنن که از فردا براشون جوک درست میشه!فرداش که بر میگردن پیش سد- میبینن که به اندازه چند تا اتوبوس عرب و ترک و لر و غیره اومدن بالای سد نشستن و قلاب به دست در حال ماهیگیری هستند


توی مجلس خواستگاری عروس خم شده بود که به داماد چایی تعارف کنه که یکدفعه می گوزه!بعد از خجالتش فرار می کنه و میره تو آشپزخونه . بعدش فامیلای داماد میگن: عروس خانم اگه ایندفعه نمیخوای برینی قندون رو بیار



به ترکه میگن میدونی امام حسین کجا دفن شده ؟ میگه نه میگن تو کربلا ، میگه نه بابا خوش به سعادتش



تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه.
مثلا:

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: " با پرميشن از گريت ترهاي  فامیل ... آو يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره....
( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش
( تو که مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)

عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه تا بعد ... استغفر ا...)

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم XXX لقت)

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
مرا چنين ميخواست،
برهنه پيش او شتافتم
هميشه اينطور پيش او ميرفتم
با چشمان مملو از نياز نگاهم کرد
من هم نگاهش کردم
عرق از پيشانيم سرازير شد
سر را به زير انداختم
چون او هم برهنه بود
لحظه ای طول کشيد
مرا نزد خود خواند
چه سعادتی،چه حرارتی
دستش بعد از حرارت گونه هايم
بر سينه لختم لغزيد
دستش پائين آمد،باز هم پائين تر
بالاخره در برابرش لغزيدم
که در آن صدها راز نهفته بود
زمزمه کرد بچرخ
چطور ميتوانستم نپذيرم
خواهشش را قبول کردم
بالاخره کارش تمام شد
با چشمان مملو از تشکر
از شرم سرخ شدم
و از پيش او برخواستم و تشکر کردم
چطور ميتوانستم تشکر نکنم
آخر او کيسه کش حمام بود


يه روز يه مسابقه بين خروسايه محلی ايران بوده. ده تا مرغ چاقو چله رو به صف کرده بودند و پنج متر بعد آخرين مرغ هم خط پايان بوده. هر خروسی که ميتونسته کار همه مرغارو بسازه و به خط پايان برسه برنده بوده وگرنه يه عقاب ميومده خروسو ميبرده و ميخورده. خروس رشتيه مياد تو ميدوون از پس يه مرغم بر نمياد و ميخوره زمين و عقابه مياد ميخورتش. خروس ترکه مياد کار اولی دومی سومی چهارمی رم ميسازه بعد ميوفته عقابه مياد ميخورتش. خروس قزوينيه مياد کار اولی دومی .... دهمی رم ميسازه چهار متر راه ميره و يه متر مونده به خط پايان ميوفته. صاحبش ميگه: بلند شو تخم سگ فقط يه متر مونده! خروسه ميگه: سيس!! ساکت شو بذار عقابه هم بياد!!!


دختره از معلم زيست‌شناسيش می‌پرسه: چرا چشمای گاو هميشه خماره؟ معلمه يك نگاهی بهش می‌كنه،‌ ميگه: عزيزم اگه سينه های تو رو هم روزی سه ساعت بمالند ولی نكننت، چشات به همون خماری ميشه!!!


بابا بزرگه داشته به بچش نخودچی كشمش ميداده،‌ بهش ميگه: بابا جون بخور كه دودولت بزرگ شه! مادر بزرگه از اون اتاق ميشنوه ميگه: حاج آقا قربونت ، يكم هم خودت بخور!!!


يه روز يه پسره ميره پيش رفيقش. رفيقش ميگه چی شده اکبر چرا اينقدر خوشحالی. اکبر ميگه هيچی ننم مرده بابام يه زن گرفته! جوون! خوشگل! توپ! من ميکّنمش اصغرمون ميکّنتش حسنمون ميکّنتش اون داش کوچيکم بود؟! حامد! اونم ميکّنتش. دو ماه بعد اين اکبر دوباره ميره پيش اين رفيقش. رفيقش ميگه چی شده اکبر چرا ناراحتی. اکبر ميگه هيچی بابام مرده زن بابام رفته شوهر کرده! شوهرش مثل کيرخره! منو ميکّنه! اصغرمونو ميکّنه! حسنمونو ميکّنه! اون داش کوچيکم بود حامد؟! اون مُرد!!!


تو اردبيل شبكه تلويزيونيشون داشته رازه بقا نشون مي داده كه دو تا كره خر مي زنند يه شير رو مي كشند همونوقت برنامه قطع ميشه و نشون مي ده ورزشكاران دلاوران نام آوران...


پیرزن مست می کنه می گه من ترانه ۱۵ سال دارم


رشتيه ميره خونه مي‌بينه زنش لخته، ميگه: خدا قوت، با لباس كار مي‌بينمت


رشته اسم زنشو ميزاره خوش ركاب، بهش ميگن چرا؟ ميگه: هيشكي نديدم تو نخش نباشه...!


رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع مي‌كنه ميگه: جواب ابلهان خاموشي است



رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه: فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!



سه تا تركه با هم ميرن مهموني، توي مهموني دوتاشون حسابي ميرقصيدند و نفر سوم هم نشسته بوده يه گوشه و هي ميگفته: زرد، قرمز، آبي... زرد، قرمز، آبي... بهش ميگن: تو چرا نميرقصي؟ ميگه: آخه من رقص نورم!



از خره ميپرسن: راست ميگن كه به تركا ميگن، خر؟ ميگه: والا با ما يه مذاكراتي شده ولي تا اين لحظه ما هنوز زير بار نرفتيم!


 
لره تو كيوسك تلفن بوده، بيرون كه مياد ازش مي‌پرسند سالمه؟ ميگه: سالمه فقط آفتابه نداره


 
قزوينيه ميره جبهه، آمار شهيدا زياد ميشه. ميرن تفحص مي‌بينند خمپاره كه مياد هيچكس نميخوابه رو زمين!


 
بچه به مامانش ميگه: مامان، تو هر شب كجا ميخواي بري كه بابا تو اتاق بهت كلي التماس مي‌كنه كه برگردي؟!


 
تركه زنگ مي‌زنه 110 ميگه: گاز، كلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستي و دنده ماشين منو دزديدند، پليسه ميگه: ببخشيد، شما ترك هستيد؟ يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ پليسه ميگه: هيچي، پاشو برو جلو بشين!


 طرز تهيه دختر خونه آوردن!

 
مواد لازم براي دختر خونه آوردن در ايران:

1- سوژه:حد اقل يک عدد (ترجيحاْ باحال)

2- تيپ: به مقدار لازم

3- پول: هوار تومن

4- ماشين: يک عدد (ترجيحاْ پيکان نباشد، چون در اون صورت مجبورين خانومو برسونين منزل کرايتونم بگيريد)

5- خونه مجردي يا خالي: يک عدد... (ترجيحاْ بدون همسايه سيريش)

طرز استفاده: دختر را به خانه آورده اسکان دهيد... بعد از يك پذيرايي مشتي (ترجيحاْ کاپوچينو با کلاسور اضافه!) يه کم جوک گفته و دلقک‌بازي در آوريد تا موجبات شادي را براي دختر مورد نظر فراهم آوريد...

سپس کمي آسمون ريسمون به هم بافته تا به او بفهمانيد منظورتان از آوردن او به کلبه محقرتان تنها کمي درد دل بوده است... هم اکنون وقت آن رسيده که کمي تنقلات به ميهمان خود تعارف نماييد (ميوه... شيريني... و به خصوص پسته...!) اگر با جواب نميخورم مواجه شديد جمله زير در بعضي مواقع کارساز ديده شده است:

«اينجا نميخام و نميخورم و نميدم و از اين جور حرفا نداريم عزيزم»

سپس دختر را به اتاق خود برده و برنامه از قبل پيش بيني شده را اجرا نماييد! (...)



تهرونيه ميره تو يك شهرستان كوچيك يك بنگاه معاملات ميزنه. روز دوم واسه خودش نشسته بوده تو دفتر خالي، كه ميبينه يكي داره از درمياد تو. اينم واسه اينكه تريپ مشغول و موفق بگيره و يارو رو مشتري كنه گوشي تلفن رو برميداره، شروع ميكنه بلند بلند چك و چونه زدن:
- ... جون حاجي راه نداره، زير سيصد ميليون نميتونم بهت بدم. نه جون تو. بحث پولش نيست جون مرتضي. من همين الان دو سه بيليون معامله زير دستمه... آره... حالا چون عند مرامي، باهات را ميام؛ پنجاه ميليون تخفيف خوبه؟ ...قربون تو... قابل حاجي رو نداره. چاكريم... فدات.
اين مدت اون بابايي كه اومده بود تو هم همينجور داشته بر و بر تهرونيه رو نگاه ميكرده. خلاصه تهرونيه گوشي رو ميگذاره و ميگه: شرمنده... سرم خيلي شلوغه جون حاجي... حالا فرمايش؟ يارو يكم تهرونيه رو نگاه ميكنه، ميگه: والله من از مخابرات اومدم خط تلفنتون رو وصل كنم!!!


از برادر نلسون ماندلا نقله:
'در مبارزات، زنم نقش دستِ راستم رو داشت،
در زندان، دست راستم نقش زنم را داشت'!!!


ترکه ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. ترکه ميگه: ولي من خوندم شد!!!


پسر تهرونيه به مامانش ميگه: ماماني، ديروز كه تو خونه نبودي، خاله مهري اومد پيش ما و بعدش با باباجون رفتن تو اتاق خواب و... مامانش ميپره وسط حرفش ميگه، واستا... بقيشو بگذار شب كه باباجون اومد واسه هردومون تعريف كن. خلاصه شب ميشه و تهرونيه مياد خونه و شب سرِ شام مامانه به پسره ميگه: خوب، ديروز خاله مهري و باباجون رفتن تو اتاق خواب و بعد چي شد؟ پسره ميگه: آره.. بعدش همون كاري رو كردن كه هميشه وقتي باباجون نيست تو و عمو نادر با هم ميكنين!!!


خانوم معلمه داشته سر كلاس راجع به صرفه‌جويي در مصرف برق حرف ميزده، ميگه: بچه‌ها اگه يه چراغ روشن ببينيد چيکار ميکنيد؟ پسرِ تهرونيه ميگه: خانوم خاموشش ميکنيم، ميشينيم روش! معلمه كف ميكنه، ميگه: چرا ميشيني روش؟! پسره ميگه: آخه خانوم، شبها كه ميخوايم بخوابيم بابام به مامانم ميگه: زن چراغو خاموش كن، بشين روش!!!


تركه ميره پيش يك دكتر تهروني، ميگه: آقاي دكتراز وقتي كه به سن پنجاه سالگي رسيدم ديگه روزي سه دفعه بيشتر نمي تونم كس بكنم! دكتره شاكي ميشه، ميگه: ببينم تو اومدي دكتر يا اومدي كونِ منو بسوزوني؟!!


 قزوينيه يك كون اساسي بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خيابون ميرفته كه يهو يك قزويني نااهل ديگه كون رو ازش بلند ميكنه. قزوينيه خيلي شاكي ميشه، داد ميزنه: اي بي‌مروت.. اي بي دين و ايمون.. آخه اون كوني كه تو ميكني حلاله؟!!!


تركه با پنج-شيش تا بچه قنداقي به بغل از يك كارخونه مياد بيرون. يكي رد ميشده، ميگه: ببخشيد، اينجا كارخونه چيه؟ تركه ميگه: والله، روم به ديوار، كارخونه كاندوم سازي! يارو ميگه: ببخشيد فضولي ميكنم، جريان اين بچه‌ها چيه؟ تركه ميگه: اينا والله شكايت مردمه!!!


از تركه ميپرسن: نظرت در مورد ختنه چيه؟ ميگه: والله من فقط مي دونم يجور كلاهبرداريه!!


 يك سري علي‌آقا مريض ميشه و خلاصه و هرچي دكتر و دوا-درمون از اروپا و ژاپن ميارن افاقه نميكنه و ديگه داشته رو به قبله ميشده كه يك دكتر هندي ميگه اگه پونصد گرم مورچة نر پيدا كنيد، من ميتونم يك دوا درست كنم كه خوبش كنه. ولي بايد مواظب باشيد، چون اگه قاطيش مورچة ماده باشه دوا تاثيرش رو از دست ميده. خلاصه بسيج و سپاه و باقي علافهاي مملكت ميريزن تو خيابون دنبال مورچة نر، ولي هرچي ميگيردن مورچه‌اي كه بشه با از نر بودنش مطمئن بود پيدا نمي‌كنند. خلاصه ديگه كم‌كم ناآميد شده بودن، كه تركه با نيم كيلو مورچة نر مياد خدمت علي آقا. علي آقا كلي خوشحال ميشه، ميگه: از كجا فهميدي اينا نرن؟ تركه ميگه: ايلده كاري نداشت. رفتم كنار سوراخ مورچه‌ها، هر مورچه‌اي كه رد ميشد بهش مي‌گفتم: آقا مريضه؛ اونايي كه ميگفتن به کیرم رو ميگرفتم!!!

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
دسته از آدمها هستند كه تنشون مي خاره : 1-اونايي كه چشمك مي زنند ولي شماره نمي دند. 2-اونايي كه شماره مي گيرن ولي زنگ نمي زنند. 3-اونايي كه آفاتو واسه خودت مي فرستند. 4-اونايي كه حمام نمي روند:ِ


 باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت


اينجا براي از تـو نـوشـتـن هوا کــم است عالـم بـراي از تـو نـوشـتـن مــرا کــم است اکسير من نه آن که مرا حرف تازه نيست من از تو مي نويسم و اين کيميا کم است

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
سال 1230
مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...
زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1330
مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...
سال1400
دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...
باباه:جیکش در نمی یاد...

زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

 جوادترين سرگرمي : چت – قليون.

جوادترين خواننده غير مجاز : حسن شماعي زاده و داوود بهبودي.  

جوادترين گزارشگر : جواد خياباني.

جوادترين کتاب سال : آهنگ براي موبايل.

جوادترين لاستيک : مارشال دورسفيد.

جوادترين نوشيدني : خاک شير و يخ در بهشت.

جوادترين مانتو : مانتو خفاشي .

جوادترين تکيه کلام : جون تو سالاره.

جوادترين رنگ : همين رنگ بغل صفحه .

جواد ترين آدم : تويي كه داري اينو ميخوني

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

آمدنت را چشم انتظارم

از کدامین سو می آیی؟

با کدامین پرستو به آشیانه بازخواهی گشت؟

درکدامین فصل شکوفا می شوی؟

ودرکجای زمین خانه خواهی داشت؟

کاش موسم آمدنت پیدا بود!

وزمین گلباران می شد از عطر قدمهایت!

ودریا پر میشد ازمهربانی نگاهت!

آسمان میبارید به ذوق،

وخورشید خنده میکرد به روز،

وشب مهتاب را میهمان میشد،

کاش میدانستم مسافر کدامین جاده ای؟

تاظلمت را به انتظار آمدنت نورباران میکردم

وخورشید را تا نیمه ی روز بدرقه

کاش میدانستم مسافر کدامین جاده ای؟

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
هرروز که از خواب بلند ميشدم يکي رو شونه هام دست ميذاشت و ميگفت دوست دارم

ولي امروز کسي نيست که منو از خواب بيدار کنه که بگه دوست دارم

خورشيد مثل هر روز نيست که با غرش نورش منو نگاه کنه به من بگه که يکي دوست داره

ولي من که عاشق بودم من که دوسش داشتم چرا منو تنها گذاشت مگه خودش به من نميگفت که دوسم داره مگه خودش نبود که ميگفت هيچ وقت تنهام نميذاره پس چي شد اون همه احساس

حتما يکي ديگه بوسه ي لبهاشو ميچينه آخه مگه من واسش اون همه بيچارگي نکشيدم ؟ اينه جوابم ...آره حتما اينه جوابم
جواب عشق نامردي نيست عزيزم
بدجوري خوردم کردي

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)

 ۱.چون نميدونم از قالب خلقت دختراس يا شانس ما اصولاً دختر خوشگل گير ما نمياد،تو افسانه هاست...واسه همين فقط به افسانه ها گوش ميدين،اما تو زندگي خيلي به كارتون نمياد(سوال فني:چرا نگفته با عقلتون مشورت كنين؟...چون جواب عقلتون مشخصه:" برو بابا".)

۲-مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

2.من موندم اين فرانسويها چي زر زر ميكنن؟اگه اين انگيزه هم از مردا گرفته بشه پس جووناي ما واسه چي بايد ازدواج كنن؟هان؟

۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )
3.چون كلا آقا دامادا از بابت تيپ و قيافه مشكلي ندارن،ميمونه قدرت بازو ديگه...
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل يونانی )

4.بيخود نيس يونان قهرمان يورو2005شده...
٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )
5.اولا اينجانب از طرف كليه آزمايشگاه هاي زيست شناسي وجود هرنوع زن عاقل رو تكذيب كرده(من نميگم..فلاسفه ميگن جمع نقيضين غير ممكنه) و به شدت مشت بر دهان استكبار جهانخوار ميزنم...
دوماً اگه نسازه كه بدبخت چيكار كنه؟خونه باباشو آب و جارو كنه؟
٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )
 6.اينو نگين چي بگين؟شما زن مطيع ديدن سلام منو بهش برسونين...در ضمن اينجانب پسر تنها با استدلال اعلام ميكنم اين مثلا ضرب المثل اشتباهه...نيگا كنين،گفته زن مطيع،يعني زني كه مطيع شوهرش باشه،يعني چي؟يعني حرف،حرف آقامونه...خوب وقتي حرف حرف آقايونه ديگه معني فرمانروايي بر قلب چيه؟آدمو دقيقاً ياد ملكه انگليس ميندازه كه همه ميدونن هست اما هيچكي نميدونه چرا هست و يا اصلا لزوم بودنش چيه؟
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )
 7.بعلت وضع مالي كه اينجانب دارم در مخالفت با اين اساساً حرفي ندارم،شديداً هم تاييد ميكنم
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )
8.اينم ديگه شرمنده..چون خودم جزو دسته اول هستم بنا به حكم ضرورت حرفي ندارم...كم كم دارم به اين نتيجه ميرسم كه تو ضرب المثلها هم چيز خوب پيدا ميشه
٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)
9.باز بهمون دليلي كه تو شماره5گفتم اصلا اين ضرب المثل نيازي به برسي نداره...مردوده
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )
 10.شرمنده اينو ميگما...اما واسه همون يه شب شادماني راه هاي ديگه اي هم وجود داره...چيه؟چيه چش و گوشتون وا شد كه
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )
 11. و زن معمولي كه باهاش به خاك سياه ميشينياينجوري بايد خونده بشه...دو نوع زن وجود دارد،زن بور عسل(ايول ايهام)كه باهاش ثروتمند ميشيني
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )
12.اينجوري بايد خونده بشه:در مورد در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كني پشيمون ميشي
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )
13.اين چيني ها فكر ميكنن خيلي زرنگن...تا پسر تنها هست مجردا غصه يا گول نخورين،سيب بخورين صورتتون شفاف شه...
اين ضرب المثلو ميگن چون خودشون دمپايي لا انگشتي ميپوشن،كفش نميپوشن كه...
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی )
14.اين ميگه واسه خريدن تاك برو تاكستان يا طرفاي مشهد، ولي زن نگير
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)
15.آقايون،توصيه به گرفتن رژيم ميكنم،دست استعمار رو شد،از تمام برادران اسپانيايي به خاطر خنثي كردن اين نقشه تشكر ميكنم
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

16...من موندم كي ميگه تركها...؟مديون تركها نشده بوديم كه شديم
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
17.دقت كنين كه اين ضرب المثلو يه زن ميگه(يه ضرب المثل وطني ميگه:هيچ گربه اي محض رضاي خدا موش نميگيره...)
بعدشم اينكه اين خواهر محترمه ما همونطوري كه از اسمش پيداس جريان برق ازش عبور كرده  كه از اين حرفا ميزنه..چون نيك بنگري هيچ خلقي را بي سبب نام نگذاردند(هر چي ضرب المثل خودمونه بايد با آب طلا نوشت...)
۱۸-ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )
 18.همونطوري كه ميدونيم هندونه ها اكثراً با كود(مخصوصا از نوع انساني )پرورده ميشن،ديگه هندونه ميخورين؟
تازه يه ضرب المثل خودي ميگه هركي هندونه ميخوره پاي بدبختيش ميشينه(اگه هندونه در اين ضرب المثل رو همون هندونه در نظر بگيريم خوب مشكلاتش مثل شب ادراري و...محدوده و قابل تحمل ،ولي اگه استعاره از زن بگيريم نا محدود و غير قابل تحمل)

١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )
19.تيريپ استاد ساختمان گسسته ميخوام واستون بگم،
فرض اول:ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ است(دور از دسترس اطفال.)
فرض دوم:ازدواج ،ديرش اشتباهی بزرگتر است( تريپ گروگانگيري:هركي جونشو دوس داره نزديك نشه)
(نه خداييش،وجدانيش،الله وكيليش...جز ايني كه الان ميخوام بگم چيز ديگه اي هم ميشه گفت؟)...استنباط:ازدواج اشتباه بزرگي است
حالا به روش زير ديپلمي..
نيگا كن بابا ايني كه ميگن دليل داره
ميگن ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ است،چون بچه رو چه به اين غلطا...برو هفت سنگتو بازي كن
طرف ميبينه هم سن و سالاش دارن مجردي ميزنن و ميرقصن و عشق و حال و تفريح
ولي ايشون بايد كهنه و ظرف بشوره
ميگه عجب اشتباهي كردم زن گرفتم
ايني هم كه ميگن ازدواج ،ديرش اشتباهی بزرگتر است چون از قديم گفتن سر پيري و معركه گيري؟برو فكر كفن و دفنت باش
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )
20.در اوليش كه حرفي نيس،در دوميش بايد بگم اجازه جناب سقراط خان دليل داره
اونم اينه كه طرف ميبينه همه دوستاش  به اصطلاح سر و سامون(شما بخونين سر و دردسر)گرفتن ولي اون هنوز عزب اوقليه...بدبخت نميدونه بوي كباب نيس،خر داغ ميكنن باباااااااااااا
۲۱- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
21.به منظور حفظ جان سربازان ميهن و به خاطرريسك بالاي عمليات اينجانب،پسر تنها،به عنوان فرمانده كل عمليات دستور لغو آنرا صادر مينمايم
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )
22.!!!!!!!!!!!!!!!يه كم بگردي يه خانوم پولدارترم پيدا ميشه ها،، خوب معلومه ديگه...دو دو تا چهار تا...وقتي با خانوم به خاطر پول ازدواج كني
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
23.همون قضيه خر داغ كردنه...
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)
 24.قربون هرچي ايروني...دقيقا درسته،اين وسط دو نفر بدبخت ميشن،خودش و بچّش
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
25.از من ميشنوين آدم تا وقتي خودش پدر و مادر داره ديگه واسه چي دوتا آقا بالا سر واسه خودش درست كنه،بعدشم،از پدر و مادرت چه بدي ديدي كه ميخواي يه جفت ديگه بگيري،كم زحمتمونو كشيده؟،نگين هركي جاي خودش چون من ميگم نو كه اومد به بازار، كهنه ميشه دل آزار
،اگه تا اينجا به لزوم حفظ پدر و مادر قانع شدين پس تصديق ميكنين دليل براي گرفتن يه جفت پدر و مادر وجود نداره(اينو اضافه كنين كه اگه از اين پدر مادرا بگيرين به خرجتون اضافه ميشود..چي؟خرج دختر اين پدر مادر،خرج بچّه ...آقا از من ميشنوين بيخيال بشين،يه ضرب المثل ايروني ديگه ميگه واس آدم عاقل چي؟يه اشاره بسه(تريپ لوطي هاي دوره فتحعلي شاه بخونبن)
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)
26.شنيدين ميگن بهترين دوست انسان خودشه؟
پس بازم بيخيال بشين
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)
27.نميخوام جلوي فرهنگ كتابخواني رو كه دولت اينهمه براش سرمايه گذاري كرده بگيرم كه باد دولت پنچر شه
اما من ميگم كتابها دو دسته هستن
اونايي كه همه فصلهاشون خسته كنندست
دسته دوم اونايي كه فقط به درد تزيين اتاق ميخورن
آدم اگه كتابخون باشه ميره كتابخونه...هم پول كتاب نميدي،هم دو نفرو ميبيني دلت وا بشه
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )
28.بايد اينم تصحيح كنم كه"برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد زبونم لال ،"خر " باشد و  زن
 "لال".
مردي كه با اين خصوصيات وجود نداره...پس اصولا تا همين جاشم اين قضيه بعلت نبود مواد اوليه ازدواج منتفيه (ايول شيمي...اين وبلاگ ما بار علمي نداشت كه اونم بهش اضافه شد...ديگه چي ميخواين؟)حالا بالفرض اشتباه چاپي هم در كار نبوده...ديگه كسي كه قهرمان رمانش دن كيشوت ابله باشه ازش نصيحت شنيدن داره؟
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )
29.بقول مولوي...آنچه شيران را كند روبه مزاج     ازدواج است،ازدواج است،ازدواج
مولوي مثه اين تازه شاعرهاي ما لنگ قافيه نبوده كه بخواد  طبق حكم   قافيه چو تنگ آيد      شاعر به جفنگ آيد
،محض پر كردن قافيه سه بار بگه..
تصور كنين مولوي مثل اين مكتبداراي قديم به چوب بالا سرتونه و داره يه چيزو به زور تو مختون ميكنه...بابا نترسين..گفتم فرض كنين..واسه چي شلوارا خيس شده؟
3بار تاكيد كرده تا اشكول تپه ها هم بفهمن قضيه از چه قراره(داشته باش عمق فاجعه رو).
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )
 30.اينم دليل داره...چون خانوم كه هيچ عيبي در آقا نميبينه(برهان خلف:اگر آقاهه ايرادي داشته،ميخواستي كور بشي بعله نگي...ياد معلم هندسه ما به خير)
اگر آقاهه هم اشتباه كرد و زن گرفت...آدميزاد جايز الخطاست
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين )
31.عمو فرانكلين ميگه قبل ازدواج همه رو بپايين يه خوبشو در صورت وجود بگيرين
بعد ازدواج هم چشاتونو ببندين و بخوابين
يا به يه روايت ديگه ميشه گفت كاريه كه شده استراحتتو بكن
و بدون همه همينن پس حسرت نخور چرا با اون يكي ازدواج نكردم
(يا به عبارت ديگه قبل ازدواج حال و هولتونو بكنبن كه بعدش مثه دوره آموزشي سربازي ميمونه)
تصور كنين عمو فرانكي رو ايوون روي يه دونه از اين صندليها هست كه آدمو ياد گهواره ميندازه داره پيپ ميكشه و اينارو بهتون ميگه
با قضيه مولوي ميبينم كه تخيلتون هم قوي شده..اينم از بركات وبلاگ ماست
٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )
32. آخه یکی باید باشه ظرف و لباسارو بشوره دیگه...همونطوري كه ميدونيم زندگي ابدي آدم بعد مرگشه...(فاتحة مع الصلوة)
بعد مرگم آدمو تو قبر ميذارن...تو قبرم كه كسي نيس ها؟خودتي و خودت
پس واسه چي اين مرحله مقدماتي رو گند ميزني و زن ميگيري بعد انتظار داري اونجا خدا با نمره تك قبولت كنه؟
سر جات آروم بشين بچه

٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
33.بعلت تناقض با ضربا المثل 23خود به خود مسلما اشتباهه
اين عمو رو كه من نميشناسم ممكنه عامل نفوذي خواهران باشه،ولي ناپليون حدّاقل يه نيمكره رو فتح كرده
ديگه خودتون ميدونين حرف چه كسيو قبول كنين(سنت لا تغيّر و غير قابل انكار اختيار...همونه كه خدا بهمون داده ..ميبينم كه اين وبلاگ باعث شده يه دور كل درساتون مرور بشه...اي حسن كچلا)
 
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )
35.حالا هركي جرات داره ازدواج كنه....نتیجه:تو فرنگی ها هم عاقل پیدا میشه.


| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
دلایل قانع کننده که چرا دخترا از پسرها بهترن:

۱- اگه آی کیوت در سطح پهن هم باشه زرت و زورت واحد پاس میکنی !به ياري يوگي و دوستان

۲- هر موقع اراده کنی با یه ماشین کولر دار میری هر قبرستونی که میخوای !

۳- اگه شبیه بچه کرگدن هم باشی همیشه یه پسر خل و چل پیدا میشه که بهت شماره بده !

۴- بالاخره یه چيزي میتونی بمالی به اون تركيب که چروکا معلوم نشه !

۵- میتونی به این قضیه افتخار کنی که وقتی میری تو روم چت ، کلی ? asl  میفرستن واست !

۶- هر چقدم بد هیکل باشی بازم واست لباس پیدا میشه ! حتي اگه خرس باشي

۷- تو اورکات عکس ننه بزرگتم بزاری همه Add ات میکنن ! واسه سر كار گذاشتنت

۸- همیشه میتونی ثابت کنی که با هیچ کسی رابطه ای نداشتی !

۹- بدون دلیل وبلاگت روزی کلی بازدبد کننده داره !

۱۰- تو ورزشگاه آزادی رات نمیدن وگرنه تو بازی با آلمان حتما میمردی !

۱۱- اگه ماشینت پنچر شد یا بنزین تموم کردی ، مطمثن باش یه نفر پیدا میشه کمکت کنه!

۱۲- هر موقع كار بد بكني همه داداشتو نگاه ميكنن.

۱۳-  هميشه يه بي كار مثل من هست كه ازشون دفاع كنه

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

اینم تقدیم به ...

گوشه دفتر عمرم کي دوباره شعر نوشته..

بارها گفته ام كه، اينجا كلبه عاشقي من است،

گاه گاهي كه از سر عاشقي برايت شعري مي نويسم،

در تنهايي لحظات،

بر طاقچه مي گذارم كنار آينه،

يا وقتي مي سرايم خودم را،

زمزمه هايم را در صندوقچه اي مي نهم براي روز مبادا‏.

اين يادداشت ها همه بهانه است،

هيچ كس از حال دلم و عمق احساسم خبر ندارد،

اگر گذرت به كوچه دوستي ما افتاد،

سري به كلبه عاشقي بزن كه سخت چشم انتظارم

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

حقيقت انسان به انچه اظهار ميکند نيست
بلکه حقيقت او نهفته در ان چيزي است که از اظهار ان عاجز است
بنابراين اگر خواستي او را بشناسي
نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش بسپار!

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

بگذار چیزی باشم!

اگر نمی توانم همیشه مال تو باشم

اجازه بده گاهی ، زمانی از آن تو باشم

وگر نمی توانم گاهی زمانی از آن تو باشم

بگذار هر وقت که تو میگویی ، کنار تو باشم

اگر نمی توانم دوست خوب و پاک تو باشم

اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم

اگر نمی توانم عشق راستین تو باشم

بگذار باعث سرگرمی تو باشم

اما مرا اینطوری ترک نکن

بگذار در زندگی تو دست کم چیزی باشم ...

 

 

این شعرارو دیدم خوشگلن ازتو وبلاگای دیگه دزدیدم گذاشتم اینجا

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
ديوانهء نگاهت نيستم!
اما اگر چشمانم را تنها بگذاري چون شب مي شوم، شبي که
ابرها مهتابش را دزديده اند .
ديوانهء لبخندت نيستم
!
اما اگر نخندي گل عشقي که
خودت در قلبم کاشتي و اکنون غنچه کرده است هرگز نخواهد شکفت و هميشه بي بهار خواهد ماند .
ديوانهء صدايت نيستم
!
اما اگر با من سخن نگويي ميان سکوت آنقدر غوطه خواهم خورد
تا تمام شعرهايم بي صدا و در مردگي سروده شود.
ديوانه ات نيستم
!
اما اگر نباشي همه چيز از من خواهد رفت، عشق،
احساس، بودن، بهار، زيستن..
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

خانواده مفید

 

اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟

اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟

اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟

اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟

اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟

اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟

اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟

اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟

اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟

اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟

اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟

اگه پسرا نبودن کی امامه میذاشت سرش ؟

اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟

اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه)

اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟

اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟

 اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟

اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟

 

اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی اینه وامیستاد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟

اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟

اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه)

اگه دخترا نبودن کی نازمی کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟

اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟

اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟

اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟

اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟

اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟

اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟

 

اگه باباها نبودن کی به دخترا می گفت : روسریتو بکش جلو؟

اگه باباها نبودن کی به پسرا پول تو جیبی میداد ؟

اگه باباها نبودن کی قربون صدقه ی دخترا می رفت ؟

اگه باباها نبودن کی از دستپخت مامان ایراد می گرفت ؟

اگه باباها نبودن دخترا کیو وقتی از سرکار میومد بوس می کردن ؟

اگه باباها نبودن کی بچه بی تربیتا رو تنبیه می کرد ؟

اگه باباها نبودن کی بجاش ( این بی ادبی بود فاکتور گرفتمش حالا بعد بچه ها نیایند بگند اله بله جیمبله )

اگه باباها نبودن کی هوو می اورد سر مامانا ؟

اگه باباها نبودن به کی می گفتن زن ذلیل ؟

اگه باباها نبودن بچه ها چطوری الاغ سواری می کردن ؟

اگه باباها نبودن کی شورت قرمز می پوشید ؟

اگه باباها نبودن کدوم بچه ای مجبورمی شد شب خودشو بزنه به خواب ؟

اگه باباها نبودن به کی می گفتن پدرسوخته ؟

 

اگه مامانا نبودن کی عضو انجمن مدرسه می شد ؟

اگه مامانا نبودن باباها چیکار می کردن ؟ ( دق )

اگه مامانا نبودن تلفن به چه درد می خورد ؟

اگه مامانا نبودن کی به بچه ها یه توپ دارم قلقلیه یاد می داد ؟

اگه مامانا نبودن کی از بچه ها جلو بابا شون دفاع می کرد ؟

اگه مامانا نبودن روزمادر کی بود ؟

اگه مامانا نبودن کی غصه می خورد ؟

اگه مامانا نبودن بچه ننه به کی می گفتن ؟

اگه مامانا نبودن شماهارو کی به دنیا می اورد ؟

اگه مامانا نبودن کی کجا چی کار می کرد ؟

 

اگه اینترنت نبود کی شصتا اسم داشت ؟

اگه اینترنت نبود کافی نت چی بید ؟

اگه اینترنت نبود علافا چی کار می کردن ؟

اگه اینترنت نبود هکرا با چی ور می رفتن ؟

اگه اینترنت نبود کی ازراه به درمی شد ؟

اگه اینترنت نبود چطوری یه پیرزن 20 سالش می شد ؟

اگه اینترنت نبود کی می تونست دوجنس داشته باشه ؟

اگه اینترنت نبود چی چشم وگوش بچه ها رو باز می کرد ؟

اگه اینترنت نبود چطوری بدونه این که صدات بیاد با بقیه حرف می زدی ؟

اگه اینترنت نبود من این چرت و پرتارو کجا می نوشتم ؟

اگه اینترنت نبود چی بود

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

زن میخوای بگیری به نکات زیر توجه کن :

هی!زن مو زرد همه پولهاتو میزنه به جیب
چشماش ممکنه گرم باشه ولی قلبش حتما سرده
سنش که میره بالا،وزنش هم میره بالا
از زن موزرد،خودتو دور نگردار

زن موسیاه،از اشتیاق میسوزه
اما همچین که ازدواج کردین،یهو ازت خسته میشه
از زن موسیاه،خودتو دور نگردار

اما زن مو سرخ،جیغ میکشه و
خونه رو مرتب نمیکنه،اتاقارو جارو نمیکنه و
وقتی که میخوابه خرخر میکنه
از زن موسرخ،خودتو دور نگردار

اما زن کچل!اون تورو همیشه دوست داره
میتونی با خیال راحت بزنیش،ولی اون پیشت میمونه
چون خودشم خوب میدونهکه هیچکس نمیاد بدزددش
زنده باد زن کچل

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
نغمه های عاشقانه (جبران خليل جبران)

وه که چه بزرگ است عشق و چه نا چیزم من!

آرزو هایت را در آسمان بجوی محبوبت را به تو خواهد داد.

 زیبایی در دل عاشقان است و حق در بازوی کشاورزان.

زیبایی نه در سیما بلکه نوری در دل است.

فقط آنگاه که از سرچشمه سکوت بنوشید به راستی میتوانید سرود بخوانید.

و بزرگی تنها ازآن کسی است که از صدای باد ترانه ای میسازد که با هر خود او

شیرین تر شده است.

به رویا های خو یش دل سپارید زیرا راه جاو دانگی از آنها میگذرد.

برای سنجش خرد و دل یک انسان به دستاورد های گذشته اش منگر بببین چه آرزو

میکند.

شگفتا از دردی مینالم که شادکامی ام در اوست!

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
سخنانی از بزرگان   

حضرت محمد (ص) : داناترين مردم كسي است كه از مردم نادان فرار كند . 

حضرت محمد (ص) : پدرت را مراعات كن تا پسرت تو را مراعات كند . 

حضرت علي (ع) : بلند پايه ترين مردم در خرد و انديشه كسي است كه خود را از مشورت بي نياز نداند. 

حضرت علي (ع) : آن كه تواناتر است آسان تر مي بخشد . 

سعدي : دل دوستان آزردن , مراد دشمنان برآوردن است .

پائلو کوئیلیو : اگر در فکر تغییر در راهت هستی ، منتظر معجزه نباش ، خودت طوفان را بپا کن . 

دکتر شوارتز: صبر و امید  دو عامل موفقیت هستند .

دکتر شوارتز: به حرفه خود به شکل بزرگ اندیشانه بنگرید . 

دکتر شوارتز: وقتی شخصی گمان کرد که احتیاج به پیشرفت ندارد باید تابوت خود را آماده کند .

اندی رونی : فرصت ها هیچگاه از بین نمی رود بلکه شخص دیگری فرصت ازدست داده شما را تصاحب خواهد کرد . 

سیدنی هاریس : پشیمانی از کارهایی که انجام داده ایم با مرور زمان کم می شود اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است .

آلفونس كار: عده اي دائم غرغر مي كنند كه گل سرخ خار دارد، من شكر مي كنم كه خارها گل دارند. 

تولستوي: همه در فكر آنند كه بشريت را اصلاح كنند ولي هيچكس در فكر آن نيست كه خود را عوض كند. 

گوته : كسي كه داراي عزم راسخ باشد جهان را مطابق ميل خود عوض مي كند . 

دكات: مي انديشم، پس هستم، هستم، چون فكر مي كنم، فكر مي كنم ، چون شك مي كنم. 

بلز پاسكال: تمام شأن و عظمت انسان در فكر است. 

ديسرائيلي: عمر آنقدر كوتاه است كه نمي ارزد آدم حقير و كوچك بماند. 

ديل كارنگي: براي زندگي فكر كنيد ولي غصه نخوريد. 

كارلايل : هر كار بزرگ در آغاز محال به نظر ميرسد . 

آنتوني رابينز: خوش اقبالي "luck " را تلاش زياد همراه با فكر صحيح معني مي كنم. 

فلورانس كدويك: برنده هيچ گاه تسليم نمي شود و تسليم شونده هيچ گاه برنده نمي شود. 

آرتور بريوبون: كلمه خستگي مفهوم ندارد تنها در فرهنگ ذكر شده است. 

اسكاروايلد: تجربه نامي است كه كه همه افراد روي اشتباهات خود مي گذارند. 

لافونتن: مردن چيزي نيست ولي فكر كنيد كه بايد در مقابل خداوند ظاهر شويد. 

سروانتس: آنكه شرافت خود را باخت، زياد باخته ولي آنكه شهامت خود را باخت، پاك باخته است. 

شاتو بريان: خوشبختي توپي است كه وقتي مي غلطد بدنبالش مي رويم و وقتي توقف مي كند به آن لگد مي زنيم. 

هانري پوآنكاره: در همه چيز شك كردن و به همه چيز باور داشتن دو راه حل آسان هستند كه هم اين و هم آن ما را از انديشيدن معاف مي داند. 

مونتني: روح انساني كارساز بزرگ معجزه هاست. 

افلاطون: تمول و تقوي چون دو فرزند است كه كفين يك ترازو باشند، يكي نمي تواند بالا رود مگر اينكه ديگري پايين رود. 

افلاطون : ناتوان ترين مردم آن كسي است كه نتواند راز خود را نگه دارد . 

ارسطو: عاقل آنچه را كه نمي داند نمي گويد، ولي آنچه را كه مي گويد مي داند. 

ويكتور هوگو: بهشت دولتمندان از دوزخ فقرا پديد آمده است. 

ويكتور هوگو: امید آنقدر در زندگی اهمیت دارد ، که بال برای پرندگان . 

ناپلئون هيل: اشخاص عادي با تجربه اولين شكست دست از تلاش برمي دارند به همين دليل است كه در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يك "اديسون" روبرو هستيم. 

ناپلئون : بين پيروزي و شكست يك قدم بيشتر فاصله نيست . 

ناپلئون : خونسردي بزرگ ترين صفت يك فرمانده است . 

ناپلئون : نا اميدي نخستين گامي است كه شخص به سوي گور برمي دارد . 

ناپلئون : مقصرترين مردم كساني هستند كه روح مايوس دارند .

ناپلئون : شجاعت حقيقي در غلبه بر سختي هاي زندگي است . 

آندره ژيد : بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه بدان مي نگري . 

آندره ژيد: هر چه بالاتر مي روي از نظر آنان كه پرواز نمي دانند كوچكتر بنظر ميرسي. 

بيكن : براي خوشبخت زيستن بايد موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم نه اينكه در انتظار آن باشيم

بيكن: پول مانند كود است، نيك است در صورتيكه پراكنده باشد. 

بودا : هيچ كس جز خود ما مسئول بدبختي و خوشبختي هاي ما نيست . 

شكسپير : غرور , روشن ترين نشانه بلاهت است . 

گاندي : شايد ثمره كلام دلنشين را كه امروز بر زبان مي آوريد فردا بچشيد . 

ولتر : كسي كه از مرگ ميترسد از زندگي هم ميترسد . 

كنفسيوس : به جاي اين كه به تاريكي لعنت بفرستيد , يك شمع روشن كنيد . 

ويلبر رايت : آينده را قضا و قدر مي سازد و اميد و تلاش تو آن را مي گذراند .

لابروير : براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي رود هيچ راهي دور نيست . 

ديل كارنگي : عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان كوچك آشكار مي شود . 

آبراهام لينكلن : درجه سعادت اشخاص به ميل خود آنها بستگي دارد . 

منتسكيو : انسان مانند رودخانه است , هر چه عميق تر باشد آرام تر و متواضع تر است . 

برناردشاو : مردي كه در نبرد زندگي مي خندد قابل ستايش است .

کازا کلانتیس : ثانیه ها در پی دقیقه ها دوان دوان در حرکتند ، این گذر عمر است که می بینی . پس بی معطلی قلم را بردار و برای خودت نقشی زیبا بر صفحه ی  زندگی بکش ، تا راضی از لحظات باشی .

مثل چيني : هر سفر هزار فرسنگي با يك گام شروع مي شود .

مثل بلژيكي : دشوارترين قدم , همان قدم اول است .

مثل آفريقايي : حقيقت تلخ بهتر از دروغ شيرين است .

مثل چيني : مردي كه كوه را از ميان برداشت , مردي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
در آسمان اگر فرشته ای باقیست به عشق می اندیشد.


به آنهایی که صادقانه عشق می ورزند احترام بگذارید ٫ 

 حتی اگر معشوق آنها یک پرنده کوچک باشد.


میزان سعادت و خوشبختی خود را  با عشقی که در زندگیتان جاریست بسنجید.


زبان همیشه مانعی است برای تفاهم ٬ اما در هیچ کجای د نیا برای عشق تفاوتی نیست.


اگر در عالم خبر باشد آن را باید در دلهای عاشق جستجو کرد .


ممکن است تما دنیا را در اختیار داشته باشیم

ثروت٫ شهرت٫ دوستان بسیار و... اما بدون عشق زندگی ما از بزرگترین معنای خویش

تهی است.

بزرگی می گفت دریغا عشق زنان در این است که معشوق باشند

من اما

زنی را می شناسم که در آوردگاه عشق او را همتایی نیست

در مهرورزی به راستی آموزگار

تمامی مردان عالم است

....مادرم.

 عشق هدیه ای است از جانب خداوند که در وجود ما نهفته است ٫

آن را در راه اهداف خود خواهانه خرج نکنیم

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد



پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر ، يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي



اگه اين روزا ديدي يه پيره مرد با ريش سفيد تو رو تو كيسه كرد نا راحت نشو بدون اون بابا نويل هستش ويكي تورو ارزو كرده


مغزهاي بزرگ, درخصوص ايده ها صحبت مي کنند مغزهاي متوسط , در مورد حوادث بحث مي کنند مغزهاي کوچک, درباره مردم بحث مي کنند



mesle setare ha mimooni mese oona ziba messe oona dast nayaftani amma faghat ye farghi ba oona dari ke oona kheili ziadan vali to taki *s-a-b*


به یکی ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو


یکی خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا رو نمي ديد؟


وقتي گلدون خونمون شکست !! پدرم گفت: قسمت اين بود... مادرم گفت:هيف شد... خواهرم گفت: قشنگ بود... داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم...... اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود


يك روز شيطان قرص اكس مي خورد همه را براي نماز صبح بيدار مي كند.



خيلي بي معرفتي ! خيلي بد جنسي ! خيلي نامردي ! خيلي بي مرامي ! آخه نا لوطي ! من از روي چي توز بايد بفهمم موتور خريدي؟



بي خيال که نارفيقه روزگار دله تنگت نداره سايه سار بي خيال اگه زير اين گنبد کبود از شروع قصه هات هيچکي نبود


در دياري كه در آن نيست كسي يار كسي يارب اي كاش نيفتد به كسي كار كسي

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

خداوند انسان را آفريد و به شيطان دستور داد که سجده کند. شيطان گفت من بر گل سجده نميکنم. و خداوند فرمود: تو غللللللللللط ميکنيييييييييييييي


طعم شيرين عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه اي يک بوسه است
بهترين هديه پس از يک انتظار بشنويد از من فقط يک بوسه است



اخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم:بر سر هر گوري صليبي مي نهند
اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است


هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني



اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت
تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره



قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم


دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش


منتظر نباش كه شبي بشنوي ، از اين دلبستگي هاي ساده دل بريده ام ! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم ! يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم ! توقعي از تو ندارم ! اگر دوست نداري در همان دامنه ي دور دريا بمان ! هر جور راحتي ! باران زده ي من ! همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاي ام كافي است من كه اين جا كاري نمي كنم فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم همين ! اين كار هم كه نور نمي خواهد مي دانم كه به حرفهايم مي خندي


کاش ميشد دلتنگيو به باد سپرد جدايي را پيمود کاش ميشد مثل رويا تو را ديد مثل يه روياي شيرين... رويايي که هيچ وقت بيداري نداره .... به اندازه تموم دوست داشتن به اندازه تموم لبخند تو


بچه به معلم ميگه: خانوم معلم، من از شما خوشم مياد، معلم ميگه: من حوصله بچه مچه ندارم، بچه ميگه: خوب جلوگيري مي‌كنيم


اگه دوست داري عميق ترين ، طولاني ترين و محکم ترين بوس دنيا رو تجربه کني بيا پيش خودم تا لباتو بذارم... رو لوله جارو برقي 


اخونده دختر پسر رو لب تو لب تو مسجد مي بينه مي ره مي گه مگه شما خانواده ندارين . حيا ندارين . دين ندارين .ايمان ندارين.پسره مي گه چرا حاج اقا همه اينارو داريم فقط خونه خالي نداريم



هرروزتان نوروز..........نوروزتان پيروز............ ...پيروزتان امروز............ ...امروزتان هر روز............ ........چقدر قشنگ اسگول شدي امروز


قد

قد

قد

قد

قد

قد

قد

قد

خوبه ... فردا تخم گذاشتنم ياد مي گيري !!!


تو قندي............ ..نباتي............ ...شکلاتي.......عسلي............ ..يا که شيريني نداري بدي من با چاييم بخورم؟


هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه.



بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار, منم ميرم گوجه بخرم املت بخوريم


اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد


ضرب المثل نميدونم کجايي ميگه که : به هيچ کس به جز خودت و خرت اعتماد نکن منم به جز خودم و خودت به هيچ کس اعتماد ندارماااااااااااا

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
alida
| نوشته شده توسط علیدا

هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت مي ميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم

قسمتس از گفتار گرگ به آدميزاد دارد هزار گونه غذا جنس آدمي / ليکن مرا خوراک بجز اين نه در خور است / دندان و معده تو گواهي دهد به صدق / کانسان دم بريده ذاتا علف خور است / من گوسپند را کشم و خورم و ليک / تشريح کار آدميان خجلت آور است / مرغ هوا و ماهي دريا غزال دشت / هر جانور که حالي اندر جهان در است / از دستبرد جورت مامون نيند از آنک / گسترده دام حرص تو در بحر و در بر است / بد نام گشت گرگ ولي چون نظر کني / انسان هزار مرتبه از گرگ بدتر است

من دیدم تو را که لبخند می زدی به احساس های من من شنیدم که هزار بار می گفتی:دوستت دارم! من احساس کردم کاملا احساس کردم که دست های لرزانم را گرفتی و ... تابستان شدم! من دیدم٬ شنیدم و کاملا احساس کردم ... این فلسفه بیدار شدن از خواب٬ عجیب مرا اذیت می کند

 خسته ام از این دنیای به ظاهر زیبا از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا اند خسته ام از دوری , از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ ... خسته ام آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست همش نیرنگ پیداست دیگر دست محبتی در میان مردم نیست دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ است به ظاهر پاک و صادقانه

 میخوانمت – مرا بخوان ! اشک مرا بشوی به آب زمزمِ سپید رودِ من ! جویی کُنش که کشتِ سرزمینِ من- درون کشتِ آرزوی من شود چمن . ترا ! درون این چمن که میفشانی دانه های رقصِ شادی را- ترانه میکنم- جوانه میکنم - می سُرایمت- زغم مگو! زغصّه دَم مَزن ! مرا بخوان ! اشک مرا بشُوی ! بجا مَمان دلا ! ممان ! که دیدگانم ازپیِ تو نه - به شادیِ تو میدَوَد دَوان دَوان . مرا بخوان- بخوان مرا ! اشک مرا بشُوی- جویی کُنش روان !

 

شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير.

ضروري ترين کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن.

سالم ترين کلمه "سلامتي"است... به آن اهميت بده.

اصلي ترين کلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد کن.

بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش.

دوستانه ترين کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زيباترين کلمه "راستي"است... با آن روراست باش

 

توی ژاپن
جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توی اسپانيا
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!

توی انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

توی فرانسه
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!

توی استراليا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!

توی قفقاز
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

توی نروژ
معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

توی آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توی مکزیک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!

توي آمريکا
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!

توي ايران
فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره

خرج كن ولي اصراف نكن.

عاشق شو ولي ديوانگي نكن.

اسوده باش ولي بيخيالي نكن.

حرف بزن ولي وراجي نكن.

دوستت دارم........... ولي پورو نشو

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
خدایا همواره تو را سپاس می گزارم که هر چه در راه تو و در راه پیام تو بیشتر می روم و

 بیشتر رنج می برم:

   آنها که که باید مرا بنوازند,      می زنند

      آنها که باید همگامم باشند,       سدّ راهم می شوند

         آنها که باید حق شناسی کنند,      حق کشی می کنند

            آنها که باید دستم را بفشارند,       سیلی می زنند

               آنها که باید در برابر دشمن دفاع کنند,       بیش از دشمن حمله می برند

                          آنها که باید در برابر سم پاشیهای بیگانه ستایشم کنند,تقویتم

                                    کنند,امیدوارم  کنند ,تبرئه ام کنند,      سرزنشم می کنند

                                         ,تضعیفم می کنند ,متّهمم می کنند,

 

 

     تا در راه تو از تنها پایگاهی که چشم یاری ای دارم و پاداشی نومید شوم

                            چشم ببندم

                                رانده شوم

                                   تا تنها امیدم تو شود

                                     چشم انتظارم فقط به روی تو باز بماند,

                                      تنها از تو یاری طلبم

                                     تنها از تو پاداش گیرم

                                   و در حسابی که با تو دارم شریکی دیگر نباشد

                               تا تکلیفم با تو روشن شود

                           تا تلیفم با خودم معلوم شود

                        تا حلاوت اخلاص را که هر دلی اگر اندکی چشید, هیچ قندی در  کامش شیرین نیست بچشم

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
عشق يعني مستي و ديوانگي 
     عشق يعني با جهان بيگانگي
        
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
             عشق يعني سجده با چشمان تر
                  عشق يعني در جهان رسوا شدن
                      عشق يعني اشک حسرت ريختن
                             عشق  يعني لحظه هاي التهاب
                                 عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
                                       عشق يعني قطره و دريا شدن
                                             عشق يعني ديده بر در دوختن
                                                   عشق يعني در فراقش سوختن

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
 

میزی برای کار کاری برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگ مرگی برای یاد یادی برای سنگ این بود زندگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

 

۱)سخترین قدم همان قدم اول است. ۲)اگر به راه خظا رفتی از بر گشتن نترس. ۳)ان کسی که در حال تولد نیست در حال مرگ است. ۴)زندگی ۲ نیمه است نیمه اول در انتظار نیمه دوم .نیمه ۲ در حسرت نیمه اول. ۵)به قلبت بیاموز که صندلی قلبت جای نشستن هر کسی نیست .

فصل حقیقی عشق زمانی است که دریابم هیچ کس جز ما عاشق نیست و فقط ماییم که عاشقیم

 

فرصتی نيست تا بينديشم فرصتی نيست تا رسيدن مرگ من به اميد قطره ای باران له شدم زير دانه های تگرگ فرصتی نيست تا بينديشم وقت رفتن هميشه نزديک است جاده ها پر ز اشتياق منند آسمان هم هميشه تاريک است فرصتی نيست تا بينديشم شعله شمع رو به خاموشيست لحظه ها را ز ياد خواهم برد بهترين چاره هم فراموشيست فرصتی نيست تا بينديشم ساده می گويمت خداحافظ و تو را می سپارمت به خدا و خداحافظت ... خداحافظ

 

بخشندگی را از گل بیاموز زیرا کفشی را که لهش میکند نیرخوش بو می کند

 

۱عروسک بازی کودکانه . چه اسان به تو دل باختم و از ان ساده تر رهایم کردی .گفتم حالا با عشق تو چه کنم گفتی بازی بود رهایش کن گفتم بازی زیبایی بود پس بیا بازی کنیم .گفتی بازی برای بچه هاست بزرگها زندگی میکنن.گفتم پس بیا رندگی کنیم .گفتی زندگی بازی نیست

 

خودت گفتی میمونی وهم خونمی هم نفسمی رفتی و من تنها شدم اواره دنیا شدم جنون از گرد راه رسید مجنون تو لیلا شدم دل که گرفتار تو شد مونس و غمخوار تو شد ببین

 

ای کاش بهم نمی گفتی ديگه نمی خوام ببينمت . . ای کاش بهم نمی گفتی ديگه برام گل سرخ نيار . . که . . می تونستم برات هر روز گل سرخ بيارم . . ای کاش می دونستی چقدر دوستت دارم . . ای کاش می تونستم بهت نشون بدم که چقدر دوستت دارم . . ای کاش اشکی داشتم که هديه می کردم . . ای کاش با من بودی . . ای کاش من خودم بودم . . ای کاش يکم صبرم زياد تر بود . . فقط يکم . . ای کاش يکم اون روز رو فراموش می کردم . . ای کاش تمام اين کاش ها واقعی بودن

 

ديروز يکی از من پرسيد: "برزگترين گناهت چی بوده؟" اون موقع اصلا حضور ذهن نداشتم. اين سوال هم خيلی تکينيکی بود! بهش گفتم: "هيچی! کار٬ خونه٬ کامپيوتر٬ خواب٬ ..." بعد از اينکه رفت همين جور داشتم به سوالش فکر می کردم. خيلی سوال جالبی بود. اصلا تاحالا فکرشم نکرده بودم! ولی الان می دونم! بزرگترين گناه من٬ اين بود که عاشق شدم! يا نه. عاشق شدن که گناه نيست! بذار درستش کنم. بزرگترين گناه من٬ اين بود که رازم رو به تو گفتم! تو هم هر روز از من فاصله گرفتی! فقط به خاطر يک جمله. جمله ای که ديگه به هيچ کسی نخواهم گفت

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
یکی ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو من گفتم زندگیمو اونهم ناراحت شد و برای همیشه از پیش من رفت اما هیچ وقت نفهمید که اون تمام زندگیم بوده


 پشت این پنجره ها دل میگیره غم و غصه دل تو می دونی.                  وقتی از بخت خودم حرف میزنم چشام اشک بارون می شه تو می دونی. عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو می دونی.                   هرچی بهش میگم توازادی دیگه میگه من دوست دارم تو می دونی.     می خوام امشب با خودم شکوه کنم شکوه های دلم تو می دونی.        بگم ای خدا چرا بختم سیاست؟ چرا بخت من سیاست تو می دونی.    پنجره بسته می شه شب می رسه چشمام اروم نداره تو می دونی.      اگه امشب بگذره فردا می شه مگه فردا چی می شه تو می دونی.

 

شيخی بزنی فاحشه گفتا: مستی، هر لحظه بدام دگری پا بستی؛         گفتا: شيخا، هر آنچه گوئی هستم، آيا تو چنانكه می‌نمائی هستی؟

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
اگر يک نفرو خيلي دوسش داري آزادش بذار، بذار هر جا دلش خواست بره، اگر برگشت باشه مال خودت تا قيامت اگر هم برنگشت بدون هيچ وقت مال تو نبوده که بخواي چيزي رو از دست داده باشي.

                  


شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!!شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!!ولي تو اونو نميبيني؟؟شايدم هيچ وقت نبيني.

 


عشق نميپرسه که تو کي هستي،فقط ميگه که تو مال من هستي.عشق نميپرسه که اهل کجايي،فقط ميگه تو قلب من زندگي ميکني.عشق نميپرسه که تو چي کار ميکني،فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته.عشق نميپرسه چرا دور هستي،فقط ميگه هميشه با من هستي.

 

 

منتظر باش اما معطل نشو،تحمل کن اما توقف نکن،قاطع باش اما لجباز نباش،صريح باش اما گستاخ نباش،بگو آره اما نگو حتما،بگو نه ولي نگو ابدا(اين يعني همه چي باش و هيچي نباش )

 


جالبه شبي خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم مي زنم ، رد پاي هر دوي ما روي ساحل بود،وقتي برگشتمو به گذشته نگاه کردم،ديدم در مواقع سختي تنها يک رد پا کنار ساحل است،پس به خدا گله کردم و گفتم: خدايا چرا در مواقع سختي مارا تنها گذاشتي،خدا لبخندي زد گفت:در اون مواقع تو بر دوش من بودي.....

 

 

فرصتي نيست تا بينديشم فرصتي نيست تا رسيدن مرگ من به اميد قطره اي باران له شدم زير دانه هاي تگرگ فرصتي نيست تا بينديشم وقت رفتن هميشه نزديک است جاده ها پر ز اشتياق منند آسمان هم هميشه تاريک است فرصتي نيست تا بينديشم شعله شمع رو به خاموشيست لحظه ها را ز ياد خواهم برد بهترين چاره هم فراموشيست فرصتي نيست تا بينديشم ساده مي گويمت خداحافظ و تو را مي سپارمت به خدا و خداحافظت ... خداحافظ

 


ضعيفترين مردم کساني هستند که نتوانند راز ديگران را حفظ کنند

 

 

دوستاي خوب مثل ستارها هستن،حتي وقتي نميبينيشون خيالت راحته که سر جاشون هستن

 

 


گفتم نرو پرپر ميشم!! گفتي مي خوام رها بشم!!گفتم آخه عاشق شدم!! گفتي مي خوام تنها باشم!!گفتم دلم،گفتي بسوز،گفتم يه عمري باز هنوز!!! گفتم پس عمرم چي ميشه،گفتي هدر شد شب و روز،،!!!آي دلم!! گفتم آخه داغون ميشم!!گفتي به من خوش ميگذره!!گفتم بيا چشمام به تو!!گفتي آخه کي ميخره !!!  گفتم منو جنس مي بيني!!گفتي آره بي قيمتي!!!گفتم يه روز کسي بودم،،به من نکن بي حر متي گفتم صدام ميميره باز!گفتي به درد بسوز بساز!!گفتم حالا که پير شدم،،گفتي که از تو سير شدم!!گفتم تمنا مي کنم،،گفتي مي خوام خوردت کنم!!گفتم بيا بشکن تنو!!گفتي فراموش کن منو.......

 

همه عمرم آرزوويي که ببينم از تو روويي 

                 به کجا روم که شايد برسم به آرزويي

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
بعضي آدما ممکنه هر روز بيان از کنارت رد بشن اما برات اهميت نداشته باشن،اما دليل نميشه که اونا بي اهميت باشن،بعضي آدما هم هستن که برات خيلي مهمن اما دليل نميشه که آدم مهمي باشن،اما چيزي که از همه بيشتر مهمه اينه که هر آدمي هر چقدر هم کم اهميت باشه حداقل برا يه نفر اهميت داره.....

 

 


اگه يکم فکر کني ميبيني زندگي ارزش زنده بودن رو نداره.اگه يکم بيشتر فکر کني ميبيني زندگي ارزش مردنم نداره،اما اگه خيلي فکر کني ميبيني مردن و زنده بودن ارزش فکر کردن رو نداره .هميشه يادت باشه چيزي که امروز داري شايد آرزوي ديروزت بوده و بزرگترين آرزوي فردات پس هميشه سعي کن قدر چيزي که امروز داري بدوني.

 


من از خدا يه گل خواستم اون به من يه باغ داد من از خدا يه درخت خواستم اون به من يه جنگل داد ن خدا يه دوست خواستم اون به من تو رو داد اگه اينو برام پس بفرستي از بهترين دوستام هستي

 


اگه خواستي قاتل شي همه رو بکش،چون اگه يه نفرم زنده بذاري مياد و انتقام بقيه رو ازت مي گيره.... اکه خواستي عاشق شي وايسا تا خود طرف اينو بفهمه ،چون اگه تو بهش بگي بهت ميگه:لوس ،احمق،نفهم!اگه خواستي پولدار شي حتما از راه خلاف وارد شو.اگه خواستي (جي اف/بي اف) پيدا کني خوش تيپ باش،يکم خرج کن،يکم خر شو....اگه خواستي علاف شي،يه بار ديگه اين اف رو بخون

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است . كسي كه بكوشد صاحب گلي شود ، پژمردن زيبايي اش را هم خواهد ديد . اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق آميخته است

هیچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتی اگر توش شکست بخوری .......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره.

وقتی دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرها زار زار گریه میکنم پس یادت باشه هر وقت بارون اومد بدون دلم برات تنگ شده

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
انسان آنقدر عمر ندارد که نيمي از آن را صرف نزاع و ستيزه کند

    

مهربانيهاي کوچک را فراموش نکن و تقصيرات کوچک را به ياد نداشته باش

                                  

راضي به مشارکت شاديهای خود و راضي به مشارکت در غصه هاي ديگران باش

                                

کساني که تو را دوست دارند دوست بدار و کساني که تو را دوست ندارند هم دوست بدار چون ممکن است آنها تغيير کنند

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما پول‌دارها محترمترند .

 همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرف‌دارترند .

 همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بچه‌ها واجب‌ترند .

 همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما خانم‌ها مقدم‌ترند .

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما سياه‌ها بدبخت‌ترند و سفيدها برترند...

البته تبعيضي در كارنيست .

در كل همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بعضي‌ها برابرترند..

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
من غریبه ی دیروزم آشنای امروز و فراموش شده ی فردا.......

پس در آشنایی امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی.

************

دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني. دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند. دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود. دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود. ودوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.

************

کاش ای کاش میشد با حرارت خورشید ریشه های بیگانگی و تردید را سوزاند ..ای کاش میشد از قفس تنگ حسرت و اندوه به آسمان آبی آرزوها پر کشید و بر بالاترین قله ایثار و مهربانی آشیانه ساخت .ای کاش میشد با ریشه هایی از ایمان یا شاخه هایی از اعتماد و یکدلی با برگ هایی از تقوا و گلبرگ هایی از صفا و صمیمیت با هر چشمه ایی از عاطفه و مهر ومحبت در میان بوستانی از گذشت ومهربانی و دور از نامهربانی ها زندگی

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
alidaاین بچه نظر می خواد؟
| نوشته شده توسط علیدا

alida
| نوشته شده توسط علیدا

alida
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی از جهان بیگانگی
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی دیده در بر دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن

| نوشته شده توسط علیدا

ایتم عشق من

قراره ما ده شب محرم حسینه ی صباقچی من خودم هم اونجام با مداحی دلنشین حاج رضا هلالی

  آدرس:میدان امام حسین خیابان دماوند نریسیده به چهارراه قاسم آباد پارک شهدای جوان تلفن گویا :۲۲۵۱۲۵۳۶ سایتش هم تو پیوند ها هست حتما ببین

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

آنان که حسین را خدا پنداشتند

 کفرش به کنار عجب خدایی داشتن

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
مرام فقط مرام گاوچون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن 6- نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن
| نوشته شده توسط علیدا

اس ام اس
موضوع:
دوست داشتن کسي که سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگي

سلام ...! دلم بد جوري واست تنگ شده ...! نمي دونم کجا پيدات کنم . کجا دنبالت بگردم . منو عاشق خودت کردي و رفتي ...؟؟ مي دونم که خيلي از آدماي بهتر از من تو رو دوست دارن ...! ولي منم خيلي دوستت دارم ...! من که از ديدنت محرومم ...! ولي با اين حال يه لحظه هم از فکرم بيرون نميري . مي خوام نشون بدم که منم مي تونم خوب باشم ...!! يا مهدي کحاي...؟؟؟

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشك مادر توبه كردم --2 -داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسكاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني ...حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي ...نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني.... صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

خدا گريه مسافر رو نديد دل نبست به هيچ كس و دل نبريد ادم رو براي دوري از ديار جاده رو براي غربت افريد جاده اسم منو فرياد ميزنه ميگه امروز روز دل بريدنه كوله باري كه پر از خاطره هاست رو شونه هاي لرزون منه

کاش مانيتورت بودم ... تا هميشه مقابلت بودم اي کاش کيبوردت بودم ... تا هميشه توي چنگت بودم اي کاش موست بودم ... تا هميشه تو مشتت بودم اي کاش موبايلت بودم ... تا هميشه همراهت بودم اي کاش ويست بودم ... تا هميشه در گوشت بودم اي کاش پسوردت بودم ... تا هميشه تو خاطرت بودم... حالا تو دوست داري من چيه تو باشم

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم(خاک تو سر پسرا)

خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي کنه خدا رو دوست دارم چون هيچ کسي رو *ايگنور* نمي کنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست

دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

عروس خانم دوشیزه ************* آیا وکیلم شما را به مهر : گوگل عدد سکه بهار آزادی / یک وب کم / سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ... / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ... به عقد دائم آقای در بیاورم ؟ جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟ جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!! حاج آقا :!!!BUZZ , برای بار سوم...

عزیز من !   
به یادم هست که روزی ، مصرانه به تو می گفتم " ما هرگز خسته نخواهیم شد ...هرگز..."اما مدتی است پی فرصتی می گردم شیرین تا به تو بگویم : ما نیز خسته می شویم و خسته شدن حق ماست . این که خسته می شویم و از نفس می افتیم و در زانو هایمان دردی حس می کنیم ، مساله یی نیست ، مساله این است که بتوانیم زیر درختی کنار جوی ایی ، روی تخته سنگی ، در کنار هم بشینیم و خستگی از تن و روح بتکانیم . خسته نشدن ، خلاف طبیعت است همچنان که خسته ماندن
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود. وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان . قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ . کنار چوبیه دار از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و ومن گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم
نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود
كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم

اكنون كه بزرگيم چه دل تنگيم

كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند.

اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد...

و دل خوش كرديم كه سكوت كرده ايم

سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست!!!

وقتی حرفی برای گفتن نیست در حالی که صد ها حرف در قلبت جادادی

وقتی کسی را دوس داری ولی توان گفتنش را نداری

این همان تکرار مردن است...

 نظر یادت نره

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
پس از آن غروب رفتن ... اولین طلوع من باش ...

پس از آن غروب رفتن ... اولین طلوع من باش ... من رسیدم رو به آخر ... تو بیا شروع من باش ... شب و از غصه جدا کن ... چکه کن رو باور من ... خط بکش رو جای پای ... گریه های آخر من ... اسمتو ببخش به لبهام ... بی تو خالیه نفسهام ... خط بکش رو باور من... زیر سایهبون دستام ...خواب سبز رازقی باش ... عاشق همیشگی باش ... خسته ام از تلخی شب ... تو طلوع زندگی باش (معین آهنگ طلوع )

--------------------------------------------------------------------------------

من عشق را در تو تو را در دل دل را موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟

--------------------------------------------------------------------------------

نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم

--------------------------------------------------------------------------------

كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم

--------------------------------------------------------------------------------

معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بود

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
alida

حسین ارباب تو می دونی در دنیای با نفسای                 غریبم بی کسو تنهای نتهایم

ولی من با تو خو کردم به اشک غم وضو کردم                   که من در حسرت کربوبلایت مست و شیدایم

حسین سالار زینب .........

برای من در این دنیا فقط مونده دل رسوا                          تو می دونی چقدر من بی وفا هستم

ولی بر تو نظر دارم تو را دارم چه غم دارم                         تا وقتی زنده ام من عاشق کربوبلا هستم

دلم و کرده هوایی یاد گنبد طلایی                                  همه ی زندگیم دست تو دست تو

برتر از عرض و سمایی تو ولی اهل خدایی                         دل دیوونه ام مست تو مست تو

تا میاد اسم قشنگت مثل خون تو رگ می جوشه                 لحظه ای با تو بودن رو به دو عالم نفروشم

روزه تقسیم غم عشق خورده این غورئه به نامم            من بشم خمار عشق و تو بریزی می به جامم 

دیگه دنیارو نمی خوام خاک می خونرو عشق                  هورو جننت ماله ظاهر آقا کربلا رو عشق

از کوچیکیم تا به حالا آب و نونمو تو دادی                        بزار مردمم بدونن خرج خونمو تو دادی

 

| نوشته شده توسط علیدا

محرم
موضوع:
alida

 بوی غم می رسد اینجا کربوبلاست            منزل به پا کنید آخر راه ماست 

 این زمین دریای خون می شود                  لیلی از غصه مجنون می شود

به رقیه ظلم افزون می شود                       کربلا کربلا یا کربلا..................

زینبم غصه ها دیده ات تر کند                     خصم حیدر تو را بی برادر کند

خزانی شود گل یاس تو                            بشکند شیشه احساس تو

افتد از تن دست عباس تو                         کربلا کربلا یا کربلا.................

گرچه در این صحرا من بی سر می شوم     بر سر نی با تو همسفر می شوم

می شوم بر نیزه هلال تو                          منزل به منزل به دنبال تو

می گریم بر تو و اقبال تو                             کربلا کربلا یا کربلا..............

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
یا حسین

.........................................................................................................................................................................................

 ییا ای ابر چشمم را بپوشان                    محرم شد میه اشکم بنوشان

محرم شد ولی یارم نیامد                           ببار ای اشک دلدارم نیامد

بیا مهدی که قلبم بی قرار است                  بیا بی تو که کاره عشق زار است

محرم شد خزان آل هاشم                          بیا ای روضه خوان آل هاشم

دوباره حال گریه دارم امشب                        محرم گشت و خون می بارد امشب

صدای گریه ی اصغر شنیدن                       شنیدن کی بود مانند دیدن

بیا مهدی که عالم زیره دین است                دل زینب گرفتار حسین است

هاله ای بر چهره از نوره خدا دارد حسین        جلوه ی هر پنج تن آل عبا دارد حسین

آشنای عشق و را بی آشنا گفتن خطاست     در غریبی هم هزاران آشنا دارد حسین

بر سره خانه بلا اییوب و شاه کربلا                هر دو مهمانند و اما این کجا و آن کجا

مریم از هجر مسیح زینب از داغ حسین         هر دو گریانندو اما این کجا و آن کجا

 

| نوشته شده توسط علیدا

نامرد همین برات بسته

لعنت بر هر چی امیده

باز من  باز تنهایی  باز غم                                                یادش بخیر :

باز فشردن گلو زیر پنجه های نا خوش درد       هر کس به طریقی دل .........                                     

باز خراشیدن گونه هایم                               بیگانه جدا دوست جدا .........                                       

باز افسوس خوردن های بیهوده                   بیگانه اگر می شکند حرفی ...                                      

باز دست و پا زدن نافرجام                          از دوست بپرسید که چرا.......                                       

در مرداب فرصت های از دست رفته                                                     

باز من و آتش دوری ات                                                                    

باز من و دفتر سفید رو به رویم                                                               

باز لحظه ی رفتن                                                                                

باز یاد کردن از خوشی های ساخته و پرداخته ذهن پریشانم                                                        

باز من و سیاهی                                                                                 

نمی دانم چگونه تو را خطاب کنم تا دلم آرام گیرد                                                   

باور کن مرا      اگر مرا لایق می دانی                                                                  

امیدی بر گرد امید ما نمی چرخد                                                        

بهار نشانی از باغ فرسوده ما نمی گیرد                                                

انگار بی برگی سهم ماست                                                     

از این خرابات غم و کنج این ویرانه                                                         

نیک می دانم که هرگز این نوشته هایم  را نمی خوانی یا به  قول دوستانم اراجیفم را             

ولی هر چه در خود می نگرم منی وجود ندارد                                       

تمامآ تو هستی                                              

ولی بگذار تمام بدنم را تقسیم کنم بین من و تو                                           

دست هایم ، پاهایم ، فکرم ، دلم ، هر چه که دارم و ندارم برای تو                             

ولی بگذار  چشم هایم برای خودم باشد تا با آن                                  

وجودت را حس کنم و زیبایی های تو را درک کنم  و به آسمان ها پرواز کنم با خیال رنگینت          

به دل خود نگاه می کنم   انگار راضی نیست                        

باشد ،                                                                                                                                        

چشم هایم نیز برای تو اگر آنها را نمی خواهی مثل همه چیزم ....                   

برای پاهای نازنینت بگذار فرش باشند                                                                           

 که من این روشنایی را بدون حضورت سیاهی محض می دانم                                             

جز تو ،                                                                                                                                            

من با سیاهی و شب ،  درد و تنهایی خو گرفته ام                                                             

همسایه ی دیوار به دیوار ما غم است                                                                       

شادی از کوچه ی ما رخت می بندد                                                                                     

نشانی خانه ی ما را حتی اجل هم گم خواهد کرد                                                            

بی تو نفس هم با ما می جنگد                                                  

دیگر چه انتظار بیهوده ایست از دوست یا آشنا غریبه یا دشمن                                        

دیوار های سنگی فاصله را زیاد کرده اند                       

انگار تو هم راضی هستی و می خواهی به این فاصله بیفزایی                                        

چشمانت را باز کن                             

با من حرف بزن                                                                       شمارش معکوس:

در بر روی من بگشا                                                                           ۱۰

آشنای دیرینه ات پشت در است                                                               ۹

باز .........                                                                                        ۸

تکراری همیشه بیهوده و تلخ                                                                ۷     

باز من و نواهای غربت                                                                       ۶

باز ناله های جانکاه شبانه                                                                   ۵

باز فرو بردن بغض با هزار جان کندن                                                     ۴

افسوس ....                                                                                      ۳

که شب گذشت و خیالت یک لحظه ما را رها نکرد                                      ۲

من ماندم و تنهایی و شب   .. !!      آخری هم خودت بگو؟

 

| نوشته شده توسط علیدا

عشق یعنی.
موضوع:

عشق یعنی خاطرات بی غبار

دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا یک نیاز

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

زیرباران دست تو در دست او

عشق یعنی ملتهب از یک نگاه

غرق درگلبوسه تا وقت پگاه

عشق یعنی عطرخجلت...شورعشق

گرمی دست تو در آغوش عشق

عشق یعنی"بی توهرگز"...پس بمان

تاسحر ازعاشقی بااوبخوان

عشق یعنی هرچه داری نیم کن

ازبرایش قلب خود تقدیم کن

| نوشته شده توسط علیدا

تصویری از...
موضوع:

یا حسین غریب مادربه عاشقان ديگرت شبيه نيستم بانو

اگر كسي به تو ابر بدهد

من به تو باران خواهم داد

اگر فانوس دريايي بدهد

من به تو ماه خواهم داد

اگر شاخه‌اي بدهد

من به تو درختان را خواهم داد

و اگر كسي به تو كشتي بدهد

من به تو سفر خواهم داد

| نوشته شده توسط علیدا

امام زمان
موضوع: فهرست تصاویر عشقولانه

آخرش می یاد خودمونو به کوچه علی چپ نزنیم...............یا مهدی(عج)

| نوشته شده توسط علیدا

محرم
موضوع:

بین الحرمین دیوانتم

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
یا حسین

| نوشته شده توسط علیدا

محرم
موضوع:
alida 
| نوشته شده توسط علیدا

گل
موضوع:
alida
| نوشته شده توسط علیدا

alida

نگرشي سطحي به حادثه اي عميق!!

به نظر من عاشورا براي اكثر مردم حكم كارناوال و سرگرمي را داره ( بيشتر براي جوانتر ها كه اصطلاح حسين پارتي را بكار ميبرند) عده اي هم همانطور كه خمس و ذكات ميدهند در اين ده روز ميخواهند گناهان يكساله را با گريه كردن پاك كنند.خيلي هاي ديگه هم به اسم محرم و امام حسين براي بدبختيها و غصه هاي دل خودشون گريه ميكنند! يه عده هم دوست دارن كه در كارهاي اجتماعي شركت كنند ، مثلاَ بچه محلهاي قديمي را ببينند و يا با همسايه ها اختلاط كنند، نذري پخش كنند و ... خيلي هام كه منفعتي دارند، مدحي ميخوانند يا سهميه روغن و برنج و از اين چيز ها، وضعيت حكومت و حمايت هاي دولتي هم كه مشخصه، جالبتر اينكه بعد از عاشورا و سربريدن امام حسين و شكنجه و قتل و اسارت خانوادش بطرز فجيع، همه آبها از آسياب مي افتد و ماجرا تا سال ديگه به خوبي و خوشي تموم ميشه!!!

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
alida

نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم
همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم
عازم سفر شدي تو من دلم مي خواست بموني
واسه موندن تو اما بخدا دعا نكردم
واسه تو كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي
تقصير منه كه آخر تو رو مبتلا نكردم
توي كوچه ي رفاقت يه سلام جواب ندادم
تو دلم تويي اون و با كسي آشنا نكردم
مي دونم دوسم نداري حتي قد يه قناري
اما عاشقم هنوزم بودن اشتباه نكردم
ما جايي قرار نذاشتيم جز تو كوچه هاي رويا
اين دفعه تو اومدي من به قرار وفا نكردم
زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم مي سوزم
تا خاكستري نشه دل دينمو ادا نكردم
اومدن واسه نصيحت به بهانه ي يه صحبت
عمرشون كلي تلف شد چون تو رو رها نكردم
راه آسمون كه بسته س گرچه قلبامون شكسته س
تا بحال انقد خدا رو اينجوري صدا نكردم
تو من و گذاشتي رفتي خواستي من ديوونه تر شم
باورت نمي شه شايد آخه جون فدا نكردم
نامه هاي عاشقونه با نشونه بي نشونه
اما از كساي ديگه س پس اونا رو وا نكردم
يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا نكردم
تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني
تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم

| نوشته شده توسط علیدا

محرم
موضوع:

alida

 

چی میشه دو چشمون سیاه تو بچرخونی

یه کرم کنی بیای به جمع ما به مهمونی

چی میشه یه گوشه ی چشمی کنی به نکرت

منو آشنا کنی به عشق  پاک و اطهرت

بی کسو کارم آقا جون میشه تو خیشه من بشی وقتی که دارم می میرم فقط تو پیشه من باشی

مست توام مست توام باده به پیمونه بریز کبوتر بام توام برای من دونه بریز

چی میشه یه بار بیای غلام سیاه تو ببینی

چی میشه یه بار بیای کنار ما ها بشینی

چی میشه گداهای همیشگی رو یاد کنی

یه نگاه کنی دل اسیرم و آزاد کنی

تو سید اهل بهشت تو افتخار عالمی فقط نه پادشاه من تو پادشاه عالمی

دیوونه های عشق تو کاری به عالم ندارن تا وقتی تو رو دارن تو دلاشون غم ندارن

| نوشته شده توسط علیدا

محرم
موضوع:

alida

بگو یا حسین مزه ی عشق و بچش        بگو یاحسین تا کربلا پر بکش

بگو یا حسین عالم و بر هم بزن              بگو یا حسین پا به محرم بزن

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
نمی توانیم همه انسانهای گرسنه را سیر کنیم
به همه بیسوادها خواندن ونوشتن بیاموزیم
خرمی را به همه بیابانها ببریم
و همه دلهای غمزده و رنجیده را شاد کنیم

اما اگر می توانیم یک گرسنه را سیر کنیم
به یک نفر خواندن ونوشتن بیاموزیم
فقط یک درخت بکاریم
و شادی را به یک قلب محزون هدیه دهیم
چرا دریغ کنیم؟
اگر می توانیم اصلاحات را گامی به پیش ببریم
چرا ناامید شویم؟
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
alida

همچو شمع نیمه جان به هوای

تو سوختن زیباست

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
یا حسین

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

دره سحنش معروفه به درگه فضل                      

                                     دلای زمین و می کنه پر از فضل 

                                                                       به کوره ی چشم هر چی دشمن رخش

                                                                                                 سر دره حرم نوشته

                                                                                                    خدا با پره فرشته

                                                                                              السلام علیک یا ابوالفضل 

خدا با شه پره ی پره فرشته

                                          به روی گنبد حسین نوشته

                                                                                            این دره اول و آخره بهشت

                                                                                             حرف قلب خسته ی من

                                                                                                پر و بال بسته ی من

                                                                                      خدا عشق تو رو با دلم سرشته

اون خیابون که بهشت عالمین

                                             آره معروفه به بین الحرمین

                                                                                        حرم سونه ابوالفضل حسین

                                                                                             اون که شیره نییرینه

                                                                                                یل فاتح و حنین

                                                                                        اون ابوفاضل علمداره حسین

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

يكي بود يكي نبود / هر كسي يه جايي بود / من بودم روي زمين / رو زمين پر زكين /اون يكي تو آسمون / بالاتر از رنگين كمون /اونو من فقط ميخواستم / كه باهاش يه قلب و ساختم / توي سينه ام گذاشتم / بذر عاشقي رو كاشتم /كاش اونو اصلا نداشتم /گريه ميكردم هميشه / يعني اون يارم ميشه /ميخوام بياد كنار من  /  تا كه بشه بهار  من/

تنها گذاشت و رفتش /در شادي رو بستش / بي كس و تنها شدم / از اشيون جدا شدم /هر جا ميرم دروغه / چشما چه بي فروغه /هيچكي ياري نداره / با من كاري نداري  /همه شدن ديوونه / اين آخر زمونه /انگار كه غم مي مونه / انجا فصل خزونه /ميخوام كه فرياد بزنم / عشق تو رو داد بزنم /بگم كه عاشق توام / نور حقايق تو ام /بيا كه لايق تو ام /هرجا ميرم تو هستي / چرا منو شكستي / دست دلم رو بستي /چرا عذابم دادي / كي ، تو جوابم دادي /ديدي كه من غمگينم / از عشق تو رنگينم /چرا صدام نكردي /ديگه نگام نكردي /بيا منو رها كن / از آدما سوا كن /اينا همه پژمردن /غم تو رو نخوردن /بيا برس به دادم /بي تو آخه چي دارم / چشمامو پرخون كردي / ماه زمستون كردي /دوست دارم گناه كنم / فقط تو رو نگاه كنم /  ...........

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
ع ش ق
 
 
راستی عشق را بار ديگر تلفظ کنيد ! عشق چند بخش است ؟

فيلسوفان جهان همه کوشيده اند تا به اندازه عشق تعريفی بتراشند .

اين سوالی است که حتی مولانا هم برای آن پاسخی زیبا نيافت .

در طول تاريخ ادبيات ، لشگرهای شکست خورده هنرمندان را ميبينيم که هر کدام با

نيزه ای در قلب و شمشيری بر گردن ، تنها مشتی خون بر آستانه عشق پاشيده اند .

هر کجا از عاشقی بپرسيد عشق چيست ، تنها به زخمهای خود اشاره ميکند .

عشق ترجمه زخم است . عشق حاشيه انسان بر کتاب آفرينش است .

عشق خلاصه جهان است . عشق چکيده ذرات و شيره کائنات است .

عشق پاسخ مبهم انسان به ابديت است . عشق چهارده سالگی تحير ماست.

عشق ، اولين آهی است که در آئينه کشيده ايم . عشق ، همان حالتی است که ما را به

موزه ميبرد . عشق همان فعل و انفعالی است که در برابر گلسرخ به ما دست ميدهد .

عشق همه آغوشهايی است که انسانها بر يکديگر گشوده اند .

عشق ، رابطه بين ما وسنجاقک است . عشق ، حاصلضرب همه تنديسهای الهی در نگاه

ماست . عشق ، دل ماست تقسيم بر همه زيباييها .

عشق ، کوچه ای است که دوست داريم از آن عبور کنيم .

عشــــق ، محلی است که در آن دل مـا قرار مـلاقــات ميــــگيرد .

عشق ، اولين کت و شلوار ما در عيد خودآگاهی است . عشق ، اولين حقوق ما از باجه

معرفت است . عشق ، اولين پاداش ما از حسابداری الهی است .

عشق ، عقد دائمی ما با غربت است . عشق ، شب نامزدی ما با جدائی است .

عشق ، کارت تبريکی است که الان برای معلم سال اول خود ميفرستيم .

عشق ، لحظات نادر شاه زندگی است .

عشق ، وقتی است که به ياد شکوفه های بلوغ می افتيم .

عشق اولين مژگانی است که از جيحون حيرت ما عبور ميکند .

عشق حمله مغول به روياهای ماست
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

alida

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
از انعكاس مداوم نگاههايم تا چشمهاي پاك آينه فاصله اي نيست.هر روز نگاههايم را در آينه چشمانت مرور مي كنم وبلوغ انتظار را لحظه لحظه باور مي دارم . ميگويند نگاهت آبي است .شايد آسمان باشد . ميگويند در چشمانت ستارگان آسمان خفته اند .شايد چون ستارگان اشك در چشم من باشد .مي گويند از ياس گردنبندي داري كه عطرش در تمام كوچه باغها منتشر مي شود . آه كه چقدر منتظرم . چشمهايم را ببين كه آشيانه شهاب هاي كهكشان نگاه توست ودستهايم كه هميشه به سمت سبز دعا باز است و سجاده ام كه پر از عطر اقاقياست . آه كه قداست دلها با قانون وحشيانه بي رحمي وغربت محكوم مي شوند و هر روز داغ بي عشقي را در آسمان خونين دل فرياد مي كشيم و در زميني كه پر از بركه هاي خون لاله هاست و هوايي كه از عطش آبي پرزدن پرستوهاي مهاجر پر است و از رايحه شقايق هاي زخم خورده لبريز است ، ضربه هاي مدام درد را تجربه مي كنيم
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
در 1000 مرتبه 900 جمله عاشقانه را در800 جای مختلف پیش 700 تا مطرح کردم600 تا آن را پذیرفته500 نفر آن رابه400 زبان و300 کتاب200 برگ ترجمه کردند100مرتبه برای تو90 روز روزهای80 مرتبه خواندم70 جمله رابه60 بهانه50 روز روزی40 بارتکرار کردم 30 تای آن را آموختی پس از 20 بار خواندن 10 مرتبه تکرار کردی که از تو 9 سوال کردم 8 مرتبه به7 سوال من 6 جواب در فاصله ی5 روز دادی 4 مرتبه تو را به 3 بار صحبت دعوت کردم2ساعت خواهش کردم تا 1 بار گفتی: دوست دارم
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.


كجايي اي رفيق نيمه راهم
كه من در چاه شبهاي سياهم
نمي بخشد كسي جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم كز خدا هم


اين روزها که از همه سايه ها و آدمهاي رنگي دلم به درد آمده است تنها به پنجره اي که عطر آرامش تو را مي پراکند چشم دوخته ام


اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.


ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟؟؟ رفتی ؟ بسوز ، اینهمه آتش سزای توست


زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي


آن كوچه ي پر ز ماجرا يادت هست؟
و بازي گرگم به هوا يادت هست؟

باران كه گرفت هر دومان خيس شديم
مانند گل و پرنده ها يادت هست؟
روزي كه تو را باز صدا زد مادر
گفتي:‹‹نمي آيم به خدا ››يادت هست؟
در بازي گرگم به هوا مادر برد
از من كه تو را كرد جدا يادت هست؟
آن روز گذشت و بهاري ديگر
نگذاشت به باغ ما پا يادت هست؟

تو نیستی که ببینی


ازدواج مثل يک شهر حصاز شده است آنهايی که داخل آن هستند ميخواهند بيايند بيرون اما نميتوانند .آنهايی هم که بيرون هستند ميخواهند داخلا شوند اما نميتوانند


در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ... و تنها عشق مرا رها مي کند ... و نور آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ... پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم .... مرا به طلوعي ديگر برسان ....


چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است


با قلاب ثروت هرگز نمیتوان ماهی عشق را صید کرد


پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم


دفتر خاطرات زندگي

زندگی دفتری از خاطر هست. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم


عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی


سه کبريت روشن ميکنم اولی براي ديدنه چشمانت دومی براي ديدن لبانت سومی براي ديدن صورتت بعد تاريکی، تا هر چه ديده ام به ياد بياورم


وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم


دستت رو بزار روي قلبت، اين ساعته عمرته كه داره تيك تيك مي كنه، جالبه، هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرد


امشب خدا تو آسمون يه مهموني بزرگ ترتيب داده اما هنوز جشن شروع نشده چون يكي از فرشته ها اوون پايين داره آف من رو مي خونه


می خوام به کسی که خودش می دونه کیه بگم:

دوستت دارم! با تمام نا مهربونیات

با تمام....بازم دوستت دارم


عاشق ان نيست که در کنارت باشد ، عاشق ان است که وفادارت باشد


رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن


يک آرزو : فراموشم نکن !
يک دروغ : تو رو دوست ندارم !
يک حقيقت : دلم برايت تنگ شده است!


نه زبانم براي تعريف تو توانايي دارد
نه چشمهايم توان براي ديدنت دارد
نه دستهايم براي لمس کردنت تاب دارد
نه بازوهايم براي به آغوش کشيدنت دراز ميشود .
و نه عمري باقي ميماند تا تو را باز پيدايت کنم !
يک نصيحت : مواظب خودت باش !
يک خواهش : اصلاً عوض نشو !


نام :گمنام/ شهرت:سرگردان/ محل صدور:دنيايي فرامش شده/ شماره شناسنامه:بي مفهوم/ محل تولد:محراب غم/ نام مادر:فرشته غم / نام پدر:کوه رنج/ جرمم: به دنيا امدن/ محکوميت:زندگي کردن/ زمان رهايي:مرگ/ و قاتل:جدايي


باز یکی با غصه هاش داره آواز میخونه
وقتی غم تو دل باشه دیگه مردن آسونه
قامتش خم شده از کوله سیاه غم
چی میخواد تو روزگار جز خدا کی میدونه
کیه این مرد غریب مثل من پریشونه
میدونه همین شبو توی دنیا مهمونه


رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن


گفتی شتاب رفتن من از برای توست ،آهسته تر برو که دلم زیر پای توست!


".... دیوانگی‌ات را جشن بگیر!... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید.


 

هميشه چند عنصــر آسمــانــی به يادم می آورند که:
زندگی ديگری هم وجود دارد که در آن همه چيز می تواند واقعـــی و نه کتابی باشد و
در عيـن حال پر متـانت و
ملکــوتــی تر


هر چی فکر کردم دیدم هیچی بهتر از دوست داشتن نیست چون همیشه در دوست داشتن منطقی حاکم است که انسان براحتی به ارزش والائی میرسه.
پس ارزو میکنم که دوست داشتنت
زیبا و بی ریا باشد و همیشه بتونی دوست بداری


خوب در يادم هست
آسمان آبی بود
باد سردی به تماشا می شد
برگ زردی رقصيدن گرفت
او از آن کوچه گذشت
دل من باز گرفت

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.


كجايي اي رفيق نيمه راهم
كه من در چاه شبهاي سياهم
نمي بخشد كسي جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم كز خدا هم


اين روزها که از همه سايه ها و آدمهاي رنگي دلم به درد آمده است تنها به پنجره اي که عطر آرامش تو را مي پراکند چشم دوخته ام


اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.


ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟؟؟ رفتی ؟ بسوز ، اینهمه آتش سزای توست


زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي


آن كوچه ي پر ز ماجرا يادت هست؟
و بازي گرگم به هوا يادت هست؟

باران كه گرفت هر دومان خيس شديم
مانند گل و پرنده ها يادت هست؟
روزي كه تو را باز صدا زد مادر
گفتي:‹‹نمي آيم به خدا ››يادت هست؟
در بازي گرگم به هوا مادر برد
از من كه تو را كرد جدا يادت هست؟
آن روز گذشت و بهاري ديگر
نگذاشت به باغ ما پا يادت هست؟

تو نیستی که ببینی


ازدواج مثل يک شهر حصاز شده است آنهايی که داخل آن هستند ميخواهند بيايند بيرون اما نميتوانند .آنهايی هم که بيرون هستند ميخواهند داخلا شوند اما نميتوانند


در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ... و تنها عشق مرا رها مي کند ... و نور آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ... پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم .... مرا به طلوعي ديگر برسان ....


چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است


با قلاب ثروت هرگز نمیتوان ماهی عشق را صید کرد


پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم


دفتر خاطرات زندگي

زندگی دفتری از خاطر هست. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم


عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی


سه کبريت روشن ميکنم اولی براي ديدنه چشمانت دومی براي ديدن لبانت سومی براي ديدن صورتت بعد تاريکی، تا هر چه ديده ام به ياد بياورم


وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم


دستت رو بزار روي قلبت، اين ساعته عمرته كه داره تيك تيك مي كنه، جالبه، هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرد


امشب خدا تو آسمون يه مهموني بزرگ ترتيب داده اما هنوز جشن شروع نشده چون يكي از فرشته ها اوون پايين داره آف من رو مي خونه


می خوام به کسی که خودش می دونه کیه بگم:

دوستت دارم! با تمام نا مهربونیات

با تمام....بازم دوستت دارم


عاشق ان نيست که در کنارت باشد ، عاشق ان است که وفادارت باشد


رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن


يک آرزو : فراموشم نکن !
يک دروغ : تو رو دوست ندارم !
يک حقيقت : دلم برايت تنگ شده است!


نه زبانم براي تعريف تو توانايي دارد
نه چشمهايم توان براي ديدنت دارد
نه دستهايم براي لمس کردنت تاب دارد
نه بازوهايم براي به آغوش کشيدنت دراز ميشود .
و نه عمري باقي ميماند تا تو را باز پيدايت کنم !
يک نصيحت : مواظب خودت باش !
يک خواهش : اصلاً عوض نشو !


نام :گمنام/ شهرت:سرگردان/ محل صدور:دنيايي فرامش شده/ شماره شناسنامه:بي مفهوم/ محل تولد:محراب غم/ نام مادر:فرشته غم / نام پدر:کوه رنج/ جرمم: به دنيا امدن/ محکوميت:زندگي کردن/ زمان رهايي:مرگ/ و قاتل:جدايي


باز یکی با غصه هاش داره آواز میخونه
وقتی غم تو دل باشه دیگه مردن آسونه
قامتش خم شده از کوله سیاه غم
چی میخواد تو روزگار جز خدا کی میدونه
کیه این مرد غریب مثل من پریشونه
میدونه همین شبو توی دنیا مهمونه


رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن


گفتی شتاب رفتن من از برای توست ،آهسته تر برو که دلم زیر پای توست!


".... دیوانگی‌ات را جشن بگیر!... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید.


 

هميشه چند عنصــر آسمــانــی به يادم می آورند که:
زندگی ديگری هم وجود دارد که در آن همه چيز می تواند واقعـــی و نه کتابی باشد و
در عيـن حال پر متـانت و
ملکــوتــی تر


هر چی فکر کردم دیدم هیچی بهتر از دوست داشتن نیست چون همیشه در دوست داشتن منطقی حاکم است که انسان براحتی به ارزش والائی میرسه.
پس ارزو میکنم که دوست داشتنت
زیبا و بی ریا باشد و همیشه بتونی دوست بداری


خوب در يادم هست
آسمان آبی بود
باد سردی به تماشا می شد
برگ زردی رقصيدن گرفت
او از آن کوچه گذشت
دل من باز گرفت

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
به چشمانت بياموز که هر کسي ارزش ديدن ندارد.... به دستانت بياموز که هر گلي ارزش چيدن ندارد.... به قلبت بياموز که هر بي سرو پايي در ان جايي ندارد.... به دلت بياموزاگه روزي تنها ماندطلب عشق زهربي سرو پايي نکند ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همیشه غمگین ترین و رنج آورترین لحظه ای زندگی آدم ،
توسط کسی ساخته میشود که
شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظه ها رو براش ساخته ... .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود......

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اگر كسي را دوست ميداري تركش كن. اگر قسمت تو باشد باز ميگردد. اگر هم باز نگشت يعني به تو تعلق نداشت. پس همان بهتر كه رفت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دما مثل یه کتاب میمونند ، که تا وقتی تموم نشن برای دیگران جذابند پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی تا زود تموم بشی ... برای اینکه وقتی تموم بشی مطمئن باش میرن سره یه کتابه دیگه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دما مثل یه کتاب میمونند ، که تا وقتی تموم نشن برای دیگران جذابند پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی تا زود تموم بشی ... برای اینکه وقتی تموم بشی مطمئن باش میرن سره یه کتابه دیگه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگي پر از صداي پاي انسان هاييست, در حالي كه تو را مي بوسند در ذهن
خود طناب دار تو را مي بافند .....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به جاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن. به جاي سيله اشکي که فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برام مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ديشب تو را در خواب ديدم 
امشب زودتر ميخوابم تا تو را بيشتر ببينم 
اگر بدانم كه مردگان هم خواب مي بينند 
من هم ميميرم تا تو را هميشه ببينم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قلبم محکوم شد به شکستن ، غرورم محکوم شد به خرد شدن ، احساسم محکوم شد به بازی گرفتن ، چشمانم محکوم شدند به باریدن
اما عشقت محکوم شد که بماند در تکه تکه قلبم و قطره قطره ی خونم !!!
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
ديشب چشم هايم را بر هم گذاشتم و آرزويي در دل کردم آرزويي هر چند بچه گانه هر چند از روي دل هر چند مي دانم ممکن است به آرزويم نرسم ولي حتي اگر به آرزويم نرسم! من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کني با تو هستم و خواهم بود هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتي اگر فاصله ها باعث دوري ديده ها گردد هميشه در دلم خواهي ماند جايي که جاي هيچ کسي نيست بجز تو و هيچ کسي نمي تواند جاي تو را در دلم بگيرد... نگاه معصومت در ياد من هميشه جاويد است براي هميشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گرچه سکوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد کمي با من حرف بزن!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مي كشمت سوي خويش اين كشش قلب هاست قلب تو گر آهن است قلب من اهنرباست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو همان لاله سرخي منم آن بلبل مست بودنت زندگي ام نبودنت مرگ من است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يادم اومد از اون نگات که مثل رويا بود ورفت مثل يه خواب مثل غزل پر از معما بود و رفت ميون اون نگاه تو يه غربتي نشست و رفت دل منم با غربتش پرپر شد و شکست و رفت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شناختنت بي گناهترين گناهم بود، يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم کردن، پيدايش سراب بود. تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي. بي تو ثانيه ها تکراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم و منتظرت هستم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يادم اومد از اون نگات که مثل رويا بود ورفت مثل يه خواب مثل غزل پر از معما بود و رفت ميون اون نگاه تو يه غربتي نشست و رفت دل منم با غربتش پرپر شد و شکست و رفت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نمی دانم چه بنویسم و چگونه اغاز کنم . هرگاه دلم برایت تنگ می شود تمام کلمات زیبا از اسمان قلبم فرار می کنند و به کنج سایبان چشمانم پناه می اورند تا بهمراه باران فراق بر گونه های داغ و تبدارم ارام گیرند . ای کاش در کنارم بودی تا با دستهای نا توانم شعری برای چشمان ارامت هدیه بیاورم و در خلوت خاطره هایم تمام شیشه های غبار گرفته فاصله را بشکنم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستت دارم را من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام
اين گل سرخ من است دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق
كه بري خانه دشمن كه فشاني بر دوست راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست
در دل مردم عالم - به خدا نور خواهد پاشيد روح خواهد بخشيد تو هم اي خوب من اين نكته به تكرار بگو اين دلاويز ترين شعر جهان را همه وقت نه به يك با رو به ده بار كه صد بار بگو (( دوستم داري )) را از من بسيار بپرس دوستت دارم را با من بسيار بگو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در ره عشق نشد كس به يقين محرم راز
هر كسي بر حسب فكر گماني دارد

طريق عشق پر آشوب و فتنه است
بيفتد آنکه درين راه با شتاب رود !

آنچه در مدت هجر تو کشيدم هيهات

در يکي نامه محال است که تحرير کنم

زندگي چون قفسي است

قفسي تنگ

پر از تنهايي

و چه خوب است

لحظه ي غفلت آن زندانبان

بعد از آن هم پرواز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج مي برد مهم نيست كه او مال تو باشد مهم اين است كه فقط باشدو زندگي كند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وعشق صداي فاصله هاست
صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند
نه
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن هيچ مي شوند كدر...

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

چه زيباست به خاطر تو زيستن... و بي تو ماندن... و به پاي تو سوختن... و چه تلخ و غم انگيز است... دور از تو بودن ... براي تو گريستن ... و به عشق و دنياي تو نرسيدن ... اي کاش ميدانستي بدون تو و به دور از دستهاي مهربان و قلب حساست زندگي چه سخت و نا شکيباست


«زعشقولي منـــو ويلون وَکردي!... ز غم عيـــــن ني قليون وَکردي!...

همه وزن دوبيتي هامو، چُلمنگ!... "مفا ليلـون مفا ليلـون" وَکردي ( ! )

ز نخدون تــو چال اسکندرون بيد!... دل مو کلّـه پا گشته در اون بيد!...

دو من گرد نخـود مصرف وَِکردم ... فراق شون پتت نئشه پرون بيد»

یادش بخیر. برره کجائی که یادت بخیر.


«گاه مي انديشم ، خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسي ميشنوي ، كاش ميديدم!
شانه بالازدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد،
و تكان دادن سر را كه عجب!عاقبت مرد؟
افسوس!كاش ميديدم
»


«مهرباني را در كودكي يافتم كه آبنباتش را به درياچه انداخت تا شيرين شود»


«مطمئن باش و برو
ضربه‌ات كاري بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگي‌ام خنديدي
به من و عشقي پاك
كه پر از ياد تو بود
و خيالم مي‌گفت تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحتتر
تكه‌هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
زياد از حد خودت را تحت فشار نگذار زيرا بهترين چيز ها زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري.

اینم سری جدید مطالب عاشقانه.........نظر یادت نره


دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم


دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم


عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند. (احمدشاملو)


عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم


بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند


<