تبليغاتX
نگرشي سطحي به حادثه اي عميق...! "عاشورا"
صفحه نخست آرشیو مطالب  گالری تصاویر لینکستان قالب وبلاگ تماس با ما
نگرشي سطحي به حادثه اي عميق...! "عاشورا"

یاران به خدا که بی وفایی نکنید

با عاشق دلخسته جدایی نکنید

یا آنکه وفا کنید تا آخر عمر

یا آنکه از  اول آشنایی نکنید

نکنید دیگه...................

| نوشته شده توسط علیدا

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

  

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

 

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

 

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

 

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

 

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

 

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

 

                          دنیای زيباي من دوستت دارم

| نوشته شده توسط علیدا

من هنوز خاك زير پاهاي تو هستم ، من هنوز عاشقم ،

من هنوز وفادارم ، من هنوز چشم انتظارم ،

من براي بغض صداي تو دلتنگم و براي چشمهاي تو مي ميرم ،

من با تو عشق را لمس كردم ، من با تو روز را مي فهميدم

و شب را حس مي كردم ، من با گذشت زمان عشق مي ورزيدم

و امروز به گذشت زمان افسوس مي خوردم ،

                     من هنوز اين حقيقت تلخ را باور ندارم ،

         من هنوز نسيم سرد كوير را بر گونه هاي تو حس مي كنم ،

            من هنوز دستهاي تو را در دستهاي خود دارم ،

         من هنوز با عطر شانه هاي تو تنفس مي كنم..........

| نوشته شده توسط علیدا

هيچ وقت تو خيابون راه نرو اگه رفتي سرتو بالا نكن

 

اگه بالا كردي به هيچ كس نگاه نكن اگه نگاه كردي نخند

 

اگه خنديدي شماره ازش نگير اگه گرفتي بهش زنگ نزن

 

اگه زنگ زدي باهاش حرف نزن اگه حرف زدي نگو دوستش داري

 

اگه گفتي باهاش قرار نزار اگه گذاشتي نرو

 

اگه رفتي تحويلش نگير اگه گرفتي عاشقش نشو

 

اگه شدي بهش نگو اگه گفتي ميزاره ميره تو ميموني با يك قلب شكسته

 

| نوشته شده توسط علیدا

شاید امروز آخرین روز باشد، شایدم آخر کلام من       

                                       

                                         شاید امروز روز شوم باشد، شایدم آخرسلام من

 

شاید امروز روز رفتن، شایدم از تو بریدن                    

 

                                          شاید امروز روز دیدن، شایدم هیچی ندیدن

 

شاید امروز روز گذشتن، شایدم آخرنگاه من              

 

                                        شاید امروز روز بردن، شایدم آخر گناه من

 

شاید امروز روز تنهایی، شایدم دلتنگ یک آواز          

 

                                شاید امروز روز بی تابی،شایدم درحسرت پرواز

 

شاید امروز روز رسیدن، شایدم اینجا نموندن            

 

                                 شاید امروز روز جدایی، شاید هم هرگز نخوندن

 

شاید امروز روز پایانی، شایدم یک روز طوفانی         

 

                                      شاید امروز روز مردن، در هوای سرد بارانی

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

valroses-4.gif (10701 bytes)valroses-4.gif (10701 bytes)valroses-2a.gif (11933 bytes)

valroses-1.gif (9373 bytes)

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
rosesforrose-title1.gif (9640 bytes)
| نوشته شده توسط علیدا

موقع خواستي از کسي جدا شي.. يادت نره بهترين راه اينه که بهش بگي براي هميشه خدا حافظ....شايد طرف مقابلت ناراحت شه و قلبش بشکنه ولي بهتر از اينه که منتظر بمونه

| نوشته شده توسط علیدا

Image and video hosting by TinyPic

تو را دارم چه غم دارم چه کم دارم

| نوشته شده توسط علیدا

Image and video hosting by TinyPic

تو را دارم چه غم دارم چه کم دارم

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام....


اگه اشكات يه دروغ نيست واژه هات قصه ي خواب نيست اگه تو ميموني پيشم قول ميدم مال تو باشم اگه تو مثل بقيه منو تنها نمي زاري يا با عكساي تو آينه اشكامو در نمياري اگه جاي رده پاهات نشه دشنه توي قلبم يا نواي گرمه سازت نشه كابوسه شبونم به خداي مهربونم قول ميدم پيشت بمونم 


ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم


بـــــــــــــــــــــــــــــمون « ♥ » .... تو بگو سرد هوا منم می شم خورشید تو .... .... تو بگو که نا امیدی منم می شم امید تو .... .... تو بگو دلم گرفته از همه دو رنگیا .... .... مشکی می شم مظهر یه رنگی،واسه تو .... .... تو بگو خدا کنه بارون بیاد از آسمون .... .... به خدا التماس میکنم گریه کنه برای تو .... « ♥ » نــــــــــــــــــرو « ♥ »


چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك


کاغذتيم .. احساستو روم بنويس. عصبانيتتو روم خط خطي کن. اشکاتو باهام پااک کن. حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم شي . فقط دورم ننداز !!


گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود


عشق با جدايي نمي ميرد. با بسيار با هم بودن شايد ولي با جدايي هرگز.

وقتی داشت باهام خدافظی می کرد دلم می خواست برای یه لحظه هم که شده تو چشمام نگاه کنه شاید واسه یه بار هم که شده فریاد چشمهامو میشنید ولی خیلی ساده گفت خداحافظ و رفت از کنارم رد شد و من فقط به جای خالیش خیره شدم و خودم رو دیدم که تنها شدم...بعد از مدتها دوباره اون چشمها رو دیدم بهشون خیره شدم ولی دیگه اون چشماها باهام آشنا نبودن دیگه نمی خندیدن حتی بهم پوز خند هم نمی زدند درست مثل بقیه بودن دیگه بلد نبودن حرف بزنن. چشمهامو بستم،بغضمو قورت دادم و برای اشکهام تاب


تو که ميدانستي ، قلب تو نبض من است و نگاه من از دريچه چشمان تو ميگذرد و آواي نالانم با صدايت رنگ ميگيرد و احساس بودنم از وجودت برميايد و با هر تپش ثانيه ها ، تو را عميق تر ميخوانم ، پس چرا هنگام رفتن نگفتي که من هم چشمانم را ببندم


من غريبه ي ديروز...آشناي امروز...و فراموش شده ي فردايم...پس در آشناييه امروز مينويسم ...تا در فرداي تلخ جدايي بياد آوري مرا


نوشتي وقت رفتن ميرمو بر ميگردم رفتي يادت بمونه که دنبالت ميگردم


فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست


اگر من ميتونستم يه آرزو داشته باشم من ميخواستم که اشک تو باشم زيرا

 

در چشمت متولد ميشدم و روي لبهايت ميمردم... اما اگه تو اشکهاي من

 

بودی من هرگز گريه نميکردم چون نميخواستم از دستت بدم


اگر روزي دلت خواست گريه کني به من بگو / به تو قول نمي دهم که بتوانم بخندانمت اما مي توانم با تو گريه کنم اگر روزي خواستي از اينجا بروي نترس و به من بگو / قول نمي دهم تو را از رفتنت باز دارم ولي من هم مي توانم با تو همراه شوم اگر روزي نخواستي صداي کسي را بشنوي به من بگو / قول مي دهم سکوت کنم


خیلی سخته اون کسی که گفت :واسه چشمات میمیره بره ودیگه سراغی از تو و نگات نگیره .خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی بهار شد یه جوری ازش جدا بشی.خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیه باشی وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی.خیلی سخته بری یکشب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینیی روز شده دوباره


عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد


من روزي که تو را نداشته باشم خون گريه خواهم کرد . من در نگاه به آخرين قدمهاي تو خواهم مرد. من به خاطر تو خواهم مرد . و آن روز خواهي ديد که ستاره اي که مي گفت فداي فرشته ميشود دروغ نگفته بود


موقع خواستي از کسي جدا شي.. يادت نره بهترين راه اينه که بهش بگي براي هميشه خدا حافظ....شايد طرف مقابلت ناراحت شه و قلبش بشکنه ولي بهتر از اينه که منتظر بمونه


نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم


شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم پس از يك جستجوي نقره‌اي در كوچه‌هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي كه در تنهاييم روييد با حسرت جدا كردم


عشق از دوست داشتن پرسيد فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يك سلام شروع ميشوم و تو با يك نگاه. من با يك دروغ از بين ميروم و تو با مرگ


دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين


 روزي ازم پرسيد:بزرگترين آرزوي توچيست؟ گفتم:تحقق يافتن آرزوي تو.....اما افسوس هرگزندانستم آرزوي تو جدايي از من

انتهاي هر سفر در آئينه دار و ندار خويش را مرور مي كنم اين خاك تيره اين زمين پاپوش پاي خسته ام اين سقف كوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خداي دل! در آخرين سفر در آئينه به جز دو بيكرانه كران به جز زمين و آسمان چيزي نمانده است گم گشته ام، كجا؟ نديده اي مرا؟


رسول خدا(ص): کسي که حاجت برادر مومن خود را برآورده سازد ، مانند کسي است که عمر خود را به عبادت گذرانيده باشد


دست پرنيازم را به دستان كه بسپارم.. گمانم كنج تنهايي همه تقدير من بوده.. خدايا ...يك تشكر هم به درگاهت بدهكارم... به مثل آسمان پاكي خداي مهرباني ها... مرا درياب خوبه من, كه از تو سرشارم... مرا نگذار بيهوده اسير آرزو مانم... اگر دنياي رويايم سراسر زيرو رو گردد.. .فقط يك حرف ميماند , عزيزم دوستت دارم


خداوند در فرشتگان فقط عقل ودر حيوانات فقط شهوت قرار داد ودر انسان هر دورا اگر عقل او به شهوت او دستور داد از فرشتگان بالاتر و اگر شهوت او به عقل او دستور داد از حيوانات پستتتر اميرالمومنين علي


گر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش ، ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است


فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو آنقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته  


اگه سبزم ، اگه جنگل اگه ماهی ، اگه دريا اگه اسمم همه جا هست روی لب ها تو كتابا اگه رودم رودگنگم مثل مريم اگه پاك اگه نوری به صليبم اگه گنجی زير خاك واسه تو قد يه برگم پيش تو راضی به مرگم  


براي سلامتي آقا امام زمان(ع) پنج صلوات بفرست، اين پيغام رو براي تمامي اد ليستات بفرست


تصورشو بكن نه بهشتى در ميون باشه نه دوزخى تصورش سخت نيست بالا رو كه نگاه كنى فقط آسمونو ببينى و مردمو كه فقط واسه امروز زندگى كنن تصورشو بكن كشورى در ميون نباشه تصورش سخت نيست تصورشو بكن چيزى نباشه كه بخاطرش بميرى يا بكشى حتا هيچ دينى هم وجود نداشته باشه تصورشو بكن مردم عمرشونو در صلح سر كنن شايد بگى خيال مى‌بافم ولى من تنها نيستم آرزوم اينه كه تو هم يه روزى بپيوندى به ما   


 من از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ گل داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون يه دنيا رو با دادن تو به من داد اگه اينـو برام پـس بفرستي از بـهترين دوستـام هسـتي حالا اينو براي تمام ليستت بفرست تا ببيني چند نفر اينو برات ميفرستن   


ولي من در انتهاي بن بست دلي غوطه ور مانده ام
خدايا راه را به من نمايان كن                 
خدايا دستم را درياب كه دلم خون است
من نشانی را گم کرده ام  


چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهايي ببين مرگ مرا در من که مرگ من تماشايي است مرا در اوج مي خواستي تماشا کن ...... تماشا کن


چقدر زمونه بي وفاست نميدونم خدا کجاست؟ يکي بياد بهم بگه کجاي کارم اشتباست؟ گاهي ميخوام داد بکشم اما صدام در نمياد بگم خدا آخه چرا دنيا به آخر نمياد؟


دعا مي کنم بگين آمين.... خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار


خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است  


من از دلواپسی های غریب زندگی دلواپسی دارم و کس باور نمی دارد که من تنهاترین تنهای این تنهاترین شهرم تنم بوی علفهای غروب جمعه را دارد دلم می خواهد از تنهات


با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهي از تضادم ! سرخ و سبز ، صورتي و آبي ... زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا ... بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ... تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ... پرواز كن قناري و نترس  


الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده اټ


عشق شوق مرگ فاخته ایست برای رسیدن به دل باخته اش التماس درختی است به آب جوی عشق لذت نهان است انشاء غمو روان است زبان چشم است دیوانگی عقل است رسوایی قلب است تن به تن جنگ است آماده گوش به زنگ است هزار رنگ است خیلی زرنگ است عشق جونت ودیوانگیست جنگ سرد است و دگر هیچ


وقتی که نتونه نیازی از کسی برطرف کنه تجربه تجربه معلم بدی هستش . چون اول امتحان می گیره بعد درس می ده !


 دنيا کاش دنیا گرد نبود . اون وقت می تونستم تا آخر دنیا برم !! عمر زندگی یه شوخیه. یه شوخیه بزرگ . ولی یه وقتی اینو می فهمی که کل عمرتو با جدیت تمام سپری کردی


خيلي دوست دارم خيلي وقته که منتظرم که بيايي بتونم ببينمت بابا خودتو نگير با تو نيستم آقا امام زمان ميگم


فرشته ي تو برايتآواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود. كودك ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم كه مردم چه مي گويند در حالي كه زبان آنها را نمي دانم. خداوند او را نوازش كرد و گفت: فرشته ي تو زيباترين وشيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در


او در انتظار توست و حامي و مراقب تو خواهد بود. كودك همچنان مردد و ادامه داد اما اينجا در بهشت من جز خنديدن و آواز و شادي كاري ندارم. خداوند لبخند زد  


كودكي كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند كه فردا مرا به زمين مي فرستي اما من به اين كوچكي و ناتواني چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟؟ خداوند پاسخ داد: از ميان فرشتگان بيشمارم يكي را براي تو در نظر گرفته ام


شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند. فرشته پري به شاعر داد و شاعر ،شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد. ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود. زيرا شاعري كه بوي آسمان را بشنود، زمين برايش كوچك است و فرشته اي كه مزه عشق را بچشد، آسمان؟؟؟؟؟؟


بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است


آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم


بزرگي مي فرمايد:
پرنده در آرزوي انوار آرامش بخش مهتاب است
زنبور در آرزوي شهد شيرين گلهاي خوشبو است
بيمار در آرزوي جام شيرين درمان است
پارسا در آرزوي فيض ورحمت الهي است
آن، زمان كه آشكار گردد، همه چيز آشكار مي گردد
هنگامي كه پنهان است ، همه چيز پنهان است،
آن خداوند است،فراسوي دسترسي كلمات.......


خدایا از آن می ترسم که باز به غیر تو بنگرم. از آن می ترسم که باز فراموشت کنم، که تو فراموش نخواهی کرد. خدایا از آن می ترسم که عادی شوم. خدایا می خواهم مثل خودت باشم و فراموش نکنم حقیقت را. خدایا حیران و سرگردان توام، تو نیزکمکم کن که واله و مجنون گردم. خدایا می خواهم تو خدایم باشی نه دنیا، که دنیا نیز خدای بسیاری ست. خدایا آزاد و رها هستم و در این رهایی تو را دیدم، که فرد محبوس در دنیا تو را نخواهد دید


خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد : او می گو ید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد . او می گوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد

در راستای فرمایشات ریاست محترم جمهوری در مورد افزایش جمعیت
شب جمعه به مدت ۴ شب تمدید می شود
و به " ایام احمدیه " معروف می شود !


بيچاره پسرها اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشن ميگن اصلا سليقه نداري اگه زياد بگن دوستت دارم . ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگن دوست دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزني ميگن اعتماد نداري اگه يه مدت زنگ نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخندن


جیگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگیم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بمیرم برات الهی !!! بهتره دیگه از کنار آینه برم کنار


يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم


به یک دختر خانم جـــــوان و تحصیلکرده مســـلط به زبان فرانسه, خوش برخورد و خوش بیان با ظاهری آراسته و آشنا با موسیقی کلاسیک و تبحر در نواختن پیانو , جهت نظافت منزل نیازمندیم


خصوصيات دخترا -تا زبو نشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر ۲-حالشون از پسرا به هم میخوره ولی نمی دونم چرا ۱۰۰ تا دوست پسر دارن ۳-اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنن ۴-نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف میکنن ۵-همه خوشکل و خوش هیکلن(خدایا منو بخاطر این دروغم ببخش) ۶-از ۷ تا ۳۰ سالگی ۳۲۰تا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نکرد   ه البته ببخشید قصد بدی نداشتم


تست كنكور هنر: اولين هنري كه پس از ديدن چهره آرايش كرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟ الف: مينياتور. ب: صافكاري، بتونه كاري و نقاشي اتومبيل!!!! دوپينگ!!!!  من به ناموس مردم نگاه نميكن


ميدوني تفاوت شهرداري با صداوسيما چيه؟! اولي آشغال جمع ميکنه و دومي آشغال پخش ميکنه


خصوصيات دخترا -تا زبو نشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر ۲-حالشون از پسرا به هم میخوره ولی نمی دونم چرا ۱۰۰ تا دوست پسر دارن ۳-اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنن ۴-نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف میکنن ۵-همه خوشکل و خوش هیکلن(خدایا منو بخاطر این دروغم ببخش) ۶-از ۷ تا ۳۰ سالگی ۳۲۰تا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نکرد   ه البته ببخشید قصد بدی نداش


دروغ هاي دخترا وقتي ميگن تو اولين دوست پسرمي، بدون قبل از تو با صد نفر دوست بودن وقتي بهت ميگن نظرت راجع به سكس چيه، يعني تو ميخواي با من سكس داشته باشي يابو؟ وقتي ميگن امروز خيلي مشكل دارم نمي تونم سر قرار بيام، بدون با يه نفر ديگه قرار دارن وقتي ميگن من از تو هيچي نميخوام، يعني يه كادوي گرون برام بخر (سعي كن گل نخري!) وقتي زنگ ميزن ميگن دلم برات تنگ شده، منظور جيب شما هستش (يعني بيا بريم بيرون شام مهمون!)  


جشنواره ي فيلم اصفهان:?)دو نفر با يک تخمه مرغ ?)تا حالا موز خوردي؟ ?)چتري براي ?? نفر ?)من هوشنگ ?? تومان دارم ?)ديشب پيتزا خوردم آيدا. فيلم هاي برگزيده ي قم: ?)عبا قرمزي ?)عمامه اي براي دو نفر ?)من ملا


اگر دختري به دنيا آمد به او شير سگ بدهيد شايد رسم وفا را بياموزد


عجب چرخ عجيبي : زن از سوسک ميترسه _ سوسک از موش ميترسه _ موش از گربه ميترسه _ گربه از سگ ميترسه _سگ از مرد ميترسه _ مرد از زن ميترسه


معلم همچو شمعي است که ميسوزدو هوا را آلوده ميکند پس بياييم دست به دست هم دهيم و معلم ها يمان را گازسوز کنيم     


قلب آدمها مثل يه جزيره دور افتاده ميمونه.اينکه کي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست،مهم اون کسي که هيچوقت جزيره رو ترک نمي کنه


دانشگاه آزاد  

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
درويشي قصه زير را تعريف مي کرد

يکي بود يکي نبود مردي بود که زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود

وقتي مُرد همه مي گفتند به بهشت رفته است آدم مهرباني مثـل او حتما ً به بهشت مي رود

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد

فرشته نگهباني که بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به فهرست نام ها انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد

در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايي نمي خواهد هر کس به آنجا برسد مي تواند وارد شود

مَرد وارد شد و آنجا ماند

چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت

اين کار شما تروريسم خالص است

نگهبان که نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟

شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت

« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگي ما را به هم زده.از وقتي که رسيده

نشسته و به حرف هاي ديگران گوش مي دهد و به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در

جهنم با هم گفت و گو مي کنند يکديگر را در آغوش مي کشند و مي بوسند

جهنم جاي اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد

وقتي قصه به پايان رسيد درويش گفت

با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

 


 دوباره شب شد و سکوت همه جا را فرا گرفت.هواسرد وتاريک است.
اسمان ابريست .تاريکي کل شهر را پوشاند.من هنوز به خانه نرسيده ام .
پياده ولي با ارامش از خيابان ميگذرم از هر خانه اي نوري ميتابد که نشانگر زندگي است.
آرام در پناه نور خيابان از کنار پنجره ها ميگذرم صدايي و نوايي گاه گاه به گوش ميرسد.
نميدانم !شايد همه در کنار هم نشسته اند و از اتفاقاتي که در طول روز برايشان افتاده است
تعريف ميکنند و يا شايد از فرط خستگي دراز کشيده اند و چشم دوخته اند به جعبه جادويي .
بعيد نيست که کسي تنها در کنج خانه اش ساکت و بي حرکت بدون هيچ همدمي غوطه ور در
افکارش باشد که بخشي از آن متعلق به گذشته و بخشي به آينده مجهول است.
به آسمان خيره ميشوم و بغض خود رادر آن حس ميکنم .به خانه که رسيدم ابر سياه
که شبيه گريه هاي من است آسمان حياط خانمان را پوشانده بود وبا غرش خود
ميگفت :اي عزيز من امشب تاصبح همراهت اشک ميريزم.
تو تنها نيستي .در را باز ميکنم ولي ايا من از کدام دسته ادمهاي روي زمينم؟
ايا کسي هست که بگويد روزت خوش گذشت يا نه؟
يا من هم بايد از فرط خستگي با سر جواب سلام خانواده ام را بدهم و به ان جعبه ي جادويي خيره شوم؟
اما نه اينها همه افکاريست که براي دل خوشي خود در ذهنم بازي ميکنند .
ميدانم !کنج اتاقم منتظرم است تا با هم به سفري برويم که خالي از لطف نيست .
انقدر شيرين که حتي نميتواني تو که خواننده ي اين مطالب هستي تصور کني
مگر اينکه تو نيز همدرد من باشي.
اري من و ياد او در خاطرات تلخ و شيرينمان غرق ميشويم و اگر بخت با ما يار باشد
با دلي خوش از خاطرات لذت بخش بيرون مي اييم
و يا اينکه مثل چندي پيش با خاطراتي تلخ از هم جدا ميشويم .
در اين ميان من تو و او هر کدام بر باليني ميخوابيم که از اشک فراق بوي غم دارد.شب بخير


اين دنياي نامرد يه دختر نابينا بود که يه دوست پسر داشت دختر دوست پسرش رو خيلي دوست داشت بهش ميگفت اگه من دو تا چشم داشتم واسه هميشه باهات ميموندم يه روز يه نفر پيدا شد که چشماشو داد به دختره دختره وقتي تونست دوست پسرشو ببينه ديد که اونم نابيناست به پسره گفت ديگه نميخوامت از پيش من برو پسره وقتي داشت ميرفت لبخند تلخي زد و با اشک گفت: مواظب چشماي من باش


ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع ش تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود


 اين شعر كانديد شعر سال 2005 اثر يك پسر سياه پوست وقتي به دنيا امدم سياه بودم وقتي بزرگتر شدم بازهم سياه بودم وقتي جلو افتاب ميرم باز هم سياهم وقتي ميترسم هم سياهم وقتي سردمه سياهم وقتي مريضم باز هم سياهم وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود تو اي دوست سفيدمن وقتي به دنيا امدي صورتي بودي وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي وقتي جلو افتاب ميري قرمز ميشي وقتي ميترسي زرد ميشي وقتي مريضي سبز ميشي وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي وتو به من ميگي رنگين پوست


شنیده بودم که عشق با شعف همراه است اما، از شنیدن اینکه فرهادها از عشق شیرین ها خود را می کشتند و مجنون ها بخاطر عشق لیلی ها از کار و زندگی می افتادند هیچ گاه به شعف نمی رسیدم و در هیچ یک از این ها عشق الهی را نمی دیدم. هرچند که اطرافیانم همواره، خواهانِ عشق بودند اما همیشه با افتخار می گفتم : «اگر این اسارت ،عشق است، من هیچ گاه خواهانِ عشق نیستم.» عشق در نگاهِ آنها اینگونه بود ، که معشوق را همچون قناری در قفسی حبس می کردند تا بتوانند از وجود او در نزدیکی ? خود لذت ببرند. شنیدم که عاشقی به معشوقش می گفت :«عزیزم تو مالِ منی !!!!»


چندین سال برایم اینگونه گذشت. در این مدت از اطرافیانم می پرسیدم عشق چیست؟ در اکثر پاسخ ها عشق همان اسارتی بود که من از آن می گریختم. تا این که توانستم با عارفی صحبت کنم و با یک برداشت ذهنیِ عالی که قدرت توان بخش عشق را بیان می کرد آشنا شوم.


از او پرسیدم: عشق چیست؟


گفت : عشق نیرویی است که اگر بخواهی در وجودِ تو غرق می شود . نیاز به جاری شدن دارد تا تو آن را حس کنی پس تو معشوقی بر می گزینی تا با جاری کردنِ عشقِ درونی ات به او به شعف برسی.


پرسیدم: چرا خیلی ها، با عشق اسارت می سازند؟


گفت: عاشق گل هیچگاه بخاطرِ علاقه زیادش به گل آن را از بوته جدا نمی کند تا در لیوانِ آبی آن را در کنج خانه حبس کند . عاشق حقیقیِ گل آن را در بوته باقی می گذارد تا از رشدِ گل به شعف درآید.


گفتم : اینگونه خیلی سخت است و خیلی از انسانها نمی توانند دوری از معشوق را تحمل کنند.


اوگفت: عاشقانِ گل همه گل پرورند، زحمتِ گل پروری برخود خرند.اگر عشق مادرت به تو باعث می شود که همواره او تو را در خانه حبس می کرد تا نکند که از دست بروی تو هیچ گاه رشد نمی کردی.هرچند که برای خودِ او رنجی بزرگ بود.


او به من گفت: من شوقِ عشق را به تو خواهم آموخت . اعمالِ ما به ما وابسته اند همچون درخشندگی به فسفر . درست است که اعمالِ ما، ما را می سوزانند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل به آن است که سخت تر از دیگران سوخته است. سنگ سیاه زمانی به مجسمه ای زیبا مبدل می شود که ضرباتِ چکش مجسمه ساز را تحمل کند . و این گونه است که تو لایق عشق الهی خواهی شد.


گفتم: هرچند که پذیرش این نوع عشق سخت است، بااین حال من با تمامِ وجود آن را می پذیرم.


و او گفت: برایِ من شنیدنِ این که شن ساحل، نرم است کافی نیست می خواهم پاهای برهنه ام این نرمی را حس کند . معرفتی که قبل از آن احساس نباشد برای من بیهوده است.


واین عارف کسی نبود جز پروردگارم.


چهار – پنج ساله که بودم یک سه چرخه داشتم و یک توپ زرد رنگ تنیس و یک عروسک بزرگ پسر که اسمش را گذاشته بودیم نخودی ! صبح ها زل میزدم به تلویزیون و می نشستم پای کارتونهای جورواجور . حنا دختری در مزرعه – ? بچه های مدرسه ی آلپ – خانواده ی دکتر ارنست – نل – هاچ زنبور عسل – بنر - ? بل و سپاستین و … ? بعد میرفتم توی حیاط سه چرخه بازی . آنقدر دور حیاط میچرخیدم که ظهر میشد . ? بعد از ظهر اگر مادرم میخوابید می نشستم با نخودی پدر و پسر بازی . من پدر میشدم و نخودی پسر . آن وقت سوال هایی را که خودم در دنیای واقعی از پدرم میپرسیدم و پدر جواب میداد ? نخودی از من میپرسید و من جواب میدادم ? . اگر هم مادر نمیخوابید میرفتم توی حیاط . توپ تنیس را محکم میکوبیدم به دیوار و می دویدم دنبالش ! غروب هم میرفتم دم در منتظر پدر میشدم تا از سر کار برگردد و سه نفری برویم « ددر ». تمام سالهای قبل از مدرسه ام همین طور گذشت . کلاس دوم که بودم پدر یک جعبه ی سیاه رنگ برایم خرید به اسم « آتاری » که دسته های بازی اش همیشه ی خدا شکسته بود . بعد تر هم که پلی استیشن آمد و دوم راهنمایی که بودم کامپیوتر . خوب به آن سالهای کودکی که فکر میکنم میبینم خیلی دورند . انگار یک قرن گذشته . انگار یکی پرتشان کرده به دور ترین نقطه ی ممکن . بچه های این دوره و زمانه هیچ کدام مزه ی عروسک بازی و ماشین بازی را نمیفهمند . نمیدانند چه کیفی دارد دویدن دنبال یک توپ کوچک زرد رنگ . حس تلخ و شیرین انتظار را هیچ وقت نمی چشند . غروبها به جای انتظار پدر را کشیدن زنگ میزنند به موبایلش که کجایی ؟ یا حتی اصلا برایشان مهم نیست که پدر کی بیاید ! تلویزیون را که اصلا قبول ندارند مگر فیلمهای اکشن و کمدی را . قهرمانهایشان به جای حنا و پرین و لوسیمی شده اند یک مشت رباط و موجودات فضایی و دیجیمونها . سه چرخه انگار برایشان معنایی ندارد . که هر روز در بازیهای کامپیوتری سوار موتور سیکلت ها و ماشینهای آخرین مدل میشوند . کامپیوتر برایشان حکم اکسِژن را دارد . با اکراه خاموشش میکنند برای نهار و شام . به جای پفک و بستنی و لواشک دوست دارند وقتی پدر به خانه می آید دستش یک بازی کامپیوتری باشد . عروسک و ماشین برایشان شده جزو تزئینات اتاقشان . بادکنک را فقط توی جشن تولد ها دست میگیرند . از همین 5 سلاگی تمام آهنگها را برایت از بر میخوانند . غذای موردعلاقه شان شده پیتزا و سوسیس و کالباس . چهارتا شویدی که روی سرشان در آمده را هر روز یک مدل در میآورند . . . اصلا ولش کن . اینها را چرا مینویسم ؟ اینها را چرا میخوانید ؟ به ما چه . بگذار خوش باشند . چه ضرری به ما میزنند . چرا الکی حرص بخوریم . . .


وقتی دیدمش باور نکردم همون باشه . صورتی که همیشه تو خواب می دیدم . بیشتر بهش خیره شدم . خودش بود . ظاهر شده بود . حقیقی تر از هر حقیقتی . روبه روی من ایستاده بود . می تونستم وجودشو با تمام حواسم ، حس کنم . زیبا ، تاریک ، قوی ، با چشمهای درشتی که برق میزد . دقیقا همون صورتی که همیشه تو رویا هام می دیدم . لباس سفیدی تنش بود . صورت زیبا و اندام کشیدش زیر این سفیدی واقعا شگفت انگیز بود . معصومیت نگاهش نزدیک بود کورم کنه . نزدیکم اومد . روبروی من ایستاد . گرمای بدنشو حس کردم . داغ بود . می تونست هر یخی رو ذوب کنه . بلند تر نبود . کوتاه تر هم نبود . روبرو بود . مجبور نبودم برای دیدن چشماش بالا یا پایین رو نگاه کنم . این دقیقا همون دختری بود که همیشه تو رویا هام می دیدم . روبروی من ایستاده بود . به چشماش خیره شدم . تاریک و براق . مثل اینکه به آسمون پر ستاره خیره شده باشم . نمی تونستم مسیر نگاهمو به سمت دیگه ای بر گردونم . نزدیکتر شد . لبم رو بوسید . با چنان شهوتی این کارو کرد که احساس کردم زانوهام سست شد . بغلم کرد . بدون اینکه بتونم حرکتی بکنم منو چسبوند به خودش . احساس می کردم گرمای بدنش ممکنه منو تو خودش حل کنه . انگار سالها بود که منو می شناخت . لبمو جدا کردم و دوباره به چشماش خیره شدم . همون معصومیت همراه با تمنا . انگار من تنها موجودی بودم که می تونستم آتیش شهوتشو خاموش کنم . دوباره منو به خودش چسبوند . خیلی آروم بود . هیچ چیزی نمی تونست ناراحتش کنه . اون آرامشی رو به دست آورده بود که من هنوز نتونسته بودم . دستاشو به تنم می کشید . بیشتر منو به خودش می چسبوند . نفساش تند تر شده بودن . بدنش داغ و داغ تر می شد . جرات کردم حرفی بزنم . به آرومی تو گوشش زمزمه کردم : عاشقتم . چیزی نگفت ولی بیشتر منو به خودش چسبوند . تنها چیزی از وجودشو که هنوز حس نکرده بودم صداش بود . و ای کاش هیچوقت حسش نمی کردم . ولی هنوز کنجکاو بودم . سوال کردم : تو کی هستی ؟ کمی سکوت کرد . با صدای دلنشین و آرومش خیلی ضعیف گفت : می خوای بدونی من کیم ؟ با تمام وجودم گفتم بلی . چشماشو بست . تمام اون گرما جاشو به سوزی داد که تا مغز استخونم مثل یخ شد . ازم فاصله گرفت . اون نگاه پر از تمنا تبدیل به حفره های سیاهی شد که سوز سردی ازش بیرون می اومد . لباس سفیدش سیاه تر از هر سیاهی شد . لباشو از هم باز کرد و با صدایی وحشتناکتر از هر صدایی فریاد زد : من اندوه توام . حقیقی تر از هر حقیقتی ! من شهوت تو ام . داغ تر از هر عشقی ! ومن تاریکی توام . تاریک تراز هر مرگی

 


وزي يک مرد ثروتمند پسرك خود را به روستايي برد تا به او نشان دهد چقدر مردمي که در آنجا زندگي مي کنند فقير هستند آنها يک شبانه روز در خانه محقر يک روستائي به سر بردند ۰ در راه بازگشت مرد از پسرش پرسيد: اين سفر را چگونه ديدي؟ پسر پاسخ داد: عالي بود پدر !

?

پدر پرسيد: آيا به زندگي آنها توجه کردي؟

?

پسر پاسخ داد: در مورد آن بسيار فكر كردم. و پدر پرسيد: پسرم، از اين سفر چه آموختي؟

?

پسر کمي تامل كرد و با آرامي گفت: «دريافتم، اگر در حياط ما يک جوي است اما آنها رودخانه اي دارند که نهايت ندارد، اگرما در حياطمان فانوسهاي تزئيني داريم اماآنها ستارگان درخشان را دارند، اگرحياط ما به ديوار محدود است ،اما باغ آنها بي انتهاست. زبان پدر بند آمده بود. در پايان پسر گفت: پدر متشكرم، شما به من نشان داديد كه ما حقيقتاً فقير و ناتوان هستيم، خصوصاً به اين خاطر كه ما با چنين افراد ثروتمندي دوستي و معاشرت نداريم .


كوله پشتي اش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت. نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود. مسافر با خنده اي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن. و درخت زير لب گفت: ولي تلخ تر آن است كه بروي و بي رهاورد برگردي. كاش ميدانستي آن چه در جستجوي آني، همين جاست. مسافر رفت و گفت: يك درخت از راه چه ميداند، پاهايش در گل است. او هيچگاه لذت جست و جو را نخواهد يافت. و نشنيد كه درخت گفت: اما من جست و جو را از خود آغاز كرده ام و سفرم را كسي نخواهد ديد. جز آن كه بايد. مسافر رفت و كوله اش سنگين بود. هزار سال گذشت. هزار سالِ پر خم و پيچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتداي جاده رسيد. جاده اي كه روزي از آن آغاز كرده بود. درختي هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زير سايه اش نشست تا لحظه اي بياسايد. مسافر درخت را به ياد نياورد . اما درخت او را ميشناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كوله ات چه داري، مرا هم مهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده ام، كوله ام خالي است و هيچ چيز ندارم . درخت گفت: چه خوب، وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري. اما آن روز كه ميرفتي، در كوله ات همه چيز داشتي، غرور كمترينش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كوله ات جا براي خدا هست. و قدري از حقيقت را در كوله مسافر ريخت. دستهاي مسافر از اشراق پر شد و چشمهايش از حيرت درخشيد و گفت: هزار سال رفتم و پيدا نكردم و تو نرفته اين همه يافتي! درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم. و نورديدن خود، دشوارتر از نور ديدن جاده هاست .

 


باز مانند هميشه سفارش يك فنجان قهوه داد . دقيقا سي پنج سال بود كه هر روز به فرودگاه مي آمد و تا لختي از شب در ترياي فرودگاه مي نشست . سفارش يك قهوه بدون شير و شكر مي داد و منتظر مي نشست. ديگر تمامي كاركنان فرودگاه اعم از قديمي و جديد او را مي شناختند . همه چيز برمي گشت به سي و پنج سال پيش . در سفري كه به هندوستان رفته بود ، يك مرتاض كه در كلكته زندگي مي كرد به او گفته بود كه نيمه گمشده اش را در فرودگاهي پيدا مي كند و او اين سالها را تماما در ترياي فرودگاه گذرانده بود . روزهايي مي شد كه بيش از هفتاد فنجان قهوه خورده بود ولي تا به امروز كه خبري از گمشده اش نبود . موهاي كنار شقيقه اش همگي يكدست سفيد شده بودند و تمامي دندانهايش يك به يك از داخل بعلت مصرف بالاي قهوه پوك شده بود . از فيزيكش فقط يك تركه باقي مانده بود ولي باز ادامه مي داد . مي دانست كه مرتاض هندي اشتباه نكرده است . او در اين مدت ، تمامي ساعات پروازي را به خاطر سپرده بود و مطمئنا اگر اطلاعات پرواز در يك روز مريض مي شد و نمي آمد ، حتما او مي توانست جاي او را بگيرد . بر پايه تجربه مي دانست كه پرواز تورنتو ، تا يك ربع ديگر به زمين مي نشيند . قهوه اش را هورتي كشيد و جمعيت را شكافت و در اولين رديف ايستاد . مسافران يك به يك وارد گيت مخصوص مي شدند و او تك تك آنان را نظاره مي كرد . نيم ساعت كه گذشت ، دوباره به تريا برگشت و يك قهوه سفارش داد . گمشده اش در اين پرواز هم نبود . صورتش هيچ حس خاصي نداشت ، يعني اين همه سال برايش حسي باقي نگذاشته بود . اكنون مردي پنجاه و شش ساله شده بود . خدمه پرواز كه آخرين نفرات خارج شونده بودند ، برايش دستي تكان دادند و از در خروجي فرودگاه خارج شدند . اخبار روزنامه اي را كه در جلويش بود خواند و منتظر پرواز بعدي كه از استكلهم ، يك ساعت و نيم ديگر بر زمين مي نشست شد . يك ربعي كه گذشت ، چند مهماندار نزديكش شدند و حالش را پرسيدند . در ته دلش دوست داشت كه با يكي از اين مهمانداران ازدواج كند ولي دايما حرف مرتاض در گوشش زنگ مي زد و او مي خواست كه طبق سرنوشت اش عمل كند . بعد از ساعتي كه پرواز استكهلم هم بر زمين نشست ، گمشده اش را نيافت . او مي دانست كه امشب پروازي ديگر در اين فرودگاه نمي نشيند ، پس به خانه اش رفت تا براي فردا صبح ساعت چهار و بيست و هفت دقيقه براي پرواز آمستردام ، خواب نماند . سال ها بعد ، وقتي جنازه اش را از فرودگاه به بيرون مي بردند ، تمامي مهمانداران برايش گريه كردند و او هيچگاه نفهميد كه حداقل نيمي از مسافراني كه از اين فرودگاه خارج شده بودند ، فقط منتظر اشاره اي از طرف او بودند ، تا عمري عاشقانه با او زندگي كنند .


نوبت تو می شود بسته های اسکناس را می دهی به کارمند از شمارش دستگاه که نکند کمتر از 100 شوند، و باز پیش خودت حساب می کنی چند بسته دیگر بگذاری می توانی کسی جلوتر از خودت نبینی برگه رسید را می گیری می روی بیرون کنار ماشین و شروع می کنی به باز کردن قفلها یکی به فرمان یکی به کلاج فرم بانکی را از کارمند می گیری شروع می کنی به پر کردن آن . گوشی تلفن را می گذاری روی سکو که راحتر بنویسی می ایستی داخل صف صندوق و نگاه می کنی به آدمهای که جلوتر از تو هستند و آقای تازه وارد بانک می شود و می رود مستقیم پشت سکو کارمند ها به او سلام می دهند ریس او را کنار خود می نشاند و او برگهایی از کیف دستی اش بیرون می آورد ریس بانک خودش پی گیر کارها می شود و فکر می کنی که اگر پرستو باز اینجا بود یک لبخند معنا دار می زد و تو احساس می کردی باید دوباره توضیح دهی که من در یک جامعه ناامن باید از دست آوردهام محافظت کنم و او دیگر نمی پرسید مگه بیمه اش هم نکردی راه می افتی می ایستی پشت چراغ قرمز راننده بغلی با تلفن حرف می زند گوشی جدیدی که تو تا حالا ندیده ای دارد تو به این فکر می کنی که گوشی تو دارد قدیمی می شود و دیگر ، جلب توجه نمی کند که یاد گوشی ات می افتی که همرات نیست و قیمت آن که 160 هزار تومان است بدون توجه به علایم راهنمایی دور می زنی می پیچی جلو چند ماشین فحشت می دهند سریع بر می گردی به طرف بانک یک بچه می پرد داخل خیابان بوق می زنی و می پیچی به سمت چپ ولی سرعتت را کم نمی کنی کمی جلوتر دو کبوتر خیلی پایین پرواز می کنند به سمت خیابان . تو پایت را از روی گاز بر نمی داری و مستقیم می روی اما برخلاف تصورت کبوتر اولی بر نمی گردد . و می خورد به شیشه جلوی ماشین خون و پر می پاشند روی شیشه تو جایی را نمی بینی محکم می کوبی روی ترمز. ماشین انگار چند دور دور خودش می چرخد تا می ایستد . تو گیج ومنگ خیره می شوی به شیشه پر از پر و خون پیاده می شوی خیابان خلوت است از کبوتر چیزی نمانده بجز حجم متلاشی شده ای از پر و خون نگاه به شیشه ماشین می اندازی که نکند شکسته باشد با دستمال شروع می کنی به پاک کردن شیشه . کبوتر دومی دور اطراف ماشینمی پرد خون ماسیده روی شیشه دستمال را داخل جوی بغل خیابان خیس می کنی چشمت می افتد به کبوتر دومی که نشسته کمی آنطرف تر و با آن چشمهای سرخ بی حالش خیره به تو نگاه می کند . تو سرت را پایین می اندازی می روی داخل ماشین صدای زنگ تلفن می آید دنبال صدامی گردی گوشی را زیر صندلی پیدا می کنی کنار قفل فرمان می خواهی بخندی که می بینی کبوتر هنوز به تو نگاه می کند پرستو است . سلام می کند تو کمی مکث می کنی بعد جواب می دهی پرستو می پرسد : چیزی شده ؟ کبوتر می پرد و تو می گویی : نه هیچی


 


اومد جلوم وشروع كرد به حرف زدن -با اينكه وقتي غمگينه اين كار رو مي كنه ولي من غمگينش رو هم دوست دارم- خيلي ناراحت بود.بازم كار اون موجود احمق بود كه نازنين منو ناراحت كرده بود.نمي خواستم مستقيم بهش بگم طرف رو بي خيال شه ، ولي اون زجر مي كشيد و من اين رو مي ديدم، خودم بيشتر زجر مي كشيدم .

 


? اونو ديده بودم يعني خودش بهم نشون داده بود.راستش منم اول ازش خوشم اومد ولي بعد كه ديدم نازنين من عاشقش شده، تازه متوجه چيزايي شدم كه اون نشده بود و اين چندمين بار بود كه غمگينش كرده بود.بهش گفتم بيارش اينجا من باهاش حرف بزنم... اول قبول نكرد،گفت چه فرقي مي كنه؟اون درست نمي شه. ولي بعد كه اصرار كردم و گفتم بسپرش به من ،قبول كرد .

 


چند دقيقه بعد زنگ زد و اون اومد.نشست نزديكِ من.بعد از چند دقيقه به بهانه آوردن چاي از اتاق خارج شد تا من با اون تنها بمونم.بلاخره شروع به صحبت باهاش كردم،يعني خودش سر حرف رو باز كرد.مدام تو چشمام نگاه مي كرد ازش متنفر بودم اون عشقِ عشق من بود تازه خيلي هم نالايق...شروع كرد از اشكالات نازنين گفتن،گفت كه بد اخلاقه ، ايراد ميگيره و غر ميزنه،گفت كه حالا عاشق دختر همسايه ئ جديدشون شده و حتي با دختره در اين مورد صحبتم كرده! خيلي وقيح بود خيانت؟اونم به نازنين؟ ولي اون گوشش بده كار نبود داشت تمام لحظاتشو با اون دختر مي گفت .

 


مجبور شدم فرياد بزنم تا ساكت شه.بهش گفتم كه خيلي پستِ،كه ارزش اشكاي نازنين رو نداره.گفتم كه يادش مياد كه نازنين چقدر بهش كمك كرده؟يادش انداختم كه وقتي با نازنين آشنا شد هيچي نبود.يادش اوردم كه از اولش هم هيچي نبود كه مامانش هميشه بهش مي گفت هيچي نميشي و خودش هم هميشه احساس حقارت مي كرد .يادش آوردم روز اول مدرسه شلوارشو خيس كرد و بچه ها بهش خنديدن تا آخرشم كه درسشو تموم كرد بهش مي خنديد نکرد بهش مي خنديدن چون اون بي عرضه بود، چون هيچ وقت هيچي نبود تا حالا حتي يه كار رو هم درست انجام نداده بود يادش اوردم که نازنين اين كاستي ها رو براش پر کرد …حالا آروم شده بود و گريه مي کرد بي صدا ولي من داشتم داد ميزدم گفتم که بعد از اينم هيچي نميشه ، اگه نازنين نباشه هيچوقت هيچي نميشه گفتم تو خائني بي لياقتي به تنهاكسي که توي زندگيت بهت اعتماد کرده خيانت مي کني…سرخ شد …گفتم همه مردم در موردت درست فکر مي كردن و فقط اين دختر بيچاره اشتباه کرده…ديگه طاقت نيوورد فرياد زد با مشت زد تو صورتم پرت شدم سرم گيج مي رفت احساس کردم که تو همه اتاق من هستم ديدم که اون يه شيشه تيز برداشت …ديگه خوب نميديدم فقط صورتم پر از خون بود …صداي جيغ نازنين که اومد به هوش اومدم اول زنگ زد به اورژانس بعد در حالي که با صداي بلند گريه مي کرد تکه هاي منو جمع کرد و براي هميشه گذاشت زير تختش …..هر از گاهي از اون زيرـ با اون حال که ديگه به سختي ميبينم ـ متوجه نگاهش به جاي خاليه من روي ميز توالتش ميشم .بعضي وقتا که مياد و منو از زير تخت در مياره با هم گريه مي كنيم .


نمي دانم. شايد حق با تو باشد. من تو را بسيار آزرده ام و تو را فرصت و مجال آن نيست که در ناگفته های خودت و ناشنيده های من ، دليلی بياوری که مرا به خودم باز گرادند. برای من هميشه زمستان است.و تو را نيز می دانم که کمتر از من زجر نکشيده ای. می دانم دلتنگ بوده ای . می دانم سختی کشيده ای . می دانم بسيار صبوری کرده ای.و می دانم لايق پرستيدن هستی، که اگر نبودی تو را محبوب خود خطاب نمی کردم. من به جهنمی که در آن، روزگار می گذرانم راضی تر هستم . گويا من آنقدر ترسناک هستم که ديدار من تو را می آزارد، که اگر چنين نبود بگو چه شد که بی ديداری اي روح من! به جهنم می روم تا بهشتت را آلوده حضورم نکنم. که مبادا تو را بيازارم. که گويا حضور من، آنچنان برايت ناگوار است که در دعاهايت می گويی :" خدايا ! به من آرامش و اطمينان و قدرتي عطا كن كه جز تو هيچ نبينم."و اين جسم را جهنمي لايق !!!! من اينجا عشق را باور نمی دارم من اينجا مرگ عاشق را به چشمان خودم ديدم که جرمش عشق ورزی بود من اينجا از خلايق هم گريزانم و می دانم که آنان خنده هاشان نيز مصنوعی ست و گلهای اتاق خانه شان هم جنس رنگ و کاغذ و موم است و گر بر چهره شان آرايشی هم هست می خواهند، تا پنهان کنند از هم سياهی درون شان را من اينجا در ميان نفرت و کينه گرفتارم و آنانی که از عشق و محبت قصه می گويند خداشان نيز می داند دروغ است آنچه می گويند به روی بوم هاشان جای گل طرح قفس دارند که در آن عشق زندانی است من اينجا آشنايی را نمی بينم که هر لحظه، به هر جا ، هر کسی نقابی از دورويی بر سرش دارد من اينجا دستهای سرخ می بينم و خنجرهای خون آلود که قصد کشتن انسانيت دارند و از کشتار گلهای شقايق هم به دل رحمی نمی دارند من اينجا قصه های مرگ می خوانم و می دانم که هابيل بشر مقتول قابيل حسادت شد من از مردن نمی ترسم ولی از کشتن انديشه می ترسم و از اعدام آزادی ! به يادت و با يادت خواهم زيست. ولی تنها نخواهم بود . چرا که يادت با من است و من با ياد تو هرگز تنها نخواهم لباس شادی بر تن کن. من مرده ام. من همين چند لحظه پيش ، تمام آنچه که به زندگی معنا می دهد را از دست داده ام . سکوتت مرا کشت. ديوانه شدم. نفس نفس می زنم. انگار کسی گلويم را با دستانش گرفته است و دارد خفه ام می کند . گويا جسمی سنگين روی قفسه سينه ام گذاشته اند. وجودم را اندوهی مبهم فرا گرفته است. غمی غريب در درونم لانه کرده است و هر لحظه ندای غم بر خانه دلم می خواند. اين خانه بوی غم می دهد. شادی از من رخت بر بسته است. آسمان ،آبی اش را از من دريغ می کند و تو لبخندت را........... اگر من مزاحم تعالی و رشد و پيشرفت و خوشبختی تو هستم ( که هستم ...چون من از خاکم و تو از نور )، تو را با آرزوهايت تنها می گذارم. و خودم را با تنهايی هايم سر گرم می کنم . من بر سر نذر و پيمانم هستم. تو هم به سراغ زندگی ات برو. و اگر يک خداحافظی ساده از من، برايت سخت است، بهتر است آنرا فراموش کنی .... من از خواسته ام می گذرم , هنوز هم دوستت دارم. و آزادی ات را مقدم بر عشق خود می دانم.آزاد باش و به سوي خدا برگرد ..........


 دمدمای غروب کنار يه ده قشنگ , توی دشت سر سبز يه وايساده بود . می خواست مناجات کنه !
روبه آسمون کرد و گفت : خدايا خودتو به من نشون بده ! يدفعه يه ستاره دنباله دار از اين ور آسمون به اونور آسمون پر کشيد !
? طرف که تو باغ نبود دوباره گفت : خدايا با من حرف بزن ! يهو صدای چهچه يه بلبل سکوت دشتو شکست ولی ....
بازم گفت : خدايا لااقل يه معجزه نشونم بده ! يدفعه صدای گريه يه بچه که همون وقت بدنيا اومده بود , دشتو گرفت
. يارو بازم نگرفت ! گفتش لااقل دستتو بزار روی سرم ! خدا از اون ور آسمون دستشو آورد گذاشت رو سر اون مرد
. مرد که حوصلش سر رفته بود با دستش پروانه سفيد خوشگلی که روسرش نشسته بود رو پر داد و رفت !
یاد بگیریم که میتونیم در لحظه لحظه گذر عمرمون خدا رو ببینیم?و خدا همیشه با ماست


یه پیرزن وایستاده سر خیابون دنبال ماشین میکرده...حس نیکوکاریم گل میکنه...حس کمک به دیگران ...
سوارش میکنم .
سر صحبت رو باز میکنم :
- چه خبر مادر؟ کجا میرفتید؟
- از امامزاده بر میگشتم مادر...برای همه ی مردم و شما جوونا دعا کردم ...
با خودم میگم چه دل خوشی داره...بهش میگم: چرا فکر میکنین خدا دعای شما رو برآورده میکنه؟
- درسته که خدا سرش شلوغه اما به حرفای منم گوش میده...نمیدونم خدا چه جوری به حرفای این همه آدم گوش میده! من برای همه جوونا دعا میکنم...ایشالا خدا مشکلات تو رو هم حل بکنه ....
خنده ام میگیره اما به روی خودم نمیارم...مطمینم چون بهش کفتن باید خدا رو عبادت کنی میره امام زاده...از ترس اینکه تو جهنم جزغاله نشه...خدا همچین افرادی رو میفرسته بهشت؟امکان نداره
- ایشالا مشکلاتت حل میشه جوون...نگران نباش
با خودم میگم حتما ! من به اندازه موهای سرم با خدا حرف زدم اما نمیدونم چرا کسایی که باهاش حرف میزننو دوست نداره ...
پیرزن پیاده میشه و منم میرم خونه...خسته ام...میخوابم تا فردا یه روز نکبت تر از دیروز رو تجربه کنم ..
صبح که پا میشم احساس عجیبی دارم...مشکلاتم سر جاشه...هیچ فرقی نکرده ...
اما به زندگی امید پیدا کردم ...
میفهمم که دیروز که خوابیدم روحم تونسته از این بدن کثافتم بره بیرون ...
دعای پیرزن مستجاب شده...حداقل برای من
خدایا! منو ببخش...جای تو هم قضاوت کردم
میفهمم که دیروز حس کمک به خودم باعث شده پیرزن رو سوار کنم نه حس کمک به دیگران !


تپانچه را مي گذارم روي شقيقه ام . منتظرت مي شوم تا بيايي . صداي پاهايت را كه تند و سرحال مثل هميشه از پله ها بالا مي آيي ، مي شنوم . امروز ، روز تولدته ....????????????????????????????????????????????????? اولين هديه اي كه به تو دادم درون يك جعبه بود . با خنده جعبه را از من گرفتي و گفتي كه مي داني داخلش چيست . خيلي حالم گرفته شد . مي داني ، تقصير خودته . حتي اگر يك بار درست حدس نمي زدي كه برايت چه هديه اي گرفته ام ، يا حداقل به رويت نمي آوردي ، الان مجبور به اين كار نبودم . مي روي آشپزخانه و كيك تولدت را درون يخچال مي گذاري . مي گويي كه تا ساعاتي ديگر ، دوستانت مي آيند . دو سالي مي شود كه مي روم مطب روانپزشك . چرا ؟ معلومه ... هر وقت به تو هديه اي دادم ، از قبل مي دانستي چيست . واقعا عصبي شده ام . اگر كمي فكر كني ، متوجه مي شوي كه حق با من است . مطمينم كه دكترم با تو صحبت كرده و وضع بغرنج روحي ام را برايت تشريح كرده ولي نمي دانم چرا باز هم به پيش بيني هاي احمقانه ات در مورد هداياي من ، ادامه مي دهي ؟ براي همين اين بار هديه از نوعي متفاوت است . در روياهايت هم نمي ديدي ! حالا رسيدي پشت در اتاقم . تصور مي كنم كه مي گويي " عزيزم ، خودت را مي خواهي بكشي ؟ من از اين هديه اصلا خوشم نمي آيد ! " باز هم درست حدس زدي . صورتم از عرق خيس مي شود . امروز روز تولدته و باز هم توانستي هديه مرا حدس بزني . ديگر توان تحمل ندارم . بايد از اين زندگي راحت شوم . و هر چه زودتر هم بايد خلاص شوم . انگشتم را روي ماشه فشار مي دهم . گلوله درست به قلبت مي خورد و مي افتي . خوشحال مي شوم . مطمينم كه اين را حدس نمي زدي . سيگاري روشن مي كنم و منتظر مهمانانت مي مانم


قبل از بروز دومین جنگ جهانی مردی به نام «ناتزمایر» از اهالی اتریش به علت اختلال مشاعر به تیمارستان اعزام گردید و مدت 10 سال در تیمارستان گذرانید و در ماه مه سال 1947 در حالی که یک سکه طلا به مبلغ 20 شیلینگ در جیب او بود، مرخص شد. ناتزمایر رستورانی را به خاطر آورد که در آن غذا می‌خورد. مستقیما به رستوران رفت و غذایی را که دوست می‌داشت خواست. پس از صرف غذا صورت حساب خواست و پیش خدمت صورت حسابی به مبلغ 1300 شیلینگ مقابل او گذارد. ناتزمایر با حالت شگفت و حیرت به پیش خدمت نگریست و از او پرسید 1300 شلینگ قیمت یک وعده غذا؟! ناتزمایر از روی نامیدی یک سکه طلا را که در جیب داشت بیرون آورد و روی میز گذارد و به زبان حال می‌گفت: جز این مبلغ، دینار دیگری ندارم. چشم پیش خدمت که به سکه طلا افتاد از روی تواضع خم شده و تبسم بر لب‌هایش نقش بست و سکه طلا را برداشت و مبلغ 230 شیلینگ که به موجب نرخ جدید طلا بقیه سکه مزبور بود به او پس داد. ناتزمایر سر را تکان داد و زیر لب از خود سوال کرد: خیال نمی‌کنم که هنوز بهبود یافته باشم. خیر، من هنوز دیوانه‌ام! از جا برخاسته و از رستوران خارج شد و سوار تاکسی گردیده و به راننده دستور داد که او را مستقیما به تیمارستان برگرداند


روزی دختری که از ناجوانمردی عشقش به سختی دل شکسته شده بود و چاره و پناهی نداشت به مقبرهای رفته و شروع به درد دل با ان صاحب مقبره کرد خیلی حرف زد و گریه کرد . و در همین حال به خواب رفت در خواب روح ان شخص را دید که کمی در کنار او نشسته و با او حرف می زند و در هنگام رفتن به او گفت فردا صبح قبل از طلوع افتاب برود به فلان دروازه و منتظر بماند تا مردی با فلان نشانه را پیدا کند و مشکل خود را به او بگوید دختر هم همین کار را بعد از بیدار شدن از خواب کرد اما وقتی دختر ان مرد را با ان نشانه ها دید جلو نرفت شاید شرم کرد شاید هم خجالت کشیده ولی به هر حال جلو نرفت و برگشت ولی قبل از اینکه چند قدم بر دارد ان فرد سفید مو او را صدا زد و گفت چرا نزد من نیامدی و مشکلت را نگفتی دختر که حیران شده بود از اینکه مرد چگونه و چطور او را شناخته است سلام کرد و شروع به شرح حالش کرد اما مرد گفت من همه چیز را می دانم بیا برویم به سراغ اون جوان ....... وقتی به نزدیک محل کار ان معشوق بد قول و بد عهد رسیدند گفت تو همین جا بمان تا من برگردم مرد رفت و در محلی مناسب با صدای بلند مردم را صدا زد و گفت مردم جمع شوید حکایتی دارم بیایید و گوش کنید و سپس شروع کرد به شرح حکایتش من سالها پیش موقعی که جوانی زیبا و ثروتمند بودم چشمم به زنی افتاد زیبا اما بد کاره و چند وقتی با او بودم تا اینکه متوجه تغییراتی در او شدم از او چرای برگشتش را و توبه اش را سوال کردم و او با صداقت و صراحت پاسخ داد من عاشق تو هستم و به خاطر تو سعی کردم خوب باشم از ان حرف بسیار ناراحت شدم اما به خاطر نیازم به او پاسخ مثبت دادم تا وقتی بگذرد تا من بتوانم فرد دیگری بیابم به همین دلیل به او قولها و وعده ها دادم بعد از چند وقت دختری دیگر پیدا کردم و به ان زن گفتم دیگر پیش تو نمی ایم و تو هم نیا او که چشمانش از اشک پر شده بود به من قول داد دیگر به سراغم نیاید زمانی من کاملا ان زن را فراموش کردم تا اینکه در شب خوابی دیدم که مردم و مرا به بهشت می برند در حین رفتن به بهشت دیدم که ان زن با بدنی به رنگ سرخ که از ان اتش خارج میشود در حال رفتن به جهنم است به نزدیکی من که رسید دلم به حالش سوخت ایستادم و چرای بردنش را به جهنم سوال کردم او که بسیار غمگین و وحشت زده بود گفت من بعد از جدای از تو دوباره به سراغ شغل قبلی خود رفتم تا حالا که مردم و به خاطر این گناه مرا به جهنم می برند اما من از تو طلبی دارم حال که تو به بهشت می روی باید طلب مرا دهی من که متعجب شده بودم پرسیدم چه طلبی و او گفت من در ان دنیا قلبم را به تو دادم و تو حتی 1 تکه کوچک از ان رابه من ندادی تو باید یک تکه کوچک هم که شده به جای ان به من بدهی من که چیزی نداشتم و حیران مانده بودم سر به اسمان کردم و از خدا در خواست کمک کردم و ندا امد باید بدهی خود را پراخت کنی تا بتوانی به بهشت بروی من که بیشتر حیران شده بودم رو به زن کردم و عدم توانایی خود را به او ابراز داشتم زن که دید چیزی از من به او نمی رسد خشمگین شد و به سوی من هجوم اورد و گریبان مرا گرفت در همین موقع من از ترس از خواب پریدم و دیدم که نه تنها پیراهنم پاره است بلکه احساس درد شدیدی نیز در سینه هایم هم کردم مرد پیراهن خود را بالا زد و گفت نگاه کنید این جای انگشتان ان زن است که سینه ام را سوزانده هر کس از ان زن یا بستگانش خبر دارد به من بگوید که من از ترس ان دنیا هم که شده نمی توام اسوده زندگی کنم که او در این دنیا با من این چنین کرد وای به حال من در اخرت در همین هنگام ان مرد جوان بی وفا به خود امد و به طرف خانه ان دختر دوید در راه او را دید و ابراز پشیمانی کرد و تقاضای بخشش از او کرد دختر هم او را بخشید و چندی بعد با هم ازدواج کردند


پيرمردي كه احساس مي‌كرد عمرش به سر رسيده است، سه پسرش را نزد خود خواند و آنها را به مزرعه‌اي در آن نزديكي برد. او در جايي ايستاد كه يك جوانة كوچك گياه، يك بوته و يك درخت تناور به فاصلة كمي از يكديگر قرار داشتند.

?

مرد سالخورده از كوچك‌ترين پسرش خواست تا آن جوانة كوچك را بكند و او اين كار را بدون كمترين زحمتي انجام داد.

?

اين بار پيرمرد از پسر دوم خود خواست تا بوته را از ريشه درآورد. او ابتدا با يك دست بوته را كشيد و سپس با دست ديگرش تلاش كرد، اما گياه همچنان در جاي خود باقي بود. دومين پسر ناچار شد از هر دو دست خود استفاده كند و حداكثر نيروي خود را به كار برد تا سرانجام بوته در برابر او تسليم شد و از جا درآمد.

?

اكنون مرد جهان‌ديده از بزرگ‌ترين و قوي‌ترين پسر خود خواست تا سعي كند با دستانش درخت تناور را از جا بكند. مرد جوان هرچه در توان داشت كوشيد، اما سرانجام گفت: «پدر اين كار ممكن نيست!»

?

مرد پير از هر سه پسر خود خواست تا اين كار را با كمك همديگر انجام دهند، اما تلاش دسته‌ جمعي آنها نيز با شكست روبه‌رو شد.

?

آنگاه پيرمرد با تجربه رو به پسرانش كرد و گفت: «فرزندان من، ممكن است روز ديگري از عمرم باقي نمانده باشد، اما مي‌خواهم شما درسي را كه از اين گياهان آموختيد، هرگز فراموش نكنيد. ما مي‌توانيم بر عادت‌هاي ناپسند خود هنگامي كه هنوز آنها در مرحلة پيدايش و شكل‌گيري هستند، غلبه كنيم، اما زماني كه اين عادت‌ها رشد كردند و بالغ شدند، ريشه‌كن كردن آنها دشوار و گاه غيرممكن است. بنابراين مراقب باشيد و به ويژه از سه عادت زشت پرخوري، تنبلي و بيهوده‌گويي حذر كنيد!».


داستان در هندوستان شمالي روي داده است در سرزميني كه بيش از هر جاي ديگر براي


?روييدن نهال عشق مناسب است.


در شمال هندوستان كشوري وجود دارد كه زيبايي جنگلهاي سبز و خرم و درياچه هاي شفاف و آبي رنگش رشگ بهشت برين است.


دره هاي عميق ? و پر گل و شكوفه سراسر اين سرزمين را فرا گرفته است و در دامنه افق دور دست آن كوه هاي غول آسا با قله هاي سفيد رنگ و ابدي خود سر بر آسمان كشيده اند.


در ساليانبسيار دور سرزمين افسانه اي و خيال انگيز شاهزاده جوان و زيبا و با احساساتي حكومت ميكرد كه همه مردم او را ميپرستيدند. شاهزاده يك روز دل به دختري مهربان سپرد كه در زيبايي و لطافت شهره آفاق بود و در همه جهان نظيرش يافت نمي شد. وي قلب خود رادر قدوم اين دختر افكند و آن نوگل زيبا را براي همسري خود برگزيد.


عشق آن دو به يكديگرعشقي پر از اميد و شادماني بود كه از تمام لذائذ و شيريني هاي حيات بر خوردار مي شد و آينده را در نظرشان چونان بهشتي برين مجسم مي ساخت. عشقي پر از حرارت و صادقانه كه برتر از تمام رؤيا ها و تصورات عاشقانه آدمي بود.


اين عشق آتشين ميان آنها بيش از يكسال و نيم دوام يافت. زندگيشان در آغوش يكديگر مملو از نشاط و شادماني بود ولي ناگهان سرنوشت به سراغ آنها آمد


دختر زيبا كه براي تفرج به يكي از جنگلهاي مجاور رفته بود از بوئيدن يك گل وحشي مسموم شد و چون به كاخ بازگشت به آرامي جان سپرد.


شاهزاده جوان از مرگ وي كاخ آرزوهاي خويش را واژگون شده يافت. همه از زندگي او


نا اميد شدند. پس از مرگ معشوقه هر روز ساكت و مغموم در كناري مي نشست و با هيچكس حرف نمي زد. روز به روز چهرهاش لاغرتر و حالش وخيم تر مي شد.


همه بيم آن داشتند از اين كه مبادا دست به خود كشي بزند.


چون شاهزاده نه برادري داشت و نه پدر و مادر يا فرزنديتا رنجهايش را تسكين دهند و بر زخم دلش مرهمي گذارند. شب و روز در كنارپيكر بي جان معشوقه زيبا مي نشست و صورت خود را بدان تكيه ميداد و در اندوه عميق و بي پاياني فرو ميرفت.


اما يك روز ناگهان از كنار معشوق بر خاست و به كاخ رفت. گوئي تغئير فاحشي در او بوجود آمده بود. نشانه يك تصميم ? جدي در صورتش ? خوانده مي شد. بي درنگ فرمان داد تا براي جسد معشوقه جعبه اي از چوب معطر جنگلي بسازند و بدن وي را با روپوشي از بلور نقره ناب بپوشا نند و در آن جعبه گذارند. آنوقت بر اين جعبه روپوش بي نظيري از گرانبها ترين


?سنگ مرمر جهان بتراشند و زبردست ترين سنگ تراشان و هنرمندان با جواهرات گرانبها روي اين سنگ را ترصيع كنند.


در تمام مدتي كه هنرمندان به كار ساختن اين جعبه جواهر نشان و پر بها مشغول بودند ... شاهزاده هر روز در كناراستخرها و درختان سر به فلك كشيده قصر و در ميان نخلستانهاي انبوه به تفكر درباره گذشته پر از عشق و اميد خويش مي پرداخت.


گاه به اطاق مخصوص معشوق ميرفت و زماني در همان مكانهائي كه ساعتها با هم نرد عشق باخته بودند مي نشست و بر خوشبختي هاي از دست رفته افسوس مي خورد. گوئيدر تمام لحظات آن زيبا روي پري پيكر را در كنار خويش ميديد و با او سخن از عشق و محبت ديرين مي گفت ولي در اين لحظات هرگز يك قطره اشك هم نمي ريخت. گريستن در نظر او كوچكتر از و ناچيزتراز آن بود كه بتواند درد چنين عشقي را تسكين دهد. او هرگز نمي خواست مه عشق آتشين خويش را با كارهاي مبتذل زندگاني مردم عادي آلوده سازد. اما عاقبت يك روز به خاطر اشتياقي كه به بزرگان و مردم كشورش براي ديدار او نشان مي دادند نزد آنها آمد و خبر داد كه تصميم مهمي گرفته است!


گفت:


_براي من همه چيز تمام شد! پس از اين هرگز نخواهم توانست دل به مهر كسي بندم يا دست در دست زني گذارم. تنها آرزوئي كه دارم اين است كه جوان لايق و كارداني پيدا شودكه زير نظر خودم وي را تربيت كنم تا بعدها وظيفه شگرف مرا بر عهده بگيرد و وارث مقام و ثروتم شود. اما خودم از امروز تصميم دارم تمام قدرت و جواني و ثروتم را در راه ساختن قصري با عظمت به ياد معشوقه گذشته ام ? صرف نمايم. قصري كه در همه جهان بي مانند باشد و شايستگي آنرا داشته باشد كه پيكرمعشوقه مرا در سينه خويش جاي دهد.مي خواهم در ميان اين قصر كاخي با شكوه بنا كنم...زيبا تر و با شكوه تر از تمام كاخهائي كه پس از اين بنا خواهد شد. كاخي كه آرزوي ديدارش دل تمام ? مردم جهان را لبريز سازد. كاخي كه چون گنجي گرانبها براي هميشه در اين سرزمين بهشت آسا باقي بماند و هركس از خرد و بزرگ كه بر آن نظر افكند به آن زن زيبائي كه نيروي عشقش چنين شاهكاري بديعي را بوجود آورده است درود و تحسين فرستد ! من اين كاخ را بخاطر عشق سوزاني كه در سينه دارم


" مرواريد عشق " خواهم ناميد. مردم كه شاهزاده جوان خويش را مي پرستيدند...با جان و دل تصميم وي را پذيرفتند و از همان روز كارساختن آن بناي عظيم را در دامنه دره دنيا كه چشم اندازش قله كوههاي نوك سفيد و تسخير ناپذير دور دست بود...آغاز كردند.


روزها و ماه ها ? و سال ها گذشت.شاهزاده جوان تمام اوقات خويش را وقف ساختن كاخ مرواريد عشق و تزئين و معمازي آن ميكرد و يك لحظه غافل نمي نشست.


در اطراف محلي كه ديوارهاي بلند كاخ برپا ميشد...دهكده ها و تپه هاي سبز و خرم قرار گرفته بود و از پائين آن رودخانه بزرگي با دهان كف كرده...جوشان و خروشان مي گذشت و از دور دست سواد شهرهاي ديگر نيز نمايان بود.


ستونهاي مرمر به رنگ گل سرخ بر پا شد و تابوت جواهر نشان معشوقه شاهزاده در ميان تالار وسيع كاخ قرار گرفت.در كنار آن ستونهاي كه از بلندي سر به آسمان ميسودند ديوارهاي شفاف و درخسان همچون آئينه ساخته شد ئ بر روي همه اينها گنبد معلقي از سنگ مرمر زدند كه سالها سنگتراشان و معماران زبردست بر سر آن كار كردند.اين گنبد همچون دانه الماس مي درخشيد.


طرح اين بنا در آغاز تا اين حد بزرگ و با عظمت نبود.نقشه را خيلي كوچكتر كشيده بودند


پرده هاي مرصع در كنار ستونهاي سرخ آويخته بودند...پيكر معشوقه زيبا در ميان اين كاخ چون كودك آرامي به نظر مي رسيد كه در ميان بوته هاي گل سرخ به خواب شيريني فرو رفته باشد. گنبد كاخ را هم در طرح اول با كاشي سبز پوشانده و روي آنرا نقره كاري كرده بودند. ولي يك روز شاهزاده آمد و همه اينها را نپسنديد و دستور داد كار را از نو آغاز كنند چون


مي گفت اين كاخ آن جلال و عظمتي را ? كه من در نظر داشتم مجسم نمي سازد و درخور روياي شاهانه و آسماني من نيست.


البته او حالا ديگر آن جوان احساساتي و دلنازك پيشين نبود كه تنها عشق يك دختر زيبا خيالش را به خود مشغول كند وتارهاي دلش را بلرزاند...بلكه گذشت سالهاي متمادي وي را در يك مردي كامل العيارساخته بود. مرد موقر و سنگيني كه در چهره اش نشانه هاي تصميم به زندگي خوانده مي شد و با فعاليت و نيروي وصف ناپذيري به كار ساختن كاخ مرواريدعشق


?مي پرداخت. وي در طي اين ساليان دراز اطلاعتت بسيطي از هنر زيبائي شناسي به دست آورده بود و با نبوغي كه داشت هر روز طرح نو و بي سابقه ديگري براي ساختن قسمت هاي


گوناگون كاخ مي ريخت. از وجود صدها نوع سنگهاي گرانبها و رنگارنگ با خبر شده و فرمان داده بود به هر قيمتي كه ممكن است آنها را براي تكميل مرواريد عشق بياورند. در رنگ آميزي و ابتكار طرح هاي بديع نيز استادي عالي و زبر دست بود و ديگر بر آنچه در گذشته به آنها علاقه داشت... توجهي نمي ورزيد.


مثلا براي آن رنگهاي لعابي مينا و طلا كاري جلف ديگر ارزشي قائل نبود و تنها رنگ آبي فيروزه اي را كه همچون آسمان صاف بهاري...شفاف و درخشان باشد مي پسنديد او رنگ ارغواني تند را نيز دوست داشت و ميخواست ستونهاي بلند كاخ نيزهمچون سايه هاي مبهم و نا پيدائي در ميان اين رنگها گم شوند. ديگر تمام تزئينات و حجاري مرمرها و ستونهاي كاخ را خودش طراحي مي كرد.مردم و تماشاگران رهگذر...از روز نخست به اين شاهكارعشق با چشماني حيرت زده و پر تحسين و اعجاب مي نگريستند...ولي هرگز آن همه زيبائي و شكوه و جلالي را كه در پايان كار شاهد آن بودند...پيش بيني نمي كردند.


هر وقت اين تما شاگران...چنين كاخي را مي نگريستند... زير گوش يكديگر زمزمه مي كردند كه:


_راستي چه كاخ رفيع و قصر زيبائيست ! چه كارهاي شگرف و بزرگي كه به نيروي خلاقه عشق در اين جهان صورت مي گيرد !


تمام زن هاي آن كشور و حتي كشورهاي دوردست كه داستان عشق شاهزاده جوان و وفاداري و عفاف او را مي شنيدند مهرش را در دل مي گرفتند و آرزوي داشتن چنان عاشق صادقي را در دل مي پروراندند. در وسط كاخ راهروي بزرگي قرار داشت كه ستونهاي سرخ رنگ در دو طرف آن سر به آسمان كشيده بود. پس از پايان كار هر روز شاهزاده در تالاربزرگ كاخ مي نشست و اين راهرو به چشم انداز زيباي مقابل مي نگريست. ستونهاي مرتب و تالارهاي وسيع با رنگ هاي خيره كننده هماهنگي بي مانندي داشتند كه بي اختيار هر بيننده را به لرزه در آوردند و دهان او را به تحسين مي گشودند. ستونها در آن سكوت پر حشمت و جلال همچون فرشتگان زيبائي بودند كه در پيشگاه خداوند...ميان سايه هاي مبهم به انتظارايستاده باشند.هر بيننده در مقابل اين زيبائي وصف ناپذير احساس حقارت مي كرد و دلش به لرزه در مي آمد و قلبش فرو مي ريخت. شاهزاده شب و روز ساكت و متفكر در تالار بزرگ كاخ


?مي نشست و به مناظر وسيع جنگل هاي انبوه و كوه هاي سفيد رنگ دور دست مي نگريست. از ديدن اين همه زيبا ئي احساسات وي سخت تحريك مي شد...ولي هنوز هم راضي بنظر


نمي رسيد. به نظر او مرواريد عشق هنوز ناقص بود و هر روز تغييرات كوچك ديگري در وضع ? آنجا مي داد... سر انجام يك روز آمد و گفت :


_ سنگ مرمر روي آرامگاه بايد ساده تر و بي پيرايه تر باشد و پس از آنكه مدتي بدان مكان خيره شد...دستور داد تمام تزئينات پيرايه هاي آرامگاه را بردارند.


يك بار دو روز پشت سر هم به كاخ نيامد و روز سوم با عده اي از بزرگان كشور و چند مهندس و معمارمعروف و متخصص زيبائي شناسي به كاخ مرواريد عشق آمد.


تمام همراهان وي...در برابر زيبائي و عظمت كاخ ساكت و مبهوت ايستاده بودند. مرواريد عشق ديگر هيچ نقصي نداشت و همچون پيكره الهه جمال در ميان باغهاي سبز و خرم سر به فلك كشيده بود. تنها يك چيز بود كه زيبائي و هم آهنگي منظره بديع كاخ را بر هم ميزدو آن تابوت معشوقه شاهزاده بود. گوئي آن تابوت براي چنين كاخي كوچك و نا چيز بنظر ميرسيد و تمام تناسب و زيبائي آن را در هم مي ريخت...آري...اين تابوت ديگر بيش از يك جعبه حقير و بي مقدار نبود... كه به هيچ وجه با عظمت مرواريد عشق تناسبي نمي داشت.


از ديدگاه تماشاگران چنين مي نمود كه در ميان دريائي از الماس و در قلب بهشت خداوندي يك خورجين چرمي بي ارزش گذاشته بودند.


شاهزاده مدتي در برابر بزرگان ساكت و متفكر ايستاد...هيچ كدام از حاضران نمي دانستند كه در آن لحظه به چه چيز مي انديشد و چه فكري از سرش مي گذرد؟


ولي اين ابهام و بي خبري لحظه اي بيشتر نپائيد...چرا كه شاهزاده به سخن آمد و با صداي نافذ و مصممي گفت:


_ تنها يك چيز زيبائي كاخ مرواريد عشق را بر هم مي زند و آن وجود آن تابوت است...هر چه زودتر آن را ار كاخ زيباي من بيرون ببريد!


چند سال پیش گروهی از فروشندگان در شیکاگو برای شرکت در یک سخنرانی عازم سفر می شوند و همگی به همسران خود وعده می دهند که روز جمعه حتماً برای صرف شام کنار همسران خود خواهند بود

در سخنرانی، بحث طولانی می شود، طوری که حرکت هواپیما نزدیک می شود که این مسئله باعث می شود تمام فروشندگانی که به همسران خود وعده داده بودند، به یکباره به سمت فرودگاه هجوم بیاورند. در زمانی که همه آنها می کوشیدند تا راه را برای خود باز کنند و از ترمینال فرودگاه رد شوند، پای یکی از آنان از روی بی دقتی به پايه ميز دکه ای اصابت کرد و سيب های روی آن، زمين می ريزد . مسافران همه بی تفاوت از اين مسئله خود را به هواپيما می رسانند و در جای خود می نشينند و نفس راحتی می کشند که می توانند به خانواده خود برسند. اما يک نفر از آنان می ايستد و نظاره گر صحنه می شود. او با بالا بردن دست خود از دوستان خداحافظی می کند و به دخترک سيب فروش کمک می کند که سيبها را جمع کند ، آخر آن دخترک کور بود و اين کار برايش سخت. آن مرد در حين جمع اوری سيبها متوجه می شود بعضی از سيبها له شدند و بعضی ها کثيف پس 10 دلار به دخترک می دهد و می گويد اين هم خسارت سيب هائی که من و دوستانم آنها را خراب کرديم و اميدوارم ناراحتتان نکرده باشيم مرد ايستاد و با گامهای بلند شروع به دور شدن از دکه آن دخترک کرد در اين هنگام دخترک ده ساله با صدای بلند و در میان جمعیت رو به او کرد و گفت: ببينم، نکند شما حضرت عيسی هستيد؟ مرد مات و متحير در جای خود ميخکوب ماند .

هواپیما نزدیک می شود که این مسئله باعث می شود تمام فروشندگانی که به همسران خود وعده داده بودند، به یکباره به سمت فرودگاه هجوم بیاورند. در زمانی که همه آنها می کوشیدند تا راه را برای خود باز کنند و از ترمینال فرودگاه رد شوند، پای یکی از آنان از روی بی دقتی به پايه ميز دکه ای اصابت کرد و سيب های روی آن، زمين می ريزد . مسافران همه بی تفاوت از اين مسئله خود را به هواپيما می رسانند و در جای خود می نشينند و نفس راحتی می کشند که می توانند به خانواده خود برسند. اما يک نفر از آنان می ايستد و نظاره گر صحنه می شود. او با بالا بردن دست خود از دوستان خداحافظی می کند و به دخترک سيب فروش کمک می کند که سيبها را جمع کند ، آخر آن دخترک کور بود و اين کار برايش سخت. آن مرد در حين جمع اوری سيبها متوجه می شود بعضی از سيبها له شدند و بعضی ها کثيف پس 10 دلار به دخترک می دهد و می گويد اين هم خسارت سيب هائی که من و دوستانم آنها را خراب کرديم و اميدوارم ناراحتتان نکرده باشيم مرد ايستاد و با گامهای بلند شروع به دور شدن از دکه آن دخترک کرد در اين هنگام دخترک ده ساله با صدای بلند و در میان جمعیت رو به او کرد و گفت: ببينم، نکند شما حضرت عيسی هستيد؟ مرد مات و متحير در جای خود ميخکوب ماند


مردی مقابل یک گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری زندگی میکرد بفرستد. او دختری را دید که بیرون گل فروشی نشسته و گریه می کرد.مرد پرسید چرا گربه می کنی؟ دختر کوچک جواب داد می خواهم برای مادرم گل بخرم اما پول ندارم. مرد گفت من برایت یک شاخه گل رز میخرم.مرد پرسید مادرت کجاست؟ دختر گفت انجا و به طرف قبرستان اشاره کرد. مرد دختر را به انجا برد و دختر گل رز را روی یک قبر تازه گذاشت. مرد دلش گرفت و به گل فروشی برگشت و دسته گل را پس گرفت و 200کیلومتر را رانندگی کرد و به خانه مادرش رفت تا گل ها را خودش به مادرش بدهد


يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود يك كبوتر بال و پر شكسته بود . صياد چشمش به كبوتر افتاد انو اسير كرد صياد نامروت بال و پر انو تو غم شكست . صياد قصد نداشت كبوتر و آبش بده ننونش بده عاشقي رو يادش بده . اون مي خواست قلب تنهاي كبوتر رو اسير كنه صياد قصد نداشت براي كبوتر لالاي بخونه فقط مي خواست قلب شكسته ي كفتر رو شكسته تر كنه كبوتر تا چشمش به صياد مي افتاد دلش خون مي شد ز دست اين روزگار . كبوتر به همون عمر ديروز خود راضي بود چرا كه ديروز درزير يك سايه درخت بود مي تونست بخونه فرياد بزنه گريه كنه اما امروز تو دست صياد توان هيچ حركتي نداشت وقتي يادش مي آمد آب و هواي خوش تنهايي رو آروم آروم تو قلبش گريه مي كرد وقتي يادش مي آمد كه دلش مي گرفت روي بومي مي نشست . با آواز پرنده هاي ديگر خودش رو دلگرم مي كرد . اما حالا خدايا هيچ بال و پري براي پرواز نداره و فقط مي گريد دلش نمي خواد با وجود نامردي صياد اونو تنها بزاره آخه امروز كبوتر دلش پيش صياد اسيره خدايا چرا كبوتر زود دل به صياد داد خدايا مگر اون نمي دونست كه دنيا خيلي بي رحمه و براي دل نازك كبوتر جايي نداره مگر اون صياد نبود پس چرا كبوتر مهر اون رو به جون خريد . ديگه كسي نديد پرنده بخونه شاديش رو به كسي بده ديگه كسي پرنده رو شاد نديد. زيبا نديد. وفقط از او پرواز بر سر قله ها را به ياد داشتند وبهم مي گفتند كه پرواز را به خاطر داشته باش پرنده مردنيست . پرنده مردنيست . حالا كبوتر فقط دعا مي كنه كه چي مي شد به بي نيازي ديروز مي رسيد كبوتر . خدايا قصد صياد چي بود چرا دل كبوتر رو اسير كرد . شايد خود صياد قبلا كبوتر بوده و حالا صياد شده . ولي چه ظالمانست كه صياد بخواهد اين كار را با كبوتر ديگر بكند


روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد .

?

از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد .

?

تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد .

?

پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد. دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد .

?

پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .

?

دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد .»

?

پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم »

?

سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند .

?

دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد .

?

بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند .

?

از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد .

?

? آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد .

?

گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود .

?

زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد .

?

چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود .

?

آهسته انرا خواند :

?

»بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است «

?


امروز به تو نگريستم و پيش از اين هرگز تا اين حد احساس غرور نكرده بودم. تو را ديدم در حالي كه به روياهات مي انديشيدي و با صداي بلند آن ها را به زبان مي آوردي و دلم مي خواست كاري كنم كه روياهايت به حقيقت بپيوندد. شايد بدين ترتيب ديگر مجبور نبودي منتظر بماني. زيرا كاري نيست كه من برايت انجام ندهم، تنها اگر مي توانستم.


اگر مي توانستم، اطمينان حاصل مي كردم كه هرگز طعم شكست را نمي چشي، اما آنگاه از همواره پيروز شدن چه مي آموختي؟


اگر مي توانستم هنگام زمين خوردن دستت را مي گرفتم، اما آنگاه هرگز نيروي دوباره برخواستن را نمي شناختي.


اگر مي توانستم، تو را مستقیما به مقصد زندگيت مي بردم اما آنگاه هرگز وحشت گم شدن در راه را نمي شناختي.


اگر مي توانستم، عشقي را كه آرزوي آن را داري، عشق زندگيت را، برايت مي يافتم اما آنگاه هرگز نمي فهميدي كه لذت عشق واقعي در مسيري است كه در طي آن، عشق را مي يابي.


اگر مي توانستم، تمام روزهاي تو را آفتابي مي كردم اما آنگاه هرگز پاكي باران را نمي شناختی.


اگر مي توانستم، تو را با گنجينه هاي دنيايي كه در آن زندگي مي كني احاطه مي كردم اما آنگاه هرگز به ارزش گنجينه هاي درون خود پي نمي بردي.


اگر مي توانستم، خوشبختي را دستانت مي گذاشتم اما آنگاه هرگز ياد نمي گرفتي كه رشد واقعي از تلاش براي دست يافتن به چيزهايي مي آيد كه در دسترس تو نيست.


اگر مي توانستم و مي توانم، تو را تا پايان وتا ابد دوست خواهم داشت.


پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است

پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است


?

2

پدر به دیدار بیل گیتس می رود

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل?بانک جهانی است

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است


?

3

پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد


و معامله به این ترتیب انجام می شود

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
خواب ناز بودم شبي . . . ديديم کسي در مي زند . . . در را گشودم روي او . . . ديدم غم است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر شب به من سر مي زند
نشاني از تو ندارم ..... اما نشاني ام را براي تو مينويسم در عصرهاي انتظار به حوالي بي کسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو ... کلبه ي غريبي ام را پيدا کن کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام .. در کلبه را باز کن ... به سراغ بغض خيس پنجره برو حرير غمش را کنار بزن مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره انتظار است پشت ديوار دردهايم نشسته ام ...
بي تو من چيستم ؟ ابر اندوه ... بي تو سرگردانتر از پژواكم در كوه ... گرد بادم در دشت ... برگ پاييزم در پنجه ي باد ... بي تو سرگردان تر از نسيم سحرم ... بي تو ... اشكم - دردم - آهم ... آشيان برده ز ياد ... بي تو خاكستر سردم ... خاموش ...
خسته از بيم و اميد عشق رنجورم ارامش جاودانه ميخواهم بر حسرت دل دگر نيفزايم اسايش بيكرانه ميخواهم پا بر سر دل نهاده مي گويم بگذشتن از ان ستيزه جو خوشتر يك بو...
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست!
هيچوقت فکر کردي که چرا ؟ وقتي ميخواي بري تو رويا چشماتو ميبندي ؟ وقتي ميخواي گريه کني چشماتو ميبندي ؟ وقتي که ميخواي ببوسيش چشماتو ميبندي؟ آخه قشنگترين لحظات زندگي قابل ديدن نيستن
وقتي کسي رو دوست داري حاضري جون فداش کني حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش کني به خاطرش داد بزني رو همه چي خط بکشي حتي رو برگ زندگي وقتي کسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه فقط اوني که عشقته عاشقي رو بلد باشه قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزني خيلي چيزا رو ميشکوني تا دل اون رو نشکوني حاضري بگذري از دوستهاي امروز وقديم ...اما وقتي ميبيني
عشق با روح شقایق زیباست عشق باحسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با زهر حقایق زیباست عشق با در حسرت دیدار تو بودن
روزي اگر سراغ من آمد به او بگو: من او را نشناختم ولي نام تو را هميشه بر لب داشت ، آن مرد بود.روزي اگر سراغ من آمد به او بگو : هر لحظه پاي پنجره نشسته بود ولي غمگين و با هيچ کس گفت و گو نميکرد.روزي اگر سراغ من آمد به او بگو:او پاک زيست و فقط وقتي به ياد روي تو بود ميگريست ، آخه او مرد بود..روزي اگر سراغ من آمد به او بگو:او منتظر تو بود و با نيومدن تو کم کم نيست شد و رفت.او خاک شد.ولي او ميداند که تو روزي به آنجا خواهي آمد و گفت من آنجا منتظرم..اين وصيت يک مرد بود که خاک شد .او ا

هرچه را نگاه کردم ،خالی بود اشاره ها ،خالی بود خورشيد،خالی بود طغيان،خالی بود فواره،خالی بود لبخند،خالی بود سلام،خالی بود سياست،خالی بود زندگی، خالی بود اما اشکهای من،پر بود چنانکه گونه هایم ویران شدند چا به شقایق خندیدم کاش می دانستم که آه شقایق می گیرد چرا به شقایق خندیدم؟


کي ميدونه دلم سوخته تنم خاکستري شد.کي ميدونه از اندوهش تنم باز بستري شد.کي ميدونه به جز ما چه حسرت ها کشيدم تو بهت کاش و اما. ** هر کي با آهنگ هاي جعفر ميره تا انتها.با ما بمونه. قربون صداقت شما.صفاتون

دلت یه چشمه پر ِ عشق و امید تنت مثه کوره ی داغ ِ خورشید قشنگ ترین لحظه ی عمر ِ من بود وقتی نگات به قلب ِ من می تابید وقتی که دستام خالیه عزیزم چی کار کنم تا پیش ِ من بمونی
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم
مانده ام در کوچه هاي بي کسي..........سنگ قبرم را نمي سازد کسي......مردمان خاکسترم را باد برد.........بهترين يارم مرا از ياد برد

شب آمد با هزاران اندوه با هزاران ياْس شب که مي آيد انگار تمام اندوه جهان بر دلم سنگيني مي کند شب اندوه است شب غم است شب وحشت است شب تنهايي است شب همچون چادري سياه است هنگام عزا خسته ام خسته از تاريکي خسته از شب خسته از تنهايي
به من ميگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگويي بمير‌ ، ميميرم... باورم نمي شد... فقط يک امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - کاش امتحانش نمي کردم

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن ، هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن ،حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن


نازنين دنيا همينه ؛ اون كه خوب بود بدترينه نكنه تنهات گذاشته ؛ اخره عشقها همينه اين روزا عشقها خياله ؛ حتي فكرشم محاله عشق پاك پيدا نمي شه ؛ باشه هم رو به زواله


ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع ش تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود


توي اين دنيا کسي که تو رو دوست داره تو دوستش نداري و کسي که تو دوستش داري اون تو رو دوست نداره ولي اگه دونفر تو دنيا هم ديگر رو دوست داشته باشن به تقدير روزگار بهم نميرسن و اين بزرگترين عذابه


من واسه از دست دادنت اشكي نريختم تمام اشكهامو واسه بدست آوردنت ريخته بودم



کاش کوچیک بودیم............ وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم. کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهمونبفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد که می زنیم باز کسی حرفامونو نمی فهمه


روي رومانتيكترين نيمكت پارك

زير سايه ي بيد مجنون

فارغ از فكر ماموايي كه ظاهرا" در اونروزبخصوص كارهاي واجبتري پيدا كرده بودن تا دستگير كردنشون

مي خنديدن...احتمالآ به ريش اين دنيا

حالا 3 سال گذشته

دختر روي همون نيمكت نشسته...تقريبآهمه چيز مثل قبله

پارك...نيمكت...بيد مجنون

فقط اينكه دختر فهميده تمام اين مدت اين دنيا بوده كه به ريش اونا ميخنديده


 

برو كافي شاپ سيگار بكش و وانمود كن خوشبختي
به پسري كه رو به روت نشسته و دايم بهت نگاه ميكنه اخم كن و وانمود كن نميبينيش
به دوستت فكر نكن و وانمود كن كه براش دلتنگ نيستي
هيچكس رو آدم حساب نكن و وانمود كن آدما برات بي اهميتن
به روي خودت نيار كه دلتنگي و نياز داري
با كسي حرف بزني وانمود كن هيچ چيز تو دنيا ناراحتت نميكنه و همه چيز روبه راهه
نيازت به يه تكيه گاه رو ناديده بگير و وانمود كن تنهايي برات بهتره و بيشتر بهت خوش ميگذره
به دروغ هاي ديگران گوش بده و وانمود كن حرفاشون حقيقت محض و مطلقه
برو جلوي آيينه... به خودت نگاه كن ... به خودت لبخند بزن و وانمود كن كه...نه فكر كنم اينجا رو ديگه اشتباه اومدي
يعني براي خودتم ميتوني وانمود به چيزي كني؟
شايد اينجا هم وانمود مي كني به وانمود نكردن؟!؟


 

دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني رويايي رو ببين كه مي خواي ، جايي برو كه دوست داري ، چيزي باش كه مي خواي باشي ، چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي


 

از وقتی که رفتی من هم سرگردان باغ آرزوهایم شدم و به تو و آخرین نگاهت می‌اندیشم و آرزو دارم بیایی. مهربانتر از همیشه ، از تو می نویسم . تو که رفتی مرغان عشق ترانه خواندند و نی لبکها پر سوزتر از همیشه از جدایی گفتند . مهربانتر از همیشه از تو می نویسم .
ای عزیزترین : « کاش بودی و قلبم را با مهر سرشارت جان می دادی


زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم ام گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم.....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نيا موخت كه چگونه تو رو فراموش كنم


 

 انكه مرا تنهانگذاشت با ان كه من حريم عشقش را پايمال كردم خسته از بايدها و نبايدها همان كه بوده و هست سلامش مي كنم


 

نه در کف فنجان قهوه نه در اخم پيشاني فالگير بزرگ نه در ازدحام آدم هايي که سرد، از کنارم مي گذرند. نمي توانم بيابمت... نمي توانم... تو بين لايه هاي پيچ در پيچ تقدير من ،درکف دستم، گم شده اي


 

دنياي عجيبي است؛ وقتي مي خواهي گريه کني، شانه اي نداري تا سر بر آن گذاري و غم دلت را زار زار اشک بريزي و وقتي شانه اي براي گريستن داري ديگر اشکي براي ريختن نداري، و نه حتي نيازي به ريختن اشک...........................


 

نمي دانم اين چندمين بار است كه دست تو را گم مي كنم . شايد شايسته دست مهربان تو نيستم ... اما مرا كودكي تصور كن ... يا شاخه گلي تنها در سياره ات ... كنايه هاي من از سر خشم نبود ... تو عازمي و من تو را دوست مي‌داشتم ... حال كه مي خواهي بروي برو ... مي‌دانم كه روزي دوباره دست تو را خواهم يافت .. هيچ دور نيست آن زمان ... گاه و بيگاه چتر مرا باز كن و ببين كه صورتم زير سيلي آفتاب داغ مي‌شود


 

مسافر از اینکه مسافر شده بودم خیلی خوشحال بودم. ولی تا چشمم رو باز کردم دیدم که وسط یه چهار راه ایستادم زندگي زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند مردن عاشق نمی میراندش در چراغی تازه می گیراندش


 به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستش داري وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته


 آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم


 ندانسته عاشق شدم،دانسته گریه کردم ودانسته درون خود شکستم. نگاهم سراسر اشتیاق بود، نگاهم حاکی از تپیدن قلبم بود، نگاهم لبا لب،نیاز بود، نگاهم شِکوه از تنهایی بود، نگاهش........... نگاهش خنده بود، نگاهش شیطنت بود، نگاهش بی مهری بود، نگاهش شکستن قلبم بود، نگاهش ردِ نگاهم بود


اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بدهت قول نمي دم که مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفاي کسي گوش کني بهم بگو بهت قول مي دم ساکت باشم اگه يه روز خواستي بري حتما خبرم کن قول مي دم ازت نخوام بموني ولي ازت مي خوام زود برگردي اگه يه روز سراغم رو گرفتي و از من خبري نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم اگه يه روز رفتي و بر نگشتي بهت قول نمي دم که منتظرت مي مونم .اما ازت مي خوام وقتي اومدي يه شاخه گلرو قبرم بذار 


تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم


د نيا به مثال کوزه اي زرين است اين آب کمي تلخ کمي شيرين است
از دوست جدا شدن چه سخت است اين بازي تلخ سرنوشت است
مرغ شب خوابيد و من از گريه بيدارم هنوز گر چه رفتي از برم مشتاق ديدارم هنوز
شمع سوزان توام اين کونه خاموشم نکن از کنارت ميروم اما فراموشم نکن


كاش كسي توي دلمون پا نمي زاشت... كاش اگر پا ميزاشت ... دلمون رو تنها نميزاشت ... كاش اگر تنها ميزاشت رد پاشو روو دلمون جا نميزاشت


بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم


| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
دو چيز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنه‌‌ی کهکشانها. که البته در مورد کهکشنها مطمئن نيستم! آلبرت انشتين


بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد


ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه


پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست .....
هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر ، يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي
 شق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست
عشق آنست كه يكي براي ديگري چتر شود و او هيچ وقت نفهمد كه چرا خيس نشده
: ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه
با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري


سخت ترين درد زندگي مردن نيست بلکه : نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه : به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه :يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست


بيادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم


 اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکنيد قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکنيد


بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه اونقدر تجربه که قويت کنه اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر اميد که شادت کنه


زندگي سه چيز است:اشکي که خشک ميشود! لبخندي که محو ميشود!يادي که ميماند و فراموش نميشود


فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست


آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه


هست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد هست آن است كه هر لحظه به يادت باشد


گاه صدای خرد شدن خود را در زیر آوارهای زمان می شنوم در زیر این آوار ها جان خواهم سپرد اما لبهایم را برای گفتن آهی باز نخواهم کرد سکوت، بلند ترین فریاد من است


دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ . دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست


درختي كه شكست، هرگز گريه نمي‌كند، افسرده نمي‌شود و به در و ديوار لعنت نمي‌فرستد. بلكه آرام و صبور مي‌ماند تا جوانه بزند


خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم هاي گذشته، فراموش نکردن عبرت هاي گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آيند


اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير ميكند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد، مهم نيست كه او مال تو باشد، مهم اين است كه فقط باشد: زندگي كند، لذّت ببرد و نفس بكشد


ماهی هر جایی که باشه همیشه تو دل دریاست ، پر زدن رویای اون نیست چون که دریا اوج رویاست ؛ ماهی حتی توی طوفان اگه از دریا جدا شه بخوره تنش به صخره پولکاش جدا جدا شه ، غمی تو دلش نمی ره روی ساحل می نشینه تا بازم یه موج دیگه از دل دریا ببینه ؛ دل دریا قدر دریاس نفساش زنده و برجاس ، ماهی ساحل رسیده تشنه ی دعای دریاس ؛ آره ؛ اینم امتحان ِ آره ؛ رسم روزگار ِ واس ِ دریا کار نداره صبر ِ و برد ِدوباره ؛ می شینم تو هر ترانه همدل و همراه دریا جای ماهیش


زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميکنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميکنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي کنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم


و ما غريبان ره گم کرده از ديار غريبانه در خيابانی تنگ يکديگر را می بينيم با چشمانی غريب وار نگاهمان را از يکديگر می دزديم سخن نمی گوييم، زيرا که کلام را نمی شناسيم نمی گرييم، زيرا که با اشک بیگانه ايم زيرا که مدتی است اشک در چشمانمان خشکيده است از محبت سخن نمی گوييم، زيرا که مدتی است ما را ترک گفته است از صبح سخن نمی گوييم، زيرا که ظلمت شب رخصت نمی دهد از آفتاب سخن نمی گوييم، زيرا که مدتی است روی آن را نديده ايم از زندگی سخن نم


علم ثابت کرده که شکر در اب حل ميشه.پس هيچوقت زير بارون راه نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم اینم


از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم آوار پریشانی ست رو سوی چه بگریزیم ؟ هنگامه حیرانی ست خود را به که بسپاریم ؟ تشویش هزار آیا وسواس هزار اما کوریم و نمی بینیم ورنه همه بیماریم


وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به تو می دهد تو هزار دلیل برای خندیدن به او نشان بده


خيانت تنها اين نيست که شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست که دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري کردن اشک بر ديدگان معصومي باشد ! گناه تنها کردار زشت نيست ... گناه ميتواند ذهن هوس آلود باشد ! بايد مراقب قلب و روحش باشد ... دزد بسيار است


نميدونم شما هم ازاون پسرهايي هستيدكه توكف لب گرفتن ازدخترهاييديانه؟
اماراستش آدم نبايدتوكف باشه بلكه بايد توكف بذاره يك كاربحال بهتون يادميدم كه خيلي ديوانه است:
۱.اولابايك دخترخوشگل قرار بذاريد
۲.بااون قدم بزنيدوشديدااظهارعشق كنيد
۳.به اوبگوييدحاضريدهروقت خواست بخاطراوخودكشي كنيد(مطمئن باشيداوازشمااين را نميخواهد چون مثلا دوستتان دارد)
۴.به اوبگوييدشديداازكارهاي بدبدمتنفريدوبه نظرشمااينكارهاكارعاشقها نيست
۵.اين رايادآوري كنيدكه لب گرفتن جز                   (شرمنده نوشتم)


يک دوست خوب مي گفت آدما مثل کتابند که تا وقتي تموم نشن جذابند پس سعي کن خودتو تند تند جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم بشي براي اين که وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يک کتاب ديگه


از شمع 3 چیز یاد گرفتم:ایستاده بمیرم...بی صدا بمیرم...پای دوست بمیرم


دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين


برای زندگی کردن ..... بسیار کم فرصت داریم : اما برای روزی که خواهیم رفت از اینجا تا ابدیت. قدر ثانیه های زندگیت را بدان شاید ان دنیا: انگونه که فکر میکنی نباشد!!!


اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه


یادت نره همیشه تاریکترین ساعت شب...نزدیک ترین زمان به طلوع خورشید هست


محبت را ز ماهی باید آموخت...چو از آبش جدا سازی بمیرد


هيچ وقت به خودت مغرور نشو ......برگ ها هميشه وقتي مي ريزن که فکر مي کنن طلا شدن


ميدوني چرا .وقتي ميخاي بري تو رويا چشمات رو ميبندي ؟؟؟؟!!! وقتي ميخاي گريه کني چشماتو ميبندي؟؟؟؟؟ وقتي ميخاي کسي رو ببوسي چشماتو ميبندي؟؟؟؟ چون قشنگترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيستند؟؟؟


زندگي مثل يه ديکته اس هي مي نويسيم ، هي غلط مي نويسيم ، هي پاک مي کنيم هي مي نويسيم ، هي پاک مي کنيم غافل از اينکه عزرائيل داد مي زنه : برگه ها بالا


 فراموش کن چیزی را که نمی توانی به دست آوری .......... و به دست آور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی


خيانت تنها اين نيست که شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست که دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري کردن اشک بر ديدگان معصومي باشد ! گناه تنها کردار زشت نيست ... گناه ميتواند ذهن هوس آلود باشد ! بايد مراقب قلب و روحش باشد ... دزد بسيار است


 توی دنيا سه نوع زوجهای ازدواج کرده هستن: اول اونايی که سنتی و طبق رسوم
ازدواج کردن... من خودم هيچوقت اينو درک نکردم اما مطمئنم اونا ميدونن دارن چيکار ميکنن... دوم زوجهايی هستن که عاشق هم ميشن و با عشق ابديشون ازدواج ميکنن. من معتقدم اين گروهِِ کم خوشبخت ترين انسانهای روی زمينن.... و بالاخره گروه سوم زوجهايی هستن که به خاطر خانواده شون یا به خاطر پول ازدواج ميکنن يا ترجيح ميدن راه مطمئنو طی کنن و با يکی از دوستانشون ازدواج ميکنن... اين گروه بدبخت ترين انسانهای زمينن! درحاليکه حتی خودشونم نميدونن! تا اينکه يک روز در سفر سريع قطار زندگی زوج واقعيشون رو پيدا ميکنن... و اينجاست که با دشوارترين سوال زندگی مواجه ميشن : چيکار ميکنيد اگه عشق واقعی زندگيتون رو پيدا کنيد در   حاليکه با يه نفر ديگه ازدواج کرديد؟؟ چيکار ميکنيد؟؟ چيکار ميکنيد؟؟


بد نــــــيست اگر کمي به هم فکر کنيــــــــم در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم بد نــــــــيست اگرخانه ما سيماني اســـــــــت به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم هر وقت زيادمان دلي ميشکـــــــــــــــــند بد نــــــــيست که يک لحظه به هم فکر کنيم من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم  


اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...


خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد


اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد ، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد


سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني


هلن كلر مي گويد:'' هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم 


بازنده ها در هرجوابي مشكلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشكلي جوابي را مي بينند . سعي كنيد مثل برنده ها فكر كنيد

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
 

خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست


اين سيب؛ بهترين سيب؛ شکل سيب؛ سر سيب؛ کار سيب؛ گذاشتن سيب؛ يه سيب؛ بچه سيب؛ دوست داشتنيه سيب...! (( حالا سيب رو حذف کن دوباره بخون

امروز روز ملي گلهاست روزت مبارک .... اينو براي همه ي گلهاي دنيا که عطرشون رو دوست داري بفرست

عروس خانم دوشیزه ************* آیا وکیلم شما را به مهر : گوگل عدد سکه بهار آزادی / یک وب کم / سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ... / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ... به عقد دائم آقای در بیاورم ؟ جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟ جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!! حاج آقا :!!!BUZZ , برای بار سوم...


الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي
فرشته‌ها وجود دارند اما بعضي وقتها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم:
دوست!
تو با موبايلت چيكار كردي كه هر چي زنگ ميزنم ميگه: مشترك مورد نظر در
قلب شماست؟
اي کساني كه با چراغ هاي خاموش چت ميکنيد... به راستي که خداوند شما را رسوا خواهد کرد... (آيه‌ي 13 – سوره‌ ياهو
از یه ترکه میپرسن میدونی زلزله در اثر چی یه وجود می یاد ؟؟ میگه بابا یکی جواب پی ام خدا رو نمی ده خدا هم  !!BUZZ میزنه

پيغام گير تلفن يه بچه لات : حاجيتون رفته ددر ، بعد از سوت بلبلي فرمايشتون رو بكنين ، جيك ثانيه جيرينگي تيليف ميزنم ، جمالتو دربست عشقه ، زت زياد


اس ام اس احمدي نژاد به بوش: ” اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپ من هم قرار دهي ، عمرا" بيخيال انرژي هسته اي بشم

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه


دلم می خواد بخورمت... نه اینکه فکر کنی عاشقتم... نه اینکه فکر کنی دوست دارم... نه... فقط واسه اینکه یه گهی خورده باشم!!!   ببخشید که نوشتم


اينو واسه تو فرستادم . اره واسه تو . چيه ؟؟؟‌ چرا اينور اونور نگاه مي كني ؟؟؟ باور كن واسه تو فرستادم . اخه مگه به جز تو اسكل ديگه اي هم اونحا هست ؟؟


جزر این عدد رو بگیر و عدد 1 رو به اون اضافه کن و تقسیم بر 3 کن و نتیجه رو ضربدر 2 کن و عدد بدست امده رو واسه اسکول بعدی بفرست
ا گه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت.........هيچ وقت پول کارت اينترنتهايي را که خريدم و برات آف گذاشتم يادم نمي ره سند تو آل
اينم وضع پيغام گير ها شرمنده از آنم که نباشم به سرايم تـــا بــا تـــو سلامـــي و عليکـــي بنمايـــم گر لطف کني نمره و پيغام گـــذاري پاسخ دهم اي دوست به محضي که بيايم رفته ام بيرون من از کاشانه خود ٫ غم مخور تا مگر بينم رخ جانانه خود ٫ غــم مخور
امروز روز عشق هاي چتي است اگه عاشقم هستي برام بنويس ((ع)) اگه از من شاکي هستي بنويس((ش)) اگه خيلي از من ناراحت هستي و قاطي کردي بزن ((ق)) اين رو واسه همه اد لستاد بفرست ببين چند نفر عاشقت هستند و چند نفر شاکي و قاطي
پي ام جديد از طرف خدا اومده كه مهربونترين فرشتش گم شده چند مي دي لوت ندم؟
  اگر از آسمون باهات تماس گرفتن گفتن قشنگ ترين و نازترين فرشته‌شون گم شده خواهش ميکنم منو لو نده
chera?...........akhe chera?.........migam chera?..............chera vaghty midoony sare kary bazam een off ro mikjoony?
مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه
age in peyghamo baraye man pas befresti mifahmam ke dooste vagheyi e man hasti ...(sendesh kon bebiin doostaye vaghit kian
امشب خدا تو آسمونا يه مهموني بزرگ داره ولي هنوز شروع نشده چون بهترين فرشتش داره اين پايين پي ام منو ميخونه
Ehdae OFF ehdae zendegist  hamaknon niazmande yarie sabzetan hastim ( anjomane bimaran offy )
رئیس انتقال کون قزوین اعلام کرد : بزودی بانک کون قزوین با ظرفیت ۱۰۰۰۰ کون راه اندازی می شود. وی در جواب این سوال که این همه کون را از کجا می آورد فرمود : همین کونی که داره این پي ام رو میخونه بقیه کون ها رو خبر می کنه
اگه کسي بهت روزي 1 آف زد، يعني به يادته. اگه 2تا زد دوستت داره. اگه 3تا زد، عاشقته. اگه 4 تا زد مي خوادت، اگه 5 تا زد، مطمئن باش کرم داره
الآن توی اخبار شنیدم یه میمون توی تصادف کشته شده. خیلی نگرانتم. یه اس ام اس بفرست تا بدونم سالمی
بهترین بازی های ایرانی: 1 دختر بازی 2 نامزد بازی 3 خانوم بازی 4 دودره بازی 5 امپول بازی 6 زبون بازی 7 اس ام اس بازی
Olagh Chera off Nemizary??? . . . . . . )............................................................................... Barnameye Emshabe Cinamahaye Tehran & Shahrestanha!!
جنگلي بود که درخت نداشت. شکارچيي بود که تفنگ نداشت. روزي اين شکارچي با تفنگي که فشنگ نداشت آهويي شکار کرد که سر نداشت. انداختش تو کيسه ايي که ته نداشت. اين شعر شاعري داشت که اسم نداشت. اگرچه اين شعر سرو ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتن
يارو اسم بچش رو مي ذاره اس ام اس مي گن اين چه اسميه ؟ مي گه : چيه از پيام که باکلاس تره
 قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه....آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم....تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم......بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....اين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه....بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه ..اين ياهو 
امروز روز ارسال آف به مزخرف‌ترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين آف رو به مزخرف‌ترين دوستت بفرست
اين متن رو به اونايي كه براتون ارزش دارن بفرستين. براي اونايي كه زندگي شما رو لمس كردن. اونايي كه وقتي احتياج داشتين، باعث شدن بخندين. اونايي كه باعث شدن وقتي ناراحت بودين، سمت روشن واقعيتها رو ببينين. اونايي كه شما ميخوايد بدونن كه شما قدر دوستي با اونا رو ميدونين. اگه اين كار را نكنين، خوب براتون اتفاقي بدي نمي‌افته ولي تنها شانس روشن كردن روز يك دوست با يك نامه رو از خودتون گرفتين اگر پسر ن
این آف رو خوندی یعنی دوستم داری........اگه پاکش کنی عاشقمی........اگه جواب بدی دیوونمی......اگه جواب ندی یعنی منو می خوای...................حالا چه خاکی تو سرت میریزی؟؟؟؟؟؟


موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه نشسته بودن

 توجه اونايي که پي ام نميدن>>>>>الهي بشيني رو جوجه تيغي / الهي بري قزوين بند کفشت وا شه /الهي نخود بخوري نتوني بگ؟؟؟؟ي / الهي دسشوييت بگيره ولي کمر بندت باز نشه / الهي وقتي تو حموم داري سرتو با شامپو ميشوري آب قطع بشه / الهي يه روز که درس بلد نيستي استادتون اول از تو سوال کنه / الهي هيچ کدوم از ادليستات آن نباشن / الهي هر کانالي روبزني هاشمي رفسنجاني رو نشون بده(نينا)


سه تا چيز هست که بخوای، نخوای مياد سراغت: 1.مرگ 2.جيش 3.oFF
 از مزرعه اي مي گذشتم ، پير مردي رو غمگين ديدم با چند هكتار زمين باير و يك گاو آهن خالي . از او پرسيدم چرا ناراحتي پدر جان، چرا شخم نمي زني تا دانه بكاري . گفت : آخه گاوم داره آف مي خونه!!!!!
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

اين سيب؛ بهترين سيب؛ شکل سيب؛ سر سيب؛ کار سيب؛ گذاشتن سيب؛ يه سيب؛ بچه سيب؛ دوست داشتنيه سيب...! (( حالا سيب رو حذف کن دوباره بخون


مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كنه


در راستای فرمایشات ریاست محترم جمهوری در مورد افزایش جمعیت
شب جمعه به مدت ۴ شب تمدید می شود
و به " ایام احمدیه " معروف می شود !


امروز روز ملي گلهاست روزت مبارک .... اينو براي همه ي گلهاي دنيا که عطرشون رو دوست داري بفرست


الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي


از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟


به تو يك «سمبوسه» ميدم كه دو حرف اولش مال دشمنانت باشه و چهار حرف
آخرش مال خودت باشه!


برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني!


هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت


ديگه از چشمم افتادي ................ مي فهمي؟ .......... ........... ......... صاف افتادي تو قلبم


منتظر مامور سرشماري نباش، تو رو آخر پائيز ميشمورند


اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد!خاک بر سرم! اگه توی اونی که دلم می خواد حتما خرم


در پي توهين پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپ‌كورن» مجددا به «چس فيل» تغيير يافت


وقتي صدام مي كني آرزو مي كنم كاش كر بودم
تو كه لال نمي شي


چشمهای درشت و زیبایت را که به من میدوزی و با لبهای زیبا آواز میخوانی، احساس میکنم که بیش از همیشه عاشقت هستم ، تو زیباترین قورباغه ی این برکه ای


عشق يعني زندگي را باختن . چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن


از قديم نديما ميگفتن: واسه كسي بمير كه برات تب كنه...! لطفا" يكي براي من بميره، آخه چند روزه بدجوري تب کردم


علت سفيد شدن موهاي بهروز چي بود؟اون موضوع خواهرشو زودتر از همه فهميده بود...اصلا به خاطر همين برگشت..ولي چون 4-3 قسمت ديگه مونده بود فيلم نرگس تموم شه/مجبور بود گندشو در نياره ......


حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا حیف که تو از راه رسیدی اونو دادمش به دریا


در همه عالم گشتم و عاشق نشدم تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم


اگر ديدي نگاهي خسته دارم و حس کردي که خيلي بيقرارم بدان تو با عبور از کوچه دل در آوردي دمار از روزگارم


شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد، جان تراولتا، جان وين، جان علي، جان نثار، جان مريم چشماتو وا كن، سري بالا كن


يدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري


مـــژده ... مــــــژده ... به منظور استقبال بي شمار مردم از شهادت و روحيه شهادت طلبي و همچنين در پي درخواستهاي بي شمار مردم؛ دولت با همکاري بنياد شهيد برگزارمي کند: سقوط هواپيما، در هر ماه يک بار. ثبت نام براي ماه بهمن از امروز آغاز ميشود.(شرکت براي عموم آزاد مي باشد) منتظر قدوم سبز شما هستيم..... التماس دعا 


اگه ديدي يک روز به سيخ کشيدنت، ناراحت نشو... چون خيلي جيگري


ضرب المثلهاي توپ ::::چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه


روزي تو را محاکمه مي کنند به حبس ابد محکوم ميشوي جرمت مشخص نيست شواهد زيادي هم از جنايت وجود ندارد فقط اثر انگشتت را روي قلبي يافته اند


فرهنگ لغات لغات = « low + قاط » به معناي قاط خفيف ميدان=ميدان به معني جاي مي و ساغر کميل=co+mail يعني کمپاني ميل آفتاب=off+تاب يعني تاب خاموش حتما=hat+man مرد کلاهي طوفان= too fun يعني براي خنده بيليارد=بيل+yard يعني حيات بيل زده بيلان= bill همان حساب کردن بيليون= بيل يون يعني افراد دست به بيل غربيل= يعني هر چيزي غير بيل ابابيل= پدر بيل


شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو. لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن. حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير. ضروري ترين کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن. سالم ترين کلمه "سلامتي"است... به آن اهميت بده. اصلي ترين کلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد کن. بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش. دوستانه ترين کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن. زيباترين کلمه "راستي"است... با آن روراست باش  


ميدوني فايده اين شلوار کوتاه( برمودا ) که دخترا تنشون ميکنن چيه اين اقايون يه ذره سر به زير ميشن (آخه اين دخترا چه قدر به فکر مردا هستن  


والت دیسنی بخاطر قدرت تخیل اش ژاکلین کندی بخاطر وقار و متانت اجتماعی مادر ترزا بخاطر قلب بزرگ و خدمتکارش شاید هم هیچکدام از افراد بالا، اما هر که را که انتخاب می کنید سعی نکنید که تبدیل به دیگری گردید زیرا این بزرگترین اشتباه در زندگی می باشد 


اندازه‌ي يه قابلمه... با هرچی بوس تو عالمه... ميبوسمت يه عالمه  


سيگار با اينكه ميدونه آخرش پودر ميشه و زير پا له ميشه ولي تا آخر ميسوزه... سيگار همتونم هستيم


دروغ هاي دخترا وقتي ميگن تو اولين دوست پسرمي، بدون قبل از تو با صد نفر دوست بودن وقتي بهت ميگن نظرت راجع به سكس چيه، يعني تو ميخواي با من سكس داشته باشي يابو؟ وقتي ميگن امروز خيلي مشكل دارم نمي تونم سر قرار بيام، بدون با يه نفر ديگه قرار دارن وقتي ميگن من از تو هيچي نميخوام، يعني يه كادوي گرون برام بخر (سعي كن گل نخري!) وقتي زنگ ميزن ميگن دلم برات تنگ شده، منظور جيب شما هستش (يعني بيا بريم بيرون شام مهمون!)  


 درد مباش...........چيزي به جهان به زجوانمردي نيست رسواي زمانه باش و نامرد مباش


زندگي اجبار است...مرگ انتظار است...عشق يک بار است...فکر تو تکرار است...جدائي دشوار است...کاش گناهي کنم که مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد  


يک دوست خوب مي گفت آدما مثل کتابند که تا وقتي تموم نشن جذابند پس سعي کن خودتو تند تند جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم بشي براي اين که وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يک کتاب ديگه


سلام بنويس دوستت دارم آخه ميدوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفهاشونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته , به اين سادگيها پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس »»»»  


بهش گفتم منو چقدر دوست داري؟ گفت: اندازه جوهر خودکارم. گفتم خيلي نامرديه. آخه جوهر خودکارت که يه روز تموم ميشه. يه لبخندي زد و گفت: خودکارم اصلا جوهر نداره  


يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش
خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است
كه بتواند چنين مردي را پيدا كند


 بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند: 1_گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. 2_قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند. 3_چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند. 4_با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند. 5_خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارند


شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي بيني  


نفرينه جديده جديد: الهي عقل بچه‌ات به ميرزاپور بره. قدش به کعبي. دماغش به عنايتي. موهاش به چلنگر. بي خواصيت‌يش به علي داييييييييييييي   


قشنگ ترين آدم دنيا :دکتر محمود احمدي نژاد 3 - پيرترين آدم دنيا : علي دايي 4 - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين 5 - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 8 - باحال ترين آدم دنيا : من 9 - ضايع ترين آدم دنيا : شک نکن که خودتي


3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 4- مورچه ها نمي خوابند 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6- کد کشور روسيه 007 است 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند 9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد


بی تو مهتاب شبی باز از اون کوچه گذشتم...... فکر نکن ياده تو بودم کار نداشتم ول ميگشتم  


هميشه غمگين ترين و رنج آورترين لحظات زندگي انسان توسط همان كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و به ياد ماندني ترين لحظات را براي انسان ساخته است


جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم


ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بزن تو سرش چون جوون بايد رو پا خودش بايستد


يه سواله كه ذهن منو مشغول كرده، مثل خوره افتاده به جونم...: آخه گاو حسن كه نه شير داره نه پسون چه جوري شيرشو بردن هندستون؟


روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ي  


مشخصات چه كشوري است 20ميليون فقير، 7 ميليون بيكار، 4 ميليون معتاد، 300 هزار زن تن فروش ؛ 14 ميليون بيمار روانى ، 600 هزار كودك كارگر ،يك و نيم ميليون محروم از تحصيل،8 ميليون بيسواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، 450 هزار تصادف در سال، 40 هزار بيمار ايدزي، سن بزهكاري زير 10 سال، كف سني فحشا 14 سال، و كف سني اعتياد 13 سال و... اين ويرانه ايران ماست   


شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت/ گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي/ سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد/ گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي  


با تو گفتم كه چرا محو تماشاي مني، آنقدر مات كه يك دم مژه بر هم نزني، مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني


تست کنکور 85: ..................بي تو سردمه. الف)بخاري ب)پتو ج) آرش د)شوفا  


اونجا که نسل دايناسور 2ميليون سال پيش منقرض شده پس نتيجه مي گيريم : دنيا ديگه مثل تو نداره ........نه داره نه مي تونه بياره


كجايي ؟ نيستي ؟ توريستي ؟ امپرياليستي ؟ كمونيستي ؟ فاشيستي ؟ دمكراتيستي ؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي ؟ راستي،تو خودت نمره بيستي


بلا فاصله بعد از سخنان پاپ رهبر کاتو لیکهای جهان بر ضد اسلام نام این موسیقی از مو سیقی پاپ به موسیقی گل محمدی تغییر کرد


روزي که به دنيا اومدي داشت بارون مي اومد ولي هوا ابري نبود . ميدوني چرا ؟ اون روز فرشته ها داشتن از اون بالا گريه ميکردن . چون يکي از اونا کم شده بود   


عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====>بابا سراغ اين يکيو نگير  


ز آتش پرسيدند محبت چيست ؟گفت از من سوزان تر است از مهرباني پرسيدند محبت چيست؟ گفت از من مهربان تر است از خود محبت پرسيدند محبت چيست؟ گفت من يك نگاه بيش نيستم  


اشتباهي كه پشيمانم از ان در همه عمر اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم در چنين دوراني كه صداقت ناياب است با چه كس مي توان گفت با تو خوشبخت ترين انسانم  


 گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا |آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي  


دور بودن سخت است به خدا سخت است کسی را دوست داشته باشی اما از دیدن ان محروم باشی . ولی من از همان اولین رفتنت نیز دریافتم که رفتن تو یعنی ماندن و تو رفتی تا بمانی و انقدر از آن سوی بودنت برای ترانه های از ماندن خواندی که بی تو فقط برای تو شدم


برای کاهش درد هنگام کون دادن اعداد زیر را تکرار کن :
۱.۵.۸.۴.۶.۸.۳.۵.۰
کسخل ، الآن نه وقتی داری میدی   البته ببخشید قصد بدی نداشتم


با همه وجودم دوستت دارم يعني ديوونتم رواني به خاطر معرفتت ديوونه شدم اگه اشاره کني جنگ جهاني سوم و راه ميندازم تا همه بدونن رفاقت ما خالي بندي نيست


 تفاوتهاي خون و اشک 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه . 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه. 4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه. 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال شادي واز رو خوشيه


 فوووو غووو عووو هووو خوووو شوووو سوووو يوووو لوووو بوووو لوووو توجه : اين پي ام فقط براي غنچه کردن لبهاي شما بود و فاقد هر گونه ارزش ديگريست


صبح که از خواب پا ميشم نميتونم صبحانه بخورم چون به فکر تو هستم ظهر که نوبت ناهار ميشه نميتونم ناهار بخورم چون به فکر تو هستم شب که نوبت شام ميشه نميتونم شام بخورم چون به فکر تو هستم شب وقتي ميخوام بخوابم خوابم نميبره چون گشنمه

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
پس از آن غروب رفتن ... اولین طلوع من باش ...

پس از آن غروب رفتن ... اولین طلوع من باش ... من رسیدم رو به آخر ... تو بیا شروع من باش ... شب و از غصه جدا کن ... چکه کن رو باور من ... خط بکش رو جای پای ... گریه های آخر من ... اسمتو ببخش به لبهام ... بی تو خالیه نفسهام ... خط بکش رو باور من... زیر سایهبون دستام ...خواب سبز رازقی باش ... عاشق همیشگی باش ... خسته ام از تلخی شب ... تو طلوع زندگی باش (معین آهنگ طلوع )

--------------------------------------------------------------------------------

من عشق را در تو تو را در دل دل را موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟

--------------------------------------------------------------------------------

نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم

--------------------------------------------------------------------------------

كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم

--------------------------------------------------------------------------------

معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بود

--------------------------------------------------------------------------------

هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز يه ترکه ! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه

--------------------------------------------------------------------------------

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم.

--------------------------------------------------------------------------------

حوزه ي علميه قم اعلام کرد به علت ترافيک طلاب در شهره قم طلاب از فردا به صورت امامه ي سياه و سفيد ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند )))) ))

--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه چند سالته؟ ميگه 16 سال ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه

--------------------------------------------------------------------------------

در پي استقبال بي نظير هم وطنان از سي دي زهره، سي دي ننه قربون نيز به زودي به بازار عرضه خواهد شد

--------------------------------------------------------------------------------

از گوسفنده مي پرسن سيستم مدفوع كردن شما چه جوريه؟ ميگه: سبک گروه آريان .......... دونه دونه دونه ، دونه دونه

--------------------------------------------------------------------------------

مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه

--------------------------------------------------------------------------------

دستتو بکن تو موهات و يک تارشو بگير تو دستت.....گرفتي؟حالا اوني که تو دستته.همونو به صد تا دنيا نميدم

--------------------------------------------------------------------------------

فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم

--------------------------------------------------------------------------------

ما هر شب تو سریال نرگس منتظر بودیم که نرگس به احسان بده..... نگو که زهره می داده!

--------------------------------------------------------------------------------

ميدوني اگه چشم خر هم مثل چشم گربه شب ها ميدرخشيد چي ميشد؟ شبها اردبيل هم مثل لوس انجلس چراغوني ميشد

--------------------------------------------------------------------------------

دو تا خجالتي با هم ازدواج مي کنند بچه شون آب مي شه

--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حامله نميشد, از خونه بيرونش كرد و بهش گفت !!!!!!!!!!!تا حامله نشدي حق نداري برگردي خونه

--------------------------------------------------------------------------------

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي

--------------------------------------------------------------------------------

از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

--------------------------------------------------------------------------------

يه روز پير زنه تو اتوبوس ميگه ني ناي ناي ناي ني ناي ناي همه دست مي زنندپيرزنه دندوناشو از كيفش در مي ياره مي زا ره دهنش مي گه نياوران نگه دار

--------------------------------------------------------------------------------

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن

--------------------------------------------------------------------------------

يه بار دوتا ترك سوار پژو ميشن ... يكي شون ميگه : آي راننده ، يه نوار بذارتو پخش حال كنيم .. رانندهه ميگه : نوارا تو داشبورده ، قربونت خودت يكي وردا بذار .... تركه داشبورد رو باز ميكنه هي نوارا رو زيرورو ميكنه ،اخر يه نوار ويدئوپيدا ميكنه ..بعدم با زور تركيش فشارش ميده توضبط .... دوستش كه ميبينه اينجوري ميكنه يه پس گردني بهش ميزنه ميگه : آخه خره ،توچقدر تركي !!!! اين نواره واسه تريليه نه پژو

--------------------------------------------------------------------------------

آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟ ماه ميگه: يعني اومدن دوباره‌ي تو...، ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو

--------------------------------------------------------------------------------

لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس هاي تند و عرقي كه روي پيشونيت نشسته همه گوياي يه چيز هستن : تيروئيدت پركاره . برو دكتر

--------------------------------------------------------------------------------

اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده

--------------------------------------------------------------------------------

آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم

--------------------------------------------------------------------------------

کاری را انجام بده که دوست داری. همانطور که تو در کار کسی دخالت نمی کنی، دیگران هم حق ندارند در کار تو دخالت کنند این یعنی حرف حساب.
وین دایر

--------------------------------------------------------------------------------

من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم بی توو آبی عشقت تشنه ایم کویر لوتم نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شبو از قصه جدا کن چکه رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

--------------------------------------------------------------------------------

ازضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست دل خوش به مجموعم مكن اينجا مگر تقسيم نيست با راديكال عشق بيا تا بشكند مجذور من چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من

--------------------------------------------------------------------------------

ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل

--------------------------------------------------------------------------------

كم ريش ترين ايراني: رفسنجاني ، 3- زشت ترين ايراني : احمدي نژاد ، 4- جوادترين ايراني : بنيامين ، 5- بي استعدادترين بازيگر سينماي ايراني: محمدرضا گلزار ، 6- پيرترين ايراني: علي دايي ، 7- چاق ترين ايراني : رضا زاده ، 8- بي ادب ترين ايراني : علي پروين ، 9- بدبخت ترين ايراني: دوست پسر ، 10- ورزشكار ترين ايراني (البته در رشته چَتر بازي): دوست دختر ، 11- باحال ترين ايراني : من ، 12- ضايع ترين ايراني : شك نكن كه خودتي

2 نوشته شده در  85/10/02 توسط  هادي   | Top 71 حرف دل  |  وبلاگ های دیگر
 
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست...وفا آنست که نامت را بر لب دارم

عشق با جدايي نمي ميرد. با بسيار با هم بودن شايد ولي با جدايي هرگز.

--------------------------------------------------------------------------------

بچه اصفهانیه به باباش: بابایی چرا ما مثل بقیه ادما با کشتی سفر نمی کنیم؟ باباش: خفه شو شنا تو بکن

--------------------------------------------------------------------------------

هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت

--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه شب مي خواد بخوابه دعا مي کنه حق به حق دار برسه صبح که بيدار مي شه مي بينهه هيچ کدوم از بچه هاش نيست

--------------------------------------------------------------------------------

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

--------------------------------------------------------------------------------

رسول خدا(ص): کسي که حاجت برادر مومن خود را برآورده سازد ، مانند کسي است که عمر خود را به عبادت گذرانيده باشد

--------------------------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سالي دو ترم موجودو بر هر ترمي شهريه اي واجب ...... از جيب و جان كه بر آيد ...... كز عهده خرجش به در آيد

--------------------------------------------------------------------------------

Age Ye shab ba ham Raftim Biron sardam shod !! Ye Lab . . . . . Ye Lab . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . Ye Labu Baram Mikhari ?

--------------------------------------------------------------------------------

تو با موبايلت چيكار كردي كه هر چي زنگ ميزنم ميگه: مشترك مورد نظر در
قلب شماست؟

--------------------------------------------------------------------------------

برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني!
--------------------------------------------------------------------------------

يك رو تو جهنم همديگه‌رو مي‌بينيم، آخه هردومون جهنمي هستيم، تو به جرم
اينكه قلبم رو دزديدي و من به خاطر اينكه جاي خدا تو رو مي‌پرستم
!
--------------------------------------------------------------------------------

به تو يك «سمبوسه» ميدم كه دو حرف اولش مال دشمنانت باشه و چهار حرف
آخرش مال خودت باشه
!
--------------------------------------------------------------------------------

فرشته‌ها وجود دارند اما بعضي وقتها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم:
دوست
!
--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌توانستم مجازاتت کنم از تو مي‌خواستم به اندازه‌اي که تو را دوست
دارم مرا دوست داشته باشي
.

--------------------------------------------------------------------------------

يه پدره دست بچش مونده بود ، آخه از هيچ زني شير نمي خورد ، آخرش شير يه زن سياه پوست رو قبول مي كنه پدره مي گه : اي پدر سوخته! شير كاكائو مي خواستي

--------------------------------------------------------------------------------

بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد

--------------------------------------------------------------------------------

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

--------------------------------------------------------------------------------

گر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم

--------------------------------------------------------------------------------

از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟ .

--------------------------------------------------------------------------------

تركه داشته بچشو نصيحت مي‌كرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم

--------------------------------------------------------------------------------

هم زشت و هم جوادم بد تيپو بد لباسم گويم سخن فراوان با آنکه بي سوادم تيغ و ژيلت ندارم حموم رفته ز يادم پايم دهد کمي بو من ....نم

--------------------------------------------------------------------------------

به قزوینیه می گن چه اهنگی دوست داری؟ می گه اون اهنگ معین که می گه. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره

--------------------------------------------------------------------------------

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

--------------------------------------------------------------------------------

خسته از بيم و اميد عشق رنجورم ارامش جاودانه ميخواهم بر حسرت دل دگر نيفزايم اسايش بيكرانه ميخواهم پا بر سر دل نهاده مي گويم بگذشتن از ان ستيزه جو خوشتر يك بو...

--------------------------------------------------------------------------------

قلب فقط قلب فاتی، عشق فقط عشقه لاتی، رنگ فقط شکلاتی، 6 ماه تو حبس بی ملاقاتی؛ فکر نکنی گنده لاتيم، ما فقط خاطر خاتيم

--------------------------------------------------------------------------------

الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي

--------------------------------------------------------------------------------

قزوينيه کنار زمين فوتبال لخت مادر زاد مي خوابه دستهاشم باز ميکنه ميگن چرا اين کارو ميکني؟ ميگه من برانکارتم

--------------------------------------------------------------------------------

من حاضرم خودمو اونقدر کوچک کنم که توي قلب شما جا بشم

--------------------------------------------------------------------------------

چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

--------------------------------------------------------------------------------

به تركه ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن

--------------------------------------------------------------------------------

ميدونيد بد ترين شکنجه براي يه اصفهاني چيه؟ ... ببندنش به يه درخت بگن اون طرف خيابون دارن نذري ميدن

--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو

--------------------------------------------------------------------------------

تو را به دادگاه خواهند کشيد شايد به حبس ابد محکوم شوي جزييات جنايت معلوم نيست اما اثر انگشتت را ... روي قلبي شکسته يافته اند

--------------------------------------------------------------------------------

کاغذتيم .. احساستو روم بنويس. عصبانيتتو روم خط خطي کن. اشکاتو باهام پااک کن. حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم شي . فقط دورم ننداز !!

--------------------------------------------------------------------------------

كوچولو ، موچولو ، لولو ، مولو ، هلو ، نونو ؛ اين پيغام صرفا براي غنچه كردن لبهاي شماست و فاقد هرگونه ارزش قانوني ديگر مي‌باشد

--------------------------------------------------------------------------------

عروس خانم دوشیزه ************* آیا وکیلم شما را به مهر : گوگل عدد سکه بهار آزادی / یک وب کم / سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ... / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ... به عقد دائم آقای در بیاورم ؟ جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟ جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!! حاج آقا :!!!BUZZ , برای بار سوم...

--------------------------------------------------------------------------------

 سوال این پست :

چرا آمار بازدید کم شده؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------

دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

--------------------------------------------------------------------------------

امروز روز ملي گلهاست روزت مبارک .... اينو براي همه ي گلهاي دنيا که عطرشون رو دوست داري بفرست

--------------------------------------------------------------------------------

شما طبق قانون ?? ماده ? قوانين دوستي به حبس ابد در قلب من محکوميد . آيا اعتراضي داريد

--------------------------------------------------------------------------------

tamam zendegi ra az darya biyamoz zira baraye dar aghosh gereftane sahel aromo gharar nadare

--------------------------------------------------------------------------------

به دلم ميگم دوسش دارم زيره لب اسمش رو صدا مي کنم بهش ميگم برات دعا کنه واسي خوشبختي تو شب و روز خدا خدا کنه بهش ميگم ديونشم شبا به يادش ستاره ها رو ميشمرم

--------------------------------------------------------------------------------

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

--------------------------------------------------------------------------------

ارسال آف تكراري حرام ميباشد و كفاره آن آموزش منطق به 60 ترک . آموزش غيرت به 60 رشتي و 60 بار شركت در نمازجمعه قزوين

--------------------------------------------------------------------------------

آخرين بيلبوردهاي تبليغاتي شهر رشت: مادرم، دو پدر كافيه آخرين بيلبوردهاي تبليغاتي شهر رشت: مادرم، دو پدر كافيه

--------------------------------------------------------------------------------

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام....

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
          متن های قشنگ عاشقانه

                           *************************************

                                           

 به نام عشق

به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غم ها، به نام غم ها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان


کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشا نی نداشت کاش برگ های آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت


عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است . عشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است . عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است . عشق کنار کشيدن و جا زدن نيست بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است


عشق رو " اد" کن .. به احساسات قشنگت" پي ام" بده .. غم ر و " دليت" کن براي غرور" آف" بزار بگو بشکن آخه دنيا دو روزه .. و خيانت رو"هک" کن ازانسانيت " کپي" بگير و " سندتوآل" کن با صداقت، وفا و معرفت هم "چت" کن از زيبا ترين خاطره هاي زندگيت" وب" بگير


هفت نصيحت مولانا

 گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

 باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)

 وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

 بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)


عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد


ماگذشتیم وگذشت آنچه توکردی باما توبمان با دگران وای به حال دگران


بيائيد يه كمي عاشق باشيم ، بيائيد كمي صندوق دلامونو وا كنيم ، بيائيد يه بار ديگه فرياد كنيم بيائيد داد بزنيم و بگيم كه هيچ چيزي توي دنيا ثروت دلامون نيست الا وجود مقدس خدا و عشق به بنده هاي اون

آره مهربونم اون موقع است كه قلب مهربون خوش سيمات سبز سبز مثل جنگلهاي شمال مي شه و به شادي ما زميني هاي خاكي لبخند مهر مي زنه بيا مهربون كه فردا ديره...................


وقتی که صحبت از عشق میاد همه ما ذهنمون به یه عشق زمینی با جنس مخالف متمرکز میشه ولی اگه یه کم به خودمون و آرامش خودمون فکر کنیم میبینیم که میشه عاشق چیزای قشنگ دیگه هم شد


مالحظه ها رو مي گذرونيم تا به خوشبختي برسيم ولي افسوس که خوشبختي همان لحظه هايي بود که گذرانديم


هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه


اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست


 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته

 

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ، 

شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،

مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ،

ولي تو اون رو نمي بيني!


فرق من و تو

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم

گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم

گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم

گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم

گفتي...  گفتم...

حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه!

فرق ما اينه كه:

تو دروغ گفتي، من راستشو


ترين ها

مهربان ترين آدم دنيا:مادر

شيرين ترين لحظه زندگي:عيدي گرفتن يك بچه

بهترين دوست نوجواني:تنهايي

بهترين هديه ي جواني:نگاه

فتنه انگيزترين چيز توي زندگي:دروغ

بهتريم هديه دوران عاشقي:بوسه


Love مخفف عبارات

Lake of sorrow (درياچه ي غم)

Ocean of tears (اقيانوس اشك)

Valley of death (دره مرگ)

End of life (آخر زندگي)!


عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی

 

 

عشق!!

حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است
عشق تو را متعادل و متعالی می کند.....وقتی عاشقی، با هستی در یک تبادل و ارتباط عمیق قرار داری ، همه چیز در یک سطح مساوی قرار دارد ، با ارزش مساوی


عشق يعني فوتبال

اگه يه نفر وارد غشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه

اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره

اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون

دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره

              اين هم آف های با مزه            

 

روزي جمعي از مريدان شيخ نزد شيخ آمده اند و گفتند :يا شيخ مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن مي کنند. در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت :خاموش !!!!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم گفتند: يا شيخ ! فايده اش چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت : چون دختران شلوار کوتاه پوشند ، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند


یه رشتيه ميگن چرا ۲ تا زن گرفتی ؟ميگه اخه شايد مهمون بياد


جوايز قرض الحسنه بسيجيان :99 تسبيح 99 دانه اى به 100 نفر100 عدد جانماز به 99 نفر200 متر چپيه به 400 نفر (هر نفر نيم متر) هر 5 ميليمتر ريش در هر روز يك امتيازآخرين مهلت تا پايان هفته بسيج


 یك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط کردم


دروغ هاي دخترا

وقتي ميگن تو اولين دوست پسرمي، بدون قبل از تو با صد نفر دوست بودن

وقتي بهت ميگن نظرت راجع به سكس چيه، يعني تو ميخواي با من سكس داشته باشي يابو؟

وقتي ميگن امروز خيلي مشكل دارم نمي تونم سر قرار بيام، بدون با يه نفر ديگه قرار دارن

وقتي ميگن من از تو هيچي نميخوام، يعني يه كادوي گرون برام بخر (سعي كن گل نخري!)

وقتي زنگ ميزن ميگن دلم برات تنگ شده، منظور جيب شما هستش (يعني بيا بريم بيرون شام مهمون!)


به اندازه موهاي سرم دوستت دارم، به اندازه موهاي ريخنه شده ام  عاشقتم، به مقدار دفعه هايي كه شونه كردم بهت وفادارم شناختي؟..........منم منم حسن كچل


مي خوامت

از این به بعد از خونه بيرون نرو، چون خيلي دوست دارم، نمي خوام از دستت بدم،هرجا هستي تورو خدا از ساعت 9 دیرتر نیا  

آخه الان وقت جمع آوري زباله هست

 


عشق چيست؟؟؟؟

سه ثانيه نگاه، سه دقيقه خنده، سه ساعت صفا، سه روز آشنايي، سه هفته وفاداری، سه ماه بيقراری، سه سال انتظار سي سال پشيمانی

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

متن های قشنگ و عاشقانه

 


اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.


كجايي اي رفيق نيمه راهم
كه من در چاه شبهاي سياهم
نمي بخشد كسي جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم كز خدا هم


اين روزها که از همه سايه ها و آدمهاي رنگي دلم به درد آمده است تنها به پنجره اي که عطر آرامش تو را مي پراکند چشم دوخته ام


اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.


ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟؟؟ رفتی ؟ بسوز ، اینهمه آتش سزای توست


زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي


آن كوچه ي پر ز ماجرا يادت هست؟
و بازي گرگم به هوا يادت هست؟

باران كه گرفت هر دومان خيس شديم
مانند گل و پرنده ها يادت هست؟
روزي كه تو را باز صدا زد مادر
گفتي:‹‹نمي آيم به خدا ››يادت هست؟
در بازي گرگم به هوا مادر برد
از من كه تو را كرد جدا يادت هست؟
آن روز گذشت و بهاري ديگر
نگذاشت به باغ ما پا يادت هست؟

تو نیستی که ببینی


ازدواج مثل يک شهر حصاز شده است آنهايی که داخل آن هستند ميخواهند بيايند بيرون اما نميتوانند .آنهايی هم که بيرون هستند ميخواهند داخلا شوند اما نميتوانند


در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ... و تنها عشق مرا رها مي کند ... و نور آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ... پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم .... مرا به طلوعي ديگر برسان ....


چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است


با قلاب ثروت هرگز نمیتوان ماهی عشق را صید کرد


پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم


دفتر خاطرات زندگي

زندگی دفتری از خاطر هست. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم


عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی


سه کبريت روشن ميکنم اولی براي ديدنه چشمانت دومی براي ديدن لبانت سومی براي ديدن صورتت بعد تاريکی، تا هر چه ديده ام به ياد بياورم


وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم


دستت رو بزار روي قلبت، اين ساعته عمرته كه داره تيك تيك مي كنه، جالبه، هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرد


امشب خدا تو آسمون يه مهموني بزرگ ترتيب داده اما هنوز جشن شروع نشده چون يكي از فرشته ها اوون پايين داره آف من رو مي خونه


می خوام به کسی که خودش می دونه کیه بگم:

دوستت دارم! با تمام نا مهربونیات

با تمام....بازم دوستت دارم


عاشق ان نيست که در کنارت باشد ، عاشق ان است که وفادارت باشد


رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن


يک آرزو : فراموشم نکن !
يک دروغ : تو رو دوست ندارم !
يک حقيقت : دلم برايت تنگ شده است!


نه زبانم براي تعريف تو توانايي دارد
نه چشمهايم توان براي ديدنت دارد
نه دستهايم براي لمس کردنت تاب دارد
نه بازوهايم براي به آغوش کشيدنت دراز ميشود .
و نه عمري باقي ميماند تا تو را باز پيدايت کنم !
يک نصيحت : مواظب خودت باش !
يک خواهش : اصلاً عوض نشو !


نام :گمنام/ شهرت:سرگردان/ محل صدور:دنيايي فرامش شده/ شماره شناسنامه:بي مفهوم/ محل تولد:محراب غم/ نام مادر:فرشته غم / نام پدر:کوه رنج/ جرمم: به دنيا امدن/ محکوميت:زندگي کردن/ زمان رهايي:مرگ/ و قاتل:جدايي<潀ʺꭜׇ춬瘡汀ո⫀ո>


باز یکی با غصه هاش داره آواز میخونه
وقتی غم تو دل باشه دیگه مردن آسونه
قامتش خم شده از کوله سیاه غم
چی میخواد تو روزگار جز خدا کی میدونه
کیه این مرد غریب مثل من پریشونه
میدونه همین شبو توی دنیا مهمونه


رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن




_____*#######*
___
*##########*
__
*##############
__
################
_##################_________
*###### ##
_##################_______
*###########
__##################_____
*#############
___#################*__
###############*
____
#################################*
______############ dels00khte
############
_______
#############################
________
###########################
__________###www.send2all.persianblog.com
###
___________
*#####################
____________
*##################
_____________
*###############
_______________
#############
________________
##########
________________
*#######*
_________________
######
__________________
####
__________________
###
___________________#



گفتی شتاب رفتن من از برای توست ،آهسته تر برو که دلم زیر پای توست!


".... دیوانگی‌ات را جشن بگیر!... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید.


 

هميشه چند عنصــر آسمــانــی به يادم می آورند که:
زندگی ديگری هم وجود دارد که در آن همه چيز می تواند واقعـــی و نه کتابی باشد و
در عيـن حال پر متـانت و ملکــوتــی تر


هر چی فکر کردم دیدم هیچی بهتر از دوست داشتن نیست چون همیشه در دوست داشتن منطقی حاکم است که انسان براحتی به ارزش والائی میرسه.
پس ارزو میکنم که دوست داشتنت زیبا و بی ریا باشد و همیشه بتونی دوست بداری


خوب در يادم هست
آسمان آبی بود
باد سردی به تماشا می شد
برگ زردی رقصيدن گرفت
او از آن کوچه گذشت
دل من باز گرفت



_________@@@@@@@@
________
@@@________@@_____@@@@@@@

________
@@___________@@__@@@______@@

________
@@____________@@@__________@@

__________
@@________________________@@

____
@@@@@@______@@@@@___________@@

__
@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@

__
@@____________@@@@@@@@@_______@@

_
@@____________@@@@@@@@@@_____@@

_
@@____________@@@@@@@@@___@@@

_
@@@___________@@@@@@@______@@

__
@@@@__________@@@@@________@@

____
@@@@@@_______________________@@

_________
@@_________________________@@

________
@@___________@@___________@@

________
@@@________@@@@@@@@@@@

_________
@@@_____@@@_@@@@@@@

_________
_@@@@@@@

___________
@@@@@_@

___________________
_@

____________________
@

_____________________
@

______________________
@

______________________
@____@@@

______________
@@@@__@__@_____@

_____________
@_______@@@___@@

_______________
_@@@____@__@@
_______________________
@

______________________
@

_____________________
@



و خدا ما را در بين اين همه کره کهکشانی قرار داد در حالی که در آنها هيچ جانی وجود ندارد من وتو محصول دنيايی هستيم که برای خودش معجزه ای است



 

این هم جوک ها و آف های قشنگ برای دوستان عزیز

 



دختره ميره پيش آخونده ميگه حاج آقا من اگه دوست پسرم رو بوس كنم چي ميشه؟ يارو ميگه ميري جهنم! دختره ميگه اگه شما رو ببوسم چي؟ آحونده ميگه : اي شيطون ميخواي بري بهشت؟


زن از سوسک مي ترسه ، سوسک از موش مي ترسه موش از گربه مي ترسه ، گربه از سگ مي ترسه سگ از مرد مي ترسه ، مرد هم از زن مي ترسه


به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش


اگر فكر مي كني كسي دوستت نداره .... اگه فكر مي كني زشت هستي .... اگه فكر مي كني همه از تو متنفرن .... خوب حق داري


ماه به خورشيد ميگه اين آدمها چه بي جنبه اند، خودشون هر شب مي افتند رو هم ماچيزي ، نميگيم،ولي ما سالي يكبار كه رو هم مي افتيم همه با دوربين نگاهمون ميكنند


يه قزوينيه توي صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، يه كم زودتر از بقيه بلند ميشه، يه دفعه با هيجان ميگه: خدايا، به خاطر اين دو ركعت نماز، من مستحق اينه همه نعمت نيستم


ترکه میگن عرق خوری رو از کجا شروع کردی میگه از زیر بغل زنم 


ترکه 50 تومنی چاپ میکنه میریزن میگیرنش چون همه داشتن قنوت میخوندن یکی رفته بوده رکوع


گوسفنده نخ میخوره تسبیح میده بیرون


ترکه بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه


لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این جدول بعد از 2 سال حلش کردم. دوستش میگه زیاد نیست 2 سال؟ میگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال


ترکه تو ماشینش بنزین سوپر میریزه، ترمز دستیش نمیخوابه


آخرین بیلبورد های تبلیغاتی شهر رشت:
مادرم دو پدر کافیست


پیرزنه میره قرص اکس میخوره ، میگه : من ترانه 15 سال دارم

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
خيلي دوست دارم
   عاشقتم  
  همينم يه ديوونه
از خدا فقط تو رو ميخوام
  ميدوني حرفم همينه
مثل اينكه توبودي گمشده ام  
 حالا ديگه پيدات كردم
دلم ديگه مال تو
  اينو رو قلبم حك كردم
ميخوام بگم از وقتي صداتوشنيدم عاشقت بودم
ولي نميتونستم اينو بگم آخه خيلي خجالتي بودم
ولي حالا ميخوام داد بزنم منم يه عاشق ديوونه
ميخوام ببرمت يه جايي كه  عشق هميشه تو سينه بمونه
نذار اين دل من بشكنه كه ديگه راضي نميشه
ولي بايد راضيش كنم آخه زندگي بي تونميشه
ميخوام بگم خيلي خوبي   مهربوني توقلبت جا كرده
همين مهربونيات تو قلبم جاي تو رو وا كرده
تو هم بگو كه با مني تا هر وقت كه ميتوني
زل بزنم تو چشاتو بگم نازنين تو هموني
با هم ديگه بشيم يه ليلي و مجنون ديگه
بمونيم با هم تا وقتي خون تو رگامونه
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
به نام خدایی که غفور است و رحیم                               زندگی بی تو عذابی است وخیم

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من                                     ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من

                                        تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

                                                       می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم هست   ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .

پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

بنابراین:

              هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.

ای عشق من ، ای عزیزترینم:

                چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .     

 پس:    

        برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.

بنابراین:

           قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :

 

                                 عاشقانه دوستت بدارم .

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
ترکه رشتش دامپروری بوده-روش نمی شده به کسی بگه. یکی ازش میپرسه رشته ات چیه؟ میگه: دامپیوتر...گرایش پشم افزار

ترکه داشته شوی حبیب نگاه میکرده-جو می گیردش...میاد تو کوچه و میزنه زیر آواز که: من ترک تنهای شبم - مهر الاغی بر لبم !!!

به ترکه میگن ساعت چنده؟ بلد نبوده ..میگه : بدو بدو دیرت شده

به ترکه میگن کامپیوتر چقدر بلدی؟ میگه تاحدودی...! میگن خب روشنش کن ببینیم- میگه البته نه در این حد

تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

به ترکه میگن با آجر جمله بساز-میگه با آجر که جمله نیسازن...ایلده خونه میسازن

تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش

تركه پاهاش خواب ميره، پتو روش مي‌كشه

تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو

ترکه یه هزاری میندازه تو صندوق صدقات...تا شب هر کی میاد صدقه بده میگه برو داداش من حساب کردم

تركه ميره كولر بخره، فروشنده ميگه: آبي باشه؟ تركه ميگه: اگه گرمزشو دارين بدين! ...

تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!

تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه

به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!

1-یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
- تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!

آخر خریت رو توی جوک زیر ببینید

به ترکه میگن جسم شفاف رو تعریف کن-میگه جسم شفاف جسمی است که از این طرفش بشه اون طرفش رو ببینی.میگن: آفرین! یه مثال بزن...میگه: نردبون

ترکه داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه مینویسه: سوسک کش جدید رسید! بعد از یک مدت یکی میاد میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. ترکه میگه: این دارو تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت تو هر چشمش دو قطره ازاین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا مي‌کشیمشون! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ایلده از اون راهم میشِه!

تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه ...

از ترکه میپرسن این خیابون کجا میره؟ میگه ایلده من چهل ساله اینجام...ندیدم جایی بره

ترکه داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش . به الاغه ميگه تو کي هستي افتادي دنبالم ؟
الاغه ميگه : هاااااااا ! من وجدانت بيدم

تركه مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟
ميگه داشتم شير مي‌خوردم.
مي‌گن اِ؟ شيرش فاسد بود؟
مي‌گه نه بابا. گاوه يهو نشست

به ترکه میگن: شکسپیر خوندی؟ میگه نه...کی نوشتنش

تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟دكتره مي گه: نفر بعد!

به ترکه ميگن چرا در خونت نوشتي WC؟
ميگه اين مخفف welcome هست ...

به ترکه مي گن از چه تيم فوتبالي خوشت مياد ؟
ميگه : قربون جدش برم! آ سد ميلان

به تركه ميگن: سه تا فوتباليست نام ببر. ميگه: علي دايي، علي كريمي، فرار مهدوي كيا

تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين
وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه

يه يارو مسته هي ميرفته رستوران 2 تامشروب سفارش مي داده گارسون ازش میپرسه: چرا همش 2تا 2 تا سفارش ميدي ؟ميگه يكي واسه خودم يكي واسه دوستم تو شهرستان .بعد از مدتي ديگه همش يكي يكي سفارش مي داده گارسون دوباره مشكوك ميشه ازش مي پرسه :واسه دوستتون اتفاقي افتاده كه يكي سفارش ميدين؟ ميگه نه.....ایلده من خودم ترك كردم

به تركه ميگن يه واحد كوچيك‌تر از مثقال نام ببر. ميگه چس مثقال!

تركه جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره!

تركه قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!

- جون ميده با یه تهرانی بريم ماهي‌گيري!
- اگه گفتی چرا
آخه هيچكس به اندازه یه تهرانی كرم نداره!

عزراييل ميره سراغ تركه. تركه خودش رو ميزنه به مردن!

به تركه ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!

تركه رو مي‌برن زير سوال، له ميشه!

شب چهارشنبه سوري مي‌بينن تركا بيشترين آسيب رو داشتن. يه آمار مي‌گيرن مي‌فهمن كه اونا آتيش رو بغل ديوار درست مي‌كردن بعد از روش مي‌پريدن!

زن تركه حامله بوده و براي تشخيص جنسيت بچش ميره سونوگرافي. زنه با دكتره ميرن توي اتاق و بعد نيم‌ساعت دكتره مياد بيرون ميگه آقا مژده بچه شما دختره. تركه ميگه آخي، ...آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!

يه تركه بلال مي‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !

به تركه ميگن يه جمله بساز كه توش آب باشه. ميگه لوله!

يه روز يه عربی به اسم جاسم توي عروسی يهو با صداي بلند مي‌گوزه.اخلاصه از اون به عد معروف میشه به: جاسم گوزو.... اينقدر خجالت مي‌كشه كه از خدا مي‌خواد بكشدش و مثل اصحاب كهف سيصد سال بعد زندش كنه! خدا هم همين كار رو مي‌كنه. وقتي طرف بعد سيصد سال زنده ميشه ميره بازار كه نون بگيره. وقتي پول رو به نانوا ميده، يارو بهش ميگه اين رو از كجا آوردي؟ ميگه چطور مگه؟ نانواهه ميگه آخه اين سكه مال عهد جاسم گوزويه، خيلي قيمتيه!

تركه از آخونده مي‌پرسه با كفش هم ميشه نماز خوند؟ آخونده ميگه نه برادر، نميشه. تركه ميگه ولي من خوندم، ديدي دروغ گفتي؟!

تركه ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه كت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شكست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نميخواد بدوزي، پارچه رو بده برم دنبال کارم

اصفهونيه اكس مي‌زنه. تو تاكسي پول دو نفر رو حساب مي‌كنه

ترکه زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی میگه البرادعیه؟ یارو میگه آره. میگه دکتر البرادعیه؟ یارو میگه آره. ترکه میگه تو اگه دکتری پس چرا تو آژانس کار می کنی؟!

تركه بعد از 2 سال چيدن يك پازل رو تموم ميكنه. بهش ميگن: چرا اينقدر طول دادي؟ ميگه: نه، اتفاقا خوب تموم كردم، روش نوشته بود 3 تا 5 سال

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه

به تركه گفتن با شاش جمله بساز گفت با اكبر و داداشاش رفتيم سينما گفتن بابا منظور جيشه گفت خوب آبجيش هم بود

یه روز یه مورچه با یه فیل ازدواج می کنن دو روز بعد فیله میمیره .مورچه برمیگرده میگه: دو روز زندگی کردیم حالا یه عمر باید قبر بکنم

این جوک واقعی است
از تهرانیه ميپرسند: احمقترين خواننده كيه !؟ ميگه حبيب ! ميگن آخه چرا !!!؟
ميگه بابا اين مرتيكه خر داره گيتار ميزنه هي ميگه صداي دهل مياد !!!

به یک آخونده میگن، شما از خودت کون گشاد تر دیدی تاحالا؟ میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا!

یک برادر بسیجی با یک لات داشتند دعوا میکردند، برادر بسیجی به یارو میگه برو مرتیکه نذار دستم روت بلند شه،....... لاته بر میگرده میگه جنابعالی سگ کی باشی؟ من بچه امام حسینم، .میزنم همینجا لهت میکنم! برادر بسیجی که تحت تاثیر قرار گرفته بود گفت، ای وای خدا من رو ببخشه، علی اکبری یا علی اصغر؟ من فدایت شوم

یه کُرده و يه اصفهانيه و يه تركه داشتن كنار خيابون ميشاشيدن. يه دفعه نيرو انتظامي ميرسه، به کُرده ميگن: مرتيكه! داري چي كار ميكني؟! ميگه: دارم مرگ بر شاه مينويسم. ميگن خوب اشكال نداره. به اصفهانيه ميگن: تو داري چه غلطي مي‌كني؟! ‌ميگه دارم مينويسم: استقلال آزادي جمهوري اسلامي! بازم مي‌گن خوب اشكالي نداره. نوبت به تركه ميرسه، هول ميشه نميدونسته چي بگه، ‌ميگه: آقا والله من سواد ندارم، بيا خودت هر چي ميخواي بنويس!

به ترکه ميگن شيري يا روباه ؟ميگه مگه خر چشه!

لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره کف میکنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بيد... كاش بوات مرده بيد... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!

تركه به رحمت خدا يك دونه مو هم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!

ترکه و لره و تهرانیه رفته بودن دزدی.یکهو صاحب خونه میاد. اون سه تا ميرن تو گوني قایم میشن . مرده مياد يه لگد ميزنه به گوني اول . تهرانیه صداي گردو در مياره . به دومي ميزنه ...لره صداي نون خشک ميده . به سومي که ترکه توش بوده ميزنه . صدايي نمياد . دوباره ميزنه
بازم صدا نميده . چند بار ديگه ميزنه . ترکه شاکي ميشه مياد بيرون ميگه : کره خر ، آرده ، آرد صدا نداره!

تركه توي كوپه قطار به سمت مشهد مي‌رفته، به روبروييش ميگه: به سلامتي از مشهد بر مي‌گرديد؟

مورچه هه می ره جلوی آينه و می گه: سياه نرمه نرمه، های سياه نر مه نرمه!

ترکه داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستی زن بگيری، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

به تركه آب ميدن جاي مشروب، مست ميكنه و عربده مي‌كشه! ميگن: بابا جون اوني كه خوردي آب بود، ميگه: ديگه دير گفتيد، منو گرفته!

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو ی تخته پرش

تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!

گضنفر رفت پیش چشم پزشک.تا وارد شد دکتر گفت: آه آه آه...چقدر چشمات سرخ شده؟..گضنفر پرسید: ببینم دکتر...درد هم میکنه؟


تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ تركه ميگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
رفيق ترکه براش نامه مي فرسته که : اينجا توي تهران پول ريخته رو زمين فقط بايد بيايي جمع کني-خيلي اوضاع خوبه!...خلاصه ترکه هم ميزنه ميره تهران.وقتي مياد تهران همون جا توي ترمينال يه دويست توماني ميبينه که روي زمين افتاده.....يه خورده نگاه پوله مي کنه...بعد ميگه: ولش کن الان خسته ام از فردا شروع به کار مي کنم

عربه ميخواسته بخوابه ولي تا چشماش رو مي بسته يه مگس زير گوشش وزوز ميکرده-اونم براي گرفتن حال مگسه خودشو به خواب مي زنه و مگسه رو ميگيره: بعدش دو ساعت براي مگسه لالايي ميخونه تا خوابش ببره: همين که مگسه مياد بخوابه با صداي بلند ميگه : وروز...وزوز...وزوز

این جوک واقعی است
یه دسته ترک رفته بودن دفتر ازدواج واسه ثبت عروسی - - - ولی بجای عروسی رئیس دفتر ثبت ازدواج را به حد کشت زده بودند و همه جا را داغون کرده بودند- - -بعد از اومدن پلیس معلوم شد که شناسنامه عروس و داماد عکس نداشته !!!!!! و هر چی اون حاج آقای بد بخت اصرار می کرده که بابا بدون عکس نمی شه به خرجشون نمی رفته

یه لوره میاد تهران ، میبینه همه آستین کوتاه پوشیدن .
میگه : اِ ، پس اینا دماقشونو با چی پاک میکنن

مشتريه به گضنفر ميگه: اين چه معنی ميده؟ يه مگس ته فنجون منه گضنفر: من از کجا بدونم. من که فالگير نيستم..

ترکه میره کفاشی ، میگه : ببخشید آقا این تارها چند قیمته ؟فروشنده میگه : آقا اینجا کفاشیه اشتباه اومدین ، ترکه میگه : ای بابا ، از وقتی که عینکم رو گم کردم همه چیزو تار میبینم

بسیجیه ميره تو مسابقات المپيک شرکت کنه ازش ميپرسن به چه مقامي فکر ميکني؟ ميگه به مقام معظم رهبري!

يه روز غضنفر ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره...بعدش ۵ تا.... ۱۰ تا........ ۱۵ تا. گارسونه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟غضنفر ميگه : راست میگی ایلده قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره

تركه ميره نون بربري ميخره از جلوي نونوايي لواشي رد ميشه ميبينه نونا دارن ميچرخن دست مي كنه تو جيبش 25 تومن درمياره ميگه:اقا اينو بگير نون منم سوار چرخو فلك كن !

تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!!!

ترکه ميخواسته دور کمرش رو اندازه بگيره... خط کش رو ميکنه تو نافش... ضرب در 3.14 ميکنه

به ترکه میگن سفر حج چطور بود ؟ میگه والا همه چی خوب بود ولی نمی دونم چرا مردم یکدفعه تا منو دیدن نفری هفت تا سنگ زدن تو سرم...

به ترکه میگن در روز چند تا نون میخوری .میگه : صبح ۷ تا لواش . ظهر ۷ تا سنگگ . بعد از ظهر
۱۰ تا دونه هم تافتون . شب هم ۹ تا دیگه لواش . ملت کف میکنن چطوری این همه میخوره . بهش
میگن پس بربری چی ؟ ترکه میگه :ایلده پس خیال کردی این نون ها رو با چی میخورم

یه روز یه ترکه رو برق میگیره ، ننش میگه اکبر ولش نکن ...این همینیه که باباتو کشت!!!

ترکه ۱۰۰ تا بليط اتوبوس ميخره ميده به راننده ميگه: آقا دربست!

معتاده به دوستش میگه : شالی چند بار میری دشتشویی؟ دوستش میگه: یه دونه بهار-یه دونه تابشتون-یه دونه پاییز-یه دونه هم زمشتون ! معتاد اولی میگه: بابا خب بگو اشهال داری دیگه

می دونی چرا دخترها به میز ارایش می گن میز توالت؟؟؟؟؟؟؟؟چون می شینن جلوش و می رینن به قیافشون

به ترکه می گن از مسافرت چی اوردی؟ می گه: تشریف

ترکه ميرسه به يه تيمسار ميگه آقا شما سربازيد ؟ تيمسار که ميبينه اين خره ميگه آره... بعد ترکه ميگه: پس گه ميخوري لباس تيمساري ميکني تنت

ترکه چهار شنبه میاد میگه: برای غافلگیر کردن اموات...صلوات

تهرانیه پسرش رو نصیحت می کرد که پسر جون زن بگیر.آخه وقتی شب خسته از سر کار می یای لازمه یکی تو خونه باشه برینه تو حالت

می دونین تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیست؟ ........ اولی اشغال جمع می کند دومی اشغال پخش می کند

به ترکه مي گن با كيشميش يه جمله بساز مي گه: من عموشم تو کیش میشی

به نیت 124000تا پیامبر صلوات بفرست و این اس ام اس رو برای 124000نفر بفرست .انشاالله تا اخر این ماه خبر خوشی از طرف مخابرات بهت می رسه

یه بنده خدایی 15 سال به یه مورچه یاد می ده با چوب غذا بخوره -بعدش مورچه رو می یاره تو میدون که به مردم نشون بده .همه دور تا دور وایساده بودن نگاه می کردن از قضا یه ترکه از اونجا رد می شه می بینه همه عقب وایسادن و مورچه هم وسطه.... می ره با پا مورچه رو له می کنه می گه: آخه مورچم ترس داره؟

ترکه رفته بوده دزدی... چون چیزی واسه دزدی پیدا نمی کنه... مشقای بچه صاحب خونه رو خط می زنه

لره سوار هواپیما بود مهماندار می گه کمربند ها رو ببندید .کرده می گه :مال من کش داره بازم ببندم

به تركه مي گن دگرگوني يعني چه ؟
مي گه يعني اين گوني نه . يك گوني ديگه

غضتفر رو میخواستن رئیس سازمان حفاظت اطلاعات کنند.خلاصه بهش یه سری از اسرار مهم مملکت رو میگن تا ببینن چقدر میتونه بروز نده.: تهدیدش میکنن حرف نمیزنه-کتکش میزنن باز هم حرف نمیزنه- زن و بچش رو شکنجه می کنن بازم هیچی نمی گه...دیگه می بینن که خیلی کارش درسته-واسه اطمینان یه ماه هم میندازنش تو انفرادی و رفتارش رو زیر نظر می گیرن تا ببینهن اگر باز هم دوام آورد رئیسش کنند.... تو انفرادی می بینن که هی میزنه تو سر خودش و میگه: من احمق چرا هیچی یادم نمیاد-اه

به لره ميگن:تو لری؟ميگه نه!ميگن ترکی؟ميگه نه نه نه همون لرم

به ترکه ميگن برو روزنامه بخر، ميره با يه پاره آجر برميگرده
ميپرسن این چیه؟، ميگه: رفتم روزنامه
فروشي پول دادم روزنامه فروشه گفت همون رويي رو ور دار ببر

به دلیل بالارفتن سکه فردا روز جهانی به اجرا گذاشتن مهریه است .یادتون باشه که دیه ارزانتر از مهریه است

ترکه از رفیقش سوال می کنه نامزدت چه شکلیه؟ دوستش می گه: مثل اسب نجیب.مثل پلنگ مهربون. مثل شیر قوی .مثل عقاب تیزبین .ترکه یه کم فکر می کنه...بعد میگه: ایلده حالا کی بریم باغ وحش ببینیمش

ترکه میخواسته اطلاعیه بده میگه : هموطنانی که قصد عبور ازراههای برفگیر اردبیل را دارند اگر زنجیر به همراه ندارند سینه بزنند

بسیجیه اکس می خوره می ره نماز بخونه می گه: ربنا آتنا فد.......د.......د..........د........دنیا دیگه مث تو نداره ........

بسیجیه داشته به آسمون نگاه می کرده می بینه ستاره ها دارن چشمک می زنن سرشو می ندازه پایین و میگه: استغفرا.....

رشتیه میره خونشون چراغ و روشن میکنه میبینه یه مرد غریبه پیش زنشه
دوباره چراغ و خاموش می کنه میگه؟جواب ابلهان خاموشیست

یک روش دفع انگل: 3روز چای و بیسکویت می خورید -روز 4 فقط بیسکویت می خورید... کرمه می یاد بیرون می گه: پس بیسکویت کو؟

به ترکه ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه . ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي

ترکه با خودش خودکار میبره حموم ازش میپرسن برای چی می بری؟ میگه ایلده هر جای تنم رو که شستم علامت می زنم تا یادم نره
لره تلویزیون می خره -فرداش کنترلشو می بره پس می ده. می گه: آقا این ماشین حسابه توش بود.... به ما حروم خوری نیومده

ترکه با گور خر مسابقه (دو) ميگذارن گورخر برنده مي شه
ترکه مي گه:حيف که شلوار ورزشي نپوشيدم وگرنه برنده مي شدم

می د ونی فرق اموزگار با روزگار چیه؟ اموزگار اول درس می ده بعد امتحان می گیره .ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد درس می ده

وقتی یک سگ برای خور خور کردن.یک گربه برای بیرون موندن .یک طوطی برای قسم خوردن . ویک راسو برای چسیدن داشته باشی دیگه نیازی به زن نداری!!!

کوچولو کجایی؟ نیستی؟ شنیدم اون بالا بالاها داری با تنهاییت حال می کنی! اگه زحمتت نیست 2تا فقط 2تا نارگیل واسه من بنداز پایین

سلام خوبی؟ یه لطفی به من می کنی؟ یه عکس تمام قد از خودت بگیر برام بفرست؟؟ باشه؟ اخه می خوام پاسور بازی کنم جوکر گم شده .ممنونم
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
يه تهراني ميره مکه پرده کعبه رو ميگيره توبه ميکنه که خدا من توبه ميکنم ديگه براي ترک ها جوک نمي سازم من رو ببخش بعد از اون ور يه ترکه مياد ميگه ببخشيد آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهراني رو می کنه به کعبه می گه: خدا ببين خودش گير ميده

یه اصفهاني خسيس موز میخوره. پوستش رو میذاره لای دفتر خاطرات

يِه تركه می ره رستوران... به گارسون میگه آقا غذای امروزتون چیه؟
گارسون میگه کاستوبیلوتانیماندانوف با لیمو.....
تركه میگه کاستوبیلوتانیماندانوف با چی؟؟؟؟

ترکه سوار سمند میشه. صدای زن میاد : درب خودرو باز است... ترکه درو می بنده -میگه بستم!! حالا هرجا قایم شدی بیا بیرون جیگر!!!

یه تركه یه چک سفید امضا پیدا میکنه...
با خودش فکر میکنه.. میگه خوب یه مبلغ زیاد مینویسم و پولش میکنم..
وقتی میره بانک تا چک رو نشون میده میگیرنش.....
آخه نوشته بوده "" خدا تومان
""

چوپان دروغگو مي ميره ، شب اول قبر ازش مي پرسنذ تو كي هستي مي گه منم دهقان فداكار

تركه داشته توي خيابان راه ميرفته كه يكي از راه ميرسه
محكم ميزنه توي گوشش
تركه بر ميگرده به طرف ميگه شوخي بود يا جدي؟
طرف جواب ميده خيلي هم جدي بود
تركه ميگه خوب شد چون من اصلا با كسي شوخي ندارم

شنيديد واحد پول ايران عوض شده؟
هر ۵۰۰۰۰ تومان يه كروبي

به غضنفر میگن اگه اب نبود چی میشد؟
میگه اونوقت شنا یاد نمی گرفتیم بعد غرق میشدیم.

دکتر بعد از معاینه بهش میگه چند روزی باید جوجه کباب بخوری تا تقویت بشی !
تركه میگه : آقای دکتر جوجه کبابو قبل از غذا بخورم یا بعد از غذا ؟ ؟ ؟ !!!!!!!!

سفره دل یارو رو باز ميکنن ميبينن توش نون و پيازه

سه تا ترکه با هم میرن مهمونی، توی مهمونی دوتاشون حسابی میرقصیدند و نفر سوم هم نشسته بوده یه گوشه و هی میگفته: زرد، قرمز، آبی... زرد، قرمز، آبی... بهش میگن: تو چرا نمیرقصی؟ میگه: آخه من رقص نورم

ترکه شب يه جيرجيرک پيدا ميکنه، تا صبح روغن‌کاريش ميکنه!

تركه ه با دوست دخترش ميره كافي شاپ ،
گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟
دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً .
تركه هم با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين

یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون -میگن تو اینجا چکار می کنی؟؟ میگه من جایزشم!!!

یه تركه توی مانور شرکت میکنه.
از هواپیما می پره پایین. چترش باز نمی شه
میگه خوب خدا رو شکر که مانوره.

خبر فوري: ميرزاپور براي بازی در فيلم[چند ميگيری برينی] انتخاب شد -علی دایی هم در اين فيلم نقشه جنازه را ايفا مي كند

یه ترك به یه ترك ديگه میگه چند سالته؟
ترك اول میگه 227
دومي- 227 ؟؟؟؟!!!
ترك اول – خوب اخه جدیدا یه 2 به اولش اضافه شده
- –آخه احمق جون اون که فقط ماله تهرانه

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا مي‏كرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي

به ترکه ميگن حموم چند بخشه ؟
ميگه دو بخش : زنونه ، مردونه

روز قيامت ميشه -خدا می گه همه حيوونا چون عقل نداشتن برن بهشت. ترکه سرشو ميندازه پايين قاطی حيوونا ميره .جلوشو می گيرن ميگن کجا تو آدمی! ترکه می گه اون دنيا که بود خر بوديم اين دنيا آدم شديم

پیرزنه قرص X میخوره میشه پیرکس!

يک روز يک آبادانی با عينک دودي مي رود لب دريا و مي گويد چقدر نوشابه
دنيا بر و بچز آبادان


یه تركه میره با پژو 206 مسافرکشی 4 نفر رو سوار میکنه بعدش خیلی تند میره .
اولی میگه آقا خیلی داری تند میری .
تركه میگه تا حالا 206 داشتی ؟
طرف میگه نه .
میگه : پس خفه شو .
همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم همین جواب رو میده .
چهارمین نفر میگه آقا خیلی تند میری .
میگه تا حالا 206 داشتی .
میگه : آره .
تركه میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه!!!!! .

ترکه تو توالت غش می کنه وقتی به هوش میاد میگه : من کیم... اینجا کجاست... کی منو ریده؟!!!

مارمولکه ميره مشهد می شه مش مول، می برنش سربازی

يه تركه كدوتنبل مي خره مي ذارتش كلاس تقويتي

به تركه ميگن با اداره جمله بساز
ميگه:اداره بارون مي باره

به آخونده می گن حاجی جونا عرق می خورن ؛ مست می کنن قمار بازی می کنن .... حکم چیست ؟؟؟؟؟ آخونده می گه خشت

جشنواره فيلم فجر در اصفهان: - دو نفر با يك تخم مرغ ! - تا حالا موز خوردي؟ ! - 10 نفر زير يك چتر ! - من هوشنگ 15 تومان دارم ! - ديشب باز هم پيتزا خوردم

جشنواره فيلم فجر در قم:آخوندي با کفشهاي کتاني -ابا قرمزي-امامه اي براي دو نفر -صيغه شدگان-من شيخ حسن 15 سال دارم


یه تركه كلاس زبان ميرفته بهش خبر ميدن بابات مرده
ميگه : oh.... shet

یه بار یه - تركه میره دستشویی و در میزنه.
یه عربه از داخل میگه: اهم...
تركه می‌گه: حالا اسمت چیه؟
عربه میگه: محمد حسن خلیل.
تركه می‌گه: ای پدرسوخته‌ها، سه تایی رفتین توالت
دعاي دختران دم بخت:ربنا آتنا في دنيا زوجه جميلا.. قدش طويلا.. ثروته کثيرا...ماشينا پرشيا...موبايلا نوکيا

به ترکه میگن اگه تو دریا کوسه ماهی بزنه دنبالت چکار می کنی؟؟ میگه میرم بالای درخت!! میگن آخه اونجا که درخت نیست... داد میزنه میگه: مجبورم... می فهمی؟؟ مجبورم!!!
نوع ديگه از همين جوك:
افتادم توی دریا... می خواستم با شنا خودم رو نجات بدم.. که یهو یه کوسه افتاد دنبال من....
من بدو ..کوسه بدو.... من بدو ..کوسه بدو... یهو.. از یه درخت رفتم ...
بهش می گن آخه توی دریا که درخت نیست....!!!
میگه ..چرا نمی فهمی..مجبورم بودم

خبرنگار از برانکو ميپرسه: آقاي برانکو تاکتيکتون چي بود که تو جام جهاني اينقدر خوش درخشيد؟ ...... تاکتيکمون؟!! .... حميييييد

به اشتیاق اولین دانه برف . به تحمل اخرین برگ پاییزی . به گرمای تن خورشید و به زیبایی آسمان قسم می خورم که سر کاری!!!

از يه اصفهانیه مي پرسن وقتي سر يخچال ميري چي مي خوري
گفت:كتك

در مسابقه اسب‌دواني، يك تركه صد هزار دلار روي اسب شماره 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد.
مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شماره‌ 28 شرط‏بندي كردي؟
گفت: ديشب خواب ديدم كه دائما جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد.
مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟
گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

به یک مدیر باسابقه مدریت با تسلط به زبانهای فرنج -جرمن-اسپانيش-راشن- وآشنایی کامل به کامپیوتر و برنامه های فتوشاپ برنامه نویسی طراحی وب و..........
جهت کار در يك ساندویجی تبريزي نیازمندیم!!!

احمدی نژاد تو دانشگاه تهران سخنرانی کرده گفته که : ما اسرائیل رو می گیریم ؛ اروپا رو هم می گیریم ؛ آمریکا رو هم می گیریم ؛ یه دانشجو ه بلند شد گفت اگه یکم دیش ماهوره تون رو بچرخونین عرب ست و پي ام سي رو هم می گیری

وقتی باران مي بارد همه چيز زيبا مي شود. گلها،درختان،... همه چيز. . . . ميگما... تو هم برو زيره بارون شايد يه فرجی شد

احمدی نژاد : اگر آمریکا انرژی هسته ای رو از ما بگیره ما هم چند چیزو از چند نفر می گیریم ۱) دریا کنارو از حمیرا ۲)اصفهان رو از معین ۳)وطن رو از داریوش ۴) خلیج فارسو از ابی ۵) آزادی رو از منصور ۶)خدیجه رو از سندی ۷)آمنه رو از اندی ۸) و مهم تر از همه گیتار رو از شماعی زاده

تركه سوار تاكسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. تركه ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب كني؟

--------------------------
سوال تیزهوشان اردبیل :

روز ۱۳ آبان چه روزیست؟؟
الف)22 بهمن
ب)گزينه الف
ج)هيچ كدام
د) همه موارد صحیح می باشد!!!
---------------------------

تف به مرامت عوضی............برنامه امشب سینماهای تهران و حومه...!!!

از تركه میپرسن ۱۲ فروردین چه روزیه؟؟؟ میگه ايلده روزی که میریم جا می گیریم برای ۱۳به در!!!

دنیا رو بدون خانما تصور کن :
بازارها خلوت... پولها اضافه... خیابونا ساکت... شیطون بیکار... مخابرات ورشکسته... همه میرن بهشت!

يه زن و مرد بسيجي با هم عروسي ميكنن ماه عسل ميرن جبهه

به علت شكست تيم ملي ايران از مكزيك، از اين پس نام «ذرت مكزيكي» به «چس فيل تر» تغيير مي‌يابد -انجمن چس فيل پزان آبادان و حومه-(يعني بقيه ايران))

محبوبيات قزوين: 1)محبوبترين خواننده: حامد حاکان 2)محبوبترين مکان:دُکان 3)محبوبترين ماشين: پيکان 4)محبوبترين فوتبالست: اّليور کان 5)محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6)محبوبترين شهر: اردکان 7)محبوبترين حيوان: پليکان 8)محبوبترين محصول شيشه: استکان 9)

فدراسيون آلمان اعلام كرد زمين هاي بازي ايران - مكزيك و ايران - پرتغال تا سه سال نيازبه كود ندارن

انجمن سوسكهاي بدون مرز طي بيانيه اي اقدام توهين آميز روزنامه ايران را محكوم و هر گونه داشتن نسبتي با تركها را تكذيب كردن!

تركه از دانش آموزانش پرسيد : اگر طول اتاقي پنج متر باشد و عرض آن سه متر باشد من چند سالم هست؟!!!! يكي از دانش آموزان گفت : 48 سالتونه. تركه گفت : از كجا فهميدي؟ دانش آموز گفت : از اونجايي كه يك پسرخاله دارم نيمچه خل هست و 24 سال داره. با اين حساب شما 48 سال داريد!!!

از سوي فيفا بهترين تماشاچی مسابقات جام جهاني 2006 انتخاب شد: مردی از خطه‌ی اردبيل >>>>>علی دایی<<<<<!

جورابه مست ميكنه ميگه :عمرا اگه لنگمو پيدا كني .

پلیس به یه تركه میگه : مگه نمی دونی اینجا ماهی گیری ممنوعه؟
تركه میگه : ولی تابلو نزده بیدین که...!!!
پلیسه می گه : نزدیم که نزدیم ... زود از -ی اون آکواریوم بیا پایین....

به تركه مي گن زنت شبيه كي مي مونه ؟مي گه جنيفر لوپز را ديدي برين بهش

تركه ميره پيش دكتر.دكتر: خوب بگو ببينم عزيزم . چته؟ تركه : شما دكتري از من مي پرسي؟

تاكتيك تيم ملي ايران در جام جهاني 2006
11 نفر وارد زمين ميشوند - علي دايي که هيچ - حالا تيم ايران 10 نفره است - نصرتي هم که مهاجم حريف است - تيم شد 9 نفر - يکي هم بايد مواظب نصرتي باشد - حالا شد 8 نفر - از اين 8 نفر کريمي و مهدوي کيا و زندي مصدوم هستند - حالا شد 5 نفر از اين 5 نفر ميرزاپور ور رضايي و گل محمدي کار خودشون رو مي کنند و در واقع ميشاشن به تيم - تيم شد دو نفر که نکونام و تيموريان هستند که وسط زمين سگ دو مي زنند !!!!!!!!!

تست کنکور 85: علي دايي در بازي با مکزيک چه نقشي داشت؟ 1. نخودي 2. بيخودي 3.تماشاگري که مي خواست بازي را از نزديک ببيند 5. هر سه مورد

مي دوني رکورد ريدن در کمترين زمان دست کيه؟..................... ميرزاپور که تو 5 دقيقه ريد رو 70 ميليون آدم!!

كارگردن مشهور سينماي رزمي دربه در به دنبال "حسين كعبي" براي بازي در فيلم بمير فيگو

مي دوني فرق علي دايي با چوب سيفون چيه؟ ...........................زياد به مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن

یه تركه به دوست دخترش میگه اسمت چیه؟
**دختره میگه مستانه
-- مستانه یعنی چی؟
** یعنی شراب ناب..... اسم تو چیه؟
-- جاسم
** جاسم یعنی چی؟
یعنی عرق سگی
به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم

تبليغات کرم موبر : قبل از مصرف : ميرزا کوچک خان بعد از مصرف : ديويد بکهام -مصرف نادرست : رفسنجاني

طبق تفاهم نامه بين وزارت جهاد كشاورزي و سازمان تربيت بدني قرار شد از اين پس كليه زمينهاي ورزشي براي كاشت سيب زميني در اختيار كشاورزان عزيز قرار گيرد در اين تفاهم نامه قيد گرديده از علي دايي نيز به عنوان مترسك در اين اراضي استفاده گردد

جشنواره‌ي جديدترين فيلم هاي هاليوود
1) پت و مت باشرکت ميرزاپور و رحمان رضایی 2)برادران افسانه‌ايي با شرکت برانکو و چلنگر 3)تام و جری با هنرنمايي فيگو و کعبی 4) فيلم پر طرفدار لنگ دراز با شرکت علي دایی

جام جهاني 2244 ، بازي ايران و مکزيک............. ضربه‌ي راه دور مهاجم ايران که با سرعت راهي دروازه‌ي حريف بود با برخورد به تابوت علی دایي به اوت رفت

عابر از يك تروريست پرسيد: آقا ساعت چنده؟ تروريست گفت: نمي‌دونم ولي اين ساختمون روبه‌رويي هر وقت بره روي هوا، ساعت هشت شبه!؟

تركه ميره بانك از حساب خودش چك ميكشه مسوول بانك ميگه پول تو حساب نداري.تركه عصباني ميشه چك و برگشت ميزنه

ترکه با رشتيه دعواش مي‌شه. يه چک مي‌خوابونه زير گوشش! رشتيه هم غيرتي مي‌شه و مي‌گه: «يا پنج تن». بعد ترکه رو بلند مي‌کنه و مي‌کوبه زمين! ترکه پا مي‌شه و مي‌گه: اين خيلي نامرديه! ۶ نفر به يه نفر

تركه ميره مسابقه. بهش ميگن: اون كدوم پيغمبر بود كه كشتي داشت؟ تركه يه كمي فكر مي‌كنه و مي‌بينه عقلش به هيچ‌كجا قد نمي‌ده. مي‌گه: بابا ايلده يه كم كمك كنين. مجري مسابقه هم مياد يه حال اساسي به تركه بده و كلي راهنماييش كنه و مي‌گه: بابا جون اون پيغمبري كه يه كشتي داشت، تموم حيوونا رو هم سوار كرد، فيلمش رو هم تلويزيون نشون داده... يك دفعه تركه مي‌گه: آهان فهميدم... حضرت يوگي و دوستان!

پسر: پدر، کی آنقدر بزرگ می‌شوم که هر کاری دلم خواست انجام دهم؟ پدر: نمی‌دانم پسرم، تا حالا کسی اينقدر عمر نکرده!

يه روز يه ترکه داشته خودش رو مي‌زده! بهش مي‌گن: چرا خودت رو مي‌زني؟ مي‌گه : شما دخالت نکنيد مساله خونوادگي‌يه!؟

يه روز دو تا ترک سوار يه تاکسي مي‌شن. به راننده مي‌گن که يه نوار بذار برامون. راننده هم ميگه که نوارها تو داشبورده. هر کدوم رو که مي‌خواهين خودتون بذارين. يکيشون شروع مي‌کنه به گشتن و خلاصه يه نوار ويديويي در مياره و فشار مي‌ده که بذارتش تو ضبط! رفيقش هم تا مي‌بينه مي‌‌زنه زير گوشش و مي‌گه: احمق! اين مال ضبط تريليه! تو مي‌خواي بذاريش تو ضبط پيکان!

به ترکه میگن تو با چه ارزی از مملکت خارج میشی میگه با عرض معذرت

يك آباداني رفت خون بده براي جبهه. ازش پرسيدند: چند سي‌سي خون مي‌خواهي بدي؟ آباداني يه نگاهي به مردم كرد و گفت: من سي‌سي مي‌سي حاليم نيست. شيلنگ بزن وصل كن به جبهه!؟
دنيا بر و بچز آبادان

از سه تا ترك مي‌پرسند كه كي به دنيا آمديد؟ اولي مي‌گويد: در نيمه اول سال، دومي مي‌گويد: در نيمه دوم سال، سومي مي‌گويد: لابد منهم در وقت اضافه!

تهرانيه توی بخت آزمایی بلیطش برنده می شه.
خوشحال می ره خونه.. میگه خانوم چمدونت رو ببند...
خانوم هم خیلی ذوق میکنه میگه خوب برای جنگل ببندم یا برای دریا ؟
تهراني خر میگه نمی دونم.. فقط زود ببند و از اینجا برو....

معلم: حميد سه‌تا حيوان وحشي نام ببر. حميد: آقا اجازه، شير، پلنگ و بيژن، اينهم جاي گاز گرفتنش!

به یه بچه تركه میگن بنویس 11..
یه 1 مینویسه و روش یه تشدید می ذاره

از يارو ميپرسن عروسيت كي هست ؟؟؟
ميگه : دوشنبه ي اين هفته نه , چهار شنبه ي هفته ي ديگه ...!!!

به تركه ميگن با غضنفر جمله بساز، يارو رو دنبال مي كنه. ميگن: حالا چرا دنبالش مي‌كني؟ مي‌گه: آخه آدم با باباش هم جمله مي‌سازه؟!

مي دونين آروغ چيه؟
يه دسته گوز كه راهشون رو گم كردن

از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟

به يه تهرانيه ميگن از زنت راضي هستي؟ ميگه آره-ميگن چرا؟ ميگه: چون تو شستن ظرفها بهم كمك ميكنه

تركه به يك مردي بر ميخوره .ميگه اگر بگي چه ميوه اي تو دست منه وچند تاست... هر چهار تا سيب رو بهت ميدم

تركه ميره تو يك بار، به بارمَن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز. يارو يك آبجو براش ميريزه، تركه ميگه: به حساب من، يكي هم واسه همه مشتريها بريز! يارو يك دور هم واسه همه ملت ميريزه، تركه ميگه: يك دونه هم واسه خودت بريز. ملت همه كف ميكنن، كه عجب مرامي داره يارو. خلاصه آبجو رو ميخورن، باز تركه ميگه: يك آبجو بريز... بارمنه ميريزه براش... ميگه: يكي هم واسه همه مشتريا... آخرشم يكي هم واسه خودت بريز. به همين منوال 4-5 تا آبجو ميخورن و آخري تركه بلند ميشه تلو تلو خورون بره بيرون. بارمنه ميگه: كجا اخوي... پولش چي شد؟ تركه ميگه: ايلده من پول ندارم كه!! خلاصه ميگيرن تا نفس داره كتكش ميزنن و بعدم با لگد پرتش ميكنند بيرون. دو هفته بعد، باز تركه مياد تو بار، به بارمن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز... يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، يك آبجو براش ميريزه. تركه ميگه: يكي هم به حساب من واسه همه مشتريا بريز... باز بارمنه يكم چپ‌چپ نگاش ميكنه و واسه همه ملت يك آبجو ميريزه. بعد يك مدت از تركه ميپرسه: براي خودم نريزم؟! تركه ميگه: نه بابا... ايلده تو باز بد مستي ميكني، كتك كاري راه ميندازي!

يه تركه داشته آب جوش مي‌ريخته توي باغچه! وقتي مي‌گن چرا اين كارو مي‌كني مي‌گه: آخه چاي كاشتم!

يه روز يه تركه مي‌بينه وسط ميدون يه چيزي ريخته. ميره يه انگشت ميزنه و ميزاره توي دهنش و مي‌گه: مزه قورمه‌سبزي كه نمي‌ده... يه انگشت ديگه مي‌زنه: مزه خورشت قيمه هم كه نمي‌ده... دوباره يه انگشت ديگه مي‌زنه: مزه كوفته هم كه نمي‌ده... خلاصه، نصف قضيه رو هي انگشت، انگشت ميخوره و يه دفعه ميگه: اه اه اه... اينكه عن بود... خوب شد كفشم رو روش نزاشتم!

امام جمعه تبریز فتوا داده قبل از اینکه آب بخورید، 3 بار باید بسم الله بگید، چون توی آب 3 تا جن داره، دو تا اکسیجن و یه دونه هیدروجن

به تركه مي‌گن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه مي‌گه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم!

تركه پيراهن مشكي پوشيده بود. گفتند: خدا بد نده چي شده؟ گفت: انگشت بابام رفته زير تريلي! گفتند: خب اين كه پيراهن مشكي پوشيدن نداره! گفت: آخه انگشت بابام توي دماغش بوده

تركه اومده بود زنشو طلاق بده. بهش گفتند چرا؟ گفت: به خدا از دست اين زن خسته شدم! از همون روز اول، هرچی‌ جلو دستش بود پرت ميچرد به من! بهش گفتند: پس چرا بعد از اين همه سال، الان اومدی طلاقش بدی؟ تركه گفت: آخه كپی اوغلی تازگيها نشونه جيری‌اش بهتر از گبل شده!

از يه تركه ميپرسن: چرا تركها به «ق» ميگن «گ»؟ تركه مي‌گه: اون گبلن گبلن‌ها، گديم گديما ميگفتيم، حالا ديگه نمي‌گيم!

تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟

!يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: ايلده خلبان اسپيكينگ! 603;ينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم ! 607;هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه مي‌گذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: ايلده خلبان اسپيكينگ... مسافران ريپيد افتر مي! اَشهداَن‌لااله‌الله!...


حاج آقاي اولي : من دو ماشين دارم : يك وانت و يك ماكسيما! با وانتم مي رم خريد و با ماكسيما به گردش و مهماني مي رم.
حاج آقاي دومي : چه جالب. اتفاقاً من هم دوتا زن دارم كه با يكي به مكه و سوريه مي روم و با دومي به دبي و پاريس

سه تاعرب سياه پوست يك چراغ جادو پيدامي كنند --غولش ميگه هركدوم يك آرزوبكنيد... اولي ميگه منوسفيدكن ...دومي ميگه منوسفيد كن ...سومي ميگه اين دوتاروسياه كن

ترکه از دختره ميپرسه اسمت چيه؟ دختره ميگه اسمم شراره ولي بچه ها بهم ميگن شراب -بعد ترکه ميخواد کم نياره مگه اسم منم غضنفره- بچه ها بهم ميگن عرق سگي

يه تركه چوب سيگارش خيلي دراز بوده.
بهش ميگن چراچوب سيگارت اينقدربلنده!
ميگه ايلده دكترگفته از سيگار دوري كن

ترکه خواب می بینه داره پلی استیشن بازی می کنه زنشو می کشه میره مرحله ی بعد - از خواب می پره می بینه زنش نشسته جلوش می گه اه سیو (save) نكردم.

به ترکه میگن :چرامشکی پوشيدی؟
میگه: بابام مرده
ميگن:حالاچرااينقدرپيراهنت پاره پارست ؟
ميگه :آخه خدا بيامرز نميگذاشت خاکش کنيم

به یه تركه میگن : تو دوست داری توی چه مسابقه ای شرکت کنی؟؟؟
میگه مسابقه ماست خوری
میگن چرا ؟
میگه آخه تنها مسابقه ایه که ازش رو سفید بیرون میام.

يه روز يه پسره با مامانش اينا می ره خواستگاری بعد چند دقيقه سکوت مامانش می گه ببخشيد کبريت داريد پسرم می خواد سيگار بکشه ........وای آقای داماد سيگاريه ...نه آخه بعد از عرق می چسبه .......وای پس شراب خوارم هست .....نه آخه تو قمار ديشب کلی باخته بود......وای پس داماد قمار بازه .......نه اخه معتاد شده بود ......پس داماد معتاد هم هست .......نه آخه تو زندان دوستاش يادش دادن ......پس زندانم بوده....نه آخه زنش لوش داده بود...

پانصد سال پیش در چنین روزی ترکها سنگ توالت را اختراع کردن و یکصد سال بعد ایرانیها با گذاشتن سوراخی در ته آن - آن را کامل کردند

یه خار میره توی دست یه تركه .....
تركه درش میاره می بینه دستش خون میاد... دوباره خار رو میکنه تو دستش

تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه

ترکه را می خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمرته حرفی درخواستی چیزی نداری ؟ترکه میگه: نه ! میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم. می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟ ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی قاسم خونتون از این بالا پیداست

دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای

به یه تركه یه اره برقی میدن میگن برو 1000 تا درخت ببر.
996 تاش رو می بره .. خسته میشه می شینه..
بهش میکن که بابا پاشو اره رو روشن کن 4 تا دیگش رو هم ببر تموم بشه دیگه...
میگه : اِ اِ اِ .. مگه روشن هم میشه؟؟؟؟؟؟

ترکه واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ تركه (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: طرف تو كوچه شيش متري با تريلي هيجده چرخ اومده بود ميخواست دور بزنه گفتم نميشه گفت: اگه شد چي؟ گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! ! نامرد عجب دستفرموني داشت!

یه دکتره از عربه میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! عربه میگه: ولك خودت گفتی روزی یه قاشق بخور!

تو جاده پليس جلو يه ماشينو ميگيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 100 هزار تومن شدي حالا ميشه بدونم ميخاي باهاش چي كار كني؟ مرد ميگه:ميرم گواهينامه ميگيرم زنش سريع ميگه :جناب سروان اين وقتي مشروب ميخوره پرت و پلا زياد ميگه بچشوون از اوون پشت ميگه بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مياد :از مرز رد شديم يا نه؟

به یه تركه میگن چرا اینقدر تو خری؟
میگه: خواهش میکنم... چشماتون قشنگ میبینه

یه تركه با دوست دخترش داشته توی خیابون با ماشین می رفته.. می بینه جلوتر ایست بازرسی هست.. قبل از ایست بازرسی وای میسه.. به دختره می گه اینجا پیاده شو.. برو اونطرف بازرسی.. وایسا. من که رسیدم بگو مستقیم ونک؟ تا من سوارت کنم...
خلاصه دختره پیاده میشه.. پسره از بازرسی رد میشه. به دختره که می رسه ، دختره به جای اینکه بگه مستقیم ونک.. میگه آقا مستقیم تجریش؟
پسره می گه نه خانوم . شرمنده.. مسیرم نمی خوره....

تركه به بچه اش میگه : گضنفر برو کلاه من رو بیار....
بچه می گه : بابا کلاهت روی سرتونه....
تركه می گه: اِ پس نمی خواد بری بیاری

یه روز 3 تا دراکولا که یکیشون ترك بوده، دور هم بودن..
یکیشون میگه : گشنمونه.. بریم یه آدمی پیدا کنیم بخوریم...
یکیشون پرواز میکنه میره .. بعد از 5 دقیقه بر میگرده.. میبینن دهنش خونیه..
میگن چی شد؟ میگه اون برج رو میبینین؟ رفتم اونجا یه آدم چاق چله پیدا کردم و خوردم..
دومی هم میگه خوب پس من هم میرم... بعد از 10 دقیقه برمیگرده .. میبینن صورتش کامل خونیه...
میگن خوب چی شد؟
میگه من اون برج اولیه نه ، دومیه رو میبینین؟ رفتم اونجا .. 2 تا آدم گنده رو پیدا کردم و خوردم..
دراکولا تركه هم میگه خوب من هم میرم نباید کم بیارم.. ..... میره.. بعد از نیم ساعت میاد..
میبینن که سر تا پاش خونیه.. میگن .. باریکلا.. تو چیکار کردی؟
میگه اون برج اولیه رو میبینین؟
میگن آره ..
میگه دومیه رو هم میبینین؟
میگن آره ..
میگه خوب اون برج سومیه رو هم میبینین؟
میگن آره ..
میگه خوب من اون رو ندیدم

تركه عینکشو دور دستش می چرخونه بعد میزنه به چشمش سرش گیج میره

يكروز يك تركه ميره لب دريا
بعديك نفر ازش مي پرسه مي خوائ چيكار كني
مي گه مي خوام خودكشي كنم
بعد دوباره ازش مي پر سه پس چرا نمئ كني
تركه ميگه مي ترسم آب سرد باشه

جديدترين جمله عاشقانه : انرژي هسته اي من تويي

کلاس جمله سازی-خودتان حدث بزنيد كلاس كجاست....
1-فرشاد : روح غضنفر شاد
2-فرناز : غضنفر ناز نكن
3-ياماها : -بلاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4-عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5-لوبيا : كوچولو بيا
6-نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7-ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8-جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9-لجن : ۴ ساله بابام با عموم اينا لجن
10-كيبورد : كيف من رو كي برد
11-سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12-فرید و مجيد و حميد : شما ۲ نفريد به قرآن مجيد عين هميد
13-حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14-آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15-كوشش : شلوار من كوشش
16-كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
17-وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
18-ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
19-كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
20-كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
21-مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
22-مناجات : مونا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
صداقت : الو الو صدا قطع شد23
25-خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
26-ستيز: : The mobile set is off
27-توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟
------------all right reserved for freejoke.blogfa.com--------------

به تركه ميگن با سی دی جمله بساز -میگه خونتو خراب كردم. میگن پس سی دیش کو؟ میگه سی دیشو فردا میارم ببینی

عربه ميخواسته يه بز را قاچاقي سوار هواپيما كنه.واسه همين يه دشداشه ميكنه تن بز و يه چفيه هم ميكنه سرش.بعدش بغلش مي كنه و ميره فرودگاه.اونجا نگهبان كه از بد روزگار يه ترك خر بوده ازش مي پرسه: اين چيه دستت؟ عربه ميگه: ولك اين شيخ قبيله ماست ! خيلي پيره نميتونه راه بره!! تركه يه خورده نگاه ريش بزي شيخ ميكنه و ميگه خب بيا برو سوار شو...در همين حال اون بز شروع مي كنه به پشكل انداختن!!! يكهو تركه داد ميزنه: برادر! تسبيح شيخ پاره شد

ترک دیش ماهوارشو می ذاره روی پشت بوم روش می نویسه : کولر

چراغ دستشویی ترکه خاموش میشه. ترکه میگه : اههههههه !-بازم باید از حفظ برینم

پسره از باباش ميپرسه بابا فرق حادثه با بدبختي چيه ؟ ميگه پسرم فکر کن ما رفتيم شمال يه موج بزرگ مياد مادرتو ميبره تو دريا، به اين ميگن حادثه. حالا اگه يکي پيدا شه مادرتو نجات بده بهش ميگن بدبختي!!!

در خطه قهرمان پرور اردبيل به مناسبت ميلاد امام حسين به كساني كه اسم كوچك آنها ميلاد بود جايزه دادند. قرار است در نيمه شعبان امسال به شعبان ها هم جايزه بدهند

يه تركه ميگويند چرا قبض اب وبرق را دوست داري ميگويد چون پشت ان نوشته مش ترك گرامي…
تركه تفنگو ميزاره پشت گردن يارو، ميگه: تكون بخوري با لگد ميزنم تو سرت ها

ترکه ساعتش خراب میشه . باز میکنه توشو میبینه یه دونه مورچه مرده . با خودش میگه : ای بابا میگم آآآآآ -پس راننده مرده
تركه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟

عيد نوروز مبارك باد ( انجمن رويت ماه اردبيل)

دکتره برای تركه آزمایش مدفوع مینویسه. بعد از دادن نمونه فردا به ازمایشگاه مراجعه میکنه و بهش ميگن که نمونش گم شده-- دوباره نمونه رو میده و از شانس بدش باز میگن نمونه گم شده!!!فردا هم همین جوری میشه! بالاخره شاكي ميشه و فریاد میزنه:اینجا هم که گه خوریه!!!

تركي دلو ميزنه به دريا، غرق ميشه

تركه سر كنكور يه كم فكر ميكنه مغزش رگ به رگ ميشه....

لره ميره تو دستشويي پشه ها بلند ميشن مي گه :قربان شما

ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!.

يه روز يه ترکه سوار يه فولکس بود. پشت يه چراغ قرمز زد تو کون يه زانتيا. راننده زانتيا اومد پائين. يه نگاه به سپر کرد يه نگاه به يارو ، بعد رفت سوار ماشين شد. چهارراه بعدی زانتيا ايستاده بود. دوباره يارو اومد گذاشت تو کون ماشينه . يارو برگشت پشت سرش و نگاه کرد. ترکه سرش و آورد بيرون داد زد: برو آقا من بودم

ميگن علي دايي قهرمان وسطي دنيا شده چون طي بازي نگذاشته توپ به دست و پاش بخوره

از يك نفر مي پرسندفرق ايران و پرتقال چيست؟
گفت:پرتقال دكو داشت ايران دكور.

یه شب ترکه میره دزدی ، بعد صاحب خونه پا میشه میگه کیه اون جا ؟ ترکه میگه : منم گربه..بع بع ..بعععععع

يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم

زن:مرد چرا كولر نميخري؟ مرد: بابا به دردنمي خوره اون هايي هم كه دارن گذاشتن رو پشت بوم

***********آخر جوك**********
يه زن عرب ميخواسته شوهرش رو بكشه------توي غذاش چاقو ميريزه
**************************

یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه عجب مكافاتيه ها... حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم

از ترکه که اسير يکي از قبايل آفريقايي بوده مي پرسن: شما را چطور شکنجه مي کردن؟ ترکه مي گه: والله نون بربري را از پشت شيشه براي ما تکان مي دادن

به تركه ميگن : زودباش قطار ميره . ميگه : كجا ميخواد بره بليط دست منه

ترکه ميخواسته آتش نشان بشه. توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه کار ميکني؟ ترکه ميگه: هيچي تيمّم ميکنيم

تركه رو برق سه‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو

تركه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
تركه میگه:ايلده بقیه ش مال خودت!!!

از یه بسیجیه می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!

به تركه ميگن: با هندونه جمله بساز. ميگه: هندونه كه بغل پاكستانه؟

مادر : گضنفر جان در تنگ ماهی آب ریختی؟
گضنفر : نه مامان جان
مادر : چرا پسرم ؟
گضنفر : آخه ايلده هنوز آبی رو که دیروز ریخته بودم نخورده بود .

یه ترکه میره مسابقه ی قرآن خوانی . سوره بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده

ترکه میاد تهران و با رفیقش تو خیابونا چرخ میزدن ...
میرسن به چراغ قرمز ترکه گازشو میگیره و رد میکنه . رفیقش میگه بابا وا میستادی . اینجوری بقيه ماشينا میزنن داغونت میکنن . ترکه میگه: بابا عشقی باش .
خلاصه به همین منوال چراغ دوم و سوم و چهارم و پنجم . تامیرسن به یه چراغ سبز .. یهو ترکه میزنه رو ترمز و وا میسته .
دوستش میگه پس چرا حالا وايسادي ... چراغ قرمزو رد میکنی و سبزو وا میستی ؟؟
ترکه میگه : یهو دیدی از اونور یه نفر عشقی بیاد

.....از تركه مي‌پرسن: چرا اسم اين خيابون ولي عصره؟ ميگه: چون صبح خبري نيست، ظهر هم خبري نيست، ولي عصر!

به يه معتاده ميگن اون دويست تومني رو از زمين وردار معتاده برميگرده ميگه : مگه من وژنه بردارم؟

معلم : پنج رو با چی جمع کنیم بشه پنجاه ؟
گضنفر : آقا اجازه با آه

غضنفر با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي.غضنفر ميگه داشتم اتو ميكردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گذاشتم دم گوشم.رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده.غضنفر ميگه تا اتو رو گذاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد.

يه روز يه ترکه با خرش تو جاده منتظر ماشين بود که يه پيکان نگه داشت ترکه گفت مستقيم راننده ماشين گفت خودت سوار می کنم ولی خرت چيکار می کنی؟ گفت خرم خودش می آيد . حرکت کردند . ماشين رفت دنده 1 2 3 4 خر با همان سرعت که ماشين می رفت حرکت می کرد ، بعدش راننده به تركه ميگه:چرا خرت چشمک می زنه . ترکه هم ميگه:ايلده می خواهد سبقت بگيره!

تركه در سر پست نگهباني يه خري رو با تير مي زنه .فرداي همان روز تيتر اول روزنامه ها اين ميشه:باز هم بـــــــرادر كشــــــي

پسر اصفهونيه تازه رفته بوده كلاس دوم، معلمش ازش ميپرسه: دو دو تا؟ پسره ميگه: چهارتا. معلمه ميگه: باريك‌لله.. بيا اينم چهار تا گردو !! جاييزت. حالا بگو ببينم، دو سه تا؟ پسره ميگه: يك گوني

ترکه به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری.

به يه نفر مي گن با شيشه جمله بساز
مي گه:نکنه ساعت يك ربع به شيشه؟!!!

شعار ترک‌ها در تظاهرات اخير: وای به روزی که بفهميم چی شد

به يه نفر ميگن با صداقت جمله بساز.
ميگه: داشتم تلفني صحبت ميكردم صدا قطع شد!!!

انواع ريدن بچه:
ماهگي تو دستت 5
5 سالگي تو اعصابت
15 سالگي تو آبروت
سالگي تو هيکلت 20
25 سالگي تو پولت
وقتي مردي تو روحت

ترکه می خواسته زير بارون خيس نشه ، هی جاخالی مي داده .

به تركه ميگن: محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟ ميگه: قربون جدش برم: آسد ميلان.

به آمريکا ميگن چرا اومدی عراق؟ ميگه آخه امام حسين طلبيد! ميگن کی ميری ايران؟ ميگه هر وقت امام رضا بطلبه

به ترکه می گن: چرا می ری دستشویی در رو نمی بندی؟ می گه: نه بابا می خوای من درو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی؟

ه تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. كلمه بگو جمله بسازم.

به يك ترکه مي گويند با اختاپوس جمله بساز
گفت: اخ تا پوستم سياه نشده برم توسايه

ترکه سرش رو کرده بوده تو کون خر. ملت میان میگن آقا چرا اینطور میکنی ؟ تركه میگه : برید بزارید تو خودم باشم

به اصفهانيه ميگن شيرين تر از عسل چي خوردي؟ميگه ترشي مجاني

ترکه میره دکتر فشارش رو اندازه میگیره
میگه آقای دکتر فشارم چنده
دکتر میگه ۱۱
ترکه میگه ۱۱ قدیم یا جدید

ترکه ميره خواستگاري... به خانوادش ميگن : فرمودين آقازاده چه کاره بود؟ جواب ميدن وزير نفت

یه حلقه ی طلایی اسمتو روش نوشتم.
میخام بدم پاکش کنن ریدی تو سرنوشتم!

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.
بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

اصفهاني يه با اتومبيلش وارد تعميرگاهي شدو به مکانيک گفت: لطفا يه استکان روغن توي موتور، يه ليوان آب توي رادياتور بريزين. مکانيک گفت: لاستيکاتون هم کم بادن اجازه بدين توش کمي سرفه کنم!!!

تركه شب كه ميشه ميخوابه خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه صبح كه از خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده دستشو تو شورتشه!

آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم

به ابادانيه ميگن: با موتور جمله بساز. ميگه:مو تور خوردوم رو قالي.
دنيا بر و بچز آبادان

به تركه مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم !!

لره یه بچه بی تربیت داشت . وسط مجلس یهو میگفت:
" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش که دیگه شاکی شده بود
یه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتی بگو 1 دارم هر
موقع جیش داشتی بگو 2 دارم" خلاصه ، تو یه مجلس بچه انش
گرفت و یادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون که
ان بید ،شمارش چند بید ؟

لره می‌خواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات می‌پوشه

در تبریز به مناسبت میلاد حضرت علی به کسانی که نامشان میلاد بود جوایزی داده شد!!

ترکه به زنش میگه کجا میری؟ زنش میگه حموم -ترکه میگه : نمی خواد خودم میرم!!!!!

ترکه میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش--به جاي طوطي--. میاد خونه بعد یه مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت میکنه!!

شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه

ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمی‌پریده، می‌گفته: احترام به همنوع واجبه.

شهردار تبريز اعلام كرد كه ميخواد مسير تهران- تبريز و برعكس رو آسفالت كنه.؟؟

یه اصفهانی تو خیابون یه هو این باد معده بهش فشار میاره -میبینه خیابون حسابی خلوته با خودش میگه بیام بترتیب ایام هفته گوزامو بشمرم: شروع میکنه : یه گوز ميكنه میگه شنبه -دومیو ميكنه میگه: یکشنبه ....و همینجور تا میرسه به جمعه .یه هو پشت سرشو نیگا میکنه میبینه یه خانمی داره پشت سرش میاد . میپرسه : اه همشیره شما کی تاحاله تو خیابونین؟ طرف میگه : شنبه تا حالا تو خیابونم!!!!

از تركه در مورد آمريكا سوال مي‌كنند ميگه: والا يه پاش تو عراقه، يه پاش تو افغانستانه، فكر كنم ميخواد برينه به ايران

به تركه ميگن عباس آقا GLX گرفت ميگه: ا... زانتيا رو فروخت. چند روز بعد دوباره بهش ميگن عباس آقا HIV گرفته ميگه: GLX رو فروخت.

ازعلي دايي علت کمر دردش رو مي پرسند ميگه خودتون هم 90 دقيقه بازي رو سر پا تماشا کنيد کمرتون درد مي گيره

يارو میگوزه زنش میگه صبوری، بازم سوسیس کالباس های صدادار خوردی

تهراني سوسول ميره استاديوم وسط موج مكزيكي غرق ميشه

تهرانيه به رفيقش ميگه : ببين كامبيز جون، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. كامبيز ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ تهراني خر هم ميگه: "غلط كردم

به تركه ميگن يه اگهي تبليغاتي برا خمير دندون پونه بساز---> ميگه: خمير دندون پونه چشما رو نمي سوزونه

به يه تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: پس چند تا؟

ترکه و رشتیه تو جهنم هم دیگه رو میبینن. رشتیه به ترکه میگه: تو چه جوری مردی؟ ترکه میگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوری مردی؟ رشتیه میگه: ‌من از تعجب‌ مردم! ترکه میگه:‌ یعنی چی؟ چطوری از تعجب مردی؟! رشتیه میگه: والله من رفتم خونه، دیدم يه جفت كفش دم درب خونست، زیر تخت رونگاه کردم هیچکی نبود، تو کمد رو نگاه کردم،‌کسی نبود، تو حموم، تو انباری، ‌تو دستشویی، خلاصه همه جا رو نگاه کردم ولی هیچکی نبود. منم از تعجب سکته کردم مردم! ترکه میگه: خاک بر سرت! اگر توي فریزر رو هم نگاه میکردی، نه تو از تعجب میمردی، نه من از سرما

جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود
...............
مشهد: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد--دنيا بر و بچز آبادان--،
شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد،
سنندج: آن مرد سبيل دارد،
زاهدان: آن مرد را كشتند،
اردبيل: آن مرد بار بُرد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

ترکه میخواسته شیشه عینکشو پاک کنه جو گیر میشه خونه تکونی میکنه

يه آدمخوار میره تهران سو حاضمه ميگيره...ميره تبریز از گشنگی میمیره

به ترکه ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد

ر سنگ سپيدي نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه مي طلبيدم... باد فرارسيدنت را به مشام جان نواخت و من از خود بيخود شدم... دقايقي بعد زانوهايم لرزيد و من سرخ شدم!! زرد شدم و تو آمدي!... من سيفون را کشيدم آب تو را برد

به تركه ميگن: دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه

دو تا تركه دو تا گاو ميخرن ، ‌اولي به دومي ميگه : حالا چيكار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن ؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن ، من يه گوش گاومو ميكنم . بعد از چند وقت ، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه : تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم . از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه . خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه ، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه : اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

اگر حال كردي نظر يادت نره
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
بر اساس آخرین آخبار از سازمان سنجش وآموزش کشور و نظر به استقبال گسترده ملت فهیم ایران از سريال كشك و دوغ نرگس از این پس در کنکور سراسری دانشگاه قسمتی از سوالات به سریال نرگس اختصاص می یابد:

***كنكور نرگس***

در نمای پایانی که بهروز و نسرین در برف راه می رفتندبهار کجا بود؟؟
الف)خانه ی بخت
ب) خانه ی سالمندان
ج)از فرط بزرگی و چاقي ترکیده بود
د)چون زمستان بود.بهار نبود

عاقبت زهره چه شد ؟؟
الف)به اتهام جاسوسی دستگیر شد
ب)مسئول ستاد بپا خیزی شرق شد
ج)جایزه ی A برچسب انرژی را می گیرد
د) به دار کشیده می شود.

چه بلایی سر ۱۲ قسمت حذف شده ی نرگس آمد؟؟
الف)داده اند سگ خورده
ب)داخل جوی آب است
ج)بصورت شوي بندري پخش خواهد شد
د)تصادف كرد -مرد.

۳۵۲س۶۳ـ تهران ۱۱ چیست؟؟
الف) پژوي شوکت
ب)پراید همیشه در صحنه
ج)شماره حساب شوکت
د)چيز مهمي نیست.

سرنوشت بچه ی دوم سمانه و هدایت چه شد ؟؟
الف)به سرنوشت بچه ی اول دچار شد.
ب)كدوم بچه
ج)هلاک شد
د)اصلا مگه سمانه بچه دار هم شد ؟؟؟؟

مو های بهروز چرا سفید شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الف)استعمال دخانيات
ب)دوری از خانواده
ج)استفاده از شامپو های فاسد
د)ترس از بچه ی غول نسرین

خانه ی عموی نرگس چه شد؟؟
الف)گم شد
ب)افتاد تو طرح
ج) در آثار فرهنگی ثبت شد
د)به سریال ۹۰ قسمتی ((نرگس ۲)) اجاره داده شد

سرنوشت زن دوم شوکت چه شد ؟؟
الف) با رستم ازدواج کرد
ب)اعظم سرش را زیر آب کرد
ج)از ناراحتی خود کشی کرد
د)مرده شور ریختشو ببرن...!!!!!!

هدايت الان در حال چه غلطي است ؟؟
الف)بصورت صلواتي وكالت بر عهده مي گيرد
ب)در حال جمع آوری مدارک علیه شوکت است
ج)اخراج شده است
د)مركز فضول هاي بدون مرز تاسيس كرده است

نقش دوست شقایق در این سریال چه بود؟
الف)نقش در ماشین آقای شوکت را بازی می کردند
ب) فامیل کارگردان بود
ج)مگه شقایق دوست داشت؟
د)شقایق؟نمنه؟

چطوري حال بهروز داغون نشان خوب و شنگول شد؟؟؟
الف)از داروي ضد انگل استفاده كرد
ب)از قرص ضد اسهال استفاده كرد
ج) فقط موهاشو رنگ كرد
د) بابا همش مظلوم نمايي و سياه بازي بود

و سرانجام: اين شوكت چه جانوري بود؟؟
الف)سگ تازي
ب)گزينه الف
ج)گزينه ب
د)همه موارد
-----------------------------------------


========================================
بي خيالي طي كن -------
--------------------------------------
اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه
اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه
اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه
اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!....ايشاالله خوشبخت بشه
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.....مسئله اي نيست
اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !......دقيقا" رفتين سر كار
اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.....تعجبي نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !....مباركه،عروسي رو
كه نمي شه نرفت
اگه كار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !...اينجوري هم
يه صفايي داره
اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون
بوده
اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن و
وصل شده بودين !.........مهم نيست
اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين
اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !....
خودتون رو نبازين
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون
ايساده !.........عيبي نداره بابا
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا
مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد
،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !........
نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره

=================
پپسي کولا حدود 67 سال قبل کار خود را در کشور کانادا آغاز کرد. جالب است بدانيد که نام پپسي برگرفته از يک شعار صهيونيستي به منظور جذب کمک هاي مالي براي رژيم صهيونيستي است. Pepsi مخفف عبارت زير است: Pay Each Peny to Save Israel . يعني: براي نجات اسراييل، تمام سکه‌هاي خود را بدهيد!
کمپاني پپسي کولا از 15 سال قبل از تولد کشور اسراييل، در حال جمع آوري پول براي "نجات" دولت آن کشور بوده است.
=================
عشق مانند ويلون است موزيک آن ممکن است ? قطع شود ولي تارهاي آن هميشه مي ماند عشق مانند جنگ است ، به راحتي شروع ميشود اما به سختي پايان ميپذيرد عشق تازه از زمين است و عشق کهنه از بهشت وقتي عشق وجود داشته باشد هيچ خانه اي کوچک نيست عشق مانند جيوه در دست است ? اگر انگشتان خود را باز نگه داري مي ماند ولي اگر دست خود را مشت کني از ميان انگشتانت فرار ميکند عشق يعني حمايت ? احترام و علاقه دو انسان به همديگر وقتي عشق مي آيد كسي نمي بيند ولي وقتي ميرود همه مي بينند
=================
تاريخ تكرار مي شود:
موفقيت در 4 سالگي يعني خيس نكردن شلوار
موفقيت در 12 سالگي يعني پيدا كردن دوست
موفقيت در 18 سالگي يعني داشتن گواهينامه
موفقيت در 20 سالگي يعني امكان ازدواج
موفقيت در 35 سالگي يعني پول داشتن
موفقيت در 50 سالگي يعني پول داشتن
موفقيت در 65 سالگي يعني امكان ازدواج
موفقيت در 70 سالگي يعني داشتن گواهينامه
موفقيت در 75 سالگي يعني پيدا كردن دوست
موفقيت در 80 سالگي يعني خيس نكردن شلوار
---------------------------------
دوستت دارم به همه زبانها
به زبان ایتالیایی :Ti Amo
به زبان یونانی : S'ayapo philo Su
به زبان روسی : Ya vas liubli
به زبان پرتقالی : Amo - te
به زبان فارسی : Dooset Daram
به زبان آلمانی : Ich liebe dich
به زبان اسپانیایی : Te quiero
به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig
به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho
به زبان فرانسه : Je t'aime
به زبان ارمنی : Jiroum em kez
به زبان انگلیسی : I Love You
به زبان ترکی : Seni seviyo rum
به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig
به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata
به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn
به زبان برزیلی : Eu te arno
به زبان هلندی : Ik hou van jou
به زبان عربی : Ohebbak
----------------------------------
آصف الدوله که مرد مصلح! و روشني بود ، هنگامي که والي خراسان شد به علّت اصلي بدبختي مردم پي برد ، و آن اين بود که فهميد دکّان هاي مشهد جنس هاي بي ربط يه هم مي فروشند. فرمان داد که: (( از فردا هر دکّاني را بايد بلديّه تععين کند که فروشنده چه کالايي است )) و بعد خودش مستقيماً به رسيدگي پرداخت.
يک روز در حين بررسي، به دکّاني رسيد که پيدا بود اين مغازه توتون فروشي است،امّا ديد در آستانه دکّان تعدادي ( بند تنبان ) آويزان است!!! با عصبانيّت گفت : چه ارتباطي بين تنبان و توتون وجود دارد؟ دکّاندار جواب داد : اين توتون هاي ما خيلي تند است.تا مشتري پک اوّل را ميزند ، چنان سرفه به او زور مي آورد که قربان! بند تنبانش پاره ميشود. اين است که هر کسي از ما يک سير توتون مي خرد ، دو تا بند تنبان هم رويش مي گذاريم. اين ارتباطش است قربان!!!

ارتباط بين انحطاط و ريش، ارتباط بين عقب ماندگي و چادر ، ارتباط بين بي سوادي و خط ، ارتباط بين مکنده و مکيده ، ارتباط بين استثمارگر و استثمار زده ، همگي ارتباط هاي عوضي هستند ؛ ( ارتباط هاي بند تنباني) !!!
نقل از دکتر شريعتي
========================
در باز كن قوطي 48 سال بعد از اختراع قوطي ابداع شد.
متوسط سن ازدواج در سال 1354 در ايران 20 سال بوده است.
جوانه هاي چشايي تماما روي زبان قرار ندارند ، بلكه 10 درصد از آنها در سقف دهان و در گونه ها موجود هستند.
بيشترين تعداد بچه اي كه يك زن داشته 69 فرزند بوده است.
چشم انسان قادر به پردازش 36 هزار بيت اطلاعات در ساعت مي باشد.
بدن انسان براي حفظ تعادل خود در حال ايستادن از 300 عضله استفاده مي كند.
احتمال لبخند زدن در زنان هنگام دادن خبر بد بيشتر از مردان است.
عرق بدن بد بو نيست ، اين باكتريهاي روي پوست هستند كه باعث بوي بد عرق مي گردند.
نوعي كوسه داراي 3500 دندان مي باشد كه از هيچ يك از آنها استفاده نمي كند.
از بين حواس پنجگانه ، حس بويايي ارتباط بسيار نزديكي با حافظه دارد.
برخلاف تصور عامه كوتاه كردن مو باعث پرپشتي و ضخامت آن نمي گردد.
در سيگار حدود 4000 نوع ماده شيميايي خطرناك وجود دارد.
ماهي قزل آلا و آزاد دو منبع اصلي روغن امگا سه هستند.
براي جلوگيري از جوانه زدن سيب زميني كافيست درون سبد آن يك عدد سيب قرار دهيد.
پوست انسان 16 درصد از وزن او را تشكيل مي دهد.
خشكترين منطقه دنيا محلي است به نام شيله در قاره آفريقا كه فقط 0/03 اينچ در سال باران مي بارد. يعني 100 سال طول مي كشد تا يك استكان پر شود.
بر طبق گفته متخصصان طب سوزني ، در سر قسمتي وجود دارد كه با فشار دادن آن مي توان اشتها را كنترل نمود. آن قسمت درست در مقابل گودي لاله گوش قرار دارد.
=========================

پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان و نسوان محترم:

1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.
7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق
بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون

------------------------
بنيامين بهادري

حالم بده، داور بده،
نگو به من شلوار داشتن نیومده،
حالم بده، آدم بده
وای که خیلی وقته دلم
برای شلوار لک زده
آهنگی که درپیت باشه
انگار تو حبس ابده
امشب فروش نوارم
روی هزار و سیصده
اما شاید به چشم تو
آهنگ من خیلی بده
کاش ببینم، که اومده
شلوار رو دست من داده
کاش بدونه، که داشتنش
برای من زندگی مجدده
اما شاید مردده
یا که بودم، از اولش، خواننده ی
آهنگ های خارج از رده!!
---------------------

--------------------
پنجاه روش براي بازی با اعصاب دیگران

1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
3. وقتي ميخواين بريد مستراح با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
6. همسرتون رو با اسم همسر قبليش صدا بزنين
7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنيد
9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنيد
10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنيد
13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات -گلاب به روتون- استفراغي
که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
26. بادکنک بچه ها رو بترکونين
27. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
28. وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
29. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
31. ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
32. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
34. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
35. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
37. عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
40. شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
44. توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
45. توي قشمت كارت خوان دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
49. چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
50. ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
-----------------------------------
براي حفظ كپي رايت اگر صاحب اين ابيات زيبا به اين صفحه سر زد نامش آدرس وبلاگش را بگذارد تا بزنيم زير اين قند و عسلها
-----------------------------------
دختری هستم حدود بیست سال
تیپ من باشد heavy آن هم متال!
عصرها بعداز دو ساعت خواب ناز
می دهم فازی به خود٬ غیرمجاز!
در همان حالی که مشغول قریم
می رسد وقت هنرهای گریم!!
صورتم را می کنم من رفت و روب
با کرم پودر و کمی پن کیک خوب!
می کشم سوهان کمی بر ناخنم
مو ی سر را چرب با ژل می کنم!
خط چشمی می کشم در چشم خود
می شود شهلا دو چشم چون نخود!
این لبان سرخ محصول رژ است
این فر مژگان ز کار فرمژ است!
هست شلوارم سفید و صورتی
جین و برمودا و دمپا و گِتی!
بوت و آل استار و صندل٬ نوع کفش
مانتوی تنگ کمردار بنفش!
بنده حتی گرکه مد باشد کفن
می خرم ازآن دوتا طرح خفن!
می روم بیرون سپس با صد ادا
سوی من چرخد تمام دیده ها
یک "اپل" یا یک "دوو" سر می رسد
یا که یک ماشین دیگر می رسد
می شوم آن گاه پیش او سوار
با دو صد ناز و ادا و افتخار
می شود راننده خیلی شادمان
می برد من را به مقصد رایگان
گرکه باشد دست و دلباز و غنی
می کند مهمان به شام و بستنی
گرچه من حس می کنم او با نبوغ
می دهد تحویل من صد تا دروغ
چون که مقصودم به مقصد رفتن است
حرف او همراه تایید من است!
او به فکر روز دیدار دگر
من به فکر بنز بیکار دگر!
این "اتو" باشد که این سان می زنم
در کرایه صرفه جویی می کنم!

-------------------------------
برو کار می کن مگو نیست کار"!
مگر فکر کردی توکه چیست کار؟!
ز بی کاری ات درفراری مدام
بگویم تو را دائما:"ایست! کار!"
"خفه کردن پیرزن" کار نیست؟
خفه کردن پیرزن نیست کار؟!
ز نیروی بازو ببر بهره ای
بدان مرتبط با انرژی ست کار!
ز حفاری و گور کندن بگیر...
همین! زیر آنجا دگر نیست کار!!
بود برف پاروکنی هم یکیش
خدا ریخت بهر تو درپیست٬کار!
ز چرک کف دست سرمایه کن
که باشد چو یک غده و کیست٬کار
نداری تو سرمایه ای؟بی خیال!
"که سرمایه جاودانی ست کار"!
------------------------------
زمانی قصد کردم توی کارم
زبان فارسی را پاس دارم
به جای گفتن"مرسی"و"ممنون"
گزارم من سپاس ازاین و از اون
چه آدمها که خندیدند برمن
شدم معروف درهرکوی وبرزن
ولی حالا لغتهایی شنیدم
که هرگز درکتابی من ندیدم
واین قاموس نو آیا به یاری
کند ازفارسیمان پاسداری؟
به "سیستم"گفته"شد"سامانه"درآن
"یونیفرم"آمده"همسانه"درآن
به "ویلچر"گفته شد انگار"چرخک"
"رزومه" شدعوض با "کارنامک"
درآن "رایانه" باشد "کامپیوتر"
وباشد"سردکن"هم ارز"چیلر"
شود"تکنیسین" یکباره"فن ورز"
"بهامهر"و "ژتون" گردند هم ارز
و"اینترنت"٬"جهان پهنا"ست درآن
معادل با "فلاسک" آمد "دمابان"
شده"کپسول دارو"٬"استوانک"
و"ماشین"٬"خودروی جمعی کوچک"
خلاصه این لغات آمد به بازار
چرا پیدا نکرد اما طرفدار؟
-----------------------------
مویم اگر گیس بود٬ روغنی و خیس بود
موجب اینها همگي٬ عشق فرنگیس بود!
چون که فرنگیس گفت:"داری اگر عشق من
پس توبه سرعت بزن تیپ جدید خفن!
حلقه انگشتری٬نقره به است از عقیق
ریش وسبیلت بزن شب به شب از ته به تیغ!
فخرمنی گر کنی موی سرت را بلند
چن که کمی شد بلند٬با کش قیطان ببند!
ابروی خود کن درست با نخ وموچین تیز
خیلی می آیدبه تو گرکنی اش رنگ نیز!
موی سرت را بکن رنگ بلوطی تند
بعد به ابرو بزن رنگ مسی یا بلوند!
آه!چه خوب است اگر لنز گذاری به چشم
آن هم ازآنها که هست صادره ازکیش وقشم!
رخت ولباسی بخر دو به دویش در تضاد:
پیرهنت تنگ تنگ٬ لیک اِزارت گشاد!
تیپ تو وقتی شود این مدلی خنگ و خز
می کنم از ازدواج با پسری چون تو حظ !"
هرچه فرنگیس گفت٬ گشت عمل مو به مو
چون شده بی اختیار این پسر از عشق او
بعله٬به این شکل و ریخت٬او بدلم کرده است
من شده ام کور عشق٬جوّ بغلم کرده است!
-------------------------
طنزشعرم اگر این بارکمی ویران است
سوژه اش آمدن زلزله درتهران است
فکرکن قدرت یک زلزله در آینده
هفت ریشترشده وشهرازآن لرزان است
بهرکه باشد به سونا یا که جکوزی٬ آنجا
همچو غسالسرای ابد ایشان است!
مترو تابوت شود بهر مسافرهایش
توی شلواربگی مرده کفن پیچان است!
ارمغان٬مریم وناهید*به هم می چسبند
روز نزدیکی "جامی" به"بهارستان"است!
این زمین لرزه و لرزیدن دل از یک سو
آتش و سیل ز یک سو تبعات آن است
لوله گاز ترکیده و نیمی از شهر
منفجر گشته و درآتش آن سوزان است
آتش افشان شده اطراف دماوند بزرگ
صدهزاران نفر آدم ٬ تلفات آن است
از طرفهای لواسان شده سیلی جاری
این نشانی ز فرو ریختن لتیان است
سیل و پس لرزه وآتش همگی در کارند
زپلشک آید و زن زاید و هم مهمان است!
به جزآن ریخته سنگ از بر پالان گردن
جاده ها بسته و امدادرسان حیران است
تازه آن هم اگر امدادگرانی باشند!
چه کسی ضامن آگه شدن آنان است؟
مرکز رادیو و تلویزیون ٬ مطبوعات
همه از زلزله ویران شده و داغان است
بعد شش روز اگرهم خبرش گردد پخش
کار امدادگری مشکل و بی سامان است
غصه ای نیست اگر مرده بود بیش ازقبر
درچنان وضعیتی شهرچو قبرستان است
مرده ها زیر وبتون رو وبه رویش هم خاک
وهمین ٬ نقشه قبر بدنی بی جان است
شهردودی چو تلی می شود از خاکستر
شهرخاکستری افسوس!چه بدپایان است!
ـ من اگر تـوی زمیـن لرزه تـهـران مُردم
بهترین لطف شما خواندن الرحمان است!
---------------------------
کریسمس بود پسرکی در مقابل مغازه ای ایستاده بود.وی کفش به پا نداشت و لباس کهنه ای داشت.زن جوانی داشت رد میشد و شور و اشتیاق را در چشمهای پسرک دید و دست پسرک را گرفت و برایش لباس و کفش خرید .وقتی از مغازه بیرون امدند پسرک شاد بود و پرسید (ایا شما خدا هستید؟)زن جوان لبخندی زد و گفت (نه من خدا نیستم اما یکی از بنده های او هستم.)پسرک گفت (میدانستم با او نسبتی دارین!!! )
عمرا اگه من یکی که بتونم حالا شماها رو نمیدون
http://gloomylife.blogfa.com/
------------------------------------
متين ترين كلمه "عشق" است. جذاب ترين كلمه "آشنايي" است. پاكترين كلمه "وجدان" است. تلخترين كلمه "جدايي" است. زشترين كلمه "خيانت" است. سخت ترين كلمه "تنهايي"بد ترين كلمه "بي وفايي " است

----------------
مطلب زير در مورد سير تاريخيه مهريه ونتايج اونه .ببينين.....

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها
-----------------------------
تفاوت بین دخترها و پسرها!!
1-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند.
2-اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!
3-يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه.
4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!
5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!
6-دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن.
7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه!
8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.
9-دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره.
10-دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله!
11-دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!
12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.
13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.
14-دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن
۱۵- شرمنده . شماره ۱۵ خیلی ..........هست و اگه بنویسم وب فیلتر میشه !
16-اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک جمع فقط سوتي ميدن!
17-يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.
18-پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!
19-يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه!
20-يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!
21-اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!
22-دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!!
پ.ن: بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!!
----------------------------------
خریت
نشانه‌هاي خريت :
* بعضي آدما هستند که روزي 5 تا 6 بار ميرن جلوي آيينه تا خودشونو چک کنن ببينن آيا ۲ تا گوش
دراز در آوردن يا نه؟ يا يه دم بلند از پشتشون در اومده يا نه؟
* يکي دو بار صداشونو چک مي‌کنن ببينن به عرعر تبديل شده يا نه؟
* به علف و يونجه ناخنک ميزنن ببينن دوست دارن يا نه؟
يا...
اما خريّت نه به گوش دراز داشتنه نه به دم بلند داشتن، نه به عرعر کردن و نه به يونجه خوردن.
بعضي وقتا آدما کارايي مي‌کنن که از نتيجه کاراشون مي‌تونن به وضوح پي به خريّتشون ببرن.
تو پرانتز: بزرگي مي‌گفت: «خريت ارث (موروثي) نيست، بهره خدا دادي است (در نهاد بعضي
آدميان است)»!
---------------------------------
راز مامان هاااااا
از اونجايي که احتمالا همه مامانا مثل مامان نويسنده اين مطلب(ازروي محبت) به بچه‌هاشون خيلي غر مي‌زنن توصيه
مي‌کنم کاراي زيرو انجام بدين:

* سعي کنيد موقعي که حرف مي‌زنن از کلماتي قبيل اوهوم... خوب.. آها... نه!... اِ... وا.... باشه و...
استفاده کنيد
* هميشه موقع نصيحت يا غرغر لبخند به لب داشته باشيد.
* وقتي مي‌گه فلان عيبو داريد يا فلان کارتون بد بود حتي اگه نبود، قبول کنيد.
* وقتي غرغرها شدت پيدا مي‌کنه خونسرديتونو حفظ کنيد.
* براي لوس کردن خودتون و آروم کردن مامانتون قربون صدقه‌اش بريد.
* هر چي مي‌گه بگيد چشم مامان جون (حتي اگه نمي‌خواهيد بهش عمل کنيد).
* بهش دلداري بديد با کلماتي از قبيل: الهي بميرم... خيلي حرصت ميدم نه؟
* هميشه جلوي جمع بگيد بيچاره مامانم خيلي به خاطر من اذيت ميشه...
* خودتونو تا ميتونيد واسش لوس کنيد.
* درست غذا بخوريد
* شبا مسواک بزنيد.
* تو جاتون جيش نکنيد
* همش نمره 20 بياريد تا بهتون افتخار کنه
* و ...
اينجوري فکر کنم مقدار غرها رو 40% کاهش داديد به بقيش هم قانع باشيد و نا شکري نکنيد...
در ضمن بگم من همه اينکارا رو مي کنم غر هم خيلي ميشنوم اگه راه حل ديگه‌اي بلديد ترو خدا به
منم بگيد
-----------------------------------
افزايش بازديد كنندگان-فقط با كد هاي مجاني عمو نمكي
كافيه اين كد ها رو به قالب وبلاگتون اضافه كنيد
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
هرچي زنگ زدم، در دسترس نبودي! گوشيت خط نميداد. به محض اينكه يه تلفن ثابت پيدا كردي، حتما بكنش توکونت

-سيگار با اينکه ميدونه آخرش زيره پات له ميشه ولي تا آخر باهات ميسوزه.....سيگارتم رفيق

دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه هر چه بيشتر بموني رفتنت سخت تر مي شه اگه هم يه روزي بري جاي پات براي هميشه باقي مي مونه

to ziba ,to mah,to dost dashtani,to mehraboon, to jazab, to behtarin, to ye fereshte ... behtar az man dide boodi ?

چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون!


I
I L
I Lo
I Lov
I Love
I Love Y
I Love Yo
I Love Yoghurt


آخه خر
گاو
گوساله
الاغ
گوسفند
شتر
.
.
.
اين همه حيوون چرا شير شد سلطان جنگل ؟؟؟؟

آخ پگج پکچ نمرودت کمسپيخو کمچچ ووئچج پضصث
.
.
.
تبريک مي گم شما تونستيد به زبان ميمون آنگولايي صحبت کنيد

d

do

doo

doos

dooset

doosetta=6ta

به اندازه تموم موهاي سرم دوستت دارم.
به اندازه تموم موهام بهت وفادارم
هر بار كه موهامو شونه مي كنم يادت مي افتم
شناختي؟
منم ديگه! حسن كچل!!!

Mikham gholakamo beshkanam ta ba nesfe polash nazeto bekharam va Ba nesfe digash medad rangy begiram o nazeto bekesham

2
2
2
boro paen sare kari nest
2
2
2
22
2nya dige mesl to nadare

?-اگه فرهاد شيرين يادش بره
اگه مجنون ليلي يادش بره
اگه پرنده پرواز يادش بره
من هيچ وقت
پول اس ام اساي رو که واسه تو فرستادم يادم نميره

وقتي بهم گفتي تا آخر دنيا دوست دارم تازه فهميدم چرا ميگن دنيا 2 روزه

عشق مانند يك ساعت شني است كه هرچه در مغز است به درون قلب مي ريزد

-Midooni Chera Vaghti To Cheshmhat Negah Mikonam Bishtar Doostet Daram

.
?.

.
Chon Khodamo Tosh Mibinam !!!



اگر مردي در ماشين رو براي همسرش باز ميکند : ?- ماشين , جديد است - ?- همسر , جديد است - ?- آن زن همسرش نيست !

Mikham gholakamo beshkanam ta ba nesfe polash nazeto bekharam va Ba nesfe digash medad rangy begiram o nazeto bekesham


سلام. لطفن منو حلال كن. فردا دارم ميرم بيمارستان. عمل قلب دارم. بايد دريچه قلبم و عمل كنم. آخه ميخوام يه دريچه واسه قلبم بزارم كه فقط بروي تو باز بشه

اين هم اس ام اس هاي توپ------فقط نظر يادت نره

هميشه توي يه ارتفاعي از جو . ديگه ابري وجود ندارد ! اگه يه وقتي اسمون دلت ابري بود بدون به اندازه كافي اوج نگرفتي

نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوونه‌ام كرد، نگاه سومت عاشق‌ترم كرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود!

pirhan meshki man az gham nist-sms hayeh nadadeh man kam nist
man vaseh khodam ye ghanooni daram-tooyeh ghanoon man har ki vasam sms nadeh adam nist

اگه مردونگی مرده - اگه رفاقت رنگ باخته - اگه عشق دیگه معنا نداره - اگه دنیا پر نامردیه - اگه آرامش دیگه خواب و رویاست - تو چی کار داری بشین جوکت رو بخون.



v v v v v v v v

0
,\[]/,

JI

میدونین این چیه؟
از اون بالا کفتر میایه
یه دانه دختر میایه

angah ke ba dastat vazeh eshgh roo bar ghalbam neveshti savad nadashtam ama be dastat etemad dashtam hal savad daram ama digar be cheshman khod etemad nadaram

بخند..............آخه اينو فرستاده بودم که يکم بخندی..................و چهره ي قشنگت قشنگتر بشه.......................

#
می‌خوامت
#
نه بخاطر رفاقتت
#
نه بخاطر صداقتت
#
شرافتت
#
ظرافتت
#
رشادتت
#
حمایتت
#
نجابتت
#
فقط بخاطر خود کثافتت

ye bar ye morcheh iee dashteh ye dooneh berenj ba khodesh mibordeh doostesh behesh migeh az koja berenj roo avordi migeh hamiiiiiiiiid

fargh adama ba saga midooni chiee ineh ke adama in ghabeliyat roo daran ke mesleh saga doroogh began vali saga az in kara balad nistan

خيلي دوست دارم يه روزميام دنبالت ومي برمت جايي كه دست هيچكس بهت نرسه... قربانت ....عزراييل..!!!


دلم می خواد ببخشمت اما ديگه نمی تونم زخم دلم بزرگ شده ديگه پيشت نمی مونم می خوام برم تا گم بشم که ديگه پيدام نکنی زخم دلم بزرگ شده از اين بزرگتر نکنين بايد برم که ديگه دل يه جای سالم نداره بجز گناه عشق تو طفلی گناهی نداره داغی که از عشق توخورد يه عمر بايد يادش باشه زخماش که خوب شد يه روزی داغ دلش تازه بشه دلم می خواد ببخشمت اما دلم جون نداره دريای عشق من به تو يه قطره بارون نداره

عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====>بابا سراغ اين يکيو نگير

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم

be oo begooiid doostash daram be oo ke ghalbash be vosaat daryast ke ghayegh kochak dele man dar on ghargh shodeh . be oo ke mara az in zamin khaki be sarzamin noor va sher va taraneh bord. va cheshm hayam ra be donyaee por az zibaee baz kard

گه 1 روز بري سفر .اگه 2 روز بري سفر.اگه3 روز بري سفر.اگه 4 روز بري سفر.اگه 5 روز بري سفر.اگه 6 روز بري سفر.اگه 7 روز بري سفر. اون وقت 1 هفته هست كه سفري

هرجا هستی لطفا از این ساعت به بعد از خونه بیرون نرو چون الان وقت جمع آوری زباله است.

ترکه از حرم امام رضا داشته عقب عقب می اومده یه دفعه می بینه نوشتن اردبیل ۱۵ کیلومتر.

قانون ۱۰ ارشمیدوس : اگه تو آب گوزیدی حباب ندیدی بدون ریدی نگوزیدی.

كتب دبستان از سال آينده محلي مي شود : تهران ، بابا با 206 آمد . قم ، بابا با تسبيح آمد . تبريز بابا با بربري آمد .اصفهان : بابا با تخم مرغ آمد. ،


yek tehrani ye mireh makeh pardeh kabeh roo migireh tobeh mikoneh migeh khoda man tobeh mikonam digeh barayeh tork ha joke nasazam man roo bebakhsh bad az on var yek torkeh miad migeh bebakhshid ghebleh az kodom tarafeh ??? tehrani yeh roo mikoneh be kabeh migeh bebin khoda khodesh gir mideh

بي‌تو مهتاب
شبي باز از آن كوچه گذشتم
فكر نكن فكر تو بودم
كار نداشتم ،‌ول مي‌گشتم!

farda rooze jahanie(i love u) ast.age ino gerefti manish ineke yeki dooset dare.ino be 10 nafar befrest ta 143 deigheye ayande va farda behtarin rooze toe.nime shabe emshab eshghe vagheie shoma sabet mikone ke dooset dare.saat 1-4 farda ye etefaghe khoob baratoon miofte in mitoone harja bashe.baraye bozorgtarin shoke zendegitoon amade bashid.age in matno pak koni shoma moshkele rabetei ta 10 sale dige peyda khahid kard .age yeki ro kheyli kheyli doost darid ino barash befrestid ta 5 min dige.eshghe haghighie shoma be shoma zang mizane ya behetoon ye peygham mide..........khosh bashin

اگه یه روز توی خیابون یا کوچه از پهلوی یه گنجشک رد شدی.. ولی نپرید، فکر نکن دوستت داره...
بلکه تو رو آدم حساب نکرده

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

فرق وام گرفتن با نارنجک اینه :
نارنجک یه ضامن داره ولی برای وام گرفتن باید صدتا ضامن داشته باشی!

یه بار از کنار دریا عبور کردی یه عمر امواج برای بوسیدن جای پات میان بیرون.
اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده شي .... گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني .... گذاشتم جونم که اگه خداي ناکرده رفتي منم برم

-------------------
كثافت چرا
.

.

برنامه ي امشب سينماهاي تهران
SMS نميدي ؟؟؟

salam khobi ? baba kojaee to ? neshasti un bala ba tanhaeie khodet hal mikonio maro tahvil nemigiri . elahi ghorbonet beram , bizahmat 2ta nargil bendaz pain


دیشب خواب ديدم اونم چه خوابی... حالا گوش کن تا تعريف کنم
خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردی... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل!

عدد 666 سه تا 6 داره
حاجي كه از مكه مياد ريش داره
بچه كه به دنيا مياد جيش داره
اين اس ام اس كه داري ميخوني اخر ماه فيش داره

يه سمبوسه بهت مي دم 2 حرف اولش برا دشمنت بقيش براي تو

دعاي دختران دم بخت:ربنا آتنا في دنيا زوجه جميلا.. قدش طويلا.. ثروته کثيرا...ماشينا پرشيا...موبايلا نوکيا

به چشم هاي آنها خيره مي شوم.. به رفتارشان..به لب ها و بيني هايشان مي نگرم و ياد تو مي افتم.. من الان تو باغ وحش هستم!!!

**************اين اس ام اس خيلي توپ و عاليه -حرف نداره****************
BakEheyBAbeKHmiSHIDramKOObaratCHIKAbadROjuriBEKHOONsareESHTEBAHkarSHODrafti " faghat horoofe bozorG ro bekhoon
****************

عـشق فراموش کردن نيست .بلکه بخشيدن است عــشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن اســـت عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

خبرنگار از برانکو ميپرسه: آقاي برانکو تاکتيکتون چي بود که تو جام جهاني اينقدر خوش درخشيد؟ ...... تاکتيکمون؟!! .... حميييييد

براي گذري هر چند کوچولو به آسمون نگاهم برگرد . ببين چه جوري ماه ذهنم تو سياره خاطرات مي گرده و اروم اشك مي ريزه . بغض هامم جواب نگفته هاي فشرده گلوم رو نمي دن ... . تو نيستي و من ، شبگرد تنها نشين خلوت غم شدم

به اشتیاق اولین دانه برف . به تحمل اخرین برگ پاییزی . به کرمای تن خورشید و به زیبایی اسمان قسم می خورم که سر کاری!!!

فاصله ها : از نفرت تا علاقه يك محبت . از دشمني تا دوستي يك لبخند . از جدايي تا پيوند يك قدم .

از دوري تا صميميت يك اس ام اس
ریدن تیم ملی ایران بر همگان مبارک !!!!.........!!!! پوشک پنبه ریز

قدرت ديد خانومها: يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگي نميبينن

يه شب يه ستاره شانس از اسمون افتاد رو زمين بهم گفت دنيارو مي خواي يا يه دوست خوب ؟؟؟ گفتم هيچ كدوم . چون يه دوست دارم كه واسم مثل يه دنياست

آيا فكر مي‌كنيد بي‌عرضه هستيد؟ فكر مي‌كنيد به درد هيچ كاري نمي‌خوريد؟ فكر مي‌كنيد بي‌مصرف هستيد؟ به خدا درست فكر مي‌كنيد

واسه دوست داشتن تو نیازی به اجازه نیست اینقدر دوست دارم حوصله تو سر میبرم یه روز نیاد بگی دیگه تو رو دوست ندارم

روزی که به دنیا اومدی داشت بارون می اومد ولی هوا ابری نبود . میدونی
چرا ؟ اون روز فرشته ها داشتن از اون بالا گریه میکردن . چون یکی از
اونا کم شده بود

من مي خوام هميشه عاشق بمونم ... به تو و چشمهاي روشنت قسم ... با ترانه هاي آفتابي تو ... مي تونم به صبح فردا برسم ... اين همه خاطره رو چي کار کنيم ... نمي تونيم که از اونها بگذريم ... واژه ي شروع شعر من تويي ... بيا تا آخر خط با هم بريم

پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش

Be ye lore migan zabone lory chejoriye mige farsi ke baladi berin tosh mishe lory

يچوقت تو اين دنيا دل به کسي نبند چون اين اينقدر اين دنيا کوچيکه که توش 2 تا دل جا نميشن ولي اگر دل بستي هيچوقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

ده تعريف از واژه ي " عشق " 1 - كسي كه به خاطرش جان بدهيد . 2 - بيش از آنچه مراقب خود باشيد مراقب كس ديگري باشيد . 3 - بيش از هر چيزي برايتان اهميت داشته باشد . 4 - دوستي . 5 - اتحاد كامل دو روح . 6 - خانواده . 7 - تفاهم و درك متقابل . 8 - كسي كه در روزهاي سختي باعث خنده و شادي شما بشود . 9 - وقتي كه نتوانيد بدون وجود كسي زندگي كنيد . 10 - حقيقت جاري زندگي

وقتی باران مي بارد همه چيز زيبا مي شود. گلها،درختان،... همه چيز. . . . ميگما... تو هم برو زيره بارون شايد يه فرجی شد

Hame dost darand be behesht beravand amma kasi dost nadarad ke bemirad.Lazemeye behesht raftan jorate mordan ast

دستام خسته شده ؛ پاهام تاول زدن ؛ از کمر افتادم ؛ اصلا جون ندارم ؛ دارم میمیرم ؛ میشه از اندی بپرسی خشگلا تا کی باید برقصن

دیگه نه اس ام اس بزن نه بهم زنگ بزن نه با من حرف بزن.برای اینکه رفتم دکتر گفت قند دارم و نباید با قند عسلایی مثل تو نزدیک بشم!!!

اگه بگم برات می میرم . اگه بگم نمیتونم فراموشت کنم . اگه بگم دوست دارم . اگه بگم از جلو چشام یه ثانیه اونور نمیری . اگه بگم همه زندگیمی . اگه بگم نفسم به نفست بستست . برام پفک می خری؟

نباید میذاشتم بری... اینجا خیلی جات خالیه... بوی عطرت نمیاد... حس بدی دارم... چون همش فکر می کنم تقصیر من بود... آره نباید سیفون رو می کشیدم!!!

تف به مرامت عوضی............ برنامه امشب سینماهای تهران و حومه...!!!

پسري بودم که اسم نداشت با دختري آشنا شدم که وجود نداشت به شهري رفتيم که آدم نداشت به رستوراني رفتيم که غذا نداشت با قاشق چنگا لي غذا خورديم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر کار گذاشتن شما خيلي مزه داشت
!
Hamishe doost daram your eyes.. chon oona hastand very nice..... hame vaght toro i see...azizam har lahze look at me.... toro khoda hamishe love me... khahesh mikonam hichvaght dont forget me.... age be man nagi my baby... age nayay near me... zendegim mishe mesle hell... doset daram i love you forever:....At last,Dont Forget Me

فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخوای که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!!

Asal , Jigar , Nafas , Namak , Hooloo , Shirini , Tala , Noghre , Mess , Rooy , Ahan Pare , Shir Alat , Samavar Sookhte Kharidarim...
KOT SHALVARI !! )))))

عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است. عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم.
عشق: آمپول ب كمپلكس معرفت است. عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود

Doaye Talagh :
Ya Rab In Delbare Shirin Ke Sepordi Be Manash...
Bas Ke Goh Bood Sepordam Be Nanash !! )))))))

روزتان را با گوزتان اغاز کنید(کنسرو لوبیای تبرک).

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

تو این ساعت قرار بود تو جنگل یه جلسه ی مهم برگزار بشه ولی نمیشه می دونی چرا ؟
آخه این الاغه نرفته جلسه و داره sms می خونه .

یوانات 30 ثانيه زودتر زلزله رو میفهمند!
هوای ما رو داشته باش
ما رو بی خبر نذار

یه کی میره زیست میخونه میشه زیستشناس مثل پاستور یه کی میره نوبل میگیره مثل ماری کوری اونوقت تو گوزو بشین هی SMS بخون

گر خواهی که نبینند رفیقان هنرت را بر خیز و بکش سیفون بالای سرت را

اگه فرهاد شیرین یادش بره
اگه مجنون لیلی یادش بره
اگه پرنده پرواز یادش بره
من هیچ وقت
پول اس ام اسای رو که واسه تو فرستادم یادم نمیره

man az khoda gol khastam on be man bagh dad man az khoda ye derakht khastam on be man ye jangal dad man az khoda ye doost khastam on be man too roo dad ageg inoo baram pas befresti az behtarin doostam hasti hala ino barayeh tamam doostat befrest ta bebini chand nafar ino barat mifrestan montazeram

مثبت اندیش باش اگه یه گنجشک رو سرت چقولی کرد خوشحال باش که گاوا پرواز نمی کنن

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

agar man o too 2 ta barg bashim , hengam khazan man zood tar az too mishekanam ta zamani ke miofti dar aghoosh begiramat

ميدوني فرق تو با گاو چيه............؟؟؟؟؟؟شوخي كردم بابا. هيچ فرقي ندارين

midooni ghashangi rah raftan zireh baroon chiee in ke hich kas nemitooneh ashkatoo bebineh

=
روی یه برگ نوشتم که دوستت دارم ولی تو مثل بز خوردیش !!!


ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميکنيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيله اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا

آن چيزي را كه دوست داري بد ست آور نه آن را كه به دست آوردي دوست بدار

Be torke migan boro joloye mashin bebin rahnama kar mikone ya na? Mire mige .are...na...are...na

هميشه عاشق کسي باش که لايق عشق باشد نه تشنه عشق ! چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود

بـاهـات نبـودم ، برات که بودم اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم ، هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي اگه حرفات نبودم ، صدات که بودم، اگه پـاهـات نبودم ، يه راه که بودم اگه گريه نبودم ، يه آه که بودم ، تو خودت مثـل روز آفتابي هستي اگه خورشيد نبودم ، يه ماه که بودم ، مي تونستي واسه من يه چاره باشي توي آسـمـون دل !

************************
Aaan ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah Aaan ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah
زور نزن از آخر بخون

*******************

فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته

التماس به مردم خفت است، اگر برآورده شود منت است ،اگر برآورده نشود ذلت است

><))):> اين ماهي رو تازه از دريا گرفتم . هنوز جون داره . اگه منو دوست داري تو گوشيت نگرش دار . هر چند وقت يه بار گوشيتو بکن تو آب تا نميره .

التماس به خدا جرات است،اگر برآورده شود رحمت است اگر بر آورده نشود حکمت است

زندگي را دوست دارم به شرط آن که: (ز)آن زندان نباشد (ن)آن ندامت نباشد (د)آن در ماندگي نباشد (گ) آن گورستان نباشد (ي)آن ياس نباشد.

گر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم

یکی مثل پاستور میکروب رو کشف کرد،ادیسون برق رو اختراع کرد،انیشتین علم رو متحول کرد،اون وقت تو منگل فقط بشین اس ام اس بزن،جوک بگو یا آف بزار آخه سریش مگه تو کار و زندگی نداری؟

اگه کسي دستهات رو گرفت – قلبت لرزيد ‚ عجله نکن !!
شايد بابا برقي باشه

وقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين اس ام اس رو ميخونه باش

خیلی پستی........................................ و بلندی در زندگی هست که باید از آنها درس بگیریم

الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي

بی زشتی زیبایی معنی نداره
بی نفهمی فرزانگی معنی نداره
میبینی !!!؟
دنیا به تو احتیاج داره

با عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي اسامبلي، به سرعت فرغون، به تيزي شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توي بيكار

beyn hezaran dirooz va melun ha farda . faghat ye dooneh emroozeh pas az dastash nadim va azash lezat bebarim va ba sms be azizanemoon begim doosteshoon darim

زندگي مال تو مرگ مال من راحتي مال تو تمام سختيا مال من شادي مال تو غم مال من همه چيز مال تو ولي تو مال من

cheshm hayat be man amookht ke ba akharin negah avalin ranj aghaz mishavad

تا حالا کفشهات رو نگاه کردی؟ 2 تا عاشق،2 تا همراه، که بی هم ميميرن، با هم خاکی ميشن، بدون هم زير بارون نميرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون ياد بگيرن...

بودا ميگه :
هميشه عکس همسرت رو تو کيفت بذار , تا هر وقت مشکل بزرگي واست پيش اومد به عکسش نگاه کني و بدوني مشکل بزرگتري هم داري.!!!
سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

قلب فقط قلب فاتی، عشق فقط عشقه لاتی، رنگ فقط شکلاتی، 6 ماه تو حبس بی ملاقاتی؛ فکر نکنی گنده لاتيم، ما فقط خاطر خاتيم!

میدونی فرق تو با راه چیه؟ راه رو باید بری تا به آخرش برسی، اما تو خودت آخرشی

چقدر عجیبه که :
- تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره
- تا فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمیگرده
- تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه
- تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد

ببخشيد مي دونم الان بد موقع هستش که مزاحمت شدم فقط خواستم بپرسم ايران که نفت صادر مي کنه . بشکه ها شو پس مي گيره يا نه

به غضنفر می گن ساندویچ خوردی ؟ میگه : آره آخرش مزه کاغذ می ده

سيب: سر زنده و شاد. هلو: ملوس و دوست داشتنی، ليمو: تلخ و بد اخلاق. توت فرنگی: جذاب و مغرور. پرتقال: باهوش و زيرک. خيار: ساکت و تنها. هندوانه: مهربون و شيرين. گيلاس: خجالتی و تو دل برو. موز: با وقار... به نظرت من چه ميوه‌ای هستم ؟

اس ام اس تازه
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم

اگه خواستي يه كسي- عاشق هم نفسي- عمرشو حيرونت كنه- جونشو قربونت كنه- جون مادرت....... رو ما يكي حساب نكن

می دونی فرق تو با کفش چیه؟کفش لنگه داره ولی تو لنگه نداری.

Dar Zendegi Baraye Residan Be AZADI Rah Haye Ziadi Hast...
Faghat Bayad Gheymatesho Pardakht Koni...
.....
....
Az Resalat 500 Tooman
Az Shoooooooooosh 900 Tooman

bi sms namooni salavat befrest...

چقدر جالبه که: 1.تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره. 2.تا فرياد نزني کسي به طرفت بر نميگرده. 3. تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه. 4.تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمياد................و تا وقتي نميري کسي تو رو نمي بخشه

فلاني...؟...مي داني؟... مي گويند رسم زندگي چنين است !!!!!!! مي آ يند....... مي مانند ....... عادتت مي دهند....... و مي روند....... و تو در خود مي ماني .......و تو تنها مي ماني ....... راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟

تا حالا كفشاتو نگاه كردي ؟؟ 2تا عاشق.2 همراه كه با هم مي ميرن.با هم خاكي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن, كاش آدما هم 1كم از كفشاشون ياد بگيرن

Miduni farghe to ba pashm chiye ? ine ke oon eslah mishe vali to na

age ye rozi boghz galoto feshord ghol nemidam betonam bekhandunamet ama mitonam bahat gerye konam.

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
بر سنگ سپيدي نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه مي طلبيدم... باد فرارسيدنت را به مشام جان نواخت و من از خود بيخود شدم... دقايقي بعد زانوهايم لرزيد و من سرخ شدم!! زرد شدم و تو آمدي!... من سيفون را کشيدم آب تو را برد

زندگي سه چيز است اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود
و يادي كه در عالم فراموشي باقي مي ماند

دوست آن نيست که کنارش باشي دوست آن است که به يادش باشي

یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم
پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست .

Elaaaahi....
Lobnan Ra Bar Israeil......
Islam Ra Bar Sahyoonism......
Va NARGES Ra Bar SHOKAT Piroooz Begardan....
Amiiiiin

eshgh mesle abe, mitoni toye dastat ghayemesh koni, ama akharesh yeroz vamikoni mibini nist, ghatre , ghatre chekide, bi inke befahmi dastet por az khaterast

هميشه دوست داشتم ابر باشم چون اون قدر شهامت داره که هر وقت دلش مي گيره جلوي همه گريه مي کنه

دیروز منتظرت بودم نبودی امروز منتظر تم تا بیای و اگر هم نیای منتظر ت میمونم چه سخت است یبوست

زن براي عاشق شدن به چندين قرن نياز دارد و براي فراموشي به يك دقيقه.........ولي
ولي ...مرد براي عاشق شدن به يک دقيقه نياز دارد و براي فراموش کردن به چندين قرن

اگه يه روز فكر كردي كه يه نفر هر جا مي ري دنبالته و هر مشكلي واست پيش مياد واسش مهمه و ميخواد بهت كمك كنه مطمئن باش كه اون من نيستم يه روز ميام دنبالت و دستت رو مي گن مي برمت يه جايي كه دست هيچ كس بهت نرسه برم (قربان تو عزرائيل

Zemestan 2 Bare Miayad....
Bahar 2 Bare Tekrar Mishe....
Amma Azizam To Hichvaght Tekrar Nemishi....
Chon Khoda 1 Eshtebaho 2 Bar Tekrar Nemikone.....

موفقیت مثل توپ فوتبال برای آدمهاست . می دویم تا به آن برسیم و وقتی رسیدیم آن را شوت می کنیم

مي گويند سه چيز زاده عشق نيست :جدايي -سفر -فراموشي. ولي آن زمان كه تومرا تنها گذاشتي رفتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

میدونی نبات کیلو چنده ؟ نمی دونی ؟ نقل چی ؟ اونم نمی دونی ؟
از قدیم گفتن خر چه داند قیمت نقل و نبات !

يرازب راك رس ور يكي ه د يم ل اح ردقچ(زياد به مغزت فشار نیاربرعكس بخونش)

Midooni Key Mifahmi DONYA 2 Rooze?
Vaghti Har Kio Ke Doosesh Dari Behet Mige:
Ta Akhare Donya Bahatam

وقتي اومدم چونان حالتو مي گيرم که نفست بند بياد از ترس پاهات بلرزه همچين آبروت رو مي برم که سرتو بالا نگيري بچه سوسول من قبض موبايلت

عزیزم چرا ناراحتی؟کسی تو رو تحویل نمی گیره؟وقتی جمله های پایین رو خوندی به ارزش خودت پی می بری
بی زشتی زیبایی معنی نداره
بی نفهمی فرزانگی معنی نداره
میبینی !!!؟
دنیا به تو احتیاج داره

از زندگی هرانچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه انچه ارزویش را داریم

زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن ....پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.

Be Yek 2khtar Khanoome Ziba....
Tahsilkarde...
Mosallat Be Zabane France....
Khoshgelo Khosh Akhlagh....
Ashna Ba Musice Classic ...
Ghader Be Navakhtane Piano....
Jahate --NEZAFATE MOSTARAAH-- Niazmandim

هرگزخودت رابنده ديگرمساز که خداتوراآزادآفريده است

اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

بد ترین درد این نیست که عشقت بمیره.....بدترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی.....بدترین درد این نیست که عشقت بهت نارو بزنه..........بدترین درد این نیست که عشقت ندونه دوستش داری.......بدترین درد اینه که دستشویی داشته باشی اما دستشویی اون ورا نباشه

Eshgho Add kon , Ghamo Delete kon , baraye Ghoroor Off bezar , Doroogh ro Hack kon , az ensaniyyat Copy begir va Sent To All kon

از راه دور چيزي ندارم که در اين روز به پايت بريزم. اما دلي دارم که دريايي از مهر و محبت است و به يادت ميتپد.

یه روز یه کشاورزی بود که خیلی فقیر بود زنش مریض بود بچه هاش گرسنه بودن.اونا فقط یه گاو داشتن و کشاورز 2 ساعت تموم منتظر بود تا گاوش بیاد تا با هم زمین رو شخم بزنن ولی گاوش نمیومد.چون داشت این اس ام اس رو می خوند.

خنده ات رو به همه بده، ولي لبخندت را به يه نفر، عشقت را به همه بده،ولي وجودت را به يه نفر، بذار همه عاشقت باشن، ولي خودت عاشق يه نفر باش

میتونم یه چیزی بهت بگم؟ مطمئن باش که از ته قلبم میگم... همیشه از خدا میخواستم که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده.. . همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم... خدا یکیشو به من داد.... مال من نوکیاست... مال تو چیه؟

تو در دل من جا داری... تو در رگ من جا داری... . .
رفتم دکتر گفت انگل داری...

تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.

فردا آغاز فصل چیدن پشم گوسفندان است.عزيزم زود بخواب فردا اول صف باشی

بزرگترين دشمن بشر پوله پول.... هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص كن

وقتي كه ميري دستشويي قانون دوم نيوتون(جاذبه)ازكارميفته براهمين>>>>>>بايدزوربزني

قربونت برم عزيز -خوشگل ...
حلوا ...
جيگر ..
نمكي ...
نون خشكي -دمپايي كهنه پلاستيك -آب گرم كن- سماور شكسته خريداريم ....

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

می دونی رکورد فیلم کردن مردم دست کیه ؟
کارگردان فیلم نرگس که هر شب 70 میلیون رو با هم فیلم می کنه .

خواستم اسمتو بذارم گل گفتم می پلاسی.بذارم خورشید گفتم غروب می کنی.بذارم ماه روزا تنها می مونم.گذاشتم دماغ تا همیشه رو صورتم باشی!!!!!!!!

Love پیام کوتاه
L: لنگت پيدا نميشه O : عمرمي V : وجودمي E : انگار اشتباه فرستادم

اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست
هر وقت صدای زنگ مسیجت می آد معنیش این نیست که اس-ام-اس داری.........معنیش اینه که یه نفر بیکار شده و حوصلش سر رفته! و یاد تو کرده!!!!!

چشمهاي تو مثل دريا پاك و زلال و تميزه... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟

اگه بگم ديوونتم، اگه بگم عاشقتم، اگه بگم دوست دارم، اگه بگم يه ثانيه از جلوي چشمام دور نمي‌شي، اگه بگم نفسمي، اگه بگم همه هستي مني،‌ برام «لپ‌لپ» مي‌خري؟

چهارتا مورچه ميرن حموم بعد 2تا ميان بيرون اون 2تا چي ميشن؟
مي چسبن به صابون

گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود
گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود

در دستانم __ خطی نیست نه خطی که طول عمرم را نشان دهد نه خطی که آینده ام را بگوید ونه خطی که مرا به کسی برساند من تمام خطوط دنیا را در چشمانم پنهان کرده ا م تا از نگاه متعجب کف بین ها دلم خنک شود
اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي .

اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!

اگه فکر کردي بري قيد چشاتو مي زنم اگه فکر کردي بري ازت به آسوني دل مي کنم آفرين يه بار تو عمرت درست فکر کردي.

از جلو گل فروشی رد میشدم
دیدم زیباترین گلش نیست
نگرانت شدم اس ام اس زدم ببینم کجایی؟

ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو گذاشت سر کار؟ ( پايين رو بخون )
ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو سر کار نگه داشت؟ ( بالا رو بخون )

پنج راه شناختن ترك ها:1-کردن کاپشن تو شلوار 2-ساعت 11 صبح 40 تا نون بربری خریدن 3-کشیدن ترمز دستی تو اتوبان 4-نوشتن GLXپشت RD
5-خوندن اين اس-ام-اس تا آخر!!!!!!

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟
آخه چرا؟تو که می دونی سر کاریه بازم می آیی پایین؟

وقتی داری فکر ميکنی که من دارم فکر ميکنم که تو داری فکر ميکنی که من به چی فکر ميکنم دلم ميخواد که فکر کنی که من به تو فکر ميکنم

حيف كه فقط تو يكي را دارم , اگه از تو يك عالمه داشتم الان گاوداري داشتم

هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی .پر کلاغ رو سفید کنی.آتیشو بوس کنی توی آب یه نفس عمیق بکشی .اون موقع منم میتونم فراموشت کنم.

ضرب المثل فرانسوي ميگه: بمير اما گدا نباش
ضرب المثل هندي ميگه: عاقل همان كاري را ابتدا انجام مي دهد كه نادان در
آخر

اره من کشتمش بايد اين کارو مي کردم شما هم جاي من بودين همين کارو مي کردين تا وارئ اتاق شدم احساس کردم يکي پشت سرمه اما اون زرنگ تر از اين حرفها بود که جاشو لو بده رفتم تو دستشويي مي خواست بياد تو ولي ناخوداگاه زدم تو سرش و اون مرد اره به همين راحتي زدم پشه هه رو داغوون کردم

گاهي وقتها چقدر ساده عروسک مي شويم نه لبخندمي زنيم نه شکايت مي کنيم فقط
احمقانه سکوت مي کنيم

می دونید فرق سوزن با کاه چیه؟
؟
؟
همیشه که جواب این زیر نیست یه بار مغز پوک خودتو به کار بنداز

تو را گم ميکنم هر روز و پيدا ميکنم هر شب
بدينسان خواب ها را زيبا ميکنم هر شب

ای قشنگ تر از پريا- شبها تو چت نريا-اگه رفتی تو روم نريا-اگه رفتی پی ام نديا - اگه دادی اصل نديا -اگه دادی آمار نديا - اگه دادی... به جهنم هر کاری دلت ميخواد بکن!

براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دل تو را بشكنم؟
من هم براي هزارمين بار به دروغ گفتم : نه! هيچوقت...
تا مبادا دلش بشكند.

راننده ای که با شادروان پوپک گلدرّه تصادف کرده بود... ديشب اعتراف کرد که از شوکت پول گرفته بوده ....!!!

لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ .

نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم

اين هم ترانه بسيجيان عزيز به مناسبت روز خواهر : خواهرم در كوچه آرايش مكن -از جوانان سلب آسايش مكن- گيسوان از روسري بيرون مريز- بر مسير ديدگان افسون مريز -خواهرم ديگر تو كودك نيستي- فاش مي گويم عروسك نيستي خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟ پوشش چسبان؟؟؟خجالت نمي كشي ؟ حيا نمي كني ؟

شايد ندونی که من دوست دارم ... شايد ندونی که من عاشقتم .... شايد هيچ وقت ندونی که قلب من به عشق تو مي طپه ..... اما اينو بدون که انرژي هسته ای حق مسلم ماست؟!

آموخت که چگونه گريه کنم امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدارم امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم

بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش

سبدی پر از موز
دسته گله رز
پيرهنی پر از پرز
همسری مثله بز
آرزويه من براي توست

يه جاي كاملا زيبا كشيدم رد پايت را
كشيدم طرح زيباي غروب چشم هايت را
كشيدم روي دستشويي حضور آشنايت را

۱۰شاخه گل برات مي فرستم ۹ تا طبيعی آخريش مصنوعی
يه کارت ميزنم بهش که روش نوشته : تا وقتی آخرين گل پژمرده بشه
دوستت دارم

فناوري هسته ای و پيروزي غرور آفرين دانشمندان توانمنده ايرانی در زميني بهره برداري صلح اميز از انرژي هسته ای رو بيخيال.... .. خودت چطوری؟؟

۱۰۰ بار قسم خوردم که نامت را به زبان نیارم ولی افسوس که قسم هم نام تو بود

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .

از اونجا که نسل دایناسور 2میلیون سال پیش منقرض شده پس نتیجه می گیریم : دنیا دیگه مثل تو نداره ........نه داره نه می تونه بیاره

اگه معلم جغرافي بودم اسمتو روي بلند ترين قله ي دنيا ميذاشتم- اگه معلم ادبيات بودم اسمتو روي تمام شعرام ميذاشتم اگه معلم شيمي بودم اسمتو روي حلال ترين محلول ها قرار مي دادم -حالا كه هيچكاره ام...اسمتو فعلا روي دستشويي ميذارم

یک روز گل به خدا گفت:چرا گل های زیبا همه خار دارند؟
خداوند گفت:نه یه گل زیبا هست که خار نداره ولی صداش نکن چون داره الان این اس ام اس رو میخونه

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نمیکنم...اگر زندگی بلد نباشم زندگی نمی کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو یاد میگیرم

عشق زماني است که درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو راه بروي و بي دليل بخندي

بر در قلبم نوشته بود ورود ممنوع عشق تو آمد و گفت: بی سوادم

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم گفتم : یک بخش اما از وقتی تورو شناختم فهمیدم عشق ۳ بخشه : ۱. عطش دیدنه تو ۲. شوق با تو بودن ۳. و اندوه بی تو بودن .

سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
اما بدون...
گاهی سکوت واژه ی گویا ییست

من توي زندگيم 3 تا دوست دارم ماه و خورشيد و تو . اولي را واسه شبم مي خوام دومي را واسه روزم مي خوام اما تو را واسه تك تك لحظه هاي زندگيم مي خوام

وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به تو می دهد تو هزار دلیل برای خندیدن به او نشان بده

بهتره دیگران از ما به خاطر اونچه که هستیم متنفر باشند تا اینکه مارو به خاطر اونچه که نیستیم دوست داشته باشن

دوست واقعي كسي است كه دستهای تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .

خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروی. دو تا دست داد تا نگه داری. دو گوش برای شنیدن و دو چشم برای دیدن داد ولی چرا فقط یک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس دیگری داد تا تو آن را پیدا کنی

گل را دوست دارم تو را هم دوست دارم گل را برای بوییدن تو را برای بوسیدن گل را برای یک لحظه تو را برای همیشه

زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی

زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن
نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... ولي دوست داشتن ....

کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

گفتم چيزي بگو... سكوت كرد و رفت
و من ...
...هنوز گوش ميكنم.

اگه مي دونستي چقدر تنهام هميشه برام اشک مي ريختي اگه مي دونستي هميشه اشک
مي ريزم هيچوقت تنهام نمي ذاشتي

هنگاميكه براي رسيدن به يك ستاره تلاش ميكنيد شايد نتوانيد به آن برسيد اما لااقل گرفتار باتلاق كثيف نخواهيد شد.

زندگی دوچیز بیشتر نیست: یا مرگ آرزو ... یا آرزوی مرگ...

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

گل سرخ را دوست دارم چون رنگ خونه . خون را دوست دارم چون در رگ جاریست . رگ را دوست دارم چون به قلب راه داره . قلب را دوست دارم چون جایگاه توست .

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني

بهتر است كه روي پاهايتان بميريد تا اينكه با زانو زدن زندگي كنيد.

من تو را دوست دارم نه بدان رو كه بتو محتاجم. بلكه به تو محتاجم چون دوستت دارم.

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش:
من كه شب بودم
و شب هستم
و شب خواهم بود
به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست
دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه
بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم!

زماني كه فكر ميكني در 7 تا آسمون يه ستاره هم نداري يكي يه گوشه ي دنياست كه براي ديدنت لحظه شماري ميكنه

عشق از دوستي پرسيد:فرق من و تو چيست؟
دوستي گفت من آدمارو با سلام آشنا ميكنم((تو با نگاه))
من آدما رو با دروغ جدا ميكنم((تو با مررررررررررررررررررگ))

عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ،
خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم،در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم

عاشقي که تنها باشه توي دنيا نميمونه دل عاشق رو شکستن شده کار اين زمونه...

اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد.

بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

اشك تنها موجودي است كه چون از چشم مي افتد عزيز ميشود

پيدا كردن دوستان واقعي سخت، ترك كردنشان مشكل و فراموش كردنشان غير ممكن است.

چوب و سنگ استخوانهاي ما را ميشكنند اما كلمات قلب ما را

كاش مي شد اشك را تهديد كرد مدت لبخند را تمديد كرد كاش مي شد از ميان لحظه ها لحظه ديدار را نزديك كرد!

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم:
بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن
هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن
حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن

خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد

آرزو دارم عمرت مثل دستمال توالت باشه
سفيد و مفيد و دراز

لحظاتی را طی کردم تا به خوشبختی برسم : اما وقتی رسیدم دیدم خوشبختی همان لحظات بود

اگر مي بيني گناه کسي آنقدربزرگست که نمي تواني او را ببخشي گناه او بزرگ نيست قلب تو کوچک است...

اگه يه روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي
زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح.... قيافه تنهاي خودم رو توي
آيينه اتاق تحمل کنم

ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی ,
در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی

هرگز به دنبال كسي نباش كه بتوني با اون زندگي كني به دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني

......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي
که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو
را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني
اين....

یکی تو راست میگی-یکی پینوکیو
یکی تو مهربونی-یکی خرس مهربون
یکی تو خونتون قشنگه-یکی خونه مادر بزرگه
یکی توسفیدی-یکی سفید برفی
یکی گوشای تو قشنگه-یکی گوشای زیزی گولو
یکی توخشکلی - یکی پلنگ صورتی
یکی توزبلی- یکی ملوان زبل
یکی موهای تو قشنگه-یکی هم موهای آن شرلی
یکی تو سره کاری یکی هم اوني که می خوای اینو براش سند کنی

Age ehsas kardi gonahe ye nafar inghadr bozorge ke ghabele bakhshesh nist bedoon ke oon gonaah bozorg nist balke ghalbe to kheili koochike va age ehsas kardi gonahe ye nafar kheili koochike bedoon ke ghalbe to kheily bozorge

salam, mikhastam ye matlabi ro behet begam valiii... aslan velesh kon... >>>>>>>>>>> bikhiyal / / / / / lotfan baghiyasho nakhoon ==================== goftam lotfan baghiyasho nakhoon chikar dari????????? ================ na kheyr mesle inke fozoolit nemizare ====!!!!!!!!!!az daste to !!!!!!!!!! ================== OK == =========== mikhastam begam kheyli dooset daram

اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم

دیشب تو را ز مستی تشبیه به ماه کردم / خاک تو سرم تو زشتی من اشتباه کردم

dota goshad miran bank minzanan, yekishoon mige khob bia beshmorim cheghadr dozdidim, oon yeki mige bikhial, farda radio mige

ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

نديدم بهاری / محبت ز ياری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری

دیروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید

مهرباني را در نگاه منتظر ترک خری ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود

براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين

به ياد داشته باش : به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ، به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است

من 15 تا تو را دوست دارم 7 بهشت 7 آسمان 1 دنیا

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

عشق مثل يک ساعت شني مي ماند همزمان که قلب را پر مي کنذ مغز را خالي مي کند!!

همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده

از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم

چند تا آدمن که تنشون ميخاره 1.اونايي که چشمک ميزنن ولي شماره نميدن 2.اونايي که شماره ميگيرن ولي زنگ نميزنن 3.اونايي که حموم نميرن 4.اونايي که آف‌ت رو واسه خودت ميفرستن

خبر رسیده که یکی از فرشته های خدا گم شده. چند میدی لوت ندم؟؟؟

jadid tarin jomeleye asheghane : energy e hasteyi man toyi

تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را

ديگه نه زنگ بزن، نه اس‌ام‌اس بده، نه با من حرف بزن، آخه رفتم دكتر، گفته: قند دارم و نبايد به عسلي مثل تو نزديك بشم

migam mer30 behesh bere30 ba kompere30 nagi beke30 mano miboo30 age naboo30 kheili loo30

Agar mikhahid zendegie jadidi dashte bashid va kamelan avaz shavid ba ma tamas begirid . ( sazmane bazyaft zobaale

آروم بگو : ( خدايا من عاشق توام و به تو نياز دارم، هم‌اينک به قلبم بيا) اينو واسه ادد ليستت بفرست تا امشب 1 معجزه ببيني پاکش نکن حقيقت داره

10 تا شاخه گل رو بگیر جلو آینه حالا بشمر دیدی 11 تان آخه خودتم گلی


نمیگم که برام قدر یه دنیا عزیزی چون دنیا یه جایی تموم میشه...
نمیگم که مثل گلی چون گل هم یه روز پژمرده میشه...
نمیگم دوست دارم چون که........ من اصلا دوست ندارم

هر چي زنگ مي زنم آنتن نميده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض کنه.

سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک زدن است
و ارزش قانوني ديگه اي ندارد . شب بخير .

انوشه انصاري به زمين بازگشت. در همين راستا سازمان ناسا اعلام كرد: از اون بالا كفتر مي‌آيد، يك دانه دختر مي‌آيد!

بي معرفت شدي . محل نمي زاري .اس ام اس نمي زني ؟ خودتو واسه ما ميگيري
اين همه بي محلي واسه چيه ؟ خوبه عکست روي چي توزه !

(اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ببخشيد عزيزم كه اين موقع شب مزاحم خوابت شدم چون يه سوال مهم برام پيش اومده، مي خواستم بدونم «هواپيما بوق داره؟

زندگي 3 ايستگاه داره 1. تولد 2.عشق 3.مرگ... آقا ايستگاه دوم نگه دار

اوصاف علی به گفتگو ممکن نیست گنجایش بحر در سبو ممکن نیست

ايران بالاخره پس از کارشناسي هاي دقيق پاسخ 5+1 را داد: مي شه 6

فرشته‌ها وجود دارن، اما بعضي وقت‌ها چون  بال ندارن-مثل تو، ما بهشون مي‌گيم دوست

خانه‌اي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدن‌سازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنت‌هاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه
غريبه‌ي ديروزم. آشناي امروز و فراموش شده‌ي فردا. پس در آشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي يه دنيا يادم كني

غمهايت را روي شن بنويس تا باد آنها را با خود ببرد و شاديهايت را روي سنگ بنويس كه هيچوقت تنهايت نگذارد

خيلي دوست دارم زود به زود ببينمت اما حيف بليط باغ وحش گرونه

الهی میدون بشی منم وانت بشم دورت بگردم

عيد فطر مبارك -رصد خانه ي اردبیل

دوستی یک فرصت نیست بلکه مسئولیتی شیرین است

تو يک آدم: مهربون.با کلاس. با پرستيژ. مرتب. فهميده. با شعور. جذاب. خوش تيپ. خوشکل. خوش زبون. خوش قيافه. با مرام و با فرهنگي مثل من ديده بودي؟؟؟

وقتي که يک مسيحي ميميرد بر سر مزارش صليبي مي گذارند تا تمام مردم بفهمند در آن محل کسي دفن شده وآنجا گورستان کسي است. حال تو نيز بر گردنت صليب بيانداز که تمام مردم بفهمند در سينه ي تو گورستان من است و از عشق تو سر به زمين گذاشته ام

ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

خداوندا من در كلبه ي حقيرانه ي خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري . من چون تويي دارم و تو چون خود نداري

من بيمارستانم نگران نشو. من تصادف کردم. تا فردا مرخص ميشم. دکتر ميگه شونت شکسته. ديگه خوب نمي شه بايد برم يه برس ديگه بخرم
 
برو سرمیکروسکوپ
رفتی؟
چی می بینی؟
یه ذره کوچیک
میدونی چیه؟
یک کم فکرکن
اون دل منه که برات یه ذره شده

با موبایلت چکار کردی که هر چی زنگ میزنم میگه مشترک مورد نظر در قلب شماست؟

ماهی شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش ,میشه عروس ماهیا,شاه ماهی میشه همسرش,ماهیه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش ,نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش

اگه یه پروانه اومد رو سرت نشست نپرونش آخه من آدرس قشنگ ترین گل دنیا رو بهش دادم

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بزن تو سرش جوون باید رو پای خودش وایسه

اهدای اس ام اس اهدای زندگیست .هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم(انجمن بیماران اس ام اسی)

طبق آخرین اعلام قوه قضاییه خر بودن جرم نیست.برو خوش باش!

فاصله ها : از نفرت تا علاقه یک محبت . از دشمنی تا دوستی یک لبخند . از جدایی تا پیوند یک قدم .
از دوری تا صمیمیت یک اس ام اس

کورش کبیر گفته:اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید!!!

هی اس ام اس برو پیش اونی که بهش فکر می کنم،اگه کار داشت مزاحمش نشو،اگه خواب بود آروم ببوسش و برگرد،اگه تو رو خوند بهش بگو دوستش دارم.

یلی بیکاری ببینم تو درس نداری؟کاروزندگی نداری؟خواب وخوراک نداری که 24 ساعته توی قلب منی؟

زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

آرزو مي كنم: زندگي مال تو...مرگ مال من راحتي مال تو...گرفتاري مال من شادي مال تو....غم مال من همه مال تو ولي تو مال من

زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي

فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود

اگه مي‌تونستم تو دنيا يه چيزه ديگه باشم ، اشك مي‌شدم ، چون : تو چشمات متولد مي‌شدم رو گونه‌هات زندگي مي‌كردم رو لبات بميرم

بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

من ، پینوکیو ،ملوان زبل ،سیندرلا ، زی زی گولو ، نمو ، پت ومت ، مرد عنکبوتی ، شرک، سندباد ، آلیس ،آن شرلی،میکی موس،کوزت،آنجولیا جولی،آل پاچینو،جنیفر لوپز،تام کروز،برادپیت،آمیتا باچان،مدونا،غضنفر وبقیه برو بچ قبولی تو رو توی کنکور بهت تبریک می گیم.

از بینی ام تا دست من راهی به جز انگشت نیست
دلخوش به دستمالم نکن هیچ چی مث انگشت نیست!!
--------------اگر هر کدام تکراری بود یا بیمزه یا هرچی تو نظرات بگو تا پاکش کنم--<چاکر شما>--

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
بعلت کمبود جا جوکها را آوردم اینجا!
جوک زیر یک جوک فلسفی است .من بار اول که شنیدمش تا روش فکر نکردم نفهمیدم که خندش کجاست.شما هم امتحان کنید
یه تهرانی با خواهرش رفته بودن آبادان.اونجا یکی به خواهره متلک میگه... پسر تهرونیه میاد مثلا دعوا کنه-میاد جلو و میگه: تو بدی -توبدی -تو بدی... خواهره هم میاد جلو میگه: کامبیز .. ولش کن ..کشتیش

یك روز پينوكيو ميره سر قبر پدرش و مي گه: عروسكي بودم برات كه تو بهم نفس دادي
سوسکه یه عالمه پهن پیدا می کنه ... میگه: من و این همه خوشبختی محاله

ترکه جوراب خرید به پاش گشاد بود جلوش پنبه گذاشت

يك روز به معتاد ميگن فرق شما با ورزشكارا چيه؟
ميگه:ورزشكارا تكنيكي كار مي كنند اما ما پيك نيكي كار مي كنيم

ترکها واسه اکتشاف میرن قطب جنوب .از یکی می پرسن:آقا اینجا آدم سیاه دارید؟
میگه:آره داریم
میگن:سفید پوست چی اونم دارید؟
میگه:خوب آره داریم
میگن:سیاه سفید چی ندارید؟
میگه اصلا آدم سیاه سفید پیدا نمیشه.
داد میزنن میگن: گضنفر ولش کن اون پنگوئنه

تركه ميميره چون عكسش را نداشتن تا گردن خاكش ميكنن

به تركه ميگن اگر به جاي بنزين تو موتور ماست بريزي چي ميشه؟ تركه ميگه هيچي به جاي بوق ميگه دوغ

يك روز غضنفر ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه كسي درو باز نميكنه با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم

يه روز به يه تركه ميگن پنج تا حيوان وحشي نام ببر:ميگه دوتاشير,سه تاپلنگ

يه پير زن اکس میخوره ؛ ازش میپرسن خودتو معرفی کن:
میگه: من ترانه ۱۵ سال دارم

تركي ميگه عجیبه!ميگن چيه عجیبه؟ميگه صد هزار تا تماشاگر و 22تا بازيكنو 3 تا داور!ميگن خوب اين چيش عجيبه؟ميگه گنجشكه همه رو ول كرده ريده رو من.

به ترکه عکس یه دایناسور وحشتناک نشون میدن میگن: شما به این چی میگید
میگه: من گوه میخورم به این چیزی بگم

از ترکه میپرسن چرا صورتت داغون شده ؟میگه :ديروز از يك قهرمان بوكس پرسيدم ساعت چند است؟قهرمان5 مشت به سرم زد و با اين كار به من فهماند كه ساعت5 است!
خوب تو چه كار كردي؟
ایلده خدا را شكر كردم كه ساعت12 نبود

ترکه توی جبهه بوده- یه نارنجک میندازن جلوی پاش میترکه -بعد از ترس می شاشه..! به دوستش میگه: اصغر خون چه رنگیه
اگه زرده من مجروح شدم

تركه ميره امامزاده مي بينه خيلي شلوغه ميگه:بابا پارسال هم همين كارو كرديد ...انقدر شلوغ کردین که حاجتا قاطي شد و من حامله شدم

ترکه خوابش سنگین بود تختش شکست

يه روز ترکه تو مسابقه دو ، دوپينگ ميکنه ، براي اينکه لو نره نفر آخر ميشه

به یکی میگن با حمید جمله بساز
میگه : شما دو تا چقد مثل همید

يه روز يه تهروني نشته بود تو اتوبوس هي مي رفت به در گوش راننده يه چيزهاي مي گفت و راننده عصباني ميشد آخر يه نفر از اون پشت مياد ميگه آقا اين چي در گوشت مي گه راننده مي گه هيچي بابا هي مياد به من ميگه كه اتوبوس چپش كن ما بخنديم

تركه ميره بهشت زهرا _ گل گيرش نمياد كمپوت ميبره.

به ترکه میگن با صداقت جمله بساز
میگه با تلفن حرف می زدم یهو صدا قت شد

يه گربه شب بدنيا مياداسمشوميزارن شو كت

ترکه يه خبر داغ ميشنوه,گوشش ميسوزه.

به تركه ميگن با سي دي جمله بساز. ميگه چوسيدي ميگن نه به سي دي صوتي جمله بساز ميگه گوزيدي...

يه بار به تركه ميگن:با توله سگ جمله بساز.تركه ميگه:
طول سگ × عرض سگ=مساحت سگ!

يه روز غضنفر به دوستش ميگه
ميخواستم ديپلم بگيرم نذاشت
ميخواستم ليسانس بگيرم نذاشت
ميخواستم دكترا بگيرم نذاشت
دوستش ميگه كي.؟
غضنفر ميگه : این كون گشادم .

تركه ميره مجلس ختم موقع برگشتن ميبينه كفشش نيست
ميگه اه يعني من رفتم

مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم ساعتي كه مي گذره بچهه ميگه خوب ديگه مامان خفه شو مي خوام بخوابم

يه ترك با حسرت به اسب نگاه ميكردو آه ميكشيد
بهش ميگن چرا اينطوري به اسب نگاه ميكني
ميگه اي كاش من هم تحصيلاتم را ادامه ميداد

يه روز يه ميخي ميره عروسي از بس كه قر ميده ميشه پيچ

يه تركه صد هزار صلوات نذر ميكنه ميره ورزشگاه آزادي ميگه بر محمد و آل محمد صلوات

چهار تا ترك قايم موشك بازي مي كردند حالا بعد از دو سال هنوز دو تاشون پیدا نشدن

يه روز يه جكه پاره ميشه تركا از توش ميريزندبيرون

به غضنفر میگن : با حیدر جمله بساز
میگه: رفتیم خونه عموم حیدر زدیم کسی درو باز نکرد
میگن : منظورمون آقا حیدر بود
میگه: آقا حیدر زدیم ...بازم کسی درو باز نکرد که نکرد

تركه داشته زنشو ميزده. بهش ميگن چرا ميزنيش. ميگه : اگه مي دونستم چرا كه مي كشتمش

به فوضوله ميگن اگه يه روز فوضولي نكني نصفه دنيا رو ميديم به تو فوضوله ميگه: خوب اون نصفه ديگشو ميدين به كي؟

از يكي مي پرسن ميدوني شباهت خورشيد با لر چيه ؟ ميگه نه بهش ميگن هر دوشون از پشت كوه در ميان

يك روز به يك تركه مي گويند براي چه سرت
رو داخل قفس كردي تركه می گه چون خوابم از سرم نپره

يه روز يه هويج با مامانش ميره بيرون وسط راه به ماماش ميگه مامان مامان من اب هويج دارم

یه روز داشتن یه آبادانی و یه رشتی رو اعدام میکردن رشتی مثل بید می لرزید
آبدانیه گفت: چته کوکا ؟مگه بار اولته

چوپان دروغگو ميميره مي ره اون دنيا.ازش ميپرسن تو كي هستي؟ ميگه منم دهقان فداكار!!!!

تركه از كنار ساختمون رد ميشه يه كاغذ ميخوره تو سرش بيهوش ميشه وقتي كاغذرا باز مي كنند ميبينند كه نوشته دو عدد آجر

به ترکه ميگن اگه چشمهای خر مثل چشم گربه برق میزد چی می شد؟
ترکه میگه: اونوقت تبریز می شد لاس وگاس

به تركه ميگن: نظرت راجع به قفل فرمون چيه؟
ميگه عاليه فقط سر پيچها اذيت ميكنه!

يه ترکه از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه منگل

يه روز به يه تركه ميگن تو كه هفتاد ساله تو تهرون زندگي مي كني چرا فارسي بلد نيستي؟
ميگه:مگه من حضرت سليمونم كه زبون هر حيووني رو بفهمم!

یه ترکه لیسانس میگیره میشه لر

تركه ميگه عجب خر تو خريه من سه بار رفتم سربازي هيشكي نفهميد

يه روز يه تركه پسرش مياد خونه بهش ميگه: کره خر كوجابودي؟ پسرش با عصبانيت ميگه: هان مگه كوجا بودم ؟!پدرش با عصبانيت بيشتر ميگه: گلت چردي مگه كجا بودي

ترکه میره کانادا ابی رو میبینه میگه سلام آقا ابی
ابی میگه : سلام هموطن
ترکه کف میکنه... میگه:اووووف کیفیت صدا روبرم

يک اصفهاني براي مهموناش چايي مياره ولي قند نمي ياره ...مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بوخورين ... بچهه ميره تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره ها مي گه :من گفتم چاي با قند بوخور نه چاي شيرين

تركه تو صف برنج فروشي بوده برنج تموم ميشه ميگه اشكال نداره تهديگ بده

یه ترکه سیگارش خاموش میشه میذاره زمین هولش میده

يك تركه ميره با كامپيوتر كار مي كنه وقتي كارش تموم ميشه مي فهمه كامپيوتر خاموش بوده


یه ترکه با کلید گوششو پاک می کنه گردنش قفل می شه
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
به تهرانی خر میگن از زندگیت راضی هستی؟ میگه آره.از همون اول ما کارهای خونه رو تقسیم کردیم.زنم امر می کنه -من هم اجرا می کنم!

ترکه نذر مي کنه اگه دانشگاه قبول بشه --> مادرشو پياده بفرسته کربلا!!!!!!!!

دارکوبه با بلدرچین ازدواج می کنه بجه شون می شه دارچین!

تركه دور خودش ميچرخه، هرز ميشه.

تركه توالت ميساخته. آجر كم مياره. اوپن ميسازه

يه تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم

زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هذيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

سال دوهزار و پنجاه ...بيست نهمين دوره جام جهاني ...
ميزبان بازي ها افغانستان .... گزارشگر نوه عادل فردوسي پور ...
توپ پس از برخورد به مجسمه علي دايي به بيرون رفت ... چه ميکنههههههههه

مرد اولی: تو که پولداری اگه یه روز بیفتی بمیری ثروتت به کی میرسه ؟
پولداره : خوب معلومه به زنم
مرد اولی: اگه زن نداشتی چی ؟
پولداره : ای آقا اگه زن نداشتم که به این زودیا نمیافتادم بمیرم !

تهرانی خر: آقا من اومدم خودمو بیمه کنم
کارمند: بسیار خب ... در مقابل چه حوادثی ؟؟؟
تهرانی خر: در مقابل مادر زنم !

زن : تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن ؟
مرد : حق با تو هست چون عقل من سر جاشه !

زن : اگر مرد متأهلی تو خواب ببینه که مجرده تکلیف چیه ؟
مرد: هیچی - وقتی از خواب پا میشه مأیوس میشه !

کادمند پمپ بنزین :آهای مردتیکهع خر!داری تو پمپ بنزین سیگار میکشی ... !
ترکه : برو بابا -من جلو بابامم سیگار میکشم !

زن: تو همه جا شایعه کردی که واسه پول با من ازدواج کردی ؟
مرد :آخه چه دلیل دیگه واسه این ازدواج بیارم !

به کعبی گفتن : چرا زدی تو صورت فیگو؟
گفت: دیدم پام که به فینال نمیرسه بذار جاپام برسه !!!!!!!!

يك روز ملانصرالدين خرش را به سختي مي زد و رهگذري از آنجا مي گذشت و پرسيد كه چرا مي زني گفت ببخشيد اگر مي دانستم كه با شما خويشاوندي دارد اين كارو نميكردم

به يه تركه مگن علامت @ چيه ميگه : اي دورت بگردم

ترکه با خره شطرنج بازی میکرده دوستاش میان میگن :عجب خر باهوشی میگه نه بابا چی میگین یک یک مساوی هستیم

يه دختر بچه گم ميشه پليس ازس ميپرسه آدرست چيه ؟ ميگه: nasim_juun@yahoo.com

تابلوهاي بين راهي در 5 کيلومتري شهرها... قم : لطفاً با وضو وارد شويد!..تهران: شرف ممنوع!... رشت: از غيرت خود بکاهيد!... آبادن: پاريس 5 کيلومتر!... تبريز: پايان تمام محدوديتها

تركه سگش فلج بوده .دزد كه ميومده سگشو ميذاشته تو فرغون ....ميوفتاده دنبال دزدا!

تحقيقات بعمل امده تركها نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند

به ترکه ميگن چرا صورتت قرمزه؟ ميگه چش خورده. ميگن يعني چشمت زدن؟ ميگه: نه بابا چش شلوار

لرا سفينه مي سازن برن خورشيد. بهشون ميگن چقدر خرين ذوب ميشين.
ميگن فكر اونجاشم كرديم، اگه طبق برنامه بريم شب ميرسيم.

زمان جنگ یه خلبان عراقی داشت رشت رو بمباران می کرد. دید مردم بخار ندارن: اومد پایین با کمربندش شروع کرد به زدن مردم

رشتیه به زنش میگه: اگه بعد از مرگ من بهم خیانت کنی، من تنم تو قبر میلرزه‌ها! خلاصه رشتیه میمیره و بعد از یک ماه توی اون دنیا بهش میگن: اصغر ویبره

ترکه میره جلوی یه نفر رو میگیره و میپرسه: ببخشید شما پسر ممد پاسبان نوه حاج قنبر کفاش نیستی؟ طرف با خوشحالی می گه آره خودمم! ترکه میگه: ببخشید اشتباه گرفت

ترکه رو می گیرن بهش می گن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد ؟؟؟؟؟
میگه از شما بهتر می نویسم امام با ماست

ترکه پولاشو از تو جیبش در می آورده و پرت می کرده پشت سرش .بهش میگن این چه کاریه؟ میگه ایلده دارم پولامو پس انداز می کنم

ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت ميرفته , يه دفعه راديو پيام ميگه : "رانندگان عزيز که در لاين تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن يه اتوموبيل در لاين مخالف در حرکت است" ترکه همينجور که داشته فرمونو اينور اونور ميکرده ميگه : لامصبا يکي دوتام نيست

دو تا ترک با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ......... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق دزدیدن

ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازدش دور

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

یکی با ترکه دعواش میشه. بعد از کلی بحث طرف به ترکه میگه: گیر عجب خری افتادیما...ترکه هم جواب میده: خودت گیر عجب خری افتادیما

یه نفر به یه ترکه میگه کره خر. ترکه تعجب میکنه و با خودش میگه: عجب! یعنی اینقدر جوون موندم؟

ترکه ميره لامپ فروشی ميگه ببخشيد- شرمنده -گلاب به روتون- لامپ دارين? يارو ميگه بله ولی چرا گلاب به رومون؟ ترکه ميگه آخه واسه دستشويی می خوام

قابل توجه تهرانی هایی که نصف عمرشون روی توالت فرنگی سپری میشه:کسانی که موقع ريدن، فکر میکنن .موقع فکر کردن میرنن
از یه ترکه میپرسن شما چرا اینهمه کونتون گندس؟میگه والا زمان ما که امکانات نبود.واسه همین ننمون بجای پودر بچه به ما بکینگ پودر زده

تركه ميخواسته بياد تهران، ميره از يه راننده ميپرسه که بليط تهران چند؟ راننده ميگه: جلو 1000 تومن -وسط 800 تومن- رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد ترکه رو سر كار بذاره، ميگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌ نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه ، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:‌ آره. تركه ميگه:‌ خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم
ترکه هیئت میزنه.روز آشورا روی در هیئت مینویسه به علت شهادت امام حسین هیئت تعطیل است!

به غضنفر میگن چی شد که معتاد شدی
میگه با بچه ها قرار گذاشتیم که جمعه رو که تعطیله بریم تفریحی بکشیم....زد و اما مرد...دو هفته تعطیل شد

یه روز ترکه یه پلیس رو می کشه- بعد زنگ میزنه 110 میگه: حالا شدین 109 تا

تو هلند جشنواره گل بوده هلندیه یه ساعت صحبت می کنه
ترکه میگه این چی میگه
یکی میگه داره درباره پرورش گل ها تو کشورشون صحبت می کنه
ترکه عصبانی میشه بلند میشه به هلندیه میده میگه این گلهایی که شما پرورش می دید ما تو کشورمون می ذاریم زیر کونمون می شینیم روش
فرانسویه یه ساعت صحبت می کنه باز ترکه عصبانی میشه میگه این گلهایی که شما پرورش می دید ما تو کشورمون می ذاریم زیر کونمون می شینیم روش
همین طور ترکه به همه همین رو می گفته تا نوبت به خودش می رسه
بعد بلند میشه و یک کاکتوس از تو جیبش (؟) در میاره و میگه: ما تو کشورمون کاکتوس پرورش می دیم
حالا هر کی دلش میخواد بره بشینه روش

به قزوينيه ميگن با نمونه جمله بساز ميگه:مهمترين عضو بدن كونمونه

تركه رفته بود توي یه طويله پر از الاغ .بعد به خودش میگه: عجب آينه كاري قشنگيه

ترکه میره مهمونی بهش میگن راحت باش میگوزه

عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ .... محصولي از كون مرغ

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه...
اونم به جاش فحش خواهر مادر ميده!

ترکه صبح ميره مغازه و کرکره رو بالا ميکشه و ميگه :بسم الله رحمان رحيم ...وارد ميشه و ميبينه همه مغازه رو خالي کردن ! کرکره رو ميکشه پايين و ميگه: صدق لله علي العظيم

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد،
با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!

ترکه با موتور داشته تو یه جاده ی گل آلود می رفته که ناگهان میفته تو یه چاله!اونم واسه در آوردن خودش موهاش رو به طرف بالا می کشه

يه روز يکي ترکه رو دعوت مي کنه خونش و بعد طرف خانمش رو معرفي ميکنه
وميگه : اين هم خانم من بلبل .
ترکه ازش مي پرسه که چرا زنت رو بلبل صدا مي کني ؟
ميگه : آخه هم خوشگله و هم خوش زبونه .
بعد از مدتي اين يکي ميره خونه ترکه و مي بينه که ترکه زنشو پنگوئن
صدا مي کنه . بهش ميگه رفيق اين چه اسميه رو زنت گذاشتي ؟
ميگه : ایلده هم پهنه و هم گوه و هم انه !!!

ترکه میگوزه دو متر پرت میشه هوا-بهش میگن چی شده؟ میگه: هیچی بابا تو دنده بود

يارو تركه يه پيت گذاشته بود جلوش و هي بهش
نگاه ميكرد يكي ميرسه ميپرسه فلاني چرا داري
به اين پيت نيگاه ميكني ميگه ميخوام ببينم اينقده
ميگن پيتزا پيت چه جوري ميزاد

ترکه تو امامزاده داشته میشاشیده.... ملت میریزن سرش و یه کتک حسابی بهش میزنن! ترکه هم میگه لامصبا ! چرا میزنید؟؟ من شاش بند بودم-امامزاده شفام داد

یه روز ننه تهرانیه به بچش میگه: برو شیشه ی ادویه رو بیار .بچش میره شیشه ی ادویه رو بر میداره و درش رو باز می کنه...یکدفعه باباش از تو شیشه میاد بیرون و میگه: پسرم دستت درد نکنه الان دو ساله که مامانت انداختم اینجا

ترکه داشته به سن بلوغ می رسیده دم در میاره!

غضنفر میره رستوران پیش خدمت میگه: آقا شیر بیارم یا موز ؟
غضنفر میگه : آقا دست شما درد نکن یکی از اون یاموزا برای ما بیار

يه ترکه مغازه پرچم فروشي مي زنه بعد رو در مغازه اش يه تابلو مي زنه و روش مي نويسه :پرچم ايران با رنگ هاي مختلف

ترکه و لره رفته بودن کوهنوردی-وقتی به نوک قله می رسن برای چسباندن پرچم هایشان که یکی مال لرستان بوده و یکی هم مال آذربایجان دعواشون میشه. خلاصه ترکه لره را پرت می کنه از کوه پایین و لره پرچم بدست میفته روی یک الاغ و پرچمش فرو میره توی قمبل الاغه....ترکه هم از بالای کوه میزنه توی سر خودش و میگه: ای وای! که نسلم اسیر شد

از یه تهرانی میپرسن: چرا شما آخر همه حرفاتون یه ان میذارید : میگید مثلا-حتما-معمولا-جدا؟.....تهرانی خر جواب میده: والا اینا همش شایعن --------شایعه است

این جوک واقعی است
یه عرب توی مدرسه جریمه میشه که پنچ صفحه مشق بنویسه....خط اولش رو که نوشت بیقه رو ایضا میزنه تا آخر


دو تا ترک تو فرودگاه کار میکردن. فرودگاه به علت باریدن برف تعطیل میشه و ترکها هم از فرصت استفاده می کنند که برن عرق خوری! میبینن هیچی ندارن.. یکیشون پیشنهاد میکنه که: بیا روغن جت بخوریم! خلاصه میخورن و میرن خونه هاشون. نصف شب یکی شون زنگ میزنه خونه اون یکی و میگه: جدیدا گوزیدی؟ میگه نه چطور مگه؟! میگه پس نگوز- چون من یه دونه گوزیدم الان
بندرعباسم

ترکه اسباب کشی کرده بوده... شماره پلاک خانه قبلي را هم میاره و نصب می کنه که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان به همون آدرس قبلي بيان

پدر ترکه وصیت می کنه که جسدش روبه دریا بسپارن...ترک خر میره زیر دریا قبر حفر کنه که نفس کم میاره و همونجا خفه می شه!

ترکه صورتش رو قرمز می کنه و شروع می کنه به دویدن توی کوچه... مردم بهش میگن چرا صورتت روقرمز کردی؟ میگه آخه میخواستم از گوزیدن روسیاه نباشم و کسی به رازم پی نبره

از گضنفر می پرسن: 17 شهریور چه روزیه؟ میگه والا نمیدونم..فکر کنم 22 بهمن باشه

به ترکه میگن با نجیب جمله بساز...میگه شورت من نه زیپ داره نه جیب

ترکه رفته بوده دستشویی.یکی میاد پشت سرش میگه: دو دقیقه دیگه اب قطع میشه..ترک خر اول خودش رو می شوره و بعد دستشویی می کنه

ترکه رو بخاطر قتل زنش محاکمه می کردن.بهش میکن:ای سنگدل ! موقع کشتن زنت صدای وجدانت رو نشنیدی؟ میگه والا نه..ایلده اینقدر این زن عرعر کرد که من هیچی نشنیدم

عربه میره دکتر و میگه: آقای دکتر کمکم کن! من هر شب خواب می بینم که دارم توی تیم ملی خرها بازی می کنم! دکتره بعد از معاینه بهش میگه: این قرصها رو از همین امشب بخور تا راحت بشی. عربه میگه: نمیشه از فردا بخورم...؟ دکتره میپرسه آخه چرا؟! عرب خر میگه: آخه امشب مسابقه فیناله!!!

ترکه کمرش می خارید و دستش نمی رسید... یه آجر میذاره زیر پاش

ترکه میره جلوی یه نفر رو میگیره و میپرسه: ببخشید شما پسر ممد پاسبان نوه حاج قنبر کفاش نیستی؟ طرف با خوشحالی می گه آره خودمم! ترکه میگه: ببخشید اشتباه گرفت

به يه تركه ميگن اماماي معصوم رو ميشناسي ميگه آره . ميگن اسم ببر -ميگه اسماً نه ولي قيافتاً ميشناسم

ترکه دكتر ميشه .بعد به مريضش دو تا قرص ميده- ميگه :يكيشو يه ربع قبل از خواب بخور.. يكيشم يک ربع قبل از بيداري

ترکه میره تو معادله جوابش خرکی میشه

يهو يكي از اوون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر, خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت هم سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه ديگه اين زندگي براي من معني نداره. خودشو از اوون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اااه.. من كه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اااه..! اصلا من كه غضنفر نيستم!
به غضنفر میگن چی شد که معتاد شدی
میگه با بچه ها قرار گذاشتیم که جمعه رو که تعطیله بریم تفریحی بکشیم....زد و اما مرد...دو هفته تعطیل شد

یه بار یه ترکه یه لباس از پوست خر میپوشه میگند چرا این پوشیدی میگه ولمون کن بزا تو خودم باشم

ترکه مي ره بانک سپه ميگه: چهار تا تراول بانک تجارت بده! يارو ميگه: داداش اينجا كه بانک تجارت نیست نيست تراول بانک تجارت ميخواي- ترکه شاكي ميشه، ميگه: پس چي ميگن بانک ملت بانک شما؟!

تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.

میدونی تو تبریز برای دوشیدن گاو چند نفر لازمه؟ ۲۰ نفر، یه نفر پستون رو نگه میداره، ۱۹ نفر هم گاو رو بالا پایین میکنن

تهرونيه بنگاه معاملات ميزنه.خلاصه نشسته بوده تو دفتر خالي، كه ميبينه يكي داره میاد داخل. تهرانی خر هم واسه اينكه کلاس بذاره و يارو رو مشتري كنه تلفن رو برميداره و شروع می کنه به وراجی: ... جون حاجي راه نداره، زير سيصد ميليون نميتونم . نه جون تو...پولش....به جان کامبیزم ... من همين .قربون تو... چاكريم....
اين مدت اون بابايي كه اومده بود تو هم همينجور داشته بر و بر تهرونی الاغ رو نگاه ميكرده. خلاصه تهرونيه گوشي رو ميگذاره و ميگه: شرمنده... سرم خيلي شلوغه ... فرمايش؟ يارو يكم تهرونيه رو نگاه ميكنه، ميگه: والله من از مخابرات اومدم خط تلفنتون رو وصل كنم!

ترکه شاکی میره تو آزمایشگاه و فریاد میزنه: پس چرا جواب خون شهدا رو نمیدین

به ترکه ميگن با غم جمله بساز ميگه من الاغم

یه کره الاغ از مامانش می پرسه : مامان چرا ما همیشه موقع راه رفتن سرمون رو انداختیم پایین؟ الاغه میگه: آخه این ترکا واسه ما آبرو نذاشتن

به تركه ميگن شهرتون چند تا آثار باستاني داره؟ ميگه فعلا هيچي نداره ولي دارن مي سازن

اصفهانیه موبایل می خره...عجالتا صفرش رو قفل می کنه
اصفهانیه خونش آتیش می گیره...واسه خرج کمتر به آتیش نشانی اس ام اس میزنه

یه بار یه ترکه یه لباس از پوست خر میپوشه میگند چرا این پوشیدی میگه ولمون کن بزا تو خودم باشم

تهرانیه به رفیقش میگه:
میخواستم دکترا بگیرم نذاشت
میخواستم لیسانس بگیرم نذاشت
حتی میخواستم دیپلم بگیرم نذاشت
دوستش میگه خب کی نذاشت؟
میگه: این کون گشادم

میخواستند ترکه رو سر کار بزارن- دو طرف یه برگه می نویسند :اون طرف رو نگاه کن

ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازدش دور

به تهرانیه میگن خانوادت رو تعریف کن:میگه:صا ایران -موبایل -آمریکا...ازش میپرسن یعنی چی
میگه: دخترم صا ایرانه که هر روز بهتر از دیروزه-زنم مثل موبایله که هیچ وقت در دسترس نیست-خودم هم آمریکا هستم که هیچ غلطی نمیتونه بکنه

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

ترکه میره مهمونی بهش میگن راحت باش میگوزه

یکی با ترکه دعواش میشه. بعد از کلی بحث طرف به ترکه میگه: گیر عجب خری افتادیما...ترکه هم جواب میده: خودت گیر عجب خری افتادیما

به ترکه میگن عیب شورت گلدار چیه میگه بگوزی گلهاش پر پر میشه.

به ترکه میگن آقایی ..میگه ما بیشتر

تركه رو به جرم جعل اسكناس پنج هزار توماني دستگير ميكنن

یه نفر به یه ترکه میگه کره خر. ترکه تعجب میکنه و با خودش میگه: عجب! یعنی اینقدر جوون موندم؟

ترکه ميره لامپ فروشی ميگه ببخشيد- شرمنده -گلاب به روتون- لامپ دارين? يارو ميگه بله ولی چرا گلاب به رومون؟ ترکه ميگه آخه واسه دستشويی می خوام

قابل توجه تهرانی هایی که نصف عمرشون روی توالت فرنگی سپری میشه:کسانی که موقع ريدن، فکر میکنن .موقع فکر کردن میرنن

به يه تركه ميگن اماماي معصوم رو ميشناسي ميگه آره . ميگن اسم ببر -ميگه اسماً نه ولي قيافتاً ميشناسم

ترکه دكتر ميشه .بعد به مريضش دو تا قرص ميده- ميگه :يكيشو يه ربع قبل از خواب بخور.. يكيشم يک ربع قبل از بيداري

ترکه میره تو معادله جوابش خرکی میشه

يهو يكي از اوون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر, خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت هم سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه ديگه اين زندگي براي من معني نداره. خودشو از اوون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اااه.. من كه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اااه..! اصلا من كه غضنفر نيستم!

ترکه باباش ميميره نميتونه خاکش کنه فيتيله پيچش ميکنه

به يه تركه ميگن چرا رو رودخانه پل ميسازند ميگه براي اينكه قايق ها از زير اون رد بشن

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد

بسيجيه زنگ ميزنه به نامزدش، ميگه: بابات رو بپيچون بريم نماز جمعه

ترکه مي ره بانک سپه ميگه: چهار تا تراول بانک تجارت بده! يارو ميگه: داداش اينجا كه بانک تجارت نیست نيست تراول بانک تجارت ميخواي- ترکه شاكي ميشه، ميگه: پس چي ميگن بانک ملت بانک شما؟

تركه ميخواسته بياد تهران، ميره از يه راننده ميپرسه که بليط تهران چند؟ راننده ميگه: جلو 1000 تومن -وسط 800 تومن- رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد ترکه رو سر كار بذاره، ميگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌ نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه ، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:‌ آره. تركه ميگه:‌ خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم

از ترکه می پرسن: چرا دود از دودکش بالا میره؟ میگه: والا ظاهرا چاره دیگه ای نداره

ترکه موبایل خریده بود وقتی تو توالت نشسته بود زنگ زد ترکه گفت: إهن إهن

از غضنفر میپرسن تعریف کن چطوری مادرت مرد؟میگه: داشت رو پشت بوم لباس پهن می کرد پاش سرخورد افتاد
میگن : پس به خاطر سقوط از ارتفاع مرد؟
میگه: نه! بعدش خورد به لبه پشت بوم دیوار پشت بوم ریخت
میگن: پس به خاطر همین مُرد؟
میگه: نه! بعدش افتاد رو کانال کولر همه چی رو درب و داغون کرد
میگن پس سرش ضربه خورد مرد؟
میگه: نه بعدش افتاد رو بالکن بالکن خونه رو هم خراب کرد
میگن:پس اونجا مرد؟
میگه: نه! دیگه دیدم دارم خونه خراب میشم... خودم با تفنگ زدمش

ترکه می‌میره شب اول قبرش ۶۲ نفر میان بالا سرش، ۲ نفرشون سوال میپرسن، ۶۰ نفر حالیش میکنن

ديشب خوابتو ديدم با يه لباس نارنجي خوش‌رنگ اومده بودي در خونمون،هرچي ازت خواهش کردم بياي بالا نيومدي و فقط با عصبانيت گفتي :آشغالاتو بيار پايين ديرم شده

ترکه میره تو بقالی میگه سیگار دارید میگه نه بعد میره تو یه بقالی دیگه میگه شما چه طور


ازترکه مي پرسن: چرا وسط قرص ها خط تيره گذاشتن؟ترکه ميگه: واسه اينکه اگه با آب پايين نرفت، با پيچ گوشتي سفتش کنند

ترکه شلوارشو برعکس میپوشه ننش بهش میگه:
الهی قربونت برم ننه ٬که وقتی داری میری انگار داری میای!

يه بار يه قورباغه با طوطي ازدواج ميكنه بچشون ميشه قوطي

اعضای تيم منتخب قزوين: اليور كان، كان ناوارو، كاندلا، بيشكان، اوكان،
كان بی ياسو، كانتونا، كانچيچ، كانو، كانيزارس، كانيگيا،
سرمربی: محمد دادكان

به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!

ترکه حسابی ميره تو فکر با جرثقيل درش ميارن

تركه نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش ميكنند و تركه هم اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه يارو ممتحنه ميبينه تركه خيس عرق شده، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا، زير لب فحش خوار مادر ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ تركه ميگه: ايلده همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم!

يه روزترکه رو بردن براي بازديد از مناطق بمباران شده و يك مدرسه كه در اثر بمباران به خرابه تبديل شده بود بهش نشون دادن. ترکه اونجا رو كه ديدگفت: باز هم خدا رو شكر كه خورده توي خرابه،

ترکه ماکسيما مي خره، بعد تمام ماشینو با رنگ آبی می پوشونه -آخرش هم بچه ها رو صد امی کنه که: بیایین بریم نیسان سواری

تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود

آبادانيه مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده. يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست. آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه!
یه زمانی تهران واقعا حومه آبادان بود

به غضنفر میگن چی شد که معتاد شدی
میگه با بچه ها قرار گذاشتیم که جمعه رو که تعطیله بریم تفریحی بکشیم....زد و امام مرد...دو هفته تعطیل شد

یه بار یه ترکه یه لباس از پوست خر میپوشه میگند چرا این پوشیدی میگه ولمون کن بزا تو خودم باشم

ترکه مي ره بانک سپه ميگه: چهار تا تراول بانک تجارت بده! يارو ميگه: داداش اينجا كه بانک تجارت نیست تراول بانک تجارت ميخواي- ترکه شاكي ميشه، ميگه: پس چي ميگن بانک ملت بانک شما؟!

تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.

لره رفته بوده خونه خدا - میاد و پرده روی کعبه رو میگیره و فریاد میزنه: خدایا ! چرا مردی؟؟ ترکه میاد پیشش و میگه: خاک تو سرت کنن ! خدا نمرده- شهید شده
ترکه اکس خورده بوده و داشته تو خیابون میرفته. از جلوش یه الاغ میاد... با خود میگه: وای چه توهمی! دارم میرم ولی انگار دارم بر می گردم

میدونی تو تبریز برای دوشیدن گاو چند نفر لازمه؟ ۲۰ نفر، یه نفر پستون رو نگه میداره، ۱۹ نفر هم گاو رو بالا پایین میکنن

تهرونيه بنگاه معاملات ميزنه.خلاصه نشسته بوده تو دفتر خالي، كه ميبينه يكي داره میاد داخل. تهرانی خر هم واسه اينكه کلاس بذاره و يارو رو مشتري كنه تلفن رو برميداره و شروع می کنه به وراجی: ... جون حاجي راه نداره، زير سيصد ميليون نميتونم . نه جون تو...پولش....به جان کامبیزم ... من همين .قربون تو... چاكريم....
اين مدت اون بابايي كه اومده بود تو هم همينجور داشته بر و بر تهرونی الاغ رو نگاه ميكرده. خلاصه تهرونيه گوشي رو ميگذاره و ميگه: شرمنده... سرم خيلي شلوغه ... فرمايش؟ يارو يكم تهرونيه رو نگاه ميكنه، ميگه: والله من از مخابرات اومدم خط تلفنتون رو وصل كنم!

ترکه شاکی میره تو آزمایشگاه و فریاد میزنه: پس چرا جواب خون شهدا رو نمیدین

به ترکه ميگن با غم جمله بساز ميگه من الاغم

یه کره الاغ از مامانش می پرسه : مامان چرا ما همیشه موقع راه رفتن سرمون رو انداختیم پایین؟ الاغه میگه: آخه این ترکا واسه ما آبرو نذاشتن

به تركه ميگن شهرتون چند تا آثار باستاني داره؟ ميگه فعلا هيچي نداره ولي دارن مي سازن

اصفهانیه موبایل می خره...عجالتا صفرش رو قفل می کنه
اصفهانیه خونش آتیش می گیره...واسه خرج کمتر به آتیش نشانی اس ام اس میزنه

میدونی تو تبریز برای دوشیدن گاو چند نفر لازمه؟ ۲۰ نفر، یه نفر پستون رو نگه میداره، ۱۹ نفر هم گاو رو بالا پایین میکنن

تهرانیه به رفیقش میگه:
میخواستم دکترا بگیرم نذاشت
میخواستم لیسانس بگیرم نذاشت
حتی میخواستم دیپلم بگیرم نذاشت
دوستش میگه خب کی نذاشت؟
میگه: این کون گشادم

میخواستند ترکه رو سر کار بزارن- دو طرف یه برگه می نویسند :اون طرف رو نگاه کن

ترکه باباش ميميره نميتونه خاکش کنه فيتيله پيچش ميکنه

به يه تركه ميگن چرا رو رودخانه پل ميسازند ميگه براي اينكه قايق ها از زير اون رد بشن

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد

بسيجيه زنگ ميزنه به نامزدش، ميگه: بابات رو بپيچون بريم نماز جمعه

ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازدش دور

به تهرانیه میگن خانوادت رو تعریف کن:میگه:صا ایران -موبایل -آمریکا...ازش میپرسن یعنی چی
میگه: دخترم صا ایرانه که هر روز بهتر از دیروزه-زنم مثل موبایله که هیچ وقت در دسترسم نیست-خودم هم آمریکا هستم که هیچ غلطی نمیتونه بکنه

میخواستند ترکه رو سر کار بزارن- دو طرف یه برگه می نویسند :اون طرف رو نگاه کن

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

ترکه میره مهمونی بهش میگن راحت باش میگوزه

یکی با ترکه دعواش میشه. بعد از کلی بحث طرف به ترکه میگه: گیر عجب خری افتادیما...ترکه هم جواب میده: خودت گیر عجب خری افتادیما

به ترکه میگن عیب شورت گلدار چیه میگه :بگوزی گلهاش پر پر میشه.

به ترکه میگن آقایی ..میگه ما بیشتر

از ترکه می پرسن: چرا دود از دودکش بالا میره؟ میگه: والا ظاهرا چاره دیگه ای نداره

ترکه موبایل خریده بود وقتی تو مستراح نشسته بود زنگ زد ترکه گفت: إهن إهن

ترکه می‌میره شب اول قبرش ۶۲ نفر میان بالا سرش، ۲ نفرشون سوال میپرسن، ۶۰ نفر حالیش میکنن

تركه نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش ميكنند و تركه هم اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه يارو ممتحنه ميبينه تركه خيس عرق شده، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا، زير لب فحش خوار مادر ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ تركه ميگه: ايلده همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم!

يه روزترکه رو بردن براي بازديد از مناطق بمباران شده و يك مدرسه كه در اثر بمباران به خرابه تبديل شده بود بهش نشون دادن. ترکه اونجا رو كه ديدگفت: باز هم خدا رو شكر كه خورده توي خرابه،

تركه رو به جرم جعل اسكناس پنج هزار توماني دستگير ميكنن

یه نفر به یه ترکه میگه کره خر. ترکه تعجب میکنه و با خودش میگه: عجب! یعنی اینقدر جوون موندم؟

ترکه ميره لامپ فروشی ميگه ببخشيد- شرمنده -گلاب به روتون- لامپ دارين? يارو ميگه بله ولی چرا گلاب به رومون؟ ترکه ميگه آخه واسه دستشويی می خوام

قابل توجه تهرانی هایی که نصف عمرشون روی توالت فرنگی سپری میشه:کسانی که موقع ريدن، فکر میکنن .موقع فکر کردن میرینن

به يه تركه ميگن اماماي معصوم رو ميشناسي ميگه آره . ميگن اسم ببر - ميگه اسماً نه ولي قيافتاً ميشناسم

ترکه دكتر ميشه .بعد به مريضش دو تا قرص ميده- ميگه :يكيشو يه ربع قبل از خواب بخور.. يكيشم يک ربع قبل از بيداري

ترکه میره تو معادله جوابش خرکی میشه

به تهرانیه میگن خانوادت رو تعریف کن:میگه:صا ایران -موبایل -آمریکا...ازش میپرسن یعنی چی
میگه: دخترم صا ایرانه که هر روز بهتر از دیروزه-زنم مثل موبایله که هیچ وقت در دسترس نیست-خودم هم آمریکا هستم که هیچ غلطی نمیتونه بکنه

غضنفر بالای برج میلاد بوده.يهو يكي از اوون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر, خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت هم سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه :ديگه اين زندگي براي من معني نداره. خودشو از اوون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اااه.. من كه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اااه..! اصلا من كه غضنفر نيستم!

ترکه باباش ميميره نميتونه خاکش کنه فيتيله پيچش ميکنه

به يه تركه ميگن چرا رو رودخانه پل ميسازند ميگه براي اينكه قايق ها از زير اون رد بشن

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد

بسيجيه زنگ ميزنه به نامزدش، ميگه: بابات رو بپیچون تا بریم نماز جمعه

ترکه میره ترمینال و از رانندهه می پرسه: آقا کرایه اردبیل تا تهرون چقدره؟ راننده میگه: صندلی جلو 100 تومن- رو بوفه800 تومن، بعد ميخواد ترکه رو سر كار بذاره، ميگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌ نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه ، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:‌ آره. تركه ميگه:‌ خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم

از ترکه می پرسن: چرا دود از دودکش بالا میره؟ میگه: والا ظاهرا چاره دیگه ای نداره

ترکه موبایل خریده بود وقتی تو توالت نشسته بود زنگ زد ترکه گفت: إهن إهن

از غضنفر میپرسن تعریف کن چطوری مادرت مرد؟میگه: داشت رو پشت بوم لباس پهن می کرد پاش سرخورد افتاد
میگن : پس به خاطر سقوط از ارتفاع مرد؟
میگه: نه! بعدش خورد به لبه پشت بوم دیوار پشت بوم ریخت
میگن: پس به خاطر همین مُرد؟
میگه: نه! بعدش افتاد رو کانال کولر همه چی رو درب و داغون کرد
میگن پس سرش ضربه خورد مرد؟
میگه: نه بعدش افتاد رو بالکن بالکن خونه رو هم خراب کرد
میگن:پس اونجا مرد؟
میگه: نه! دیگه دیدم دارم خونه خراب میشم... خودم با تفنگ زدمش

ترکه می‌میره شب اول قبرش ۶۲ نفر میان بالا سرش، ۲ نفرشون سوال میپرسن، ۶۰ نفر حالیش میکنن

ديشب خوابتو ديدم با يه لباس نارنجي خوش‌رنگ اومده بودي در خونمون،هرچي ازت خواهش کردم بياي بالا نيومدي و فقط با عصبانيت گفتي :آشغالاتو بيار پايين ديرم شده

ترکه میره تو بقالی میگه سیگار دارید میگه نه بعد میره تو یه بقالی دیگه میگه: شما چه طور

ازترکه مي پرسن: چرا وسط قرص ها خط تيره گذاشتن؟ترکه ميگه: واسه اينکه اگه با آب پايين نرفت، با پيچ گوشتي سفتش کنند

ترکه شلوارشو برعکس میپوشه ننش بهش میگه:
الهی قربونت برم ننه ٬که وقتی داری میری انگار داری میای!

يه بار يه قورباغه با طوطي ازدواج ميكنه بچشون ميشه قوطي


اعضای تيم منتخب قزوين: اليور كان، كان ناوارو، كاندلا، بيشكان، اوكان،
كان بی ياسو، كانتونا، كانچيچ، كانو، كاني زارس، کلودیوكاني گيا،
سرمربی: محمد دادكان

به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط اون تانك رو ميدم!

ترکه حسابی ميره تو فکر با جرثقيل درش ميارن

تركه نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش ميكنند و تركه هم اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه يارو ممتحنه ميبينه تركه خيس عرق شده، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا، زير لب فحش خواهر مادر ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ تركه ميگه: ايلده همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم-پدر سگا همشون اشتباه شدن!

يه روزترکه رو بردن براي بازديد از مناطق بمباران شده و يك مدرسه كه در اثر بمباران به خرابه تبديل شده بود بهش نشون دادن. ترکه اونجا رو كه ديدگفت: باز هم خدا رو شكر كه خورده توي خرابه،

عربه ماکسيما مي خره، بعد تمام ماشینو با رنگ آبی می پوشونه -آخرش هم بچه ها رو صد امی کنه که: بیایین بریم وانت سواری

ديشب خوابتو ديدم با يه لباس نارنجي خوش‌رنگ اومده بودي در خونمون،هرچي ازت خواهش کردم بياي بالا نيومدي و فقط با عصبانيت گفتي :آشغالاتو بيار پايين ديرم شده

ترکه میره تو بقالی میگه سیگار دارید میگه نه بعد میره تو یه بقالی دیگه میگه شما چه طور

ازترکه مي پرسن: چرا وسط قرص ها خط تيره گذاشتن؟ترکه ميگه: واسه اينکه اگه با آب پايين نرفت، با پيچ گوشتي سفتش کنند

می دونی فرق تو با ان چیه ..... ؟؟؟ شوخی کردم هیچ فرقی ندارین

آبادانيه مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده. يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست. آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه

عربه ميبينه رو در يه مطبي زدن داخلي اطفال و غيره . ميره تو به دكتره ميگه آقاي دكتر ...وغيره من درد ميكنه

حرف از سرعت بود .... بين يه آباداني و آمريكايي و فرانسوي فرانسوي ميگه ما برج ايفل رو دو هفته اي ساختيم آمريكايي ميگه ما پل سانفرانسيسكو رو يك هفته اي ساختيم بعد سه تاييشون داشتن تو آبادان رد ميشدن ميرسن پالايشگاه نفت و آمريكاييه و فرانسوي ميگن شما اينجارو چند وقت طول كشيد كه ساختين ؟ ... آبادانيه ميگه : اٍ اٍ اٍ ...... من ۲ روز پيش از اينجا رد شدم اين اينجا نبود


تهرانیه مياد آبادان پيش رفيقش، يك روز داشتن تو خيابون امیری قدم ميزدن، آبادانیه مرام ميگذاره، ميگه: ولک، بدخواه مدخواه كه نداري؟! تهرانیه هم يك نگاه به اطراف ميكنه، يك عرب خر قلچماق رو ميبينه، ميگه: اون بدخواه منه! آبادانیه هم مياد ديگه سر مرام كم نياره، ميره خِرِ يارو رو ميگيره و ميزنه دهنش رو سرويس ميكنه، صد البته يك كتك سير هم اون وسط ميخوره! سه چهار ماه بعد، آبادانیه ميره تهران پيش همون رفيقش، يك روز در حين گردش اينبار تهرانیه مياد مرام بگذاره، ميگه: بگو ببینم، بدخواه كه نداري؟ آبادانیه هم يك نگاه ميكنه، اشاره ميكنه به يك ترک گردن كلفتِ سبيل از بنا گوش در رفته، ميگه اون بدخواه منه. تهرانیه يكم طرف رو نگاه ميكنه، ميگه: ای بابا.... اگه بدخوات اونه كه كـــــــونت پارس

ترکه ماکسيما مي خره، بعد تمام ماشینو با رنگ آبی می پوشونه -آخرش هم بچه ها رو صد امی کنه که: بیایین بریم نیسان سواری

آبادانيه مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده. يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست. آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه!

ترکه میره پلی استیشن بخره پول کم میاره تلویزیونش را میفروشه

وقتي سگ براي خور خور كردن . يك گربه براي بيرون موندن . يك طوطي براي قسم خوردن . و يك راسو براي چسيدن داشته باشي ديگه نياز به زن نداري

عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت كن! شيش تاشون جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بگذار اين هفتمي عقب بيافته شايد يك گهي شد

ترکه شلوارشو برعکس میپوشه ننش بهش میگه:
الهی قربونت برم ننه ٬که وقتی داری میری انگار داری میای!

يه بار يه قورباغه با طوطي ازدواج ميكنه بچشون ميشه قوطي

اعضای تيم منتخب قزوين: اليور كان، كان ناوارو، كاندلا، بيشكان، اوكان،
كان بی ياسو، كانتونا، كانچيچ، كانو، كانيزارس، كانيگيا،
سرمربی: محمد دادكان

ترکه ميخواسته تو مسابقه شرکت کنه و پارتيش بهش ميگه جواب مسابقه خواجه نصيرالدين طوسيه ولي يادت باشه سريع نگي. مسابقه شروع ميشه. -خواجه نصيرالدين قرمزيه؟ -نه -خواجه نصيرالدين آبيه؟ -نه ... -خواجه نصيرالدين بنفشيه؟ به سوال 19 كه ميرسه مجريه ميخواسته راهنماييش كنه ، ميگه: نه جانم و بعد شلوار طوسيشو نشون ميده به ترکه . -ها خواجه نصيرالدين شلواريه

به تركه ميگن ساعت چنده؟ ميگه هان؟ ميگن ساعت چنده ؟ ميگه آهان

تركه بالاي درخت چنار بوده. يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني؟ ميگه دارم توت ميخورم! ميگه اين كه درخت چناره؟! ميگه ایلده توت تو جيبمه

ملاهه ورم معده داشته، ميره دكتر، دكتره بهش ميگه: يك رژيم بهت ميگم بايد رعايت كني. ملاهه ميگه: چشم آقاي دكتر. دكتره ميگه: گوشت نخور، غذاي پر چربي نخور، مشروب نخور، ترياك نكش، بالاي منبر هم نرو! ملاهه ميگه: ديگه واسه چي بالاي منبر نرم؟! دكتره ميگه: اونجا گه زيادي ميخوري، براي معدت خوب نيست

تركه تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به غل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يک کلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنيم

تركه گوشش درد ميكرده، ميره دندان پزشکی گوششو ميكشه! رفيقش بهش ميگه: بابا ديوونه، چرا دادي گوشتو كشيدن؟! تركه ميگه: آخه خيلي درد ميكرد! رفيقش ميگه: خب احمق ميدادي مثل من پرش ميكردن!

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من دچار فراموشي شدم. دكتره ميپرسه: چند وقته؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: چي چند وقته؟!

دوتا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن مگس اوليه ميگه:‌ميدوني اين گهي كه ما ميخوريم مال يكيه كه اسهال شده بود ؟مگس دومي ميگه: ااااااااااااااااااااااااااااا سر غذا حالم رو به هم نزن

يه تركه ويه عربه داشتند با هم دعوا ميكردند وبه هم فحش ميدادند- يهو.تركه شروع ميكنه به خنديدن ميگن چرا ميخندي ؟ميگه اخه من دارم بهش فحش ميدم اون داره برام قران ميخونه

ارمنيه و تركه و آبادانیه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد ابادانیه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهاني خسیس ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميدار

يه روز از يکی مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه تهرانی ها بهش ميگن تفاهم

فرق زن گرفتن با سگ نگه داشتن چیه ؟ سگ گند به فرشت می زنه ولی زن به زندگیت

اخرین مهلت خروج افغانی ها از ایران 1 اردیبهشت اعلام شد ...شیطون بلا بدون خداحافظی نری

به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!

ترکه حسابی ميره تو فکر با جرثقيل درش ميارن

ترکه خرش رو گم كرده بود و داشت خدا رو شكر ميكرد ازش ميپرسن: احمق چرا داري اينقدر شكر ميكني؟ ميگه: خدارو صد هزار مرتبه شكر من سوار خر نبودم وگرنه الان خودم هم با اون زبان بسته گم شده بودم

اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم ميگه: اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم ! تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. ميگه: ايلده اگه منم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم ! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! ، پليس مياد واسه تحقيقات و خِـرِ زناشون رو ميگيره كه تقصير شماست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان , تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: ! ، من روحم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه............: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونه مادرم بودم, اين نفهم خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!

به ترکه میگن عیب شورت گلدار چیه میگه بگوزی گلهاش پر پر میشه.

به ترکه میگن آقایی ..میگه ما بیشتر

تركه رو به جرم جعل اسكناس پنج هزار توماني دستگير ميكنن

رشتيه ميره جهنم ميبينه قصاب محلشون تو جهنمه ميره پيششو ميگه عباس آقا اينجا چيكار ميكني؟ عباس آقا ميگه :جريان داره تو چرا اينجايي؟ رشتيه ميگه :منم جريان داره و رشتيه تعريف ميكنه كه : يه روز رفتم خونمون ديدم يه جفت كفش مردونه كنار كفشاي خانوممه رفتم تو گفتم كي اينجا بود نگفت همه چيني هارو شكستم ، گفتم كي اينجا بود ؟ نگفت تلوزيون از پنجره انداختم بيرون ، گفتم بگو كي اينجا بود ؟ نگفت اومدم كمد رو از پنجره بندازم بيرون كه خودمم باهاش افتادم بيرون! قصابه محكم ميزنه تو سر رشتيه و میگه: ای بي پدرو مادر... من تو كمد بودم

به یه ترکه میگن تا حالا چین رفتی؟
میگه آره !
میگن خوب یه چند تا از جاهای معروفش رو نام ببر ببینیم !
یه کم فکر کرد
گفت: خیابون شهید بروسلی - میدان حاج جکی چان - بلوار جت لی

به ترکه میگن آمریکا میخواد حمله کنه ... میگه : خاک بر سرمون شد- حالا کی میخاد جلوی آرنولد رو بگیره

یه روز یه گاوه سرما میخوره به جای شیر بستنی میده

از غضنفر میپرسن تعریف کن چطوری مادرت مرد؟میگه: داشت رو پشت بوم لباس پهن می کرد پاش سرخورد افتاد
میگن : پس به خاطر سقوط از ارتفاع مرد؟
میگه: نه! بعدش خورد به لبه پشت بوم دیوار پشت بوم ریخت
میگن: پس به خاطر همین مُرد؟
میگه: نه! بعدش افتاد رو کانال کولر همه چی رو درب و داغون کرد
میگن پس سرش ضربه خورد مرد؟
میگه: نه بعدش افتاد رو بالکن بالکن خونه رو هم خراب کرد
میگن:پس اونجا مرد؟
میگه: نه! دیگه دیدم دارم خونه خراب میشم... خودم با تفنگ زدمش

طبق آخرين آزمايشات مشخص شد افراد كوني براي ديدن اس ام اس از انگشت شصت خود استفاده مي كنند.ديگه ديرشده انگشتت را عوض نكن

كوچولو كجايي؟ نيستي؟ شنيدم اون بالا بالاها داري با تنهاييت حال ميكني! اگه زحمتت نيست 2 تا... فقط 2تا نارگيل براي من بنداز پايين

وقتی با 1 انگشت به طرفه کسی اشاره ميکنی و اون را مسخره ميکنی، خوب نگاه کنی سه‌تا انگشت ديگه به طرفه خودته

رشتيه ميخواسته بره آمريكا يكي بهش ميگه آخه تو كه زبون بلد نيستي ميگه ميخوام برم شمال آمريكا
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
تركه در حال مرگ بوده ، پسراشو جمع ميكنه دورش كه نصيحتشون كنه! به نوكرش ميگه نفري يه چوب بده دست پسرا! به پسرا ميگه بشكونيدش! همه چوب رو ميشكونن! به نوكرش ميگه حالا نفري 2 تا چوب بده! بچه هاش 2 تا رو هم ميشكونن!
همين طور پيش ميرن تا ميرسن به جايي كه هر كدوم يه دسته چوب رو يه جا ميشكونن! تركه عصباني ميشه! داد ميزنه: حيف كه خريد وگرنه نصيحتتون ميكردم! برين گم شين!

يه نفر تو اتوبوس كنار تركه نشسته بود، ميبينه تركه داره ميلرزه! ميپرسه چرا ميلرزي تركه ميگه: دارم مي گوزم! مي پرسه پس چرا صدا نداره ميگه: گذاشتم رو ويبره!!!!!!!!!!!!!

به ترکه مي گن : با( ميس کال) جمله بساز: ترکه مي گه : بي زحمت يه ميس کال زعفرون بدين!!!
۴ـبه ترکه ميگن : با (تاليا ) جمله بساز> ترکه ميگه: تا لياقت نداشته باشي بهت زن نميدن!!!
۵ـيه روز به تركه ميگن 3تااسم بگو كه توش الله داشته باشه ميگه روح الله عين الله سيندرالله
۶ـبه ترکه مي گن با (انجير و زنجير) جمله بساز. ترکه مي گه : اگه شانس بياري زن جيرت مي اد.اگه شانس نياري ان جيرت مي آد!!!

به ترکه مي گن با (کشور ) يه جمله بساز. ترکه مي گه : من با کش ور رفتم خورد تو چشمم !
به ترکه مي گن با (گوهر) جمله بساز : ميگه توی گو هر وقت ما را ميبيني مي گي جمله بساز!!
به تركه ميگندباپول يه جمله بساز ميگه آمپول

اصفهانیه داشته چای میخورده یه پشه ای میاد میشینه روی چاییش اصفهانیه میگیرتش و بهش میگه تفش کن تفش کن...


يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام با دار شيد تهرانيه ميگه با گيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بارون کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنيد

يه صندلي بوده که هرکس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادکنک بالاي سرش ميترکيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافکر ميکنيم آدماي ولخرجي هستيم بادکنک ميترکه رشتيه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم که آدماي با غيرتي هستيم بادکنک ميترکه ترکه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم... بادکنک ميترکه!!!

تركه ميره چلو کبابي گارسون مياد ميگه: چي ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ!!!

يه ترکه داروي آنتي بيوتيکشو سر وقت نميخوره ازش ميپرسن چرا ميگه ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم

ترکه از حهنم ميره دم در بهشت ميگه يه کاسه يخ بدين ميگن برو ميگه باشه ولي فردا صبح دنبال آب جوش نياين

تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش

ترکه پدرش دچار سوختگي شد و مجبور شد مغازه رو تعطيل كنه و از پدرش پرستاري كنه پشت در مغازه نوشت به علت پدرسوختگي, مغازه يك هفته تعطيل است


آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام کوکا! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!

***********دنیا بر و بچز آبادان***********

تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين

سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!

تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه:ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!


تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه

تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني محکم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!

بچه: بابا، هواپيماي به اين بزرگي رو چطور مي دزدند؟ - پدر: اول صبر مي كنند بره بالا، كوچيك كه شد بعد مي دزدنش!!!


دو تا عرب ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف شادگان. نزديكاي شادگان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: وولک عبود، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. عبود ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: وولک جاسم! بيا كه ماشين موتور انداخته! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه عبود ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: وولک جاسم! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم

معلم:كي ميدونه گاو چند تا استخوان داره؟ دانش آموز:آقا قصاب

عبود با كُت و شورت تو خونشون نشسته بوده. زنش مي‌پرسه: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسه: پس چرا ديگه شورت پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد

به تركه ميگن اندوهناكترين لحظه عمرت كي بود؟ميگه والا اون روز كه بم زلزله امده بود ما رفتيم كمك. يه بچه 12 ساله رو از زيرآوار در اوردم و اونو خاكش كردم. اين اندوهناكترين لحظه عمرم بود. بهش ميگن آخه چرا؟ميگه آخه بچه ي همش ميگفت ترك خر من زنده ام ولي من گوش نكردم.

تو اردبيل شبكه تلويزيونيشون داشته رازه بقا نشون مي داده كه دو تا كره خر مي زنند كه شير رو مي كشند همونوقت برنامه قطع ميشه و نشون مي ده ورزشكاران دلاوران نام آوران ...

يه بار يه خانم باردار جيشش نميومده ميره سونوگرافي معلوم ميشه نوزادش پتروس فداركاره

يه روز يه تركه تو رود خانه داشته غرق مي شده كه يه خره نجاتش ميده بعد تركه به خره ميگه خدا از برادري كمت نكنه

روز جاسم ميره دكتر مي گه من هر شب مسابقه فوتبال خرها را تو خواب ميبينم دكتر يه سري قرص براش مينويسه ميگه از امشب بخور.جاسم ميگه نميشه از فردا شب بخورم دكتره ميگه برا چي؟ مرده ميگه آخه امشب فينالشونه...

از تركه مي پرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد: ايمان و تقوا

تركه تو دستشويي نشسته بود يكدفعه عاروق ميزنه ميگه واي كه بر عكس نشستم

اصفهاني موز ميخره تا يك هفته دستشويي نميره

ترکه دل درد داشت رفت دکتر. دکتر يه ظرف کوچيک بهش داد و گفت: فردا تو اين مدفوعت رو بريز بيار. ترکه فرداش با يه سطل پر عن رفت پيش دکتر...! دکتر گفت اين چيه...؟ چرا اينقدر زياد...؟ گفت: آقاي دکتر، گفتم شايد تعارف ميکني

رشتیه كيف سامسونت ميخره !! اگه كفتيد از كجا مي فهمن مال رشته !! كيفا مي ذاشته تو زنبيل

يه دانشمند اردبيلي يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي قورمه سبزی داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟

به ترکه ميگن بچت رو بيشتر دوست داري يا نون بربري رو. ميگه تورو خدا منو سر دوراهي نگذاريد

تركه رو به جرم جعل اسكناس هفتاد توماني دستگير ميكنن.

تركه داشته شامپو رو بدون آب به كلش مي ماليده.ميگن چرا آب نمي ريزي رو كلت؟ميگه:آخه نوشته براي موهاي خشك

يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين

اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به رانندهه ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه

تركه خيلي خوابش مي اومده دو تا رخت خواب ميندازه

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!

-ترکه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! ترکه مي گه: آخه خـَيـلي كلاس داره! :

ميدوني شباهت ترك عاقل با دايناسور چيه؟ نسل هر دوتاشون منقرض شده

به ترکه مي گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر مي گرده! مي گن اين چيه رفتي گرفتي؟! مي گه کيهان نداشت همشهري گرفتم !!!

يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکي اومد گفت : خر چند؟! ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!! يارو گفت : کي با تو بود؟! با اين غازه بودم

قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!

يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!

تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!

تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!

تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!

تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون

اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!

-تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!

به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!

از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!

يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!

به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!

دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

-احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟

تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

-رشتیه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

بازرس رفته بود شادگان تا از مدرسه عرب ها بازديد كنه. عبود رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ عبود ميزنه زير گريه و ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه که اسمش جاسم بوده ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبيه.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير خر هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.

تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!

تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره


به تركه ميگن: با «لجن» جمله بساز. ميگه: نميدونم چرا همه بچه‌محل‌ها با من لجن؟
به تركه ميگن: با «لوستر» جمله بساز،‌ ميگه: من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوس‌تر
به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟!
به تركه ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه
به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي!
به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتيم

يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام با دار شيد تهرانيه ميگه با گيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بارون کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنيد

يه صندلي بوده که هرکس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادکنک بالاي سرش ميترکيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافکر ميکنيم آدماي ولخرجي هستيم بادکنک ميترکه رشتيه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم که آدماي با غيرتي هستيم بادکنک ميترکه ترکه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم... بادکنک ميترکه!!!

تركه ميره چلو کبابي گارسون مياد ميگه: چي ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ!!!

يه ترکه داروي آنتي بيوتيکشو سر وقت نميخوره ازش ميپرسن چرا ?ميگه ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم

ترکه از جهنم ميره دم در بهشت ميگه: يه کاسه يخ بدين.بهش ميگن برو دنبال کارت جهنمی! اون هم ميگه:باشه ولي فردا صبح دنبال آب جوش نياين

تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش

ترکه پدرش دچار سوختگي شد و مجبور شد مغازه رو تعطيل كنه و از پدرش پرستاري كنه ...پشت در مغازه نوشت به علت پدرسوختگي, مغازه يك هفته تعطيل است
كليه حقوق براي اين جوكستان محفوظ است
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
دیوانه اولی: مگه تو کری که جواب سلام منو نمیدی
دیوانه دومی: نه من لالم . داداشم کره

یه بار یه ترکی دستش درد می گیره یه استامینوفن میندازه تو آستینش

یه روزی تركه میاد تو آب نگاه می کنه و عکس خودشو میبینه
بعد میگه: جل الخالق! اسب ابی دیده بودیم ولی خر آبی ندیده بودیم

یه نفر میخواسته خود کشی کنه میره تو گلدون میشینه و میگه به من آب ندین

خر و گاو دعواشون میشه- خره میره رو دیوار مینویسه: گاو خر است

یه اصفهانی موز میخوره معده اش تعجب می کنه

عبود یه هزار تومنی پیدا می کنه - میندازش رو زمین و میگه ما از این شانس ها نداریم

یه ترکی با پسرش رفته بودن باغ میوه دزدی - بعد یکدفعه صاحب باغ پیداش میشه و دزدها پا به فرار میگذارن - بعد صاحب باغ از پشت سرشون داد میزنه: آی کره خر وایسا ! بعد پسره به باباش میگه:بابا تو فرار کن که من شناسایی شدم

دوتا گوجه قرمز باهم دعواشون میشه-یه گوجه سبز میاد جداشون کنه
قرمزا بهش میگن: سید !تو دخالت نکن

توی یه دیوونه خونه همه داشتن می زدن و می رقصیدن به غیر از یکی - ازش می پرسن: تو چرا نمی رقصی؟! میگه آخه من عروسم

یه ترکی میره کتابفروشی و میگه: آقا کتاب ترک دانا دارید؟ فروشنده میگه نه بابا جان ما از این کتابهای تخیلی نداریم

اولی: شنیدی مهتاج خانم یه روزه پنج کیلو وزن کم کرده
دومی: نه ! چطوری
اولی: آخه دماغشو عمل کرده

اولی: اگه گفتی چرا یه اسکلت نمیتونه از بالای برج صد طبقه بپره پایین
دومی: نه . چرا
اولی: آخه چیگر نداره

به یک اسکلت میگن یه دورغ شاخدا بگو
میگه: تپلویم تپلو ! صورتم مثل هلو

یه تهرانی میره نون بخره میبینه صف مردها شلوغه - میره تو صف زنها و میگه زنم گفته دوتا نون بدین

یه مرغی به یه مرغ دیگه می رسه و میگه : نوک داری؟ مرغ دومی میگه آره ! چند دهم میخوای

این هم یه جوک دروغکی
محققان میخواستن ببینن که مهر مادری تو وجود یه میمون چقدره!برای همین هم یه میمون رو با بچش میندازن تو یک قفس و زیر پاشون آتیش روشن می کنن
اولش می بینن که میمونه بچش رو گرفته بالا تا نسوزه ! اما بعد که زیر پاش داغتر میشه بچش رو میذاره زیر و خودش میره روی بچش وا میسه

معلم : احمد بگوببینم پرستو ها کی به سمت جنوب پرواز می کنند
احمد: وقتی که دمشان به سمت شمال باشد

یه روز ملا از روی یه جوی بزرگ می پره و شورتش پاره می شه بعد با خودش می گه : خوب شد شورت پام بود وگرنه کونم پاره می شد

یه مردی پیش پسرش می گوزه.بعد پسرش ازش می پرسه بابا این چی بود؟مرده میگه پسرم این باد شمال بود.
روز فردا معلم از پسره می پرسه: بگو ببینم باد شمال از چه سمتی می وزه؟ پسره میگه: آقا اجازه-از سمت خشتک بابام

لره از باجه تلفن مياد بيرون
يكي بهش ميگه سالمه ؟
لره ميگه سالمه ولي آفتابه نداره

پدر:« پسر جان! وقتي من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمي گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممكن است بفرماييد كه دروغگويي را از چه سني شروع كرديد؟»

رشتیه خودش را به موش مردگي مي زند، گربه مي خوردش.

معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»

روزي یک ترک به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»

ترک:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
ترک: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»

معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»

فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد
و گفت: بيا بيرون كارت دارم.
فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي.

یه رشتی با عينك دودي كنار دريای خزر مي رود و مي گويد: چقدر نوشابه سياه!

سعيد از دوستش، خسرو، مي پرسد: «دلت مي خواست جاي چه كسي بودي؟»
خسرو جواب مي دهد: «جاي تو.»
سعيد با تعجب مي پرسد: «چرا جاي من؟»
خسرو جواب مي دهد: «براي اين كه دوست نازنيني مثل خودم داشته باشم.»

اولي:« به نظر تو، هويج باعث تقويت بينايي مي شود؟»
دومي: «حتما، چون تا به حال هيچ خرگوشي را نديده ام كه عينك زده باشد.»

يك روز يك ترک از كنار ديوار مي گذرد، يك كاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي آيند و كاغذ را باز مي كنند، مي بينند توي آن نوشته: دو تا آجر.


پسر به پدرش گفت:« پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي گويند فرش مرش، كتاب متاب، اسباب مسباب؟ »
پدر با خونسردي جواب داد:« پسرم! اين كار آدم هاي بي سواد مي سواده!»

پدر به پسرش گفت: «راستي صبح چه مي خواستي به من بگويي »
پسر با شرمندگي:«نمي خواهم شما را بترسانم ، ولي امروز صبح معلم رياضي مان گفت كه از اين به بد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كند ، تنبيه
مي شود»

یک رشتی ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي كوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ترکه که كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه كار مي كني؟ اين ميخ كه براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»

معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»

رئيس تيمارستان به يكي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه اي هست كه اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.»
مراقب مي گويد: «خب، چرا نمي خريد؟»
رئيس تيمارستان مي گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي خريدم.»

دیوانه اولي: «من خواب ديدم رفته ام مسافرت.»
دیوانه دومي: «من هم خواب ديدم كه يك غذاي خوشمزه خورده ام.»
دیوانه اولي:« تنهايي؟ پس چرا من را دعوت نكردي؟»
دیوانه دومي: «مي خواستم دعوتت كنم، ولي گفتند رفته اي مسافرت.»

اولي: تا به حال به هيچ كدام از آرزوهاي دوران كودكي ات رسيده اي؟
دومي: بله، وقتي بچه بودم و مادرم موهايم را شانه مي كرد، آرزو داشتم كچل بشوم

عبود پوست موزي روي زمين مي بيند و مي گويد: «اي واي! باز هم بايد بيفتيم!»

يك روز به يك ترکی مي گويند: «سه تا آرزو كن.»
- اول يك ماشين پژو ۲۰۶ پيدا كنم؛ بعد يك ۲۰۶ ديگر پيدا كنم؛ سومين آرزويم هم اين است كه يك ۲۰۶ پيدا كنم.
- چرا هر سه تا آرزويت يكي بود؟
- براي اين كه اين سه تا را بفروشم و يك ماكسيما بخرم.

معلم تاريخ: آهاي! تو كه با آن قد بلندت ته كلاس ايستاده اي و بر و بر من را نگاه مي كني، بگو اسكندر مقدوني كه بود.
- نمي دانم.
- چه كسي ناصر الدين شاه را كشت؟
- نمي دانم.
- پس با اين وضع چطور مي خواهي امتحان تاريخ بدهي؟
- من كه نمي خواهم امتحان بدهم. آمده ام بخاري كلاس را تعمير كنم.

اولي: آقاي دكتر، من فكر مي كنم عينك لازم دارم.
دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است.

از شخصي پرسيدند: فاصله ميان خنده و گريه چيست؟
او جواب داد: انسان با چشم گريه مي كند و با دهان مي خندد،
فاصله ميان دهان و چشم هم دماغ است

دكتر: خب، بيشتر، وقتي به چه چيزي فكر مي كني افسرده مي شوي؟
بيمار: راستش را بخواهيد، به پرداخت ويزيت!

يك نفر مي رود مطب دكتر و مي گويد: «آقاي دكتر، مشكل من اين است كه كسي مرا تحويل نمي گيرد!»
دكتر مي گويد: «مريض بعدي!»

معلم به دانش آموز :«يك جمله بگو در آن چاي باشد.»
دانش آموز :«اجازه ! قوري.»

شكارچي اول: ببين چه كبك زيبايي شكار كرده ام.
شكارچي دوم: اين كه كلاغ است نه كبك.
شكارچي اول: نه ديروز برادرش را زدم، امروز او لباس سياه پوشيده است!

محسن به همسايه اش گفت: «جلوي اين سگت را بگير! امروز جوجه ما را خورده است.»
همسايه او با خوشحالي گفت: «خوب شد گفتي كه ديگه امروز بهش غذا ندهم.»

اولي: با عمويت كجا مي روي؟
دومي: او را مي برم فروشگاه محله مان؛ چون آن جا نوشته «خريد براي عموم آزاد است!»

اولي: من يك پسر دارم كه هر روز بيشتر شبيه من مي شود؟
دومي: اگر وقت داري ببر دكتر تا جلوي اين بيماري را بگيرد!

اولي: يك فوتباليست را نام ببر كه يك درجه برتر از مارادونا باشد.
دومي: ماراسه نا.

دو ديوانه در حياط تيمارستان قدم مي زدند.
ديوانه اولي به تير چراغ برق كوبيد و گفت: هر چه در اين خانه را مي زنم، كسي جواب نمي دهد.
ديوانه دومي گفت: عجيب است. چراغشان هم روشن است
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
بين يه تهروني ، رشتي و تركه مسابقه ميزارن كه هركي هر حيووني رو ديد واسش يه شعر بخونه تهرونيه كلاغ ميبينه ، میخونه : كلاغ دم سياه قار قارو سركن ... رشتيه كفتر ميبينه ، میخونه : كفتر كاكل به سر هاي هاي ... تركه ميگرده هيچ حيوني رو نميبينه! يه دفعه يه كره خر ميبينه ذوق ميكنه ميگه : چشات و واكن ببين .. ببين كه بابا اومده

روز یه لره میره پیشه دوستش و میگه : من چیکار کنم که از عربها خر تر باشم.. دوستش میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا کنه که یکدفعه یک قایق موتوری پر از عرب از کنارش رد میشه

تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره که به مرز خود كفایی ( خود کف آیی ) برسه!
عبود رفته بود مستراح-بعد از یک ساعت با دهن خونی میاد بیرون! ازش میپرسن چکار کردی؟ میگه لامصب مسواکش خیلی بزرگ بود!!!(برس توالت جای مسواک)!!!
به يه ترکه ميگن ،ميدوني چرا آذربايجان شرقي و غربي رو از هم جدا کردن ؟ميگه لابد ميخواستن خر تو خر نشه!

ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه ... ميگه از فردا فيل حق نداره اسبو بزنه ... بجای وزير هم مهره ی خرو ميذاريد !

ترکه ميره خرش رو بفروشه وسط راه خوابش ميبره ... وقتی بيدار ميشه ميبينه خرش داره پول ميشمره!

يه روز يه ترکه تو هواپيما تفنگو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميری بندرعباس

خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟
ترکه:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی!

لره رفته بوده مخابرات به خان تلفن بزنه.بعد از چند دقیقه مخابراتچی بهش میگه آقا برو اتاق چهار-یارو لره هم همینطور که داشته می گشته میره اشتباها تو مستراح!بعدش به جای گوشی تلفن فلاش تانک رو بر میداره و میگه:الو-خان! چرا حرف در نمی کنی؟! بوت میاد ولی صدات نمیاد

به تركه ميگن :ميدوني به نفت ميگن طلاي سياه؟
تركه فرداش يه 20 ليتري ميندازه گردنش!

تركه مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه!
ترکه میخواسته آب بخوره ، آب نبوده تیمم می کنه!

ترکه سوار تاکسی بوده موقعی که ميخواسته پياده بشه راننده بهش ميگه: آقا ازون در پياده شو اين ور زن و بچه نشسته.
ترکه ميگه نه و هی زنه رو هل ميده که پياده شه.
راننده شاکی ميشه ميگه: آقا ازون طرف پياده شو.
ترکه ميگه: ايلده کفشامو موقع سوار شدن اونور در آوردم !

تركه آشغال رفته بوده توی چشمش ، بعد وایساده بوده جلوی آیینه هی فوت میکرده ، دوستش میاد بهش میگه بابا همین کارها رو میکنید بهمون میگم ترک ها خرن دیگه ، آخه آی کیو ، اونی که توی آیینست باید فوت کنه !

پسر تركه تو پارك با یه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همین که داشتن حرف میزدن یهو دختره میگه :
واي بابام از دور داره مياد
تركه : بابات تا حالا منو ديده ؟
دختره : نه
تركه: اينكه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم!

یه روز بارونی یک راننده کامیون كه ترك بود53 نفر رو توی یک حادثه می کشه . سروان اداره رانندگی ازش ماجرا رو می پرسه ؟
- والا .. جناب سروان .. ما داشتیم رانندیگی می کردیم که یهو یکی از چرخها ترکید و کنترل کامیون از دستم خارج شد . تو جاده ای که می رفتیم دیدیم 50 نفر اینور خیابون ایستادن و 3 نفرم اونور .. با خودمون گفتیم 3 نفر بمیرن بهتره تا 50 نفر . برای همین فرمون رو انوری گرفتیم .
- آخه مرد حسابی .. پس چه جوری 53 نفر مردن ؟؟؟!!!
-راستش .... داشتیم به طرف اون 3 نفر میرفتیم.. دو تاشون مردن ولی یهو یکیشون به اون سمت خیابون فرار کرد .

يه روز يه تركه رو ميگيرند ميبرند کلانتري .
تركه ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟
جناب سروان ميگه :
واسه عرق خوري .
تركه ميگه :
پس چرا نمياريد بخوريم !

ترکه ماشينش تو برف گير ميکنه. زنجير نداشته سينه ميزنه !

روزي يك عربی با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟
- نه ولک من سالم نيستم, جاسم ام!

به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم!

از غضنفر مي پرسن؟ بلندترين برج تهرون کدومه؟
مي گه: آزادي يه ديگه، معلومه که !!! دو باره
مي پرسن؟ پس برج ميلاد چي؟ جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين، اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره !

یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!

آبادانيه ميگه : ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد دیگه ؟ آبادانيه ميگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!
******دنیا بر و بچز آبادان*******

مادر عروس از خواستگار پرسيد : تا به حال ازدواج کردی؟
خواستگار : نه
مادر عروس : از کجا باور کنم؟
خواستگار : به جان بچه هایم راست میگویم!

يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

یه ترکه دست می زاره رو نافش ، Reset می شه

از عبود میپرسن نظرت راجع به ساندویچ چیه میگه : والله خودش که خوشمزهست ولی این کاغذش یه کم بد مزهست...!؟

پليس جلو يه تركه رو مي گيره ميگه كارت ماشين،گواهي نامه، بيمه.تركه مي گه چه كار كنم جمله بسازم!

پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن -براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!

دکتره از عبود میپرسه: اين همه قاشق تو شکم تو چيکار ميکنه؟!!
ميگه: خودتون گفتين روزی يه قاشق بخور!

يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم!

یه دستگا هی بوده که % خریت رو نشون میداده -یه عربه میره دستشو میزاره میگه 20% خر 20% خر بعد یه ترکه میره دستشو میزاره میگه 100% خر 100% خر بعد یه لره میره دستشو میزاره میگه صد رحمت به خر صد رحمت به خر!

ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!

تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

تركه به زحمت يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!

تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم کدوم نامردیه که هی چراغشو خاموش می کنه!!

ترکه به زنش میگه نمی دونم چرا چند شبه که وقتی میرم دستشویی چراغش خود بخود روشن میشه!؟ زنش میگه: خاک بر سرت غضنفر ! ایلده دوباره رفتی تو یخچال کثافت کاری کردی

به ترکه میگن شما همتون اینقدر ساده اید ترکه میگه نه راهرامون تو آفریقاست!

ترکه تو مانور شرکت میکنه اسیر میشه !

شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه

به ترکه میگن با ترجمه جمله بساز میگه انتر جمعه کجا بودی!
یه ترکه میره مرغ داری جو میگیرتش تخم میکنه

يه روز يه ترکه ميره پيتزا فروشي ميگه آقا ببخشيد : اين پيتزا منو 16 قسمت کنيد يارو ميگه :چرا 16 قسمت ميگه :آخه دفه قبل که 7 قسمت کردي سير نشدم.

معلم : خب من اگه ده تا سيب داشته باشم دو تا شو بدم به تو چندتا ميمونه؟
- آقا ما نمي دونيم.
- چرا؟
- واسه اينكه ما مسئله هامونو هميشه با پرتقال حل مي كنيم!

به يک ترکه ميگن چي شد که ترک شدي
ميگه : بچه که بودم خر گازم گرفت .اونموقع هم که واکسن نبود که بزنم براهمين ترک شدم!!!

روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده!

چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني -بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و مي‌پرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا مي‌گن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نمي‌زنند!!!
@@@ مخلص بر و بچز آبادانی@@@

يارو مي ره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي مي گه: داش حال مي كني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه مي گه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك عربي تعريف كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم صدبار توضيح بدم چي شد!!!

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!

ترکه مي ره به يه مغازه، مي گه: پيراهن نخي دارين؟ مغازه داره مي گه: آره. ترکه مي گه: پس لطفا دونخ بدين!

یه روز یه ترکه تو اتاقش عکسه یه گوره خره رو زده.ازش میپرسن این عکسه کیه؟میگه این عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد

یه نفر به اسم حسنی تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد حسنی؟!

***--هرکس زهر ماری کوفت کنه حقش همین شلاقه--***
يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو سرویس می کنن! بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!!!

تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!

ترکه خودشو دار میزنه به علت ضربه مغزی میمیره؟میان تحقیق میکنن میبینن باکش خودشو دار زده

تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

عربه هي ميگوزيده ، بعدش يك ليوان آب ميخورده . ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!

به ترکه میگن با بالش جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده با تیر زدم تو بالش. بهش میگن نه با اون بالش جمله بساز.میگه آها یه بار رفتم شکار پرنده زدم تو او بالش.بهش میگن ااااه اصلاً با بالش نمیخواد با تشک جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده توشک موندم بزنم توی این بالش یا اون بالش!!!

يك شب تلویزیون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلویزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!!!

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد. بگـــيـــرينش.يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.هيچ غلطي نميتونه بكنه رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم

به ترکه میگن معجزه کن میگه ( ق )

یه روز به یه گوسفنده میگن به چه سبکی دستشویی میکنید؟ میگه به سبک گروه آریان ( دونه

دونه دونه دونه دونه ) !!!

ترکه با زنش دعواش میشه. بعد شب که میخوان بخوابن ترکه میبینه زنش یه یادداشت گذاشته که من رو ساعت 6 بیدار کن. بعد زنه فردا ساعت 10 پا میشه میبینه ترکه یه یادداشت گذاشته که: زنیکه ایلده ساعت شیشه پاشو دیگه

بعد ازعمري سیاوش قمیشی مياد ايران. اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن. قمیشی هم مياد خيلی حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون. اِبـــي بـخـون

به یه اصفهانیه میگن شما چرا هر کلمه ای که میگید آخرش (اس) داره؟ اصفهانی میگه: کی گفتدس، هر کس که گفدس، غلط کرده گفدس

به تركه ميگن شما ناراحت نميشيد اينقدر جوك به شما مي بندند.تركه ميگه اي بابا اينها برا شما جوكه برا ما همه تك تك خاطره است

ترکه رفته بوده تماشای اجرای پیانو.وقتی نواختن تمام میشه ترکه پامیشه و فریاد میزنه: یاخچیدی!یاشاسین آذربایجان!دنیا تورکیش!!!یارو نوازنده میاد ازش میپرسه که تو از کجا فهمیدی که من ترکم؟ ترکه بهش میگه: ایلده وقتی خواستی برنامه رو شروع کنی بجای اینکه صندلی رو ببری جلو پیانو رو کشیدی عقب!!!

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!

تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره

ترکه زنگ میزنه به ۱۱۰ می گه ببخشید فرمان و دنده و گاز و ترمز و کلاج ماشین منو دزدیدیندپلیس ۱۱۰ به ترکه می گه ببخشید شما ترکین میگه آره .پلیس بهش می گه پس لطف کنید برید جلوی ماشین بشینید

به ترکه کی گن با شیده جمله بساز ، می گه : رفتم خونه . دیدم بچه شاشیده

ترکه مي ره خواستگاري، مادر و پدر دختره بهش جواب رد ميدن، مي گن: دختر ما داره درس ميخونه. ترکه مي گه: ايشكال نداره، من مي رم دو ساعت ديگه برميگردم

تركه زنگ ميزنه به آژانس و ميگه: آقا ببخشيد مزاحمتون شدم، ماشين دارين؟
رزروشن آژانس هم با كلي كلاس ميگه: بله قربان!
تركه ميگه: اااا خوش به حالتون!

به ترکه می گن با خرچنگ جمله بساز ، می گه کره خر چنگ نزن

ترکه به غول چراغ جادو مي گه: قدس را آزاد کن، غوله مي گه: نمي تونم. ترکه مي گه: خوب پس، منو آدم کن ... غوله مي ذاره و در مي ره. ترکه داد مي زنه و مي گه: کجا... غوله مي گه: دارم مي رم قدسو آزاد کنم، راحت تره

معرفت رو از سیگار بیاموز که با این که میدونه آخره سر زیره پات له میشه
تا آخر به پات میسوزه

دو تا تركه ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور

ترکه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم

زنه به شوهرش میگه ۳ تا حیوان وحشی نام ببر
طرف میگه :
خودت
خواهرت
خدا بیامرز مادرت

ترکه مي ره تماشاي مسابقه دو و ميداني، از بغل دستيش مي پرسه:اين ها براي چي دارن مي دون؟ طرف مي گه: چون به يه نفرشون جايزه مي دن. ترکه کمي فکر مي کنه، بعد مي پرسه: پس بقيه براي چي دارن مي دون؟

از ترکه پرسيدن: چرا ترک شدي؟ گفت: به علت کمبود امکانات

ترکه تلویزیون تماشا میکرده،می بینه هر پنج تا کانال رازبقا داره.به بچه اش میگه:برو ببین آنتن تلویزیون توی طویله نیفتاده؟

دوستان توجه کنند: لطیفه زیر بعنوان جوک برگزیده فصل پاییز به شما دوستان شنگول پیشکش می گردد

ترکه از يه نفر غريبه مي پرسه: ببخشين آقا من شرمندم، روم به ديوار، گلاب به روتون، گل به روتون، من بميرم که اين سؤالو مي پرسم ... طرف مي گه اشکالي نداره بابا، بپرس؟ ترکه مي گه: ببخشيد، اسمتون چيه؟ طرف عصباني مي شه و مي گه: والا این جور که شما مي گين: گوه

ترکه داشته کانال تلوزیون رو عوض می کرده...میزنه یه کانالی که هزار تا آخوند نشسته بودند و داشتند سخنرانی گوش می دادن....یکدفعه داد میزنه: آی ممد اون پیت نفتی رو بیار...سوراخشونو پیدا کردم

معتاده سر منقلش بوده که یهو توپ پسر همسایه می خوره تو بساطش.بعدش هم صدای کوبیدن در میاد.وقتی در را باز می کنه میبینه صاحب توپ که هول شده بوده میگه: عمو توپم-توپم.(یعنی توپم رو بده)معتاده میگه: چه خبره ؟!خب منم توپم -ماهم توپیم! همه توپن

جوکهای زیر مال مسعود خان باصفا و با معرفته- شما هم بگین تا بذارم تو وبلاگ

یه روز یه خری با صاحبش دعواش میشه : خره پالونش مییفته صاحبش میگه دیگه برام کت درمیاری؟

به یه کلاغه میگن دودو تا میگه غارتا

به یه لره میگن تو لری میگه نه بیا بگرد

عبود میره یه نوشابه زرد میخره و میزنه به بدن-وقتی میاد پولشو حساب کنه میبینه که پول همراهش نیست.ناچارا داخل شیشه ادرار میکنه و دربش رو هم می بند ه و نوشابه رو پس میده - چند لحظه بعد غضنفر میاد نوشابه بخره و از بخت بدش همون شیشه پر از شاش گیرش میاد! اونم هیچی نمیگه و تا ته شیشه رو کوفت میکنه-بعد که میخواسته به طرف حالی کنه که نوشابه نبوده و شاش بوده میگه: آقا نوشابت که شاشی بود...ایلده اگه یه ساندویچ گهی هم داری بیار بخوریم

يه بار يه اصفهانيه داشته با خانواده اش از جلوي رستوران رّد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن د به بچه هاش ميگه بچه ها اگه بچاي خوبي باشين يه دفعه ديگه هم از اينجا ردّتون مي كنم

از یه ترکی میپرسن چرا سر و صورتت زخمیه؟ میگه آخه با یه همشهری تصادفی برخورد کردم

چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد

دكتر گفت: حال سه نفر بيماري كه ديشب براشون دارو تجويز كردم خوبه؟
پرستار گفت: نه دكتر؟ متأسفانه دو نفرشون فوت كردند، امّا سوّمي هر كاري كرديم حاضر نشد دوايي رو كه تجويز كرديد بخوره.

از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه

يه بار يه تركه فقط شبا از خونه ميرفته بيرون! بهش ميگن جريان چيه؟
ميگه: از بس اين فارسها گفتن يه روز يه تزكه... ما تصميم گرفتيم كه فقط شبا از خونه بيايم بيرون

زن به دامپزشكي مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست. دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه!
زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند مي‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار مي‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا مي‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس مي‏خوابم، تازه شب كه شوهرم مي‏آد بهم مي‏گه سلام سوسك سياه.

بيمار: دكترجون! پاي راستم خيلي درد مي‏كنه. دكتر: عزيزم، ولي من چشم پزشكم. بيمار: اينو مي‏دونم، ولي دارين چشمم رو معاينه مي‏كنين پاتون روي پاي راستمه.

اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمی _ کرد.یکی از آشناهای اون فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی.

مرد بسيار پرحرفي به دكتر پوست مراجعه كرد، امّا اينقدر حرف مي‏زد كه به دكتر اجازه نمي‏داد معاينه‏اش كند. بالاخره دكتر گفت: آقا لطفاً زبونتون رو در بيارين. بيمار زبانش رو درآورد. دكتر گفت: حالا در همين حال نگهش دارين تا من معاينه‏تون كنم.


مريض: دكتر! دارم مي‏ميرم. تو رو خدا بكش و راحتم كن. دكتر: من خودم وظيفه ‏ام رو مي‏دونم، لازم به يادآوري نيست

تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

مردي پيش دكتر رفت و گفت: دكترجون! خيلي فراموشكار شدم. دكتر حواسش به حرف‏هاي بيمار نبود. سرش را بالا كرد و گفت:
- متوجه نشدم چي گفتيد؟ ‏مرد گفت: من؟ من چيزي نگفتم.

يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم
از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچه يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذربايجانم!

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه

تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!

یه روز مرد اصفهانی با بچه اش از مقابل مغازه کفش فروشی که روی شیشه اش نوشته بود کفش پارس رد می شد .بچه از باباش می خواد که براش یک جفت کفش بگیره.باباش می گه :بچه مگه نمی بینی نوشته کَفِش پارِ ه س.

آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده

به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!

تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم

تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن

يه بار يه تركه تو قبيله آدم خوارها اسير ميشه! از يكي ميپرسه آقا با من چي كار دارين؟ ميگه ما آدم خوريم حالا هم تو اين ديگ ميپزيمت و ميخوريمت! تركه ميگه: چي شد؟ حالا كه بخور بخوره ما آدم شديم!!!

دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟

اصفهانیه سواره ماشین می شه . آخره مسیر به راننده میگه : حاج آقا کرایه ی ما چند میشه ؟ یارو میگه : 50 تومان . اصفهانیه میگه چه خبره ؟ اولندش که 40 تومان میشه بعدشم من 30 تومان بیشتر ندارم حالا فعلا این 20 تومان را بگیر . ... یارو میشماره می بینه 10 تومان
تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم

بيمار: دكتر! احساس مي‏كنم ديوونه شدم. فكر مي‏كنم فرار كردم و يه عده دنبال من هستن و مي‏خوان منو بگيرن. دكتر: از چه زماني اين احساس رو مي‏كني؟ بيمار: از زماني كه از تيمارستان فرار كردم.

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده يك آدرسي را پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

ديوانه سراغ رئيس تيمارستان اومد و بهش گفت: من مي‏ترسم، يه ديوونه اومده اينجا به من مي‏گه ناصرالدين ‏شاه. رئيس تيمارستان گفت: اشكال نداره عزيزم، لابد فكر مي‏كنه ناصرالدين ‏شاه هستي. ديوانه گفت: آخه اسمش ميرزارضا كرماني است.

ترکه دستور داد تمام اسناد و مدارك قديمي رو به علت نداشتن جاي كافي در اردبیل از بين ببرند، اما رئيس بايگاني گفت: - قربان، اين اسناد خيلي مهمه. ترکه فكري كرد و گفت: مهم نيست،ایلده از همشون كپي بگيرين و اونا رو نگه دارين

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

به یه ترکه میگن میذاری بچه ات بره دانشگاه؟ میگه اگر به درسش لطمه نزنه آره!!!

اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده . بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، اصفهانیه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبرس؟! يك نفر آدم مردس، اتوبوس كه چپ نكردس

به یه ترکه گفتند :شما لهجه دارید؟؟
گفت نه والا .میخوای........ بیا بگرد

به ترکه میگن تا حالا در زندگیت ریسک کردی ؟ میگه:آره یه بار اسهال گرفته بودم گوزیدم

از ترکه میپرسن اگه سردت بشه چیکار میکنی؟؟
میرم میرم بغل بخاری
میگن اگه خیلی سردت بشه چی؟
میگه میچسبم به بخاری
میگن اگه خیلی خیلی سردت بشه چی؟
میگه ایلده بخاری رو روشن میکنم

ترکه داشته پوست پرتغال رو با چاقو میگرفته با خودش میگه: خدا کنه توش موز باشه

سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

به اصفهانیه می گن با کالسکه جمله بساز می گه این میوا کالس که

یه معتاد شیرازی روی دستگاه پیغام گیر خونش پیام گذاشته بود:
هشتم......ولی خشته ام....

تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم

به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.

زندگي زيباست، نه در رويا. بوسه زيباست، نه براي هوس. پرنده زيباست، نه براي قفس. دوست داشتن زيباست، نه براي لمس كردن، بلكه براي حس كردن.

تركه با احساسات يكي بازي ميكنه سه هيچ ميبازه.

خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن. حرف بزن ولي وراجي نكن.دوستت دارم.... ولي پر رو نشو

پدرم مي گفت عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب حالا هزار شب پشيمانم ;كه چرا يك شب عاشق نبودم.

سلامتی تاجی است بر سر انسانهای سالم که فقط افراد بیمار آن را می بینند.

وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

زندگي کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامي ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتي اگر نباشيم.

شنا بلد نیستی؟؟؟ دلتو به دریا نزن.

در شرایط دشوار زندگی مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.

هيتلر در آخرين سخنراني خود گفت: «آختن دوشتن آرمي كيكتن كوختن چفتن اس‌ام‌اس‌دن ريپيد اشنايدر» يعني: ... ارتش آلمان تو کون اوني كه اس‌ام‌اس تكراري میفرسته

اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم
چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من
يا هردو بميريم و به پايان برسيم

عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار . و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن

قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گيسوانت چون آبشاران، ابروانت چون كمند.... خلاصه هيچ چيزت به آدميزاد نرفته

باید در زندگی همچون دریا بود تا اگر با سنگهای سخت برخورد کردیم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها !

اولين زن ايراني هم به فضا رفت
به اميد روزي كه اخرين زن ايراني هم به فضا برود

سلام ... من از اداره برق مزاحمتون مي شم ... شما شاکي خصوصي دارين !!!! اخه برق چشماتون يه نفر رو کشته

من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم .... چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو

خرس ها با يک ظرف عسل خر مي شن . اسب با چند حبه قند . طوطي با تخمه . سگ با استخوان . راستي تو هنوز موز دوست داري

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينکه قلبمه به خاطر اينکه تو توشي

دو تا ادم برفي در دو طرف رودخانه اي با ديدن هم عاشق هم مي شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شايد تو اب رودخانه بهم برسن

اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو
دوستش داري!

بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار, منم ميرم گوجه بخرم املت بخوريم

لاستیک دلم رو با میخ نگاهت پنچر نکن ....جوادترین اس ام اس 2007

مردها دو آرزوی بزرگ دارند.اول داشتن خانه دوم داشتن ماشین برای فرار از خانه

ميدونی ضايع ترين موقعيتی که ميشه توش گير کرد چيه؟ ضايع ترين موقعيت ممکن اينه که تو مستراح باشی، برات پيام بياد، تند تند داری خودتو مرتّب ميکنی که بيای بيرون، يه نامردی از پشت در بگه "داداش! جوابشو بيا بيرون بنويس!"

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي نميتوننم بگم دنيا ديگه مثل تو نداره .....

اگه دو تا هزار پا همديگه رو محكم بغل كنن ميدونيدچي ميشن ؟؟؟؟؟ ميشن زيپ

تو را به اندازه تمام انگشتان دستم دوست دارم
ارادتمند شما مار

شباهت لر وپارك مي دونيد چيه ؟
هر دو تاب دارند.

يه روز يه تركه ميره بانك ميگه اقا كل موجودي منو بديد ميگيره پولهارو ميشماره ميگه درسته بذار سر جاش

يكرنگ تر از تخم مرغ نديدم ، آنهم شكست و دورنگي اش پيدا شد

روي تمام گلبرگها نوشتم دوست دارم اما تو مثل بز همه ي آنها را خوردي.

شنيدي خوردن قند حروم اعلامِ شده و بايد خرما بخوريم؟
نه چرا؟
چون هم انرژي داره هم هسته

copyright-2007-http://freejoke.blogfa.com

مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر آن روزی که با خاک شود منزل من

در بیابان عشقت مارمولکی دمش را برایم تکان داد -در لبخند عشقت قورباغه ای گازم گرفت

گفتی تا آخر دنیا باهاتم حالا میفهمم که چرا همش میگفتی دنیا دو روزه

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

مجموعه نوشته های پشت تریلی های جاده.......۱.به حرمت اشک مادرم توبه کردم---۲.دانی که چرا راز جهان با تو نگفتم/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری--۳.بوق نزن شاگردم خوابه--۴.بی تو هرگز ....با تو ؟؟؟عمرا--۵.از عشق تو لیلی.....رفتم زیر تریلی(واسه گریسکاری)---۶.اگه میتونی این تابلو رو بخونی یعنی فاصلت کمه فاصله رو رعایت کن---۷.دنبالم نیا اسیرم می شی---۸.گشتم نبود....نگرد نیست---۹.سرپایینی برنده سربالایی شرمنده

محبت گرشود پيدا به هر قيمت خريدارم به يک لبخند زيبا مي فروشم زندگاني را

این سیب؛
بهترین سیب؛
شکل سیب؛
سر سیب؛
کار سیب؛
گذاشتن سیب؛
یه سیب؛
بچه سیب؛
دوست داشتنیه سیب...!
(( حالا سیب رو حذف کن دوباره بخون ))

ديشب جمال رويت در ماه ديده بيدم ........گويا فضا نوردان در ماه ريده بيدن

دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم ... اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم.

عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش ... چنين گفت زرتشت.

گه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن
عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر بشي.

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد.

گر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ی.

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم

خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد.

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

خيلي ها مترسك رو دوست ندارند چون پرنده ها رو مي ترسونه ولي من دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه

هیچوقت کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی کن غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام. من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام. آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام. در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام.

من حاضرم خودمو اونقدر کوچک کنم که توي قلب شما جا بشم

اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آنست که نامت را هميشه روي لب دارم

من همونم كه هميشه غم و غصه ام بيشماره اوني كه تنهاترينه حتي سايه هم نداره

مادرم مي گفت عاشقي يك بار است و پشيماني هزار شب / من هزار شب پشيمان شدم كه چرا يك شب عاشق نبودم. !!!!

ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟ وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟ چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند!

ايشاالله با هم ميرم بهشت تو بخاطر اينكه روي زمين يه فرشته بودي و من بخاطر اينكه با يه فرشته روي زمين دوست بودم

تو خود معچزه هستي بدجوري به دل نشستي

گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي مني
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟
جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی بهتر است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد

سوال: گوزیدن عروس در مراسم خواستگاری چه حکمی دارد؟
جواب: اگر به قصد خودنمائی باشد حرام است اما اگر میخواهد با این عمل خواسته ای را به گوش مادر خویش برساند اشکال ندارد اما احوط آن است که آهسته بگوزد

سوال: بنده در زمان تماشای سخنان یه نفر دائما می گوزم آیا شرعا مرتکب خلافی شده ام ؟
جواب:همانگونه که قبلا گفته شد اگر بقصد تایید باشد ثواب بسیار دارد بنده تاکنون بیش از شصت میلیون بار به این سوال پاسخ داده ام . نخوردن نخود باعث ترک این عارضه میشود

سوال: آیا گوزیدن در زیر باران اشکال ندارد؟
جواب: در صورتی که برای تصدیق رعد و برق باشد مانعی ندارد

سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟
جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که صدای آن کلفت و شبیه صدای گوز مردانه بنظر برسد تا جلب توجه نکند

سوال: ارتباط گوز با شقیقه چیست؟
جواب: ارتباط از نوع ثبوتی است پس کسانی که کمتر میگوزند کمتر به عارضه سردرد دچار میشوند و این مسئله به شدت صدای آن نیز بستگی دارد که نباید بیشتر از 120 دسی بل باشد

سوال: حکم افرادی که در توالتهای عمومی با صدای بلند میگوزند چیست؟
جواب: اگر بقصد ارعاب دیگران باشد باید دیه بدهد که در این مورد باید به احکام دیه مراجعه شود اما اگر بی اختیار باشد باید شدت آنرا سنجید که اگر بیش از 120 دسیبل بود مستوجب قصاص نفس است وگرنه باید دو شب در داخل همان مستراح بخوابد.

سوال: اخیرا عده ای همراه با گوزیدن ، می چسند . چه حکمی متوجه این افراد است؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی هوا میشود

سوال: اگر گوزنده هنگام گوزیدن متوجه شود که اسهال بوده است چه باید بکند؟
جواب: شورت خود را تعویض کند

سوال: پدر بنده کارمند بانک بوده اندکه متاسفانه براثر شنیدن گوز دار فانی را وداع گفته اند (هنگامی که یک خانم جوان جهت انجام امور بانکی به ایشان مراجعه میکند دفترچه حساب آن خانم به زمین می افتد و وقتی برای برداشتن دفترچه دولا میشود میگوزد و چون پدر اینجانب در آن لحظه در حال نوشیدن چای بوده اند بر اثر شنیدن صدای گوز می خندند و قند در گلویشان گیر کرده بر اثر خفگی می میرند) میخواستم ببینم آیا دیه ای متوجه بازماندگان آن مرحوم هست یا خیر؟

جواب: خواهر محترم، این سوال به روئیت ملا هادی گوزی سبزواری رسید فرمودند خندیدن به صدای گوز دیگران از بدترین اعمال است و ضمنا پدر حضرتعالی بر اثر اصابت گوز دارفانی را وداع نکرده اند بلکه علت وفات خفگی است که جزو پیامدهای خنده ی ناشی از شنیدن صدای گوز است . پس هیچ دیه ای متوجه شما نمی شود و بلکه اگر گوزنده محترمه شاکی می شدند اولیای دم میبایست رضایت ایشان را جلب می کردند

سوال: عده ای گوز خود را حبس و جهت بی اثر کردن شدت صوت آن ، آنرا به چس تبدیل میکنند. این عده چه حکمی دارند؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی محیط می شود

سوال: آیا گوزیدن در استخر جایز است؟
جواب: اگر قلپ های آن روی آب بیاید حرام است . مستحب آن است که در کنار دیواره های استخر بگوزد
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

به چشمانت بیاموز که هر کس لایق دیدن نمی باشد.

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

جوک/SmS

اخبار جدید جام جهانی:از زیدان می پرسن این چه حرکتی بود شما انجام دادین؟ از شما یعید بود؟ می گه: مرتیکه عوضی به من گفت علی دایی!!!

من دادم تو ام بده . من مفتی دادم تو هم مفتی بده . درسته درد داره ولی ثواب داره (سازمان انتقال خون)

سوال کنکور در افغانستان : از کجا کفتر می ایه؟ 1 از اون پایین کفتر می ایه 2 از اون بالا کفتر می ایه 3 اصلا کفتر نمی ایه کفتر با زاویه 30 درجه نسبت به افق به صورت مارپیچ می ایه

الهی تو خورشید بشی من زمین که سالی یک بار من دور تو بگردم ولی تو سالی 365 بار دور من بگردی

رو یه برگ نوشتم دوستت دارم ولی تو مثل بز خوردیش

در زندگی راه های زیادی به ازادی وجود دارد فقط باید بهای ان را پرداخت……………از رسالت 500 تومان. از انقلاب 300تومان…………..

دوست ندارم شمع باشم دخترا فوتم کنن . دوست دارم سیگار باشم رفقا دودم کنن

به ترکه می گن 3 تا مار نام ببر؟ می گه: مار کبری . مار زنگی. مارمولک

به علی دایی می گن بازی ایران مکزیک چطور بود؟ می گه وسطی باحالی بود خداییش فقط چند بار توپ خورد تو سرم

می دونی چیه؟ دیگه فوتبالم فایده نداره همون انرزی هسته ای رو عشقه

ترکه می ره جلو اینه چشاشو می بنده می گن این چه کاریه؟ می گه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه شکلیم

ترکه اسم بچش رو می ذاره اس ام اس . می گن این چه اسمیه ؟ می گه : چیه از پیام که باکلاس تره

به اشتیاق اولین دانه برف . به تحمل اخرین برگ پاییزی . به کرمای تن خورشید و به زیبایی اسمان قسم می خورم که سر کاری!!!

فیلم های در حال ساخت جام جهانی: 1 پت و مت با بازیه میرزاپور و رحمان رضایی 2 تام و جری با هنرمندی فیگو و کعبی 3 2قلوهای افسانه ای با بازیه برانکو و چلنگر 4 زندگی پیامبران با حضور افتخاریه علی دایی در نقش حضرت نوح

ترکه تو انتخابات کاندید می شه 3 تا رای می یاره . شب می ره خونه خانومش یکی می خوابونه تو گوشش می گه: می دونستم پای یه زن دیگم وسطه

ترکه با دوست دخترش تو ماشین بودن می بینه جلوتر ایست بازرسیه به دوست دخترش می گه تو پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم ……بعد از ایست بازرسی دختره یادش می ره بگه تجریش می گه ونک . ترکه می گه شرمنده مصیرم نمی خوره

یه خبر خوب . اگه 2 روز دیگه صبر کنی تو هم می تونی برقصی . البوم جدید اندی تا پس فردا به بازار می یاد: مونگولا باید برقصند

از اسمون با هام تماس گرفتند گفتن قشنگ ترین ستاره گم شده ولی نگران نباش من لو نمی دم تو رو

ترکه می ره خواستگاری .می گن داماد چکارست؟ مادرش می گه قاضیه . می گن افرین کدوم شعبه . مادرش می گه همین سر کوچه پرسی قاز

مسابقه:

رشته های مخصوص اقایون:

مخ زدن دختر بسیجی در 10 ثانیه 2 تحمل 10 دختر سمج در 60 ثانیه 3 دوی استقامت در حیاط مدرسه دخترانه 4 رقابت با دخترها در رشته چونه زدن و پر حرفی پشت موبایل و تلفن(سنگین ترین رشته که اغلب اقایون انصراف می دن) 5 ناز کشی دختر( می دونم خیلی سخته)

رشته های مخصوص خانوم ها:

پیچوندن دوست پسر در کمتر از یک چشم به هم زدن

2 گریه و زاری به مدت سه روز 3 مخ نشدن در کمتر از 10 ثانیه (خیلی سخته می دونم) 4 برای یک بار هم که شده ناز نکردن ( این قسمت رو هم بانوان انصراف می دن ) 5 تجمل یک پسر سمج در 1 ثانیه (چون پسرا خیلی سمج ترن تخفیف دادیم تا مشتری شوید)

فیفا اعلام کرد زمین بازیه ایران مکزیک تا سال 2010 نیازی به کود ندارد

مادر: پسرم من دارم می رم بیرون یه وقت به کبریت دست نزنی ها. پسر: نه مامان جون من خودم فندک دارم

بهترین انتقام از زنی که شوهرتون رو از چنگتون در اورده می دونی چیه؟ بذاری شوهرتون مال اون بمونه

وقتی خدا مرد را افرید…………داشت تمرین می کرد

فرق مرد و گربه؟ اولی یه موجود دله و بی چشم و روه و براش مهم نیست کی بهش غذا می ده دومی یه موجود ملوس خانگی

______
1 در راستای وروده بانوان به استادیوم ها شعارها اصلاح می شود: شیر سماور . اگزوزه خاور . ا وا دیدی خواهر رفت کجای داور؟

2 تو گلی مثل گلای قشنگه قالی . تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبای ایرانی ……اصلا تو خود فرش پاتریسی ………همون که یه تختش کمه

3 به ترکه می گن حالت چطوره؟ می گه تازه موکتش کردم!!!

4 ترکه جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یکی داد می زنه می گه : سنکر بگیرید .ترکه از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید

5 پلیس ترکیه 3 تا پیرزن رو بخاطر خروج غیر قانونی از مرز ایران دستگیر کرد: سکینه میرزاپور. خدیجه دایی. النا ایوانکویچ

6 پیامگیر موبایل قزوینی : الان دستم بنده ببم جان. اگه پسری پیغام بذار . اگه دختری برو وگرنه می یام داداشتو……..

7 دعای قزوینی: خودم پشتت . خدا پناهت

8 قدرت دید خانوم ها: یک تار مو را روی کت شوهرشان می بینند اما یک تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمی بینند

9 معلم قزوینی به شاگرد: پسر جون اینجوری قبول نمی شی نه کلاس می یای نه باغ

10 جهان بیش از 6 میلیارد جمعیت دارد یکی نیست به منه احمق بگه : چرا واسه تو مسیج فرستادم

11 اگه یکی به اسم حسن بهت اس ام اس داد سراغ منو گرفت بگو نمی شناسمش اخه گیتارش دسته منه

12 ادرس خونه نه نه کعبی رو نداری؟……………………….فیگو می خواد

13 یک نرک چگونه یک پرنده را می کشد؟ ان را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند

14 از علی دایی می پرسن چرا کمرت درد گرفت؟ میگه: خودتونم 90 دقیقه بازی رو سر پا تماشا می کردین کمر درد نمی گرفتین؟!!!

15 می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن حسابی با چوب می زنن؟چون بعدا هرچی دید صداش در نیاد!!!

کیرم که خران را به فغان می ارد
هر نیمه شبی مرا به جان می ارد
هر جا که حدیثی ز درازی گویند
او سر ز فضولی به میان می ارد

…………….

از چند تا ترک پرسیدن: چرا شما ترک شدید؟ اولی گفت: وا… از بی امکاناتی! دومی گفت: از دست رفیق ناباب! سومی گفت: حالا ایدز که نگرفتم، خوب میشم!
چهارمی گفت: آقا… همه اینا حرفه… به ما ک ی ر زدند

………………………

مراسم عروسی در برره

1- رو تخت کشون
2- شرت در بکردون
3- لا بینون
4- ک س لیسون
5- ک ی ر تف زنون
6- سر اندرون
7- آب بپاشون

…………………..

معجزه زنها:
بدون علف خوردن شیر میدن.
بدون حمام رفتن خیس میشن.
بدون اینکه زخم بشن خونریزی میکنن.
گوشت بدون استخون رو سیخ میزنن

………………..

يه مجموعه عكس سكسي بازيگران آمريكائي

چه قشنگه ک س سارا
چه بزرگه ک ی ر دارا
کاندومی برای فردا
کاندوم دارا و سارا

…………………….

مزیت های شیر مادر :

1. قابل استفاده برای تمام سنین
2. بسته بندی جذاب
3. دسترسی آسان
4. یکی بخر ، دو تا ببر

__________________

ترکه پریود میشه، خونریزی مغزی میکنه! میان تحقیق میکنند، میبینن کس‌مغز بوده

……………………..

به ترکه میگن سه تا رنگ بگو که توش حرف پ داشته باشه
میگه :
قپ قرمزی
ساپ ساری
قپ قره

………………………

اگه خواستی یه دختر خوشگل روبکنی به 4 چیز توجه کن :
1 این کار نامردیه
2 نفرینش همیشه پشت سرته
3 گناه داره
4 خونه ما خالیه

…………………….

In SMS be manzaleye kir kardan shomast, va hich arzesh digari nadarad

………………………..

“”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"
!!Be elate hamdardi ba tork.ha az goftane in joke mazoram

…………………………….

Khoda adam va havva ra afarid gozasht joloye aftab khoshk beshan, kami ke gozasht hava jigh keshid va be khoda goft : adam az vasat paham az gele man bardasht chasbond la paye khodesh khoda goft eib nadare kari mikonam ta donya donyast eltemaset kone ke ejaze bedi bezare sare jash.

………………………………..

شبکه بی بی سی همین الان اعلام کرد که نیروگاه اتمی بوشهرو Ucf اصفهان تا ساعت 24 امشب به طور کامل هوا میره نمی دونی تا کجا می ره
من این توپو نداشتم
…….

……………………………..

به ترکه می گن کروات چیه؟
میگه: خطی فرضی که لوزتین را به بیضتین وصل می کنه

…………………………..

شعار ترک ها در تظاهرات اخیر:

“” وای به روزی که بفهمیم …چی شد”

__________________

نامه احمدی نژاد به بوش
اگه خورشید را دست راستم و ماه رو در دست چپم قرار دهید
دست از انرژی هسته ای بر نمیدارم
______
1 به ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زدز افق!!!

2 کعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي که به صورت فيگو زد گفت: من ديدم پام که به مرحله بعد نمي رسه حداقل جا پام برسه

3 مردها مثل مخلوط کن هستند در هر خونه يکي از انها هست ولي به هيچ دردي نمي خورد

4 مردها مثل سيمان هستند وقتي جايي پهنشان مي کنيد بايد با کلنگ انها را از جا بکني

5 پسر اگه 100ميليون از بانک برنده بشي چکار مي کني ؟ پدر : پاريس . ويسکي . جنيفر لوپز ! پسر : اگه نشدي چي؟ پدر: خونه . عرق سگي .نه نت !!!

6 زنها مثل ماهي هستند . بدست اوردن انها اسان و نگهداشتن انها مشکل است

7 وقتي فشارت مي دم وقتي لبام رو مي ذارم رو سوراخ تنگت وقتي ابتو مي خورم تازه ميفهمم چه اناريه انار ساوه!!!!!!

8 رتبه اول کنکور نمي خوام جي افه خوشگل و پولدار نمي خوام . دوست دارم چتيدنو ولي جز تو از هيچ کسي پي ام نمي خوام . بي تو من ياهو مسنجر نمي خوام . تو که نيستي سيستمم رو نمي خوام . يکي پرسيد اگه ايديت هک بشه؟ حتي اين خيال زشت رو نمي خوام. من تو رو مي خوام تو رو مي خوام اونارو نمي خوام

9 به خروسه گفتن بهترين روز عمرت کيه؟ گفت وقتي زنم رو مي کشن .چون تنها روزيه که لخت مي بينمش

10 زن زليل نامه:الهي به مردان در خانه ات . به ان زن ذليلانه فرزانه ات . به انان که در بچه داري تکند.يلان عوض کردن پوشکند.به انانکه رفو مي کنند. ز بعد از رفويش اتو مي کنند. به ان قرمه سبزي پزانه قدر. به ان مادرانه به ظاهر پدر.الهي به اه دل زن زليل. به ان اشک چشمان ممد سيبيل.که مارا بر اين عهد کن استوار.از اين زن زليلي مکن برکنار

11 ترکه با خودکار مي ره حموم مي گن چرا؟ مي گه هرجارو که مي شورم علامت مي زنم

12مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شکنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن کوچه بغلي شام مي دن

13 عاشق اون لحظه ای هستم که بازت می کنم وسطت رو می خورم وااااااااااای چقدر شیرینی دیونتم تیتاپ!!!

14 سخنی از بزرگ قزوینی:تا امید هست ارزو نمی کنم!!!

15 خیلی پستی………………………………………………………………………………وبلندی در زندگی هست که باید از این پستی بلندی ها درس گرفت
______
يه ترک چاق جلو دوستاش مي ره رو ترازو واسه اينکه ضايع نشه شکمش رو مي ده تو

2 ترکه ادعا پيامبري مي کنه دوستاش مي گن اين جوري که نمي شه حداقل 40 روز بايد بري تو غار تا از خدا برات وحي بياد.ترکه مي ره بعد از 2 روز با دست و پاي شکسته و خونين و مالين مي ياد .دوستاش مي گن چي شده؟ مي گه هيچي ما رفتيم تو غار يهو جبرييل و دوستاش با قطار اومدن.

3 ترکه با احساسات دوست دخترش بازي مي کنه 3 بر 1 شکست مي خوره

4 به يه نفر مي گن شما چه جوري شخصيت خودتون رو مي شناسيد؟ مي گه يا ارايه بليط

5 پليس ترکه رو با دختر مي گيره .مي گه صيغس يا عقديه؟ترکه مي گه : خرابه نقديه

6 فرق تو يا عزاييل مي دوني چيه؟ عزراييل رو يه روز ببينم مي ميرم تو رو يه روز نبينم مي ميرم

7 به ترکه مي گن دوتا کلمه متضاد بگو ؟ مي گه انجير و زنجير.مي گن چه ربطي داشت؟ميگه پولدار که باشي زن جيرت مي ياد. بي پول که باشي ان جيرت مي ياد

8 بگيرش تو دستت بعد سرشو بيار جلوي سوراخ…………اروم ببرش داخل…………..اروم اروم عقب و جلوش کن تا پردش پاره نشه………….عجب حالي مي ده گوش پاک کن هااااااااااااااا

9 به ترکه مي گن 3تا بازيکن نام ببر مي گه علي دايي . علي کريمي . فرار مهدوي کيا!!!!

10 در اصفهان هيچ کس ساعت ندارد چون همه از ساعت ميدان شهر استفاده مي کنن

11 اين پيغام جديد را باور کنيد . منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد…………

12 زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند زيرا انها سن خود را تقسيم بر دو مي کنند قيمت لباسهايشان را ضربدر دو و حقوق شوهرانشان را ضربدر سه و پنجاه سال هم به سن دوستان خود مي افزايند

13 اگه يه مرد در ماشين رو واسه خانومش باز کنه 4تا نتيجه مي شه گرفت: 1ماشين تازه است2 زنش تازست 3 طرف زنش نيست 4 مرده گلابي و زن زليله

14 وقتي دلم مي گيره مي رم به ده .توام اگه دلت گرفت بيا بده

15 قزوينيه برنج تبرک مي خره گوني رو باز مي کنه مي گه: پس حميدش کو؟

_________
1 مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ………………………زياد به مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن

2 ترکه مي ره دکتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي کنم. دکتر مي گه بيلا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله

3 مي گن زناي بد حجاب 30000تومن جريمه دارن يادت باشه زن خواستي بگيري اول خلافيشو بگيري

4 به ترکه مي گن چي شد زن گرفتي؟ مي گه والا ما ديديم تو زندگي هيچي نشديم گفتيم حد اقل داماد بشيم

5 ورزشکاران دلاوران ريرين به ايران پيروز باشيددددددددددد

پر ملات ت ت ت ت ت ت ت

پرصداااااااااا

چون گوز باشيد

6 از لره مي پرسن 12 فروردين چه روزيه؟ مي گه روزي که مي ريم جا مي گيريم واسه 13 به در

7 به لره مي گن بچت چرا اين قدر زشته؟ مي گه شو تاريک . سوراخ تنگ . منم دست تنها مي خواستي الن دلون درست کنم(با لهجه لري بخونيد)

8 فرق بين استرس . ترس . وحشت؟

وقتي استرس داري که مي فهمي زنت حاملست . وقتي مي ترسي که مي فهمي دوست دخترت حاملست. وقتي وحشت مي کني که مي فهمي هر دو حاملن

9 اي قشنگ تر از پريا …شبها تو چت نري ها……اگه رفتي تو روم نري ها……..اگه رفتي پي ام ندي ها………..اگه دادي ا اس ال ندي ها……….اگه دادي……..اصلا به جهنم هر غلطي مي خواي بکن

10 وقتي به قيافه تو فکر مي کنم……………………به شوخ طبعي خدا پي مي برم

_______
**- ازغضنفر مي پرسن تو چرا جورابت اينجوريه؟يه لنگش آبيه يه لنگش قرمز ؟ ميگه نميدونم والله ، يه جفت ديگه هم همينطوري تو خونه دارم !

**- يه تركه بلال می‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !

**- تركه رو می‌برن زير سوال، له ميشه

**- شباهت گوز با دوست پسر: هر دو تاشون رو وقتي ول كني راحت مي شي

**- ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش میگن این عکسه چیه؟ ترکه میگه: این عکس جوانی های بابام هست تو یوونتوس بازی میکرده.

**- یك بابایی پسرش تو قزوین گم میشه، میره پاسگاه گزارش میده. بهش میگن خوب مشخصات پسرتون چیه؟ میگه: هشت سالشه، تپله، موهاش بوره، چشاش آبیه، یك شلوار كوتاه هم پاشه. یارو افسره تو میكروفون میگه: به كلیه واحدها، برادرا توجه كنن، یه تیكه گم شده..

**- ازترکه میپرسن شغلت چیه:میگه: یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو لو نمیده

**- به ترکه ميگن: خسته نباشي ترکه ميگه اگه باشم چه غلطي ميکني؟

**- ملت به آمریکا پشت می کنن..قزوینی ها میرن اقامت دایم آمریکا می گیرن.

**- قزوينيه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع مي‌شن، ميگن: حاج آقا، وصيتي نداري؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام‌جان..اوهو…‍وصيت مي‌زنم…اوهو..اوهو… بعد ازمرگم…اوهو…جسدم رو بسوزونيد…ازش پودر بچه درست كنيد!

**- آبادانيه ميره نونوايي ميبينه شلوغه،ميره تو صف زنونه مي ايسته و ميگه:وولك خواهرم گفت پنج تا نون بده!!

________
پنجشنبه 25 خرداد :

ترکه می ره خواستگاری یه دختر تهرانی شب عروسی خانواده عروس می گن: سبد سبد یاس عروس چه زیباست . ترکه هم می گه : گونی گونی پشگل غلامعلی خوشگل.

2 ترکه می ره کلانتری می گه قربان زنم گم شده ! افسره می گه : مشخصاتش رو بگو . ترکه می گه: یعنی چی؟ افسره می گه: مثلا من زنم 60 کیلو قد بلند موهاش طلایی .ترکه می گه: زن من رو ولش بریم زن تو رو پیدا کنیم!!!

3 ترکه رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو

4 از یه جوحه تیغی کوچولو می پرسن ارزوت چیه؟ نگاهی معصومانه می کنه می گه: بغلم می کنی؟

5 به ترکه می گن کجای تهران می شینی ؟ می گه هرجا خسته شدم

6 امتحان تیزهوشان تبریز:

15 ابان چه روزیست؟

1 . 10 خرداد

2 . 23 تیر

3 . اغاز سال 1385

4 . همه گزینه ها صحیح است

7 بین راهی در 5 کیلومتری شهرها: رشت: از غیرت خود بکاهید . ابادان: پاریس 5 کیلومتر . تبریز : پایان تمام محدودیت ها

8 اهدا اس ام اس اهدا زندگیست هم اکنون نیازمن یاری سبزتان هستیم(انجمن بیماران اس ام اسی)

9 می دونی در قرن 21 تمام شدن باطری ساعت یعنی چی؟ 1 عقب ماندن از جهان 2 توقف زمان 3 از دست دادن وقت قرار

10 اختراع ترکا می دونی چیه؟ چراع قوه با باطری خورشیدی!!!

11 رشتیه سراسیمه می یاد خونه می گه: اهاااااااااااای اونی که داری خانوم منو……..یارو می ترسه از اتاق می یاد بیرون . رشتیه می گه دم در کارت دارن

12 به ترکه می گن نه نه و بابات چه جورین؟ می گه روزا مثل سگ و گربه شبا مثل پیچ و مهره

13عشق فقط عشق لاتی . عرق سگی و ابجو قاطی . پری و زری و شمسی و فاطی . حبس ابد بی ملاقاتی . فکر نکنی گنده لاتیم . به جون خودت خاطر خواتیم

14 گاو نر افتاد دنبال گاو ماده . گا. ماده فرار کرد تا رسید به بن بست بر گشت گفت:از جون من چی می خوای؟ گاو نر گفت: مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

15 ترکه تو دستشویی غش می کنه وقتی به هوش می یاد می گه:من کیم؟ اینجا کجاست؟ کی من. ریده؟

16 اگه کسی بهت گفت اسگول ناراحت نشو اسگول نام یه پرنده بسیار زیباست که تابستان ها دانه جمع می کنه قایم می کنه زمستانها نمی تونه پیداشون کنه!!!
_______________
شانزدهم خرداد :

1 به ترکه می گن :بیا این عرقو بخور. یارو می خوره و بعد از 10 دقیقه میگردش .بهش میگن اب بود که خوردی.می گه : دیر گفتین دیگه منو گرفته

2 یارو می ره الکتریکی میگه: گلاب به روتون لامپ دارید؟ یارو می گه: داریم ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو می گه: اخه واسه توالت می خوام

3 ترکه می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده .میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه : بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن

4 ترکه واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن . رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ ترکه یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی

5 ترکه فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه

6 ترکه طناب بسته بود به کمرش می گن چرا این کارو کردی؟ می گه می خوام خودکشی کنم .می گن خوب احمق ببند به گردنت .می گه نه بابا بستم به گردنم دیدم دارم خفه می شم بستم به کمرم

7 اصفهانیه وسط مسابقه رالی مسافر می زنه

8 رشتیه با زنش زیر پتو بوده مرده هیچ کاری نمی کرده .زنه می گه راستی من یه سوراخ دارم هاااااا .رشتیه می گه: ای بابا خانوم جان می گم از یه جا سوز می یاد

9 می گن جنگ رو زن شروع می کنه و مرد ادامه می ده

10 به ترکه می گن برو سی دی خام بخر .می گه: صوتی یا تصویری؟

11 ترکه با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب .ترکه می گه : منم علی اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی

12 ویزگی های پسرای با کلاس: 1 برداشتن ابرو به میزان کافی 2 کشیدن سیگار همراه چوب سیگار 3 بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا 4 نگرفتن ناخن های دست 5 بی اطلاعی از برنامه های تلویزیون 6 گوش دادن موسیقی بی کلام 7 نوشیدن نوشابه های انرزی زا 8 اظهار عدم تمایل به ازدواج 9 تظاهر به عصبی بودن 10 بحث در مورد فضای فکری احمدی نزاد

13 وای وای وای وای وای وای وای دیدی چی شد؟ وای وای وای وای وای وای وای بگم؟ نه نمی گم خیلی بده…………….وای وای وای وای وای وای وای وای وای ……………تو رو خدا بگو .نه جون تو نمی شه خیلی ضایع ست اخه نمی شه اصلا وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای باشه چون اصرار کردی می گم …………….ولی قول بده به کسی نگی چقدر بد اسگول شدی

14 ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟

15 به رشتیه می گن راسته می گن شهیدان زندن؟ می گه 100 در 100 من پسرم 20 ساله شهید شده عروسم هر سال یه شکم می زاد

___________
هفتم خرداد :

عشق فقط عشق لاتي 6ماه زندوني بي ملاقاتي عرق و آبجو با هم قاطي فکر

نکني که ما لاتيم ما فقط خاطر خاتيم…

كرده از ساختمان 20 طبقه ميفته هيچيش نمي شه ؟ چون شلوار كردي داشته!

به يه تركه ميگن اگه يه تاسو بندازيم بالا با چند حالت به

زمين مي ياد؟تركه ميگه يا با سر مياد يا با كونش….

دو تا بچه با هم دوست شده بودند اولی از دومی میپرسه تو دختری یا پسری میگه نمی دونم میگه

بریم زیر پتو تا بگم تو دختری یا پسری می رن زیر پتو بعد میگه تو دختری چون جورابت صورتیه

به تركه ميگن با كشور جمله بساز ميگه با كش ور رفتم خورد تو چشم

به يه تركه ميگويند چرا قبض اب وبرق را دوست داري ميگويد چون

پشت ان نوشته مش ترك گرامي…

يه روز يكي عادت داشت كه از چراغ قرمز ها رد بشود . يك روز وقتي داشت رد مي

شد چراغ سبز مي شود طرف مي ايستد ازش مي پرسند كه چرا ايستاده اي

ميگه : ميترسم كه برادرم به من بزند …

يادته يک روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي

اشکات رو ببينه و بهت بخنده گفتم اگر بارون نباره چي!!! برگشتي و گفتي اگه

بارون نباره چي ؟؟؟ برگشتي و گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون هم

گريش ميگيره!!! گفتم يک خواهش ازت دارم وقتي که آسمون چشمات ميخواد

بباره ميشه تنهام نذاري؟ گفتي به چشم … اما حالا امروز دارم گريه ميکنم ولي

آسمون نميباره تو هم اون دور ايستادي و بهم ميخندي اينم تقديم به نارفيق خودم

میگویند شیشه ها احساس ندارند اما هر بار روی شیشه ی بخار گرفته می نویسم دوستت دارم آرام میگرید…!!!؟

ميدوني تو قزوين پشت بچه ها چي نوشتن ؟؟؟؟ با نگاهي به آينده

درست مصرف كنيد.

يه روز يك دختر زشت از دوست پسرش مي پرسه فرق من با

خورشيد چيه . پسرمي گه:هر دوتاتون نمي شه مستقيم بهتون

نگاه كرد.

كبوتره دوپينگ ميكنه به جاي نامه ايميل ميبره!!!

يه روز چهار تا مورچه مي رن حموم دوتاشون برمي گردند چون

دوتاشون چسبيدن به صابون.

مردي به دوست قديميش زنگ ميزنه ميگه من به تعدادموهايي

سرم تورا دوست دارم مرد دوم ميكه شما! مرد اولي ميگه منم

حسن كچل

به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ميگه هر خوشكلي يه

نقصي داره…

2 تا ترك ميرن قله اورست رو فتح كنن وسط راه سردشون ميشه براي اينكه گرمشون بشه به خودشون تلقين ميكنن هوا گرم. بعد از 1 هفته روزنامه ها تيتر ميزنن 2 ترك در ارتفاعات هيماليا بر اثر گرمازدكي جان دادن.

به رشتيه با اس ام اس ميگن زنت خونه همسايه هست.

رشتيه هم اس ام اس ميزنه كه خاك بر سر كسي كه اس

ام اس تكراري بده…

يه مرد ميره بيمارستان ميگه اقاي دكتر من سنگ دارم

دكتر ميگه عقب عقب بيا خاليش كن.

يك نفر گوشش راباكليد پاك ميكنه گردنش قفل ميشود.

يه نفر زنگ ميرنه 125 ميگه : آقا 110 بفرستين بقيه اش رو

هم آدامس بدين.

به يه تركه ميگن چه وقت نه راه پس داري نه راه پيش؟؟؟؟ميگه وقتي كه روي اره نشسته ام..

به بیضه می گن تو کارت چیه؟ میگه با اخوی دکل بلند می کنیم.
روزتان را با گوزتان اغاز کنید(کنسرو لوبیای تبرک).
زیباترین هنر هنر عشق ورزیدن واز اون زیباتر هنر بی صدا گوزیدن
ترکه با دوستش روبوسی می کرده … می گه:هرچی بوست میکنم سیرنمی شم بخواب یه دست بکونمت

_____
دوم خرداد 85 :
1 تهرانیه می ره مکه تو مراسمی که باید به شیطون سنگ بزنه یهو سنگاش تموم می شه…..اونم به جاش فحش خواهر مادر می ده

2 ترکه وایساده بوده دم مسجد داشته خرما خیرات می کرده یهو یکی می یاد یه مشت بر می داره .ترکه دستشو می گیره می گه: هووووووی چه خبرته؟ یه نفر ادم مرده اتوبوس که چپ نکرده!!!

3 بچه : بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟ بابا جون می ذارن بره بالا کوچیک که شد می دزدنش

4 اگه گفتی به 15تا زن تو استخر چی می گن؟ کمپوت انجیر

5 به نیت 124000تا پیامبر صلوات بفرست و این اس ام اس رو برای 124000نفر بفرست .انشاالله تا اخر این ماه خبر خوشی از طرف مخابرات بهت می رسه

6 می دونی سکس برای پیرمرد مثل چیه؟ مثل اینه که بخوای با طناب بیلیارد بازی کنی!!!

7 اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی بدون تو اروم نداشتم می دونستم اگه تو نباشی گریم می گیرفت و بدون تو شبها خوابم نمی برد دوستت دارم پستونک

8 قزوینیه بن لادن رو پیدا می کنه می ره به بوش می گه: من بن لادن رو بهتون می دم ولی به جاش شماهم باید این پسره تو تایتانیک رو به من بدین

9 جوادترین سرگرمی: چت قلیون . جوادترین خواننده غیر مجاز: حسن شماعی زاده و داوود بهبودی . جوادترین گزارشگر: جواد خیابانی . جوادترین لاستیک: مارشال دور سفید. جوادترین نوشیدنی: خاک شیر و یخ در بهشت . جوادترین مانتو: خفاشی. جوادترین تکیه کلام : جون تو سالاره . جوادترین خواننده خارجی: جنیفر لوپز .

10 معلم از بچه ها پرسید: در اینده می خواهید چکاره بشید؟ احمد: ناخدا .رامین : من می خوام دکتر بشم .سارا : من می خوام یه مادر خوب بشم . رضا: من می خوام به سارا کمک کنم

11 زاپنیه 15 سال به یه مورچه یاد می ده با چوب غذا بخوره مورچه رو می یاره تو میدون که به مردم نشون بده همه دور تا دور وایساده بودن نگاه می کردن از قضا یه ترکه از اونجا رد می شه می بینه همه عقب وایسادن مورچم وسطه می ره با پا موچه رو له می کنه می گه: اخه مورچم ترس داره؟!!!

12 دوتا شیره ای داشتن با هم دردل می کردن و از مشکلات لاینحلشون می نالیدن اولی گفت: اشمال اقا راشتشو بگو تو شالی چند دفعه می ری وشتراح؟ اسمال اقا گفت: راستشو بخوای دروغ شرا…….. بهار یه دفعه …….تابشتون یه دفعه ……..پاییز یه دفعه……….زمشتونم یه دفعه ……..اولی گفت: خوب پدر شگ یه دفعه بگو اشهال دارم

13 فرق شوهر کردن با سگ نگه داشتن چیه؟ سگ گند به فرشت می زنه ولی مرد به زندگیت

14 یه ترکه با هزار بدبختی می ره امریکا تا داریوش رو ببینه .خلاصه بعداز کلی مکافات داریوش رو می بینه .به داریوش می گه داریوش جان من بعد از کلی بدبختی اومدم اینجا تا اهنگ (کفتر کاکل به سرو)واسم زنده اجرا کنی!!!

15 ترکه می ره یه خونه دزدی چون چیزی واسه دزدی پیدا نمی کنه مشقای بچه رو خط می زنه

16 به ترکه می گن نظرت راجب گل چیه؟ می گه همان بس که در قران امده: گل هو الله احد

__________________
Beyne hezaran DIRUZ o milionha FARDA faghat ye dune EMRUZe.Pas az dastash nadim,va azash lezat bebarim va ba in sms be azizanemun begim dusteshun darim

بين هزاران ديروز و ميليون ها فردا . فقط يه دونه امروزه . پس از دستش نديم و ازش لذت ببريم و با اين اس ام اس به عزيزانمون بگيم دوستشون داريم

Yadet bashe ke yadam biyari ke yadet bendazam ke be yadam biyari ke yad bedi dige in vaghte shab ba SMS kasi ro OSGOL nakonam…!!!

يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بندازم كه به يادم بياري كه ياد بدي ديگه اين وقت شب با اس ام اس كسي رو اسكول نكنم

be 1 torke mighan 2 2tta chanta mishe?mighe:Bkhiyal sho kalame begho jomle besazam

به تركه مي گن دو دو تا چند تا مي شه ؟ مي گه : بي خيال شو كلمه بگو جمله بسازم

test konkor 85 : az on bala …….. miayad

shahin

olagh

fench

kaftar

تست كنكور 1385 :

از اون بالا ……….. ميايد

1. شاهين

2.الاغ

3.فنچ

4.كفتر

jagh zadan 5 maziyat dareh

1 ehtiyaj be makan nadareh

2 pool too jibet mimooneh

3 tars az mamoor nadari

4 goshadi o tangi yeh sorakh roo khdet taeen mikooni

5 har kasi roo doost dashti mikoni

نق(!) 5 مزيت داره :

1.احتياج به مكان نداره

2.پول تو جيب مي مونه

3.ترس از مامور نداري

4.گشادي و تنگي سوراخ رو خودت انتخاب مي كني

5.هر كسي رو كه مي خواي مي كني

Rsht zelzeleh miad rashtei ye mireh balayeh sar jenazeh zanesh migeh avalin shabi ye ke nidoonam koja khabidi

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد

sal rooz tavalod yeganeh monji alam masti . akhtar tabnak eysh o noosh o eshgh o hal zakari yayeh razi bar hameh ye alkoli hayeh balayeh 55 darsad mobarak bad

سال روز تولد يگانه منجي عالم مستي . اختر تابناك عيش و نوش . عشق و حال ذكرياي رازي بر همه الكلي هاي بالاي 55 درصد به بالا مبارك باد

be torkeh migan chera tork shodi migeh bacheh ke boodam khar gazam gereft vaksan nabood

ترکه ميگن چي شد که ترک شدي؟ ميگه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن نبود

be nazar shomaba vojood moshkelat faravan va vazeeat bohrani Iran dar jamee jahani va tasmimat shorayeh amniyat aya hanooz khoshkela bayad beraghsan

به نظر شما . با وجود مشكلات فراوان و وضعيت بحرانيه ايران در جامعه بيت المللي و تصميمات شوراي امنيت ايا هنوز خوشگلا بايد برقصن ؟

rashti yeh ba zanesh zir patoo boodeh zaneh har kari mikardeh taraf nemikardeh

zaneh migeh agha jan rasti man yeh soorakh daram

rashtiyeh : ey baba migam az ye jaee sooz miad

رشتیه با زنش زیره پتو بود زنه هر کار میکرد طرف نمی کردش

زنه میگه آقا جان

راستی

من یه سوراخ دارم

رشتیه : ای بابا خانم جان گفتم از یه جایی سوز میاد

yadam ayad zir ki?ram kodaki 10 saleh boodi

nnarm o nazok

koni bi kork

mineshasti rooyeh payam

sor mikhordi rooyeh tokhmam

kardamet yek rooz shirin

tooyeh jangal hayeh ghazvin

يادم ايد زير ؟يرم

كودكي 10 ساله بودي

نرم و نازك

كوني بي كورك

مي نشستي روي پاهام

سور مي خوردي روي تخمام

كردمت يك روز شيرين

توي جنگل هاي قزوين

daftari ke basteh shod digeh bazesh nakonid …

ghalbi ke shekasteh shod digeh nazesh nakonid

دفتری که بسته شد ديگه بازش نکنيد…

قلبی که شکسته شد ديگه نآزش نکنيد…!!

| نوشته شده توسط علیدا

Image and video hosting by TinyPic

تو را دارم چه غم دارم چه کم دارم

 

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

حالم بده دارم می میرم دعا کنید

| نوشته شده توسط علیدا

یا حسین
موضوع:

| نوشته شده توسط علیدا

اس ام اس
موضوع:

برای ديدن
 تصوير بزرگتر کليک کنيد

برای ديدن تصوير بزرگتر کليک کنيد

برای ديدن تصوير بزرگتر کليک کنيد

برای ديدن تصوير بزرگتر کليک کنيد

برای ديدن تصوير بزرگتر کليک کنيد

 

برای ديدن
 تصوير بزرگتر کليک کنيد

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

| نوشته شده توسط علیدا

 
 
 
پرچم در دوره شاه طهماسب

دوره شاه صفي دوم
 
 
دوره نادرشاه
دوره علي قلي شاه عادل

 
دوره آغا محمدخان قاجار
 
دوره محمد شاه قاجار
 
دوره ناصرالدين شاه
دوره رضاخان و پسرش (پهلوي سابق)
 
دوره حاضر (جمهوري اسلامي ايران)
| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

بکن و نکن های زندگی

 

شش سال اوّل زندگی:

• گريه نکن

• شيطونی نکن

• دست تو دماغت نکن

• تو شلوارت پی‌پی نکن


• مامانت رو اذيّت نکن


• روی ديوار نقاشی نکن


• انگشتت رو تو پريز برق نکن


• دمپايی بابا رو پات نکن


• به خورشيد نگاه نکن


• شبها تو جات جيش نکن


• تو کمد مامان فضولی نکن


• با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن


• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن


• زير دامن دختر شمسی خانوم رو نگاه نکن


• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 

۲- دوره ي دبستان:

 

• موقع رفتن به مدرسه دير نکن


• پات رو تو جاميزی نکن


• ورقهای دفترت رو پاره نکن


• مدادت رو تو دهنت نکن


• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن


• تخته پاک‌کن رو خيس نکن


• حياط مدرسه رو کثيف نکن


• با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن


• دست تو کيف بغل دستيت نکن


• تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن


• گچ رو پرت نکن


• تو راهرو سرو صدا نکن


• تو کلاس پچ‌پچ نکن


ATARI بازی نکن

 

 

۳- دوره ي راهنمايی:

 

• ترقّه بازی نکن


SEGA بازی نکن


• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن


• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن


• تو کوچه فوتبال بازی نکن


• دست تو جيبت نکن


• با مامانت کل‌کل نکن


• تو کلاس صحبت نکن


• بعد از ظهر سروصدا نکن


• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن


• اتاقت رو شلوغ نکن


• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن


• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن


• جرّ و بحث نکن

 

 

۴- دوره ي دبيرستان:

 

 

• با کامپيوتر بازی نکن


• تو حموم معطّل نکن


• تقلّب نکن


• با دوستات موتورسواری نکن


• عصرها دير نکن


• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن


• با بابات دعوا نکن


• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن


• تو خيابون دنبال دخترها نکن


• مردم‌آزاری نکن


• نصف شب سرو صدا نکن 


• چشم‌چرونی نکن

 

۵- دوره ي دانشگاه:

 

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن


• ۲۴ ساعته چت نکن


• سر کلاس درس غيبت نکن


• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن


• خيابون‌ها رو متر نکن


• تو سياست دخالت نکن


• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن


• شب برای شام دير نکن


• با مأمور پليس کل‌کل نکن


• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن


• موبايلت رو
Reject نکن

 
• حذف پزشکی نکن


• آستين کوتاه تنت نکن


• همه رو دودره نکن

 

 

۶- دوره ي سربازی:

 

• موهات رو بلند نکن


• روت رو زياد نکن


• از اوامر سرپيچی نکن


• فرار نکن

 
• با اسلحه شوخی نکن


• غيبت نکن


• به آينده فکر نکن


• درگيری ايجاد نکن

 
• به فرمانده بی‌احترامی نکن


• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن


• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن


• اعتراض نکن


• از تلف شدن وقتت ناله نکن


• از آشپزخونه دزدی نکن

 

 

۷- دوره ي شوهر بودن:

 

 

• با زنت شوخی نکن


• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن

 
• به زنت خيانت نکن


• تو
Orkut خودت رو Single معرفی نکن


• به زنهای ديگه نگاه نکن

 
• موبايلت رو قايم نکن


• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن


• پولت رو خرج دوستات نکن


• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن


• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن


• ريسک نکن


• بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

 

۸- دوره ي پدر بودن:

 

• بچّه رو تنبيه نکن


• به بچّه بی‌توجّهی نکن


• بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن


• به بچّه توهين نکن


• بچّه رو از بازی منع نکن


• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن

 
• با بچّه کل‌کل نکن


• بچّه رو محدود نکن


• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن

 
• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن


• آزادی بچّه رو محدود نکن


• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن


• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

 

 

۹- دوره ي پيری:

 

• برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن


• نوه‌هات رو لوس نکن


• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن


• به خاطراتت فکر نکن


• پولت رو خرج نکن


• هوس جوونی نکن


• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن


• با زنت بی‌وفايی نکن


• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن


• لباس شاد تنت نکن


• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن


• از گذشته ناله نکن


• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن


• به آينده فکر نکن

 

۱۰- دوره ي پس از مرگ !

 

 

• حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد

 بکن...


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...بکن


• ...ولی فقط با روح شمسی خانوم کاری نکن   

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

عجب قشنگ!

 

خدا زمين را آفريد گفت عجب قشنگ! مرد رو آفريد گفت عجب قشنگ! زن را آفريد، يكمي فكر كرد گفت مهم نيست آرايش ميكنه قشنگ ميشه!

 

 

نه خدا، نه مرد، نه زمين ، نه زمان ....

 

خدا زمين را آفريد استراحت كرد، زمان را آفريد، استراحت كرد، مرد را آفريد، استراحت كرد، زن را آفريد، نه خود استراحت كرد، نه زمين و نه زمان و نه مرد...!!

 

 

ميخواي باور كن، ميخواي باور نكن، ولي واقعيت داره!

 

ميدوني شباهت دختر خوب با دايناسور چيه؟ ..............  اينه كه نسل هردو منقرض شده!

 

 

اسمتو رو کوه نوشتم ريزش کرد اسمتو رو آب نوشتم بخار شد اسمتو رو کاغذ نوشتم پاره شد اسمتو رو شيشه نوشتم شيکست برو بابا تو ام با اين اسمت

1: قزوينيه تو صفه شير بوده كه شير تموم ميشه قزوينيه ميگه:شير تموم شد چرا صفو به هم ميزنيد

 

2: يك بابايی رو تو قزوين ميندازن زندان، روز اول هم سلوليش ازش ميپرسه: بالام جان، ‌بچه كردی افتادی اين تو؟! يارو ميگه: نه آقا اين حرفا چيه؟ من هيچ وقت همچی كاری نميكنم! قزوينيه ميگه: خوب پس حتما اوا كردی؟! باز يارو ميگه: نه برادر، چی ميگی؟! قزوينيه ميگه: نكنه پيرمرد كردی؟! يارو ميگه: آقای عزيز عفت كلام داشته باش، اين حرفا يعنی چی، من جرمم سياسيه! قزوينيه ميگه: آهــان! بالام جان فهميدم، رئيس‌جمهور كردی!

3: قزوينيه ميره مغازه روبات فروشی، فروشندهه شروع ميكنه به تعريف از روباتا و ميگه: آقا اين روباته آخر كاره، بهترين روباتيه كه تا حالا ساخته شده، ببين اگه اين دكمه روی شكمش رو فشار بدی جاروبرقی ميشه، اگه دستش رو بكشی ماشين لباسشويی ميشه و خلاصه از هر پيچش هزار هنر ميريزه! قزوينيه حسابی حال ميكنه ميگه: بالام جان من همينو ميخوام! خلاصه پولشو ميده و ور ميداره ميبردش خونه. فرداش قروينيه شاكی با كير پانسمان شده برميگرده ميگه: مادرقحبه! چرا نگفتی اين سوراخ كونش چرخ گوشته؟!

4: يه روز تو قزوين يه بابا و ننه دست بچشون روميگيرن ميبرن كلانتری و به افسره ميگن: سركار اين چه شهريه؟ اين چه زندگيه؟ اين بچه رو كردن كونش آش و لاش شده، پاره و پوره شده!! افسره نگاه ميكنه ميبينه: تُچ تُچ! اين كه پاك پاره شده! رو می‌كنه به سربازش ميگه: اين كار، كار حسن كودكه زود بگيرين بيارينش. بعداز نيم ساعت يك يارو سبيل كلفته رو دست بسته ميارن، افسره بهش ميگه تو خجالت نميكشی؟! ببين با اين بچه چی كار كردی؟...حسن كودك نگاه ميكنه، ميگه: نگاه كن تورو خدا!‌ كون بچه پاره پوره شده، آش و لاش شده! سركار، كار آدم تازه‌كار بوده! من كون بچه شيش ماهه ميذارم از خواب بيدار نميشه!

5:
قزوينيه جلو آينه لخت ميشه كون خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!

6: قزوينيه دنبال يه بچه ميكنه، آخر سر تو يه كوچه بن بست گيرش مياره، بهش ميگه: بالام جان! سه تا كار ميتونی بكنی: اول اينكه بال در بياری پرواز كنی، دوم اينكه آب بشی بری تو زمين، سوم اينكه دستات رو بگذاری رو زمين توكل به خدا كنی!

 

7:  قزوينيه داشته تو يك خرابه يه پسره رو ميكرده، يهو ماشين كميته سرمی‌رسه. افسره بهش ميگه: پدرسوخته! داری چه غلطی با بچه مردم می‌كنی؟! قزوينيه شاكی ميشه، ميگه: به تو چه، داداشمه


8: قزوينيه داشته بچهه رو ميكرده،‌ وسط كار يهو منكرات ميريزه،‌ اينم برای اينكه‌ صحنه سازی كنه،‌ به بچهه ميگه بيا حالا تو منو بكن. بچهه هی داشته سعی ميكرده، نميتونسته، در همين حين افسره ميرسه، زيپ شلوارشو می‌كشه پايين، ميگه: بالام‌جان بيا كنار، اين كارا بچه بازی نيست!

 

 

9: قزوينيه يه بچه خوشگل مهمونش بوده، هی ميخواسته بكندش ولی نميدونسته چطور حاليش كنه. تو همين احوال، يكی در می‌زنه. قزوينيه ميره دم در بعد از يه مدتی شاكی بر ميگرده،‌ پسره ميگه:‌ چی شده؟! قزوينيه ميگه:‌ هيچی اين پسر همسايه بود،‌ ميگفت:‌ بابام گفته يه كاسه تف بدين،‌ مهمون داريم ميخوايم بكنيمش! می‌بينی بالام جان چه مردم بی ملاحظه‌اين؟! نميگن ما خودمون هم مهمون داريم!