تبليغاتX
نگرشي سطحي به حادثه اي عميق...! "عاشورا"
صفحه نخست آرشیو مطالب  گالری تصاویر لینکستان قالب وبلاگ تماس با ما
نگرشي سطحي به حادثه اي عميق...! "عاشورا"
موضوع:

معلمي شغل انبياست حقوقش کمتر از افغانيهاست

| نوشته شده توسط علیدا

°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_______________
~~~~/____________________\~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.....
سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !.........

گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !..............

گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !.............

او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!!

فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت:

" ديوانه باران نديده !!
| نوشته شده توسط علیدا

Image hosting by TinyPic 

همه روز روزه بودن همه شب نماز خواندن

همه سال حج نمودن سفر حجاز کردن

ز مدینه یا کعبه سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه به اعتکاف جستن

شب جمعه ها نخفتن به خدا راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد

که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

 

| نوشته شده توسط علیدا

سلام به همه شما رهروان عشق و پاکی. اسم من ولینتاین است. من از دوران‌‌ بسیار دور می‌آیم، زمانی که کلادیوس مستبد بر روم حکمرانی می‌کرد. در آن زمان مردم روم از امپراطور ناراضی بودند و این نارضایتی شامل حال من نیز می‌شد. کلادیوس می‌خواست ارتشی بزرگ ایجاد کند و از مردان رومی خواست تا خودشان داوطلبانه به این ارتش بپیوندند. بسیاری از مردان خواهان شرکت در جنگ نبودند. آنها نمی‌خواستند همسر و خانواده‌شان را ترک کنند. این موضوع خشم کلادیوس را برانگیخت و با خود اندیشید که اگر مردها ازدواج نکنند به ارتش خواهند پیوست. پس تصمیم گرفت که از این به بعد به هیچ کس اجازه ازدواج داده نشود. جوانان با خود می‌اندیشیدند که این تصمیم امپراطور بسیار وحشیانه است و من نیز با آنها هم عقیده بودم و تصمیم گرفتم از این قانون پیروی نکنم.

من در ۱۴ فوریه سال ۲۶۹ بعد از میلاد مسیح به نزد محبوب ابدی خود رفتم. هر ساله در چنین روزی مردم به‌یاد می‌آورند که چگونه کلادیوس سعی می‌کرد در برابر عشق مقاومت کند. ولی مردم می‌دانند که +محبت مثل موت زور‌آور است و غیرت مثل هاویه ستم‌کیش می‌باشد. شعله‌هایش شعله‌های آتش و لهیب یهوه است. آبهای بسیار محبت را خاموش نتواند کرد و سیل‌ها آن را نتواند فرو نشانید.;

| نوشته شده توسط علیدا

ولنتاين مبارک عزيزم

| نوشته شده توسط علیدا


            
| نوشته شده توسط علیدا

من میدونم که روزی خواهم مرد ، پس مرا در خاک می گذاريد

 من رو در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدونند که سیاه بخت بودام

    چشمان من رو باز بگذارید ، تا تمامی جهان بدونند که چشم انتظار از این دنیا رفته ام

    دستم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدونند که من به آنچه می خواستم  نرسیدم  

  و در آخر یک پارچه سیاه بر تابوتم بکشید ، تا همگان بدونند هر چه ظلمت بود کشیدم

| نوشته شده توسط علیدا

دیوونه
موضوع:
 
| نوشته شده توسط علیدا

این آی دی من هست ID:alida_niko

دوست من میشی؟

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:

این بچه نظر می خواد؟

| نوشته شده توسط علیدا

 كاغذتم احساستو روم بنويس

ناراحتيتو روم خط خطي كن

 

اشكاتو باهام پاك كن

 

اگه سردت شد بسوزونم تا گرمت بشه

 

فقط يه التماس دورم ننداز

| نوشته شده توسط علیدا

موضوع:
در پاسارگاد درآرامگاه کوروش نوشته ای است بدین مضمون :
"ای انسان هرکه باشی و ازهر کجا که بیایی زیرامیدانم که روزی خواهی آمد
من کوروشم که این دولت بزرگ را برای پارسیان بنانهادم پس بدین مشتی خاک
که تن مراپوشانده رشک مبر"
این نوشته اسکندررابه احترام واداشت ودستوردادکه به مقبره گزندی نرسانند اما
کوروش هرگزنمی دانست که روزی آرامگاهش درمعرض خطرقرارگیرد ا
| نوشته شده توسط علیدا

آخرين مطالب ارسالي
بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
سلام آخر (پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386)
(شنبه بیست و ششم آبان 1386)
(جمعه بیست و پنجم آبان 1386)
رفته رمغ ز جسمم مهر و مه ستاره (چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386)
(چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386)
(( لا اكراه في الدين . هيچ اجباري در دين نيست )) (شنبه هفتم مهر 1386)
عکسهای جدید و زیبا از کربلای معلا (شنبه سی و یکم شهریور 1386)
چه انتظار عجیبی ! (شنبه بیست و چهارم شهریور 1386)
آهنگ اس ام اس (پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386)
شعر (سه شنبه بیستم شهریور 1386)

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ